ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

رضا ضیائی
رضا ضیائی
به عنوان کسی که در پایتخت سازسازی جهان یعنی کرمونا زندگی و دانش اندوزی کرده است، وضعیت سازسازی علمی با استانداردهای بین المللی در ایران را چگونه می بینید؟
از نگاه من با توجه به هوش و استعدادهای بسیار ارزشمند و همچنین اساتید محترم این رشته، بیشتر به سمت تکرار و تجربه با طعم تشخیص شخصی و بومی متمایل بوده ایم… و اما در نگاهی ساده تر باید پرسید استاندارد از ما در جایگاه اجتماعی خود چه می خواهد و چرا اینگونه به نظر می رسد که در بسیاری از بخش های مختلف که بازو های حرکتی حیات هنری یک جامعه را در بر می گیرد، پوشش استاندارد های علمی و عملی امری اجتناب ناپذیر و ضروریست؟

و آیا با محوریت افزوده بر احساسات شخصی و نهایتا استانداردهای بومی در قیاس با علوم و دانش اثبات شده در کنار تجربیات مکرر و به روز، آیا بهتر نیست کمی بیشتر به این مقوله بپردازیم؟

و آیا حیطه خلاقیت ما با دسترسی به علوم و شعور به جا مانده در تاریخ هنرو علم راه خود را از بیراهه تشخیص نخواهد داد؟

و سوالات بسیار زیادی درباره این موضوع که جدای از نظر کارشناسی می توان به آن اشاره نمود…

از نگاه من پیش از هر چیز باید مفهوم علم – دانش و تجربه مورد بازبینی قرار گرفته و پیامد های آن، در اثری که هنرمند خلق می کند بررسی شود، آنگاه استاندارد به عنوان پدیده ای پویا موجب هماهنگی بیشتر و ارتباط حرفه ایی خواهد شد، در نتیجه استاندارد بین المللی مفهوم خواهد یافت و هر آنچه در مغایرت با آن باشد کیفیت و کمیت آن از نگاه صاحب اثر و مخاطب، پوشیده نخواهد ماند.

آیا شواهدی از سازسازی علمی در ایران در تاریخ موسیقی کشورمان وجود دارد؟
بله، به طور حتم این چنین است اما باید مقدار آن، اثر گذاری، توسعه و ماندگاری آن را نیز تحلیل نمود و همچنین دلایلی که نقاط قدرت و ضعف آن را موجب شده است را بررسی و در پایان نتیجه آن را به خوبی مورد سنجش قرار داد. از نظر من می توان آن را به سه دوره تقسیم نمود، در دوره اول این شواهد در بخشهایی، علمی و آشکار بوده است اما چندان مورد توجه قرار نمی گرفت و بیشتر به تجربه کردن های عینی متمایل بود، در دوره دوم تجربه و شکوفایی آن با رگه هایی نا کافی از علم به اوج می رسد و علوم گسترده بیشتر به ورطه عدم نیاز تبعید می شود و دوره سوم همچنان علوم وجود داشته و هر لحظه گسترده تر شده است و تمایلات بیشتری به واسطه آگاهی و پیشرفت تکنولوژیک در دنیا به وجود آمده است اما دو عامل زمان و انرژی (توان) دچار اختلال می باشد.

عامل اول زمانی که بیشتر به تجربه کردن سپری شده است و ذخیره ارزشمندی که تجربیات را در خود محفوظ نگه داشته و کمتر سر سازگاری با علم دارد و عامل دوم انرژی و توان مصرف شده ایی که در راه تجربیات و مجموعه عملیات هنر ساز سازی راهی سترگ را پیموده است که دیگر شاید کمتر حاضر به پذیرش تغییرات بر مبنای دانش، آگاهی و تخصص باشد.

حرکت ساختارمند قسمت سازسازی اداره فرهنگ و هنر سابق را در چه سطحی از معیارهای بین المللی سازسازی می بینید؟
در مورد ساختار، تصمیمات و همچنین از معیارهای بین المللی ساز سازی در آن اداره اطلاعات کافی ندارم اما می دانم چنین مجموعه هایی در دنیا دارای چه استانداردهایی باید باشند.

این همان استانداردهایی است که بصورت یک روند زنجیر وار فرهنگ دانش و تجربه را در کنار یکدیگر پذیرفتنی و اجرایی می سازد و می دانم که در این مجموعه افراد با استعدادی به شکوفایی و شهرت رسیدند، افرادی که وزن تجربیاتشان اگر چه گران سنگ و بسیار است و در توسعه این هنر کوشا بودند، اما همچنان این پرسش وجود دارد که چرا حرکتی آکادمیک در محدوده علم و ارتقاء سطح دانش در هنر سازسازی بوسیله این افراد به یادگار نماند…

یک دیدگاه

  • رامین رنجبر
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۱ در ۷:۴۵ ب.ظ

    توضیحات عالی وعلمی بود. متشکرم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

تقریباً تمامی مجلات تخصصی موسیقی (با گرایش‌ها و سطح‌های متفاوت) در هر شماره‌ی خود بخشی را به نقد موسیقی یا مواردی مرتبط با آن اختصاص می‌دهند:
خواننده ایرانی، معرف دو آریای ایرانی

خواننده ایرانی، معرف دو آریای ایرانی

حتما” در خبرهای موسیقی، بارها شایعاتی در مورد اجرای اپرای “مانا و مانی” ساخته حسین دهلوی شنیده اید. این اپرا سالهاست به دلیل ممنوعیت صدای زن، در انتظار اجراست. به تازگی بهرام تاج آبادی از خوانندگان اپرای ایران که برای تحصیل رشته آواز به فرانسه سفر کرده است اجرای آریای این اپرا (که بر خلاف اکثر آریاهای عاشقانه، مربوط به نقش گرگ است!) را در یکی از برنامه های موسیقی فرانسه به اجرا گذاشته است.
دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دومضراب چپ همان طور که قبلاً هم معرفی شد، یکی از تکنیک های متداول در سنتور نوازی است که از دو مضراب اقتباس شده و حالت اجرایی آن شبیه سرمضراب است.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

بدین ترتیب حنانه از اواخر سال ۱۳۳۰ به رهبری ارکستر سمفونیک تهران منسوب شد و تا سال ۱۳۳۲ دو کنسرت بزرگ با این ارکستر اجرا کرد که اولین کنسرتو پیانو با ارکستر سمفونیک تهران است که با سولیستی خانم تانیا آشوت بانوی پیانیست ایرانی اجرا شد.
پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

به هرحال حتما یک تفکر پشت آن وجود دارد، نمی دانم، باید از خود آن فرد پرسید ولی من شاگردهایم را خیلی دوست دارم و این تجربه آموزش را از اول راهنمایی و هنرستان تا آخر فوق لیسانس در تمام مقاطع تحصیلی موجود رسمی کشور را علاوه بر شاگردهای خصوصی داشتم. شاید بخشی از مساله به این برمی گردد به اینکه من شاگردهایم را جدی می گیرم و بسیاری اوقات آنها هم من را جدی می گیرند و بین همدیگر یک گفتمان پیش می آید که هدفش گذران به صورت روزمرگی کلاسهای آموزش موسیقی نیست. بدانید به هر حال وارد دنیای هنر شدن و دارای اندیشه هنری شدن چالشهای فکری را در پی دارد. این قضیه شاید به این نکته اشاره می کند.
آنها برای بردن من می آیند

آنها برای بردن من می آیند

ترانه نوآورانه یا novelty record اصطلاحی است که برای موسیقی همراه با نوآوری در اجرا و استفاده خلاقانه از فنون صدابرداری، به طوری که این نوآوری به یک روش محبوب اجرا و ضبط بدل شود، به کار میرود. در طی سالیان، ترانه هایی نوآورانه اجرا و ضبط شده اند که عجیب ترین و موفق ترین آنها، اثری از ناپلئون چهاردهم Napoleon XIV به نام : “They’re Coming to Take Me Away, Ha-Haaa!” (آنها برای بردن من می آیند، ها هااا) است.
رساله ابن خردادبه (IV)

رساله ابن خردادبه (IV)

گویند هر گاه که کاتیان و راویان اخبار از عرض خبری به‌ شاهنشاه بیم داشتند، به باربد متوسل می‌شدند و او با نغمه‌ای، خشم ولینعمت خود را فرو می‌نشاند و بهنگام‌ مقتضی بعرض مطلب می‌پرداخت. نغمات و آهنگهائی که باربد بخاطر خسرو پرویز ساخته‌ بالغ بر هفتاد و پنج قطعه است. یکی از آثار زیبای او چنین‌ است:
سارا وائوگن (II)

سارا وائوگن (II)

تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.
نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

از دانشگاه تهران تا صفحه فروشی بتهون در خیابان پهلوی آن روز ولیعصر این روز، برای ما که جوان بودیم و مشتاق دست‌یابی به موسیقی خوب راه درازی نبود. سال ۱۳۵۱ بود، یعنی سی و اندی سال پیش، عاشق موسیقی کلاسیک بودیم. در آن زمان‌ها تهران، دو صفحه فروشی داشت که آثار کلاسیک را عرضه می کردند، یکی همین صفحه فروشی بتهون بود کمی پایین‌تر تخت‌جمشید قدیم و طالقانی امروز که در خیابان ولیعصر واقع شده بود و دیگری صفحه فروشی کارناوال در میدان فردوسی بود که صفحه‌های روسی می‌آورد و آثار اجرایی رهبران و نوازندگان روسی و اروپای شرقی را عرضه می‌کرد.