موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IV)

مارشال نیل (Niel) وزیر جنگ دولت فرانسه، مسیو لومر را بر می‌گزیند؛ لومر که در آن هنگام معاون دسته موزیک هنگ اول سربازان زبده گارد بود با با این پیشنهاد موافقت می‌کند و برای سامان بخشیدن به موزیک نظام ایران به سمت رئیس موزیک دربار اعلیحـضرت پادشـاه ایران عازم تهران می‌شود. لومر در تهران، شاگردان بوسکه را در وضعی سخت نابسامان و بی‌اطلاع می‌بیند، نه تنها پیشرفتی در کارشان مشاهده نمی‌کند، بلکه متوجه می‌شود همان چند قطعه موسیقی اروپائی را هم که ‎آموخته بودند از یاد برده‌اند.

قطع ‌نظر از این موضوع، لومر در می‌یابد که: در غیبت بوسکه و رویون، شخص‌دیگری موسوم به «مارکو» (Marco) که در گذشته دریانورد بوده و کلارینت (قره‌نی) می‌نواخته و رهبری موسیقی کلیسا را نیز بر عهده داشته است، ارکستر دیگری برای پادشاه ترتیب داده است که آن نیز واقعا وضع اسف‌ انگیزی دارد.

این آقای مارکو که همشهریان به او لقب «پدر مارکن شجاع» را داده بودند در طبخ ماکارونی بیشتر تبحر داشت تا در موسیقی، در حقیقت دست‌پخت وی بود که کمک می‌کرد او بتواند موسیقی مشمئز کننده‌اش را نجات بدهد.

دولت بردبار ایران هم که خوش نداشته است خادمان خود را اخراج کند، با اینکه درمی‌یابد که مارکو مطلقا از قواعد علمی موسیقی آگاه نیست و در حرفه تدریس نیز لیاقت کافی ندارد و نوازندگیش هم سست و بی‌مایه است، نه تنها تا این مرد زنده بود وی را از مقام خود برکنار نمی‌کند بلکه پس از مرگش نیز برای همسر و فرزندان او مبلغی به عنوان مقرری تعیین می‌کند که هنوز هم این مقرری پرداخت می‌شود.

در چنین شرایطی لومر مجبور می‌شود کار خود را از ابتدا آغاز کند. وی به سال ۱۸۶۸ به تجدید سازمان این دو موسیقی (گویا اشاره است به دو اکستری که آقایان مارکو و بوسکه ترتیب داده بودند-مترجم)، طبق نمونه و مدل دستجات موزیک نظامی آن زمان فرانسه و با همان اسبابهای موسیقی که توسط: بوفه‌کرامپون (Buffet-Crampon)، بنون (Benon) و کوتوریه (Couturier) عرضه شده بود اقدام کرد.

بی تردید کار آسانی نبود. لومر با نداشتن ‌دستیار و ندانستن‌ زبان فارسی، در هوای آزاد و در گرما و سرما تدریس خود را با شاگردانی که حتی خواندن و نوشتن هم نمی‌دانستند آغاز کرد؛ او سازها را، شخصا به لبهای شاگردان می‌نهاد، چگونگی نواختن «گام» را به ایشان می‌آموخت و طرز نوت‌خوانی را به آنها یاد می‌داد.

این شاگردان کسانی بودند که هرگز موسیقی اروپائی را نشنیده بودند و در برابر الحان غیرآسیائی گوش‌هائی سخت یاغی و سرکش داشتند.

معهذا مسیو لومر، به تمام امور شخصا رسیدگی می‌کرد و در پرتو پشتکار و استعداد خود در زمینه‌های گوناگون، توفیق یافت که در مدت چند سال، شاهنشاهی ایران را با چند نوع موسیقی عالی نظامی مجهز کند.

لومر دیگر نه وقت استراحت داشت و نه فرصت می‌یافت که لحظه‌ای از کار بازایستد.

هر سال، واحد جدیدی را در اختیار او می‌گذاشتند تا تحت تعلیم قرار بدهد، با اینکه لومر مسئولیت اداره چهار واحد مختلف موزیک را برعهده داشت هرگز از تلاش و کوشش باز نایستاد تا جائی که امروزه، تعداد دستجات موزیکی که او موفق به سازمان دادن آنها شده است به هجده واحد می‌رسد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

سیداصفهانی: نسل ما از اتفاقات بزرگ هنری دور افتاده

سیداصفهانی: نسل ما از اتفاقات بزرگ هنری دور افتاده

به تازگی کتابی با عنوان «نامبرده، حسین سرشار» به کوشش ساناز سید اصفهانی توسط انتشارات اچ انداس مدیا در لندن به چاپ رسیده است که در این کتاب، مجموعه مصاحبه هایی از دوستان و همکاران این هنرمند، شامل: سیامک شایقی، هوشنگ گلمکانی، نصرت الله کریمی، محمد علی کشاورز، شاهین فرهت، شهلا میلانی، امیر اشرف آریان پور، پری زنگنه، پری ثمر، احمد پژمان، رشید وطن دوست، یارتا یاران، تهیه به انتشار رسیده است.
یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

رسوبِ شنیده‌های پرشمار ما از آثار یک قرن موسیقی دستگاهی، همواره در حال هجوم آوردن به شنود ما هستند و کنار زدن این انباشت، لاجرم رخدادهای تازه‌ای می‌طلبد. در کنار چنین چالشی، انتخاب دشتیِ کم‌دامنه برای یک آلبوم، با کنش‌های مدال اندک و اتوس غالب‌اش، اندوه، خود خطرکردن است و مجاب‌کردن گوش‌ها در چنین فضای محدودی دشوارتر. آنچه که حُزان را در بیشتر بخش‌های آن پیروز این نبرد خودخواسته می‌کند، علاوه بر کار نی‌نواز و خواننده، سرزندگی اجرا و تزریق رخداد به موسیقی، چه در روند کلی و چه در درون هر بخش است.
مروری بر آلبوم «کوگیتا»

مروری بر آلبوم «کوگیتا»

چگونه یک آهنگساز اواخر دهه‌ی دوم قرن بیست و یکم می‌تواند بر دریای آثار مجلسی باقی‌مانده -دست‌کم- از سده‌ی پیشین چیزی بیافزاید؟ با ترکیب‌بندی؟ با رنگ‌آمیزی؟ با سازماندهی تازه‌ای از زیروبمی صداها؟ این پرسش فوق‌العاده مهمی است که هنگام سنجش هر اثر امروزی به ذهن می‌رسد، ازجمله «کوگیتا»ی مارتینا کوسِسکا. پاسخ پرسش نخست در حالت کلی، و حتا بدون طلب «امر نو» این است: «بسیار دشوار». به‌ویژه اگر پرسش تلویحاً این خواست را مطرح کند که آفرینش در دل موسیقیِ به زبان بدل شده روی ندهد بلکه آفرینشی فرازبانی و موسیقایی باشد، پاسخ سخت‌تر می‌شود و بسیاری آثار از سنجش سربلند بیرون نمی‌آیند.
آواز بنان (II)

آواز بنان (II)

اینها و بسیاری مطالب دیگر را درباره این هنرمند نامور ـ که در دوره فعالیت هنری خویش سیصد و پنجاه برنامه اجرا کرده است ـ می‌توان گفت. اما آنچه مرا مجذوب آواز او کرده نکته‌ای است لطیف و آن اینکه به گمان من از کسانی که آوازشان را شنیده‌ام کمتر کسی مثل او (و حسین قوامی: فاخته‌ای) حق شعر و کلام را به زیبایی و کمال ادا کرده است. بی‌شک موسیقی خود تأثیری شگفت‌انگیز و سحرگونه دارد و آهنگسازان ارجمندی که بنان آثارشان را اجرا کرده و یا نوازندگانی توانا که با ساز دلنواز خویش با او هم‌آوا شده‌اند در ترویج هنر او تأثیری بسزا دارند اما قطعات موسیقی و آواز ایرانی عالمی از این فراخ‌تر دارد. موسیقی وقتی با آواز همراه می‌شود دو نیروی بزرگ با یکدیگر همگام می‌گردند: تأثیر آهنگ و قدرت نفوذ سخن؛ و اگر ترکیب این دو هنرمندانه صورت گیرد اثری بزرگ و پایدار پدید می‌آید.
استقبال پرشور دزفولی‌ها از سه‌ شب کنسرتِ سه‌ساعته گروه وزیری

استقبال پرشور دزفولی‌ها از سه‌ شب کنسرتِ سه‌ساعته گروه وزیری

کنسرت گروه وزیری به سرپرستی و آهنگسازی کیوان ساکت و خوانندگی وحید تاج، شانزدهم تا هجدهم دی‌ماه سال جاری در حالی در سالن سینمایی شهر دزفول برگزار شد که این اجرا به دلیل استقبال مخاطبان در هر شب، سه ساعت به طول انجامید. مریم رفیعی گزارشی را درباره این برنامه برای مجله «گفتگوی هارمونیک» کرده است:
الن تافه زویلیچ، جلوه ای از تکنیک و اصالت در موسیقی مدرن

الن تافه زویلیچ، جلوه ای از تکنیک و اصالت در موسیقی مدرن

با ورود به قرن بیست و یکم و پدیدار شدن روزافزون سبک های مختلف موسیقی، آهنگسازانی چون الن تافه زویلیچ ELLEN TAAFFE ZWILICH در زمره نوابغ این عرصه به شمار می روند و به جرات می توان گفت در دوره معاصر تنها تعداد انگشت شماری آهنگساز با خصوصیات او پا به این عرصه نهاده اند. شهرت جهانی او به دلیل اجرا، ضبط و پخش گسترده آثارش در سراسر جهان و نیز خیل عظیم شنوندگان در رده های مختلف است که با عشق و علاقه به موسیقی او گوش می سپرند.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

جا انداختن برخی جملات کتاب اصلی و گاه تحریف مطالب کتاب‌، بدلایل نامعلوم و احتمالاً بر حسب سلیقه یا بی‌اطلاعی. در فصلنامۀ موسیقی ماهور ترجمه‌ و تلخیصی از یکی از فصول کتاب مورد بحث یعنی فصل مربوط به صادق‌جان؛ نوازنده‌ و متحول‌کننده‌ی تار آذربایجانی منتشر شده است. (صادق‌جان اسداُغلی، ترجمه و تلخیص فرهود صفرزاده، ماهور، ش ۶۸، تابستان ۱۳۹۴، صص ۹۸-۱۰۱) این مقاله با وجود اینکه تلخیصی از یک فصل همان کتاب بوده، حاوی مطالبی است که در کتاب ترجمه‌شده وجود ندارد.
ریتم و هارمونی – قسمت اول

ریتم و هارمونی – قسمت اول

در موسیقی “ریتم هارمونی” به میزان یا نرخی گفته می شود که آکوردها – یا همان هارمونی هر قسمت – در طول اجرای قطعه دستخوش تغییر می شوند. به بیان دیگر اگر بتوانیم رفتار تغییرات هارمونی را در یک قطعه تشخیص داده آنرا ترسیم کنیم در نهایت به شکلی می رسیم که از آن می توان ریتم هارمونی را استخراج کرد.
فقط تصور کن! (V)

فقط تصور کن! (V)

۱۷ اوت ۱۹۶۰ بود که بیتل ها یکی از اولین کنسرت هایشان را در کلوب موسیقی ایندرا، هامبورگ، برگزار کردند. در طول دو سال و نیم بعد این گروه ۲۸۱ کنسرت در سراسر آلمان برپاکرد. حالا با گذشت ۵۰ سال گروه بابی کینو که اعضای گروه های مپل وود، نادا سارف و موبی را در خود دارد، به اجرای برنامه های این ستارگان دنیای راک می پردازد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (III)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (III)

در قسمتی از این مقاله چنین می خوانیم: «آموزگار هیچگاه نباید به هنرجو اجازه دهد که اشتباهی را (چه لغزش انگشت، نت اشتباه، یا ریتم، آهنگ و کشش اشتباه) با نواختن شکل صحیح آن بلافاصله پس از شکل اشتباه آن، تصحیح کند. بایستی توجه نمود که چنین تصحیحاتی در هنگام نواختن را می توان در حقیقت بدآموزی یا تمرین غلط نامید، زیرا این کار باعث گسستن پیوندهای صحیح موسیقی در ذهن می گردد.» (متی/۱۳۸۴)