ضیائی: در اروپا سازگران با اصول آکوستیک آشنا هستند

رضا ضیائی
رضا ضیائی
رضا ضیایی احتمالا تنها ایرانی مستر لوتیر دنیاست. او سازسازی را از سال ۱۳۷۰ در ایران آغاز کرده و پس از گذراندن دوره هایی در پایتخت سازسازی دنیا یعنی شهر کرمونای ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی؛ از سال ۲۰۰۷ دارای عنوان مستر لوتیر شده است. ضیایی در سفرهایی که به تهران دارد، به آموزش، تحقیق و ساخت سازهای گروه خانواده ویولون و همینطور تحقیق در زمینه تکامل سازهای ایرانی می پردازد. رضا ضیایی دارای مطالب فراوانی در زمینه سازسازی، فیزیک آکوستیک مربوط به سازها، مطالبی مربوط به استیل نوازندگی، چوب شناسی، تاریخ سازسازی ایتالیا و … است که بیشتر آنها در مجله های الکترونیکی به انتشار رسیده است. ضیایی هم اکنون مشغول به آموزش تخصصی سازهای خانواده ویولون در تهران می باشد. با او به گفتگو مینشینیم در باره وضعیت سازسازی در ایران و اروپا

آموزش سازسازی در مدارس غربی به چه اشکالی تدریس میشود و آیا مدرک دانشگاهی برای این رشته وجود دارد؟
آموزش ساخت سازهای موسیقایی با توجه به نوع ساز متفاوت می باشد، اما در تمام موارد به صورت کاملا اصولی مراحل آموزشی و پرورشی طی شده و با شیوه گام به گام قوانین علمی و عملی لازم را برای علاقه مندان این رشته در نظر گرفته اند که دارای پشتوانه تاریخی و فرهنگی است. با توجه به وجود مدارس متعدد ساز سازی در سایر کشورها که به صورت دولتی، نیمه دولتی و خصوصی مشغول به فعالیت می باشند و همچنین تنوع زمان بندی آموزشی در این رشته، طبقه بندی کیفیت آموزشی در مراکز مختلف دنیا امری اجتناب ناپذیر است که نهایتا به نوع و کیفیت مدرک ارائه شده از آن مجموعه بستگی دارد اما عموما مدارکی که از مراکز معتبر دریافت می شود و سوابق علمی و تاریخی مطرحی نیز دارند، برای ادامه تحصیل در این رشته مشکلی نخواهند داشت.

ترم هایی که سازندگان ساز در غرب، ملزم به گذراندن آن هستند چیست و آیا نواختن همان ساز جزو الزامات است؟
در این باره نیز با توجه به موارد قید شده در اساسنامه مراکز و همچنین در بخش مقاطع آموزشی، تفاوتهایی را مشاهده می کنیم اما به طور مشخص و دقیق، این مدارس و مراکز آموزشی، مبانی و اصول لازم و ضروری این علم را در دستور کار لحاظ کرده و دانشجو را ملزم به آموختن و موفقیت در این دروس علمی و عملی می دانند. دروس پایه ای همچون هنر و تاریخ هنر – تئوری موسیقی، زبان، علوم پایه، طراحی فنی و صنعتی، اصول شناخت مواد، ریاضیات، فیزیک، هندسه، آزمایشگاه شیمی و… و در بخش آموزشهای عملی، آموزش استفاده از ابزار، آموزش استفاده از ابزار های نجاری، روش ساخت ابزارهای اولیه، ساخت سازه های ساده، خلاقیت عملی، تکنیک های استفاده از رنگ، تنظیم ساختار، تنظیم صدا، روشهای تعمیر و… از جمله مواردی است که غالبا ثابت می باشد.

در مورد نوازندگی نیز واحد هایی را باید با موفقیت به پایان رسانید، واحد هایی همچون تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی، کلاس ساز، نوازندگی گروهی و… که با توجه به قوانین آن مدرسه می تواند در سطوح مختلفی از کیفیت ارائه شود.

مدارک مختلفی که بعد از گذشتن مراحل مختلف آموزش سازسازی به کارآموز داده می شود به ترتیب چیست؟
آنچه تا به حال خود تجربه نموده و با آن مواجه بوده ام، زمانبندی دوره های ساخت ساز درمراکز دولتی و نیمه دولتی از ۱ سال تا ۵ سال بوده است که شخص متقاضی به صورت پیوسطه مشغول به کسب علم می شود. این دوره ها به صورت آموزشهای اولیه و ضروری در مسیر کسب دانش و مهارت تا دوره های آموزشی پیشرفته در اختیار هنرجویان قرار می گیرد و نهایتا درجات مختلفی از قبیل Assistant، violin maker، violin repairer & restorer، master violinmaker، luthier، master luthier را شامل می شود که در برخی از مراکز هنرجو را در پایان کار با توجه به دوره زمانی معین و طی شده violin maker و master violin maker در نظر می گیرند اما در جامعه متخصصین ویلن، مدارس و مراکز سازسازی، مبانی بنیادین ورود به دنیای علم و هنر ویلن را فراهم می سازند که می تواند به صورت عمومی شخص را تا مرحله assistant & violin maker هدایت نماید.

5 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۹۰ در ۸:۲۱ ق.ظ

    درود بر رضا جان عزیز ….

  • ماهانا
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۹۰ در ۴:۳۷ ب.ظ

    سلام
    من نمی دونم این قضیه چیه که سازندگان ایرانی (به غیر از استاد قنبری مهر) به جای اینکه به طور متناسب به صدای ساز و ظاهر ساز رسیدگی کنند، انقدر به رنگ و ظاهرسازی اهمیت می دهند!
    سازندگان ساز ویولن در ایران به کپی کردن از سازها، تقلید و نمونه سازی از ویولن های مشهور مانند آثار آماتی و استرادیواری روی آوردند. اما این در حالیه که کیفیت صدای سازهایشان در حد یک ساز کارگاهی و معمولی چینی هم نیست!
    من امیدوارم به جای اینکه سازندگان ساز کار دستی درست کنند، به اهداف واقعی و خواسته ی نوازندگان هم اهمیت بدهند.

  • morteza prvaneh
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۰ در ۵:۲۴ ب.ظ

    kash be jaye in maghalat biiyan ye kare osoli konan .kelasaye amoozeshii va dorehaye takhasoosii saz sazi ra bendazan ta sathe keyfi sazandeghan irani bala bere .khaste shodim az in sazaye darepit baba .ah

  • پارسا
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۵ ق.ظ

    امروز که بر خلاف گذشته در این سرزمین صحبت از القاب علمی جدید و به کار گرفته ناشده توسط سایر سازگران چون مسترلوتیر از جانب شما هستیم؛ لطف کنید نام آموزگارانی که از آنها در ایران و یا خارج از اینجا آموخته اید به همراه مراکز آموزشی و مدارس مورد تحصیل تان را که در طی مصاحبه به آنها اشاره نموده اید؛ ذکر بفرمایید.

  • رامین رنجبر
    ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۹۱ در ۳:۵۰ ب.ظ

    درود و صد درود انشاالله پاینده باشی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

درباره‌ی نقد نماهنگ (VI)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VI)

هرچه موقعیت‌های غیرواقعی یا فراواقعی خلاقانه‌تر و هوشمندانه‌تر طراحی شده باشند به برآمدن لایه‌های معنایی تازه‌ای در اثر می‌انجامد و از این حیث اثر در مجموع بارورتر و سرشارتر می‌شود. اگرچه آفرینش چند نماهنگ روی یک آهنگ امری کمیاب است و نماهنگ‌سازی پدیده‌ای (فعلا اغلب) تک‌آفرینشی است اما اگر در یک آزمایش ذهنی شرایطی جز شرایط واقعی امروز در نظر مجسم شود آنگاه به سادگی بعدی را که افزودن لایه‌های معنایی دیگر به پیچیدگی یک اثر هنری می‌دهد، می‌توان دید. هر بار که سطوح تماس و پیوند تغییر می‌کند آنچه برنشانده است، از نو ساخته می‌شود (۹).
پورساعی: استاد نباید شاگردش را محدود کند

