موسیقی و جنسیت (IV)

این دست اندرکاران بر این نظراند که بهتر است محدودیت در موسیقی داخل پدید آورند، آنها فکر می کنند در این شرایط مخاطبان موسیقی، دیگر به این هنر گوش نخواهند داد. این حضرات نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که این مخاطبین به ناچار به موسیقی کشورهای همجوار و بین المللی متمایل خواهند شد.

آنهم نه از نوع فرهنگ آفرینش، بلکه از نوع مبتذلش. این افراد بدون آنکه متوجه باشند که این ابتذال چرا به وجود آمده، تقصیر را به گردن موسیقی و به ویژه زنان داخلی می گذارند و بر این توهم پای می فشارند که آنان موجب این ابتذال شده اند!

عرب ها ضرب المثلی دارند بدین مضمون که انسان متمایل به چیزی می شود که از آن منع می گردد. مولانا در این مورد مثال جالبی می زند. او می گوید: یک تکه نان خشک و کثیف و کپک زده را مدام در صندوقی محکم مخفی نمائید و نشان دهید که به آن حساسید، آن گاه نگاه کنید که در دیگران چه عطشی برای به دست آوردنش ایجاد کرده اید. جالب آن است که مولانا این مثال را برای نقد افراطی گری در حجاب عرضه می کند.

موضوع اصلی و مهم در شرایط فعلی کشور ما آنست که از هر ظرفیت هنری کشورمان در جهت تحرک جذب از سوی دامنه به سوی مرکز استفاده کنیم. هر چه هنر در این حوزه ها بیشتر اثر گذارد، سیاست از اعمال وقت و هزینه و بدنامی بیشتر رها می شود.

براستی چرا گرهی را که می توان با دست باز کرد، آن چنان سفت می کنیم که دیگر حتی نمی توان با دندان گشود؟

روزی به دوستی گفتم موسیقی باارزش و معنوی را سر چهارراه ها به شما نمی فروشند، این موسیقی ها را باید در دستگاه های ارتباط جمعی پیدا کنید. در زمان ما که اینترنت نبود، این رادیو بود که با پخش آثار ارزشمند موسیقی گوش ما را با آن آشنا کرد. بنابراین بی توجهی به هنری اینچنین تنها دست ابتذال را باز می گذارد و بس.

در آغاز که از خوانندگی و نوازندگی منع شدند، به دلیل موضوع ابتذال نبود، این جریان غیرمعقول آنگاه پدید آمد که در تاریخ موسیقی، عصر نوازندگان آغاز شد. از همان آغازین لحظه های تولد این گروه در بستر جامعه ای پدرسالار، خوانندگان به جنبش در آمدند و تا توانستند با محدود کردن نوازندگان، زمینه را برای ظهور تکرار و ابتذال در هنر موسیقی فراهم کردند. می گویند تکیه کلام صبا این قطعه از شعر نیما بود:
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را!

موسیقی و قلمرو شنیداری آن
موسیقی امری شنیداری است، به همان گونه که عطر امری است مربوط به حس شامه و نقاشی مربوط به چشم. این نشان از آن دارد که بشر برای هر یک از احساس های خود قلمروی از هنر می آفریند که بتواند روح پر جوش و خروش خود را از طریق آنها ردیابی کند. طبیعت هنر در این میان چنان است که قادر است به سرعت اثر از طریق حس بیرونی به درون آمده را به احساسی درونی تبدیل کند.

یعنی هنگامی اثرگذار است که بتواند حس برونی را به حس درونی تبدیل کند و قلمروی از خیال آدمی را تحریک نماید. بنابراین هر آن کس که نامش انسان است، حال چه مرد و چه زن نمی تواند از این نعمت محروم شود، چرا که محرومیت از این روند، حس معنوی را در او می کشد و او را به قلمرو حقیر تهی شدگی و نیست انگاری می کشاند. اگر هنر قادر است قلمرو احساس های درونی را تحریک کند، پس دیگر زن و مرد نمی شناسد.

موضوع دیگر در هنر، تبدیل قلمرویی از روابط مادی به روابطی معنوی است، غرض آن است که هنر می تواند غریزه را تبدیل به اندیشه کند؛ علت، روشن است: هر جریان تبدیل حسی برونی به حسی درونی خود همان جریان تبدیل غریزه ی لذت به حکمت لذت است. آن کیست که بتواند انسان را از این تبدیلات محروم سازد.

البته باید توجه داشت که هر هنری به مانند هر قلمرو مخلوق آدمی می تواند در جریانی از حماقت ها و از خود بیگانگی ها قراربگیرد. اما این روند نه در هنر که در حوزه ای دیگر نیز روی می دهد.

یک دیدگاه

  • اشکان
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    واقعا ممنون از سایتتون که بی پروا می نویسید واطلاعات جالب را از وضعیت جامعه رو به افولمان می دهید به امید آن روز که کسی بدون ترس و واهمه از کسی بخواند و موسیقی اصیل ایرانی را به گوش جهانیان برساند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IX)

در گفتمان علمی و غیر عامیانه قبل از شروع هر رساله ای اول از آنچه تا به حال رفته و فکر شده و نوشته شده و وضعیت دقیق پیشرفت در مقطع زمانی نوشتن آن رساله گزارش داده می شود، تا روشن شود که نوشته جدید تا چه اندازه به وضعیت موجود چیزی اضافه یا تغییری پیشنهاد می کند؛ از سوی دیگر مؤلفین در مقدمه مدعی هستند که: «تئورهایی که در قرن حاضر برای موسیقی ایرانی نوشته شده اند بیشتر به مبانی نظری موسیقی اروپایی توجه کرده اند تا به پیشینه طولانی مباحث نظری در موسیقی ایرانی – عربی- ترکی» از این رو مؤلفان «احساس ضرورت» نموده اند به تالیف «یک تئوری موسیقی ایرانی… که از دل همین موسیقی برآمده باشد.»

آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقى) از هفته اول آبان در خانه موسیقی، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند. او پیش‌تر در سال ۹۱-۹۲ کارگاه دیگری با عنوان تقریبا مشابه (آشنایی با نقد موسیقی) برگزار کرده بود که گزارشی از جلسات آن بر روی همین وب سایت به طور کامل به انتشار رسیده است و این بار ضمن به‌روز کردن محتوای آن‌چه می‌آموزد بر مسائل ملموس و عملی نقد موسیقی بیشتر تمرکز کرده است. در ادامه مصاحبه ای از نرگس کیانی خبرنگار سایت خبری ایلنا را که در این خبرگزاری هم منتشر شده است می خوانید:

از روزهای گذشته…

محمودی: دوست دارم اتفاقی فرهنگی بیافتند

محمودی: دوست دارم اتفاقی فرهنگی بیافتند

متاسفانه در ایران خیلی وقتها ناتوان ترین افراد در موسیقی می آیند و کار رهبری انجام میدهند و نوازنده ها هم از آنها تبعیت میکنند فقط به این دلیل که آنها روانشناسهای خوبی هستند و با ارتباطهای خوبی که در سیستم دارند یا پولی که خرج میکنند می آیند و رهبری میکنند. اصولا این افراد فقط روبروی ارکستر دست تکان میدهند و فرق دو چهارمشان را با چهار چهارمشان را نمیفهمید!
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
سینتی سایزهای ماجولار

سینتی سایزهای ماجولار

با وجود آنکه ممکن است اینگونه بنظر برسد که با پیشرفت تکنولوژیها ساخت سینتی سایزهای دیجیتال، استفاده از سینتی سایزهای سنتی ماجولار اشتباه است، اما کماکان بسیاری از گروه های موسیقی و آهنگسازان برای تهیه موسیقی خود تنها از این سینتی سایزرهای آنالوگ (Modular Synthesizers) استفاده می کنند؛ در این نوشته نگاهی داریم به چگونگی عملکرد آنها.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (III)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (III)

در طول این آزمایشها، ما از صفحات کار نشده ای استفاده کرده ایم که اندازه های استاندارد بر روی آنها اعمال شده اند (تصویر ۵-۱). اگر اندازه های این صفحات مورد استفاده قرار گیرند، ویژگیهای مکانیکی سطح مورد نظر به وسیله ضربه زدن قابل اندازه گیری می باشند. برای این کار می توان به عنوان مثال صداهای شنیده شده را با نزدیکترین نت در پیانو سنجید.
بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.
چرا سنتور سل کوک؟ (III)

چرا سنتور سل کوک؟ (III)

ابتدا از لحاظ ابعاد: طول سنتورهای سی کوک حدوداً ده سانت و عرض آن یک یا حداکثر دو سانت کمتر از سنتورهای سل کوک است و این اندازه کاملاً مناسب با میزهای جدیدی است که سطح آنها کوچکتر شده (تقریبا نصف میزهای قدیمی). بنابراین ابعادِ یک سنتور سی کوک با جعبه فقط “کمی” بزرگتر از ویلن (با جعبه) خواهد بود. (ویلن هایی که جعبه ی آنها مستطیل شکل است).
تحلیل روانی قاتل جان لنون در یک فیلم

تحلیل روانی قاتل جان لنون در یک فیلم

یک کمپانی فیلم سازی کانادایی بیست و پنج سال پس از کشته شدن جان لنون (John Lennon)، ترانه سرا و موسیقی دان عضو گروه بیتلز، فیلمی ساخته که در آن به تجزیه و تحلیل افکار و حالات روانی قاتل لنون پرداخته شده است. بازیگران اصلی این فیلم جرد لتو (Jared Leto) و لیندسی لوهان (Lindsay Lohan) هستند. لتو که در فیلمهای “مرثیه ای برای یک رویا” (Requiem for a Dream) در نقش یک معتاد به هرویین و “خدای جنگ” (Lord of War) نقش یک اسلحه فروش معتاد را بازی کرده است، انتخاب مناسبی برای نقش قاتل لنون، مارک دیوید چاپمن (Mark David Chapman) به نظر میرسد.
ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ (Wilhelm Walter Friedrich Kempff) در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۹۵ و در براندینبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دنیای موسیقی وی بعنوان یک نوازنده متبحر در پیانو و همچنین یک آهنگساز آلمانی تبار شناخته شده است. در کارنامه نوازندگی او میتوان رپرتوار گسترده ای از قطعات مختلف آهنگسازان بنام را مشاهده نمود؛ آثاری از باخ، لیست، شوپن، شومان و برامس که او با استادی تمام در کنسرتهایش به نمایش میگذاشت.
چرا موتسارت؟

چرا موتسارت؟

روزی از روسینی (Gioacchino Rossin) موسیقیدان بزرگ ایتالیایی سئوال می شود که نظر شما راجع به بتهوون چیست؟ او در جواب می گوید “او موسیقی دان بزرگی است.” پس از آن از او راجع به موتسارت سئوال می شود و اینبار در جواب می گوید : “او یک موسیقیدان است.” به راستی چرا موتسارت به این اندازه مشهور است؟ بطوری که حتی در قرن حاضر جایگاهی جدای از دیگر موسیقیدانان دوران کلاسیک از خود بر جای گذاشته است. شما خواه نا خواه موسیقی این نابغه دوران کلاسیک را حداقل در رادیو، تلویزیون و یا حتی پشت سرویس Hold تلفن یا زنگ موبایل و … شنیده اید، اما آیا تا بحال فکر کرده اید که، چرا موتسارت؟
جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک (Geoffrey Arnold “Jeff” Beck) در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۴ در والینگتون انگلیس بدنیا آمد. او نوازنده راک انگلیسی و یکی از اعضای گروه رویایی آن زمان یعنی Yardbirds که ستارگانی چون اریک کلاپیتون و جیمی پیج در آن حضور داشتند، بود. جف بک در کودکی خواننده گروه کر کلیسا بود، وقتی نوجوان بود توانست نواختن را با قرض گرفتن گیتار فرا بگیرد.