ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

رضا ضیائی
رضا ضیائی
آیا در حال حاضر با ایرانی هایی که در اروپا مشغول آموختن این رشته بوده اند برخورد داشته اید؟
بله، اما این افراد تعدادشان زیاد نیست و جای بسی خوشحالی و افتخار است که این نیاز احساس شده است و با توجه به دوری و شرایط سخت اقتصادی در آن کشور، انتخاب صحیح و درستی را در جهت کسب سایر علوم در پیش گرفته اند و البته نمیتوان مطمئن بود همه افرادی که وارد این بخش از علم و هنر سازسازی می شوند توانایی ماندن، ادامه و صعود را داشته باشند، چون در ابتدا شاید تصویر ذهنی هر شخص از آنچه می پوید در قیاس با آنچه بدست می آورد متفاوت باشد، زیرا که رشته هایی از این قبیل ویژگی های بارزی را در موضع مرجع آموزشی و شخص هنرجو اقتضا می کند؛ در برخی دیگر انتخاب یک رشته تحصیلی عاملی می شود برای انتخاب رشته های نزدیک تر به آنچه در توانایی های آن انسان تعریف شده است و یا حتی سایر تخصص ها که نهایتا می تواند منجر به تغییر رشته شود.

از این جهت شاید با افراد دیگری نیز که علاقه مند به این رشته بوده اند مواجه شویم اما این فقط آغاز کار است و باید منتظر ماند و دید که مجموعه شرایط و همچنین توانایی های شخص، دارای چه کیفیت و کمیتی در راستای رشته مورد نظر است.

آیا روشهایی برای اندازه گیری کیفیت ساز، بدون دخالت سلیقه شخصی به صورت کاملا ماشینی وجود دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، این ماشین ها چه قابلیت هایی دارند؟
اگر کیفیت ساز را مجموعه ایی از تکنیک در نظر گرفته و در ارتباط مستقیم با اصول و قواعد علوم مختلف تعریف کنیم و ساختار و عملکرد ابزار آلات مختلف، متفاوت و متنوعی که بشر تا کنون ابداع و برای رصد کردن پدیده ها در نظر گرفته است را بر اساس ضوابط و روابط علمی بدانیم، آنگاه به طور حتم پاسخ مثبت است.

اما اگر ساز مجموعه ایی کاملا بر اساس سلیقه و احساس شخصی بوده و یا در قیاس با دانش درصد قابل توجهی را این نگاه در بر گیرد، موضوع دچار دگرگونی می شود، هر چند که باز هم بوسیله ابزارهایی که بشر خود نیز خلق کرده است، قابل سنجش می باشد اما شاید دیگر سنجشی در این سطح لازم نباشد، مگر آنکه بخواهیم به عنوان حرکتی سمبلیک و یا تحقیقی نو به آن بپردازیم.

در این بین زاویه ایی دیگر نمود می کند که آن وجوه اشتراک و تشابهات میان عرصه دانش و احساس است، آگاهی و شعوری که انسان را تا سر حد عبور از تاریکی های نامرئی یاری کرده و مانع از تعصب و هرج و مرج می گردد؛ در این حالت به طور حتم با توجه به ابزارهایی که در زمینه های مختلف کاربری دارند، می توانیم به پردازش محصول و نکات پنهان و پیچیده پرداخته و ساز و کارها را به شکلی عینی تر مشاهده نمائیم، در نتیجه احساسات و احتمالات، حیاتی دیگر یافته و می تواند با قوای بیشتری بی آنکه انرژی موجود تحلیل رود، نتیجه ایی مطلوب تر به همراه داشته باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad، نوعی ترانه است که معمولا در آلبومهای هارد راک hard rock، ارینا راک arena rock و هوی متال heavy metal در سالهای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ وجود دارد و پس از آن در دهه اخیر به شیوه ای مدرنتر اجرا میشود.
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته سامان ضرابی نوازنده سنتور است که درباره کتاب “پیوند شعر و موسیقی آوازی” اثر حسین دهلوی نوشته شده که در امروز قسمت اول آن را می خوانید: ۴۳ سال کار بر روی یک موضوع مبین چیست؟ امروزه سراغ نداریم اثری که چنین مدت زمان طولانی بر روی آن کار شده باشد یا اگر هست در حد یک یا دو اثر میباشد. بدیهی است کشف قواعدی که دارای اصولی بنیادین و محکم باشد کاری بس دشوار و لازمه سالها تلاش است خصوصا ً اگر موضوع به عنصری از فرهنگ یک جامعه نیز مربوط باشد.
موسیقی سمفونیک ایرانی

موسیقی سمفونیک ایرانی

سرآغاز ورود موسیقی هنری غرب به ایران و فعالیت هنرمندان ایرانی در این رشته به دهه های پایانی سدهء گذشته خورشیدی بازمیگردد. زمانی که به پایمردی امیرکبیر مدرسه دارالفنون در تهران با همکاری استادان فرانسوی ، ایتالیایی و ایرانی بنیاد گرفت و رشته موسیقی نظامی نیز برای ایجاد دسته های موسیقی در ارتش در برنامه کار این مدرسه قرار گرفت. شعبه موسیقی دارالفنون، اندک اندک، پس از گذر از فراز و نشیبب های فراوان، به یک مرکز هنری مستقل به نام هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) بدل گشت و گروه کثیری از نوازندگان و آهنگسازان معاصر ایران را پرورش داد.
کارمن پیچار، پدیده جوان ویولونسل

کارمن پیچار، پدیده جوان ویولونسل

کارمن پیچار (Karmen Pečar) متولد ۱۹۸۴ در شهر “لیوبلیانا”، پایتخت اسلوونی، نوازندگی ویولنسل را از پنج سالگی شروع کرد. در نوزده سالگی (۲۰۰۳) موفق به اخذ گواهی پایان نامه ی مدرسه معتبر موسیقی و باله ی ماری بور گردید و همان سال مدرک موسیقی خود را از آکادمی دانشکده موسیقی “زاگرب” نیز اخذ کرد. دو سال بعد مدرک استادی خود را از مستر کلاس پروفسور والتر دسپالی گرفت و همچنین دوره ی مستر کلاس پروفسور رینهارد لاسکو را در دانشگاه هنر وینا با موفقیت به پایان رسانید.
هارمونیک (III)

هارمونیک (III)

هارمونیک ، هارمونی! هم ریشه بنظر میرسند؛ شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که معنی این لغت و ریشه آن چیست؟ در حقیقت برای اینکه درک و شناخت جامع تری از امواج هارمونیک و اصل مطالب مربوط به آن داشته باشید؛ لازم دیدم گوشه ای از تاریخ و فلسفه وجودی هارمونی به صورت اختصار بیان شود. در کتابهای موسیقی و هم ریاضی و هم فلسفه این کلمه “هارمونیک” به چشم میخورد!
محمد رضا درویشی و کلیدر (IV)

محمد رضا درویشی و کلیدر (IV)

یکی از مشکلات بزرگی که هنوز گریبانگیر موسیقی در ایران است، مشکل عدم وجود منتقد و تحلیل گر جدی و تخصصی در موسیقی است و سالها است که ما در موسیقی شاهد منتقدین و تحلیلگران متخصص در موسیقی نیستیم. به همین خاطر هر از چند گاهی شاهد هستیم چند خبرنگار و روزنامه نگار برای خالی نبودن عریضه دست به قلم می شوند و نقد هایی نه چندان جدی و تخصصی در زمینۀ موسیقی می نویسند.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (III)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (III)

در رسانه ها و میان منتقدان، جشنواره موسیقی فجر به درستی مهمترین و بزرگترین در کشورمان در عرصه موسیقی شمرده می شود. در شرایطی که کمتر جشنواره ای به شکل منظم و با این فشردگی در طول سالیان داشته ایم، انتظار از جشنواره فجر خود به خود بالا رفته است. گروه های موسیقی حاضر در بخش رقابتی فجر، اغلب به منظور حضور در همین جشنواره تشکیل می شوند و ادامه نمی یابند. طبیعی است که ادامه دار بودن یک گروه در اجراهای سالیانه و ضبط آلبوم موسیقی میسر است. جوایز مالی این جشنواره به گروه های اول تا سوم از مهمترین دلایل حضور گروه ها در بخش رقابتی است.
اقیانوسی بنام باخ (III)

اقیانوسی بنام باخ (III)

باخ از آزمایش گذشت زمان سربلند بیرون آمده و همین امر می تواند دلیل محکمی بر توانایی های او باشد. با دقت در دلایلی که سبب بقای شهرت و جاودانگی آثار باخ شده می توان وجه تمایز او را با دیگر آهنگسازان هم ردیفش به وضوح دریافت.
کاپریچیو اسپانیول و غنای موسیقی اسپانیا

کاپریچیو اسپانیول و غنای موسیقی اسپانیا

نیکلای ریمسکی کورساکوف (N.R. Korsakov) آهنگساز بزرگ روس فقط سه روز از عمر خود را بعنوان یک افسر نیروی دریایی در بندری بنام کادیز در اسپانیا گذراند و سالها بعد وقتی کاپریچیو اسپانیول (Capriccio Espanola) را تصنیف کرد نشان داد که سفر سه روزه او به اسپانیا خیلی بیشتر از یک سفر ساده نظامی در او تاثیر گذاشته است. فرهنگ و موسیقی محلی اسپانیا برای بسیاری از آهنگسازان بعنوان یک منبع عظیم موسیقایی از دیرباز مورد استفاده قرارگرفته است. در این میان می توان به آثاری چون راپسودی های اسپانیایی از فرانتس لیست (F.Listz)، کارمن از بیزه (G.Bizet)، سمفونی اسپانیول از لالو (E.Lalo) و … اشاره کرد.