پورساعی: استاد نباید شاگردش را محدود کند

در این چهار سال گذشته من چند بار به ایران آمده‌ام که البته به‌دلیل مسائل خانوادگی که باید خود را بیشتر با آن مشغول می‌کردم نتوانستم مستر‌کلاس و کنسرت برگزار کنم، اما این‌بار زمان بیشتری داشتم و خواستم از تجربیاتی که در این مدت در فنون انرژی‌زایی کسب کرده‌ام، برای نوازندگانی که بی‌دلیل در روی صحنه، در اثر التهاب، هنر و توانایی خود را از دست می‌دهند روش‌هایی را بیاموزم که بتوانند با این روش‌ها، به‌راحتی انرژی لازم برای یک نوازندگی خوب در صحنه را به‌دست بیاورند.
چکناوریان از عروج تا افول (I)

چکناوریان از عروج تا افول (I)

پس از یک سال از نوشته شدن مقاله قبلی که در مورد لوریس چکناوریان و ارکستر سمفونیک تهران نوشته شد، امروز می خواهیم نگاهی بیاندازیم به کارنامه هنری این موسیقیدان بین المللی و با هم سیر صعود ها و فرود های این هنرمند را ببینیم.
سقوط اضطراری! (I)

سقوط اضطراری! (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است به آلبوم “شوق دوست” که توسط محمد جواد ضرابیان ساخته شده است. این مطلب یک سال پیش در مجله “هفت هنر” به چاپ رسیده بود که امروز در این سایت می خوانید.
تصمیم بزرگ برای شوپن

تصمیم بزرگ برای شوپن

شاید شوپن جزو معدود آهنگسازانی است که می توان بدون احساس کوچکترین یکنواختی و خستگی ساعت ها از موسیقی او لذت برد. بدون شک یکی از مهمترین دلایل آن زیبایی ناشی از لطفات موسیقی و صدای دلنشین تنهای پیانو می باشد.
آرشین مال آلان

آرشین مال آلان

“آرشین مال آلان” از جمله جذاب ترین داستان های فرهنگ آذربایجانی است که در سال ۱۹۱۰ میلادی توسط اوزیر حاج بایف (Uzeyir Hajibeyov) موسیقیدان شهیر آذری بصورت اپرای کوچک (Operetta) تهیه شد. این اپرا آنقدر مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر آذربایجان قرار گرفت که امروزه نیز به مناسبت های مختلف کماکان شاهد اجراهای مختلف از آن هستیم.
چندگاه کورش متین به روی صحنه می رود

چندگاه کورش متین به روی صحنه می رود

فرهنگسرای نیاوران در ۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۰ شاهد اجرای کوارتتی از سازهای ایرانی به سرپرستی کورش متین آهنگساز و نوازنده سنتور است. نوازندگان این کوارتت: احسان امامی نوازنده عود، مسعود براره نوازنده تمبک و سازهای کوبه‌ای، فرشاد صارمی نوازنده کمانچه، کورش متین نوازنده سنتور و نوازنده میهمان این گروه متین آهنگری نوازنده کمانچه آلتو است.
بالشتک نوین (II)

بالشتک نوین (II)

در اینجا می توان به نظرات نوازندگانی دیگر اشاره نمود که بالشتک (shoulder rest) را وسیله ای چندان ضروری به شمار نمی آورند و البته دلایل خود را مطرح می سازند. اگر آنها نیز به فضای خالی زیر ساز معتقد باشند و آن را موضوعی تلقی نمایند که می تواند نوازنده را دستخوش تغییرات ناگهانی نماید، شاید ترجیح دهند حداقل از قطعه ایی کوچک در زیر ساز استفاده نمایند، آنچنان که نمونه هایی از بالشک های بسیار کوچک نیز موجود بوده و مورد استفاده قرار می گیرد.
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.