گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

جواهری: بعد از چاووش کاربرد بمتار عوض شد

بعد از کارهای استاد پایور با ارکسترفرهنگ و هنر، کارهای دیگر بصورت متفرقه انجام می شد و کارها مدون و منسجمی نبود، مثلا” یک تک کار بود که مثلا” آقای محمد حیدری اجرا می کرد یک تک کار دیگر بود که ساخته می شد خانم اطرایی اجرا می کرد یک کنسرتینو بود که مثلا آقای مجید وفادار ساختند و خانم ارفع اطرائی اجرا کردند.

بعد از کارهای استاد پایور با ارکسترفرهنگ و هنر، کارهای دیگر بصورت متفرقه انجام می شد و کارها مدون و منسجمی نبود، مثلا” یک تک کار بود که مثلا” آقای محمد حیدری اجرا می کرد یک تک کار دیگر بود که ساخته می شد خانم اطرایی اجرا می کرد یک کنسرتینو بود که مثلا آقای مجید وفادار ساختند و خانم ارفع اطرائی اجرا کردند.

پارتیتور بعضی از این کارها هم موجود هست. اینکارها بصورت متفرقه انجام می شد ولی بعد از شکل گیری گروه “شیدا” به سرپرستی آقای محمدرضالطفی گروه” شیدا” یکی از اهداف عمده اش بازسازی موسیقی قدیم ایران بود که بوسیله گروه اجرا می شد و این ترکیب باز فضای جدیدی بود در موسیقی ایران…

بیشتر، همون بحثی که کردید، موسیقی {این گروه بیشتر} یکصدایی بود و سازها یک ملودی را می زدند، بعضی وقتها ممکن بود یک تغییرات لحظه ای انجام بشه… ولی وقتی اینها تشکیلات چاووش را بوجود آوردند، {و بعد به} گروه های “عارف” و “شیدا” تقسیم شد و کارهای سرودها و … بخاطر اول انقلاب شکل گرفت، اینها اومدند و یک سازهایی را باب کردند مثل بمتار، که فضای خیلی خاصی را به موسیقی ایران داد.

شما مثلا” اگر ارکستر وزارت فرهنگ و هنر یادتون باشه بیشتر باسش عود بود یا مثلا رباب بود، ولی بمتار که اومد شخصیت خیلی خاصی به کارها داد و خیلی باس این مجموعه کارها (چاووش) مبتنی بر همین ساز هستش چون اکثرا” عود ملودی میزنه در این کارها، چیزهایی که سنتور می زد و کمانچه می زد… در اینکارها جایگاه بمتار خاص هست.

البته قبل از این هم بمتار بوده در ارکستر آقای وزیری و دهلوی …
بله، فقط به اینصورت استفاده نشده بود که الان به گوش ما آشناست. اینکارها در گروه عارف و شیدا شکل گرفت و یکسری کارهایی که بخصوص در کارهای “چاووش۲″، “چاووش۳″، “چاووش۴″، ” چاووش۶″، “چاووش۷” و در “چاووش۸” که “کاروان شهید” هست هم خوب، خط بمتار خیلی مشخص هست.

از اینجا ما یک موسیقی چند صدایی (به اصطلاح) لحظه ای داریم که اینجوری میشه تحلیلش کرد که ما یک خط ملودیک داریم، خوب بین سازها تقسیم می شد و یک خط باس داریم که تقریبا” متضاد این خط بود؛ همزمان بصورت اتفاقی یکسری سازها ملودیهایی عکس اینها می زدند، که قاعده خاصی هم نمی تونید شما براش در نظر بگیرید که مثلا طبق فلان رابطه کنترپوان شکل گرفته! نه، حسی و تجربی بوده و به زیبایی نگاه کردن، بیبنن که این ملودی همزمان زیبا هست یا نه! خیلی هاش هم شما گوش کنید شاید از نظر صدایی دیسونانس باشه ولی چون به یک حالت خاصی از هم گذر می کنند، خیلی نامطبوع به گوش نمی رسه و فضای خوب و زیبایی را بوجود آورده.

فایل های صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
بنا براین این ماجرا برای من جالب شد که با نوشتن و بازنگری روی اینها هم یک تجربه ای برای خودم بشه هم امکانی باشه که چاپ بشه و در دسترس بچه ها قرار بگیره و همونطور که گفتم آثار آقای مشکاتیان مثل: “پیروزی”، “رزم مشترک”، “لاله بهار “،” محبوب من وطن”، “بیداد” و “، “چکاد” که البته بعدها ساخته شده و مال دوره چاووش نبود… خوب منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته؛ کارهای دیگری هم هستش، کارهای آقای هوشنگ کامکار، حسین علیزاده و محمدر ضالطفی به همین منوال نوشته شده که مربوط به دوره چاووش بوده.

در مورد چگونگی کار ارکستر” پایور” صحبت کنید
خوب کارهای آقای پایور را اینطور حساب کنید که همزمان با ساخت قطعاتش نگارشش هم پیش می رفت، شما ببینید! کتاب “سی قطعه چهار مضراب” با اون کیفیت چاپ بالا و با اون نت نویسی قوی و دقیق حدود سال ۱۳۴۰ منتشر شده! اون سالها که ما اصلا” چیزی به نام پارتیتور و کتاب موسیقی نداریم کتاب “سی قطعه چهار مضراب” چاپ شده! و همزمان با اون آقای پایور یکی یکی کارهاشون را منتشر کردند، کارهایی مثلا” اومد بیرون مثل “رهگذر” {برای فلوت و سنتور}، “فانوس” {برای دو سنتور}، “پرنیان” {برای تار و سنتور}…

خوب اینها به نسبت زمان خودش خیلی جلوتر بود. اینها سالها پیش انجام شده و زمانی بوده که نه کامپیوتری بوده نه امکاناتی بوده! اینها را همه آقای فاطمیان، منوچهر بهداد یا آقای کیومرث پیرگلو زحمت کشیدند و دونه دونه با دقت تمام اینها را نت نویسی کردند و بصورت چاپ شده منتشر کردند. بنابراین آقای فرامرزپایور حکایتش جداست با کسان دیگه! خیلی از موزیسینهای ما کارهاشون را مکتوب نکردند همزمان با ساخت، ولی خوب شما اگر در دهه ۶۰ می خواستید سنتور کار کنید، کتاب فقط از آقای پایور بود، کس دیگه ای کتاب نداده بود که بعدها آقای مشکاتیان کتاب “بیست قطعه” را که منتشر کرد دومین کتاب سنتور بود که شما می تونستید بهش استناد کنید!{بجز کتابهایی که سالها قبل توسط صبا نوشته شده بود و دیگر در بازار نبود} حالا الان را شما در نظر نگیرید که دهها کتاب در مورد سازهای مختلف هست! اون زمان اکثرا” مجبور بودند گوشی بزنند!

نت نویسی آقای پایور هم بخاطر نظم و دیسیپلین خاصی که تو کار داشتن، همش نت می شد و مسلما” تو تمرینهای منظم ایشون همشون به نوازندگان داده می شد و فکر نکنم اونها چیزیش موجود نباشه همش هست. من از این کارهام اونهایی که علاقه داشتم را نوشتم که نمونه هاش به صورت دستنویس هست ولی من مطمئن هستم که اصل اونها پیش خودشون یا نوازندگانی که باهاشون کار کردند مثل آقای ظریف، آقای دلنوازی، آقای رحمت ا… بدیعی و سایر هنرمندانی که با ایشان کار کردند حتما” این کارها را دارند.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است