جواهری: بعد از چاووش کاربرد بمتار عوض شد

عليرضا جواهري
عليرضا جواهري
بعد از کارهای استاد پایور با ارکسترفرهنگ و هنر، کارهای دیگر بصورت متفرقه انجام می شد و کارها مدون و منسجمی نبود، مثلا” یک تک کار بود که مثلا” آقای محمد حیدری اجرا می کرد یک تک کار دیگر بود که ساخته می شد خانم اطرایی اجرا می کرد یک کنسرتینو بود که مثلا آقای مجید وفادار ساختند و خانم ارفع اطرائی اجرا کردند.

پارتیتور بعضی از این کارها هم موجود هست. اینکارها بصورت متفرقه انجام می شد ولی بعد از شکل گیری گروه “شیدا” به سرپرستی آقای محمدرضالطفی گروه” شیدا” یکی از اهداف عمده اش بازسازی موسیقی قدیم ایران بود که بوسیله گروه اجرا می شد و این ترکیب باز فضای جدیدی بود در موسیقی ایران…

بیشتر، همون بحثی که کردید، موسیقی {این گروه بیشتر} یکصدایی بود و سازها یک ملودی را می زدند، بعضی وقتها ممکن بود یک تغییرات لحظه ای انجام بشه… ولی وقتی اینها تشکیلات چاووش را بوجود آوردند، {و بعد به} گروه های “عارف” و “شیدا” تقسیم شد و کارهای سرودها و … بخاطر اول انقلاب شکل گرفت، اینها اومدند و یک سازهایی را باب کردند مثل بمتار، که فضای خیلی خاصی را به موسیقی ایران داد.

شما مثلا” اگر ارکستر وزارت فرهنگ و هنر یادتون باشه بیشتر باسش عود بود یا مثلا رباب بود، ولی بمتار که اومد شخصیت خیلی خاصی به کارها داد و خیلی باس این مجموعه کارها (چاووش) مبتنی بر همین ساز هستش چون اکثرا” عود ملودی میزنه در این کارها، چیزهایی که سنتور می زد و کمانچه می زد… در اینکارها جایگاه بمتار خاص هست.

البته قبل از این هم بمتار بوده در ارکستر آقای وزیری و دهلوی …
بله، فقط به اینصورت استفاده نشده بود که الان به گوش ما آشناست. اینکارها در گروه عارف و شیدا شکل گرفت و یکسری کارهایی که بخصوص در کارهای “چاووش۲″، “چاووش۳″، “چاووش۴″، ” چاووش۶″، “چاووش۷” و در “چاووش۸” که “کاروان شهید” هست هم خوب، خط بمتار خیلی مشخص هست.

از اینجا ما یک موسیقی چند صدایی (به اصطلاح) لحظه ای داریم که اینجوری میشه تحلیلش کرد که ما یک خط ملودیک داریم، خوب بین سازها تقسیم می شد و یک خط باس داریم که تقریبا” متضاد این خط بود؛ همزمان بصورت اتفاقی یکسری سازها ملودیهایی عکس اینها می زدند، که قاعده خاصی هم نمی تونید شما براش در نظر بگیرید که مثلا طبق فلان رابطه کنترپوان شکل گرفته! نه، حسی و تجربی بوده و به زیبایی نگاه کردن، بیبنن که این ملودی همزمان زیبا هست یا نه! خیلی هاش هم شما گوش کنید شاید از نظر صدایی دیسونانس باشه ولی چون به یک حالت خاصی از هم گذر می کنند، خیلی نامطبوع به گوش نمی رسه و فضای خوب و زیبایی را بوجود آورده.

فایل های صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
بنا براین این ماجرا برای من جالب شد که با نوشتن و بازنگری روی اینها هم یک تجربه ای برای خودم بشه هم امکانی باشه که چاپ بشه و در دسترس بچه ها قرار بگیره و همونطور که گفتم آثار آقای مشکاتیان مثل: “پیروزی”، “رزم مشترک”، “لاله بهار “،” محبوب من وطن”، “بیداد” و “، “چکاد” که البته بعدها ساخته شده و مال دوره چاووش نبود… خوب منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته؛ کارهای دیگری هم هستش، کارهای آقای هوشنