مردان حرفه ای آواز ایران (II)

به همین دلیل ما سال هاست با روایت های متعدد و متکثر روبه رو شده ایم و هیچ راوی ای نتوانسته است ما را در برابر انسجام روایت ها متقاعد کند. برای همین است که هنوز هم تعداد اندکی از راویان آوازیِ قبل، به گونه ای باور نکردنی به اذهان نفوذ می کنند و صدای اقتدار و عامل وحدت و انسجام به حساب می آیند. ما اکنون به یک راویِ سنخیِ آواز نیازمندیم که همزمان به رنجی که از بیگانگیِ انسان ها و نابسامانی جامعه می برد، چاره ی خود را در پناه بردن به درونِ جهانِ خود بیابد.

همان دنیایی که مشحونِ تناقض و تعارض است و شگردهای تک گویه گی و سیلان ذهنی را به منظور بازتاب انشقاق های درونی اش به کار می گیرد.

در این صورت است که تک تک روایت های صوتی آواز خوان در عرضِ یکدیگر پیش می روند و گاه تباین شان صدایی متفاوت را به وجود می آورد و در چنین شرایطی است که شنونده ی آگاه می تواند مسیر خود را از روایتِ آهنگینِ آوازی از هزار توی ترکیب های صوتی بیابد.

کدام یک از خوانندگان ما در این سی سال توانسته اند از یک نقطه ی صفرِ مفروض آغاز کنند و هم زمان و در زمان هم پیش روند؟

خوانندگانی که تنها با حضور فیزیکی خود می خواهند نوعی از مدعی بودن را به پیش کشند، تنها نشانه ای که می توانند از خود به جای گذارند، حضور مادی شان است و این نوع نگرش، گونه ای فاصله گذاری با اسطوره ها و ایدئولوژی تاریخ تکامل انسان را مطرح می کند و همانا مظهری آپولونی می شوند که همیشه درخدمت طبقه ی اشراف بوده اند و نمی تواند در یک فعالیت جمعی و سازمان دهی شده ی اجتماعی حضور یابند.

شهرام ناظری از محبوب ترین خوانندگان ایرانی است که با درک شواهد زندگی به امضا اش در آواز معنا داده و از طریق آفرینش در مقام مؤلف، نمونه ای از روزگارِ نوزاییِ موسیقی آوازی در ایران شده است. برای همین، آواز ناظری نمودار گونه گونه ی درونی یک فرهنگ ملی است. آواز او داد و ستد ذهنی جامعه با قومیت های مختلف یک فرهنگ، آینده ای از فولکلور، تاریخ، آیین، افسانه و لحنِ آوازش ریشه ی واقعی نمودهای حماسی است.

در آواز او “وحدت و تضادی” دیده می شود که از مشخصه های اصلی حماسه است و کارکرد ملی این صدای حماسی همان روایت های قومی و آرمان های گروهی اجتماعی است. این لحن در آواز با تأکید در ادا کردن صدا دارهای سنگین و کشش بر روی مصوت های کوتاه ما را به خوانشی پارسی نزدیک می کند.
نمونه ای دیگر در آواز، صدیق تعریف است که آواز و قرائت شعری اش به تراژدی، جانی دوباره می دهد که در بخش بعد به آن خواهم پرداخت.


روزنامه شرق

3 فکر می‌کنند “مردان حرفه ای آواز ایران (II)

  1. من سالها پیش نظر بسیار بدی به آقای ناظری و دیدگاههای ایشون داشتم که اونم تحت تاثیر استاد اوازم بود ولی بعدها فهمیدم که ایشون برای موسیقی ایرانی از وجود و حیثیت و ابروی خودش مایه گذاشته و ریسک کرده. حتی در کارهای اولیه ایشون اگه دقت کنید می بینید که اوازی می خونند که منحصر به فرده و تاکید و زیر و بم اوازی چقدر با معنی و مفهوم و آوای وازه هاهمخونی داره که نمونش همون اولسن کنسرتشون درسن ۱۹ یا بیست سالگی با استاد بهاری هستش. متاسفانه ما قدر استاد ناظری رو کمتر دونستیم ولی مطمئنم سالها بعد می فهمیم ایشون برای موسیقی ایرانی چه کردند.

  2. به نظرم موسیقی ایرانی(آواز) یک کاستی بزرگ و مهم داشت و اون ضعف در بیان حس هیجان و حماسه بود که استاد ناظری با خلاقیت مثال زدنی قدم بزرگی در راه برطرف کردن این کاستی برداشتند به عنوان مثال میتوانم آهنگ “آب حیات عشق” را مثال بزنم اگر دقت کنید پیش از استاد ناظری هیچ خواننده ای در موسیقی ایرانی نتوانسته اند حس هیجان یک شعر را چنین بزیبایی ارائه کنند. تحریرهای ابداعی استاد ناظری در این راه خیلی کمک کرده است. بعضی خواننده های دیگر اخیرا” خواسته اند اشعار مولانا را به همین شکل اجرا کنند اما چون اکثرا لحن شان تودماغی است یا صداسازی میکنند موفق نبوده اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.