موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (V)

در مدت سه سال، ‌‌‌مسیو لومر، شش واحد از واحد از واحدهای موسیقی نظامی را که شخصا سازمان داده بود، زیر نظر یک رهبر موزیک نظام که اهل اتریش بود، قرار داد، این اتریشی لایق بعدها به همان شیوه‌ای که لومر معمول داشته بود، آن واحد را اداره کرد. (مرحوم روح‌الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران. جلد اول. صفحه ۲۱۰ نوشته است. «… برای تعلیمات فنی، یک تن متخصص فرانسوی بنام لومر {که} از اروپا استخدام شده به ایران‌ آمد. متخصص دیگری هم از اطریش آورده بودند بنام «گورا» که موزیک کامران میرزا نایب‌السلطنه را اداره می‌کرد.». مرحوم خالقی در صفحه ۲۲۰ همین کتاب از یک اطریشی دیگری نیز نام می‌برد، موسوم به «آلبرهادویگر» که «در موزیک علاءالدوله متصدی اصلاح سازها بود.» به ا‌حتمال قوی نام آن اطریشی که در متن حاضر بدان اشاره شده است می‌بایست «گوار» باشد، مترجم.)

در تهران آن زمان، ‌مؤسسه‌ای که بتوان {آنرا}، کنسرواتور موسیقی نام نهاد وجود نداشت؛ لومر اقدام به تأسیس مکتبی ‌در مدرسه شاهی (دارالفنون) کرد که می‌توان آن‌را نوعی «ژیمناز موزیک» (مدرسه متوسطه موسیقی. مترجم) بشمار آورد، زیرا هدف مسیو لومر از ایجاد این مدرسه، اجرای برنامه «ژیمناز موزیک» پاریس در تهران بود، یعنی تربیت استاد موسیقی و همچنین تربیت تک‌نواز برای موسیقی ارتش.

باتمام این احوال، در این مدرسه فقط یک استاد بود که هم ‌ریاست مدرسه را بر عهده داشت و هم، پیانو، سلفژ، آرمنی، ارکستراسیون نظامی و نواختن کلیه اسبابهای بادی را تدریس می‌کرد، این شخص کسی جز مسیو لومر نبود!

برنامه دروس این مدرسه به شرح زیر بوده است:
سال اول: سلفژ، {مبانی} نظری موسیقی، زبان فارسی، ریاضی
سال دوم: سلفژ، نظری، آشنائی با یک ساز بادی، زبان فارسی، ریاضی.
سال سوم: سلفژ، نظری، ساز، زبان فارسی، تاریخ.
سال چهارم: ساز، همنوازی، زبان فرانسه، جغرافیا.
سال پنجم: شناسائی نظری و علمی چند ساز بادی، تمرین‌های‌نظامی، زبان‌فرانسه، شناسائی پارتیسیون‌های موزیک نظام، اخذ درجه موزیک نظام با گذراندن امتحان.
سال ششم: هم‌آهنگی (آرمنی)، پیانو، همنوازی، ریاضی، زبان فرانسه.
سال هفتم: هم‌آهنگی، پیانو، همنوازی، زبان فرانسه.
سال هشتم: هم‌آهنگی، ارکستراسیون، پیانو، همنوازی، کمپوزیسیون (آهنگسازی)، شرکت‌ در مسابقه ‌برای اخذ دیپلم رهبری ارکستر. با این دیپلم، شاگردان به مقام فرماندهی نایل می‌شدند و می‌توانستند تا درجه سرهنگی ارتقاء پیدا کنند.

مسیو لومر، به ده شاگرد که واحد اول را تشکیل می‌دادند شخصا تعلیم می‌داد، هر یک از این شاگردان پس از گذراندن دوره سه ساله مدرسه، می‌توانست دو شاگرد مبتدی را برای تعلیم دادن آنچه که خود فرا گرفته است زیر نظر بگیرد، بیست شاگرد اخیر واحد دوم موزیک نظام را تشکیل می‌دادند. بعد از دو سال، هر یک از این بیست شاگرد نیز می‌توانست، یک شاگرد‌ مبتدی را زیر نظر بگیرد و به او مبانی موسیقی را بیاموزد. این بیست شاگرد جدید نیز واحد سوم موزیک نظام را تشکیل می‌دادند. در بعضی موارد، شاگردان واحد اول، تعلیم: سلفژ، نظری موسیقی را نیز بر عهده می‌گرفتند.

هر یک ‌از دستجات موزیک نظام، پنج نوازنده‌ را برای‌ ا‌خذ تعلیمات موسیقی‌ به مدرسه موزیک‌ اعزام می‌کرد، این شاگردان، علاوه بر اخذ تعلیمات نظری موسیقی و سلفژ از شاگردان واحد یکم، از شام و ناهار رایگان نیز استفاده می‌کردند. هزینه تحصیلی هر یک از این شاگردان موسیقی، با سازمان مربوطه‌اش بود، جانشین هر یک از هنرجویان واحد اول که وظیفه تدریس را بر عهده می‌گرفت، از شاگردان واحدهای دوم و سوم انتخاب می‌شد.

وظیفه سرپرستی و بازرسی واحدها، هر هفته بر عهده یکی از هنرجویان واحد اول بود، این شخص مأموریت داشت که هر روز نتیجه مطالعات و بررسی‌های خود را به مسیو لومر گزارش بدهد، وظیفه لومر نیز این بود که برنامه دروس را معین کند و نسبت به چگونگی تدریس آنها نظارت داشته باشد و امتحانات هفتگی و سالانه تمام شاگردان واحدهای مختلف را زیر نظر بگیرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.
دومینانت های دوم

دومینانت های دوم

همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.
سارا برایتمن

سارا برایتمن

سارا برایتمن (Sarah Brightman) سال ۱۹۶۰ در انگلستان متولد شد و از سن سه سالگی شروع به فراگیری فنون رقص نمود.
به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.
حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

با ارکستر سمفونیک فارابی در رادیو تهران ضبط و در یوسنکو پخش شد، بعد هم ارکستر سمفونیک ایرلند آن را اجرا کرد که در رادیوی ایرلند پخش شد. فکر میکنم با کیفیت خوب هم نوار ضبط شده این ارکستر را روی ریل داشته باشم.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

شب گذشته در مراسم اعطای جوایز گولدن گلاب، جایزه بهترین موسیقی متن برای فیلم The Painted Veil به الکساندر دسپلات Alexandre Desplat تعلق گرفت.پیانو سولوی این موسیقی توسط لنگ لنگ Lang Lang پیانیست نابغه و جوان چینی (متولد ۱۹۸۶) و ویولون سل آن نیز توسط وینسنت سیگال Vincent Ségal اجرا شده است.
نی‌نوا بعد از چهار دهه نقد و بررسی می‌شود

نی‌نوا بعد از چهار دهه نقد و بررسی می‌شود

به منظور واکاوی آثار برجسته موسیقی کلاسیک ایرانی، «نی‎نوا» مهمترین اثر حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار، توسط آروین صداقت‌‎کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی، در آموزشگاه موسیقی چاووش نقد و بررسی می‌شود.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

شاگردان واحد اول، پیش از برآمدن آفتاب بر می‌خواستند و به میدان مشق می‌رفتند و از مسیو لومر، موسیقی نظامی و فن رهبری و فرماندهی را تعلیم می‌گرفتند. شاگردانی که مدت شش سال زیر نظر مستقیم لومر تحصیل کرده بودند، ا‌فرادی ورزیده و کارآمده شده بودند، نه فقط در نواختن یک ساز بلکه نواختن تمام سازها مهارت پیدا کرده بودند.
نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

به نظر من برای رسیدن به موفقیت در زمینه آموزش نوازندگی ویولون و یا هر ساز دیگری ما نیازمند به یک نوع نگاه انسانی به این مسئله هستیم؛ هر فرد مجموعه ای است از یک سری قابلیتها و استعدادها و توانایی ها و در عین حال کاستی ها و ضعفها و مشکلات. طبیعی است، وقتی که فردی در سیستم آموزشی خاصی مشغول میشود، استادش باید در همان ابتدا با دقت مسائل آن فرد را مورد بررسی قرار داده و توانایی ها و ضعفهای آن فرد را از همان مراحل ابتدایی آموزش شروع به شناختن کند تا بفهمد این فرد چه نوع توانایی ها و چه نوع مشکلاتی دارد. هر فردی توانایی ها و مشکلاتش با افراد دیگر متفاوت است و هر فرد یک نمونه خاص است و در زمینه آموزش نمیشود ما بیاییم و همه افراد را مثل هم ببینیم.