موسیقی و جنسیت (III)

البته مخالفین حضور زنان در عرصه ی خوانندگی بدون آن که اشاره تاریخی به تحولات مذکور داشته باشند، به سرعت در جبهه ای قرار می گیرند که مورد علاقه ی مردان خواننده است، آنها بدون آن که بدانند در قلمرو درونی خوانندگی نیز در جبهه ی رادیکال قرار می گیرند و در ظاهر بدون اشاره به شرایطی که موسیقی در طی آن مورد هجوم نیروهای لومپن قرار گرفته، چنین می گویند که: زنان آن هنگام که می خوانند، موجب تحریک مخاطبان خود می شوند.

آنها به نقش بسیار مهم زنان خواننده در مبارزات اجتماعی به مدد هنرشان اشاره ای نمی کنند. نگاه کنید به ملینا مرکوری در زمان استبداد سرهنگان یونان که چگونه با خواندن آثار تئودوراکیس موجب جاذبه ی مبارزه در مردم یونان حتی در نقاط دورافتاده ی این کشور گردید. آنانکه می خواهند این روش از اثرگذاری را نفی کنند، نمی دانند که باید چاقو را هم با آن آدم می کشند، مشمول امری مشابه کنند.

در نگاهی دیگر، باید توجه داشت که آنچه که هنری را دارای نیروی اثر گذار خوب یا بد می کند، نه صرفا در شکل و ساختار آن هنر، بلکه در مخاطب آن اثر نیز می باشد. به قول مولانا:
گفت فرعونی؛ انالحق، پست شد
گفت منصوری؛ انالحق، رست شد

مولانا در ادامه می گوید: همین قرآن و نماز که گروهی را به بهشت روانه می کنند، گروهی دیگر را از بهشت می تارانند. مگر شمر و یزید، قرآن خوان نبودند؟!

آنانکه چنین نکاتی را دلیل محرومیت هنر موسیقی تلقی می کنند، توجه ندارند که خود در ایجاد چنین محرومیت هایی نقش داشته اند. یک اصل مهم می گوید:
هرگاه قلمروی فعالیت اجتماعی از حضور صاحب فرهنگان و بانوان محروم گردید، شرایطی چند فرهنگی بر آن حاکم می شود.

نگاه کنید به غیبت حضور زنان در استادیوم های روزشی برای تشویق که موجب بی اخلاق شدن فضای مردانه ی این نقاط شده است. در مقابل نگاه کنید به هنر موسیقی در اروپا که چه قلمرو معنوی و حتی سیاسی را پدید آورده است و آنکه صاحب فرهنگ است سعی می کند شانس خود را در این هنر بیازماید، چرا که برایش اعتبار اجتماعی فراهم می سازند.

اینکه زنان در عرصه ی موسیقی های سطحی حرکاتی جلف می کنند، برای آن است که قلمرو معنوی هنر موسیقی از حمایت لازم و به ویژه ارزش های فرهنگی محروم بوده است.

موسیقی دریای بیکران معنویت است. بسیار دردناک است که از این دریای بیکران بهره نبریم و قلمروی کوچک از فاضلاب گوشه ای را دریایی نشان دهیم. از طرف دیگر باید به اثر هنری و به ویژه هنر موسیقی بر هر سه حوزه ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ توجه کرد.

مهم ترین اثر هنر موسیقی بر سیاست آن است که با خلق مدام آن از یک مرکز به سوی دامنه، موجب ایجاد وحدت ملی می شود. آیا ما ترانه ای ساخته ایم که آن کودک سیستان و بلوچستانی و آن پسر کردستانی و ترک آنرا به فارسی زمزمه کنند؟ ما در حالی دستان موسیقی خود را از پشت بسته ایم که رقبای منطقه ای مان در این مناطق، بیداد می کند و جاذبه های اثرگذار این هنر را به انحصار خود درآورده اند.

ضعف برخی از دست اندرکاران آن است که هنگامی که نتوانند مسئله ای را حل کنند، کوشش می کنند صورت مسئله را پاک کنند و نمی دانند اگر فرهنگ نتواند در طپش های از مرکز به سوی دامنه و از دامنه به سوی مرکز نقش و اثر داشته باشد، در عاقبت چه هزینه های سنگینی از طریق نقش گذاری جریان دفع سیاسی این معضلات باید پرداخته شود.

سایت زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

آنچنان که می‌توان به روشنی دید شرط لازم در زمره‌ی بدیهیات است اما این دو شرط کافی خود سربسته امکان‌های نقداند؛ زیرا بحث از «چیزی» بودن یا نبودن خود مجادله‌ای به غایت انتقادی و متعلق نقد است. به دشواری می‌توان کنشی را زیاده‌تر از بحث در حد و مرز یک مقوله‌ی انتقادی یافت؛ کنشی زیاده انتقادی که به پدیداری شاکله‌ی قلمرو از درون مه‌آلود تعین‌نیافتگی می‌انجامد. و چنان که خواهیم دید از خلال همین کنش، ورای برآوردن خود قلمرو، ورودگاه‌های ابتدایی به نقدِ پیوندهای درونی یک نماهنگ ورز می‌آید.
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (II)

تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (II)

کمانچه این ساز که یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی محسوب می شود و اولین نشانه های وجود آن مربوط به سال ۹۵۰ میلادی است، دارای سه سیم ابریشمی بوده که از پایان دوره قاجار به تقلید از ویولون، چهار سیمه شده است. جنس سیم های کمانچه نیز مانند ویولون شده است ولی اکثرا نیم پرده پایین تر از کوک کنسرتی (لا ۴۰۰۹) کوک می شود.
موسیقی و معنا (VIII)

موسیقی و معنا (VIII)

ایده‌ی جدا نبودن معنای موسیقی از شرایط و فضاهای فرهنگی و اجتماعی برخاسته از آن در مجامع موسیقی‌شناسی (مانند Kramer 1995)، جامعه‌شناسی (مانندMartin 1995 ) و قوم‌موسیقی‌شناسی (مانند Bohlman 2000) پذیرفته شده است. در این رویکردها اندیشه‌هایی که پایه‌ی بسیاری از متون فلسفه‌ی موسیقی‌اند (مانند ایده‌ی وجود حوزه‌ی زیبایی‌شناسیِ مستقل و ضروری برای موسیقی) مورد تردید واقع شده یا مطلقاً رد شده‌اند؛ چراکه این افکار، یا پیش‌فرض‌های تک فرهنگی دارند (۱۰) یا نمی‌توانند به قدر کفایت با وجوه پویا و تاریخی موسیقی پیوند برقرار کنند.
ماهور ملک (قسمت اول)

ماهور ملک (قسمت اول)

جهانگیر ملک در نوازندگی استودیو تبحر و قابلیت های خاصی داشت؛ به تائید اساتید موسیقی جهانگیر ملک، از جمله نوازندگانی بود که قابلیت اجراء و ضبط برنامه در استودیو را حتی با یکبار شنیدن قطعه، دارا بود. او از لحاظ ساعات اجرا و ضبط برنامه در استودیو، (همانطور که پیشتر گفته شد) بیشترین آثار را به یادگار گذاشته و این اتفاق در تاریخ موسیقی ایران بی نظیر بوده است.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

«گروه کر شهر تهران» به رهبری «مهدی قاسمی» در پانزدهمین سال فعالیت هنری اش، خود را برای کنسرت هفتۀ موسیقی معاصر تهران آماده می کند. به همین منظور، عاطفه دمیرچی روزنامه نگار و عضو «گروه کر شهر تهران» در نوشته ای، برنامه های پیش روی «گروه کر شهر تهران» را برای سایت ارسال کرده است که در ادامه می خوانید.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (I)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (I)

گسترش دین مبین اسلام و تسخیر کشورهای وسیع متمدنی، مانند ایران و روم و مصر و تشکیل یک حکومت بزرگ به نام دولت اسلامی، سبب شده که گنجینه‌های هنری و علمی کشورهای گشوده شده از آن جمله ایران، دستخوش بهم خوردگی و دگرگونی و احیاناً نابودی‌ها گردد. اما گاهی بر قسمتهایی که آثار پیشینش از بین رفته، اغلب از تمدن اسلامی یعنی تمدنی که از کشورهای متمدن پیش از خود بوجود آمده می‌توان پی برد. زیرا تازیان که دارای فرهنگ و تمدن چشمگیر و پر اهمیتی نبودند، در اثر تسلط بر اقوام متمدن، تحت تأثیر آن فرهنگ‌ها قرار گرفتند و پایه تمدن عظیم اسلامی گذارده شد.
صبا از زبان سپنتا (I)

صبا از زبان سپنتا (I)

استاد ابو الحسن صبا در سال ۱۲۸۱ هجری‌ شمسی در تهران تولد یافت. پدر او کمال السلطنه‌ که مردی ادیب و هنرمند بود، ابو الحسن خان‌ شش ساله را برای فراگرفتن سه تار نزد میرزا عبد الله‌ هدایت کرد. صبا سه تار را از استاد زمانه میرزا عبد الله و درویش‌خان، سنتور را از میرزا علی اکبر شاهی، تنبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل‌زاده، فلوت را از اکبرخان و ویلن را از حسین هنگ آفرین فرا گرفت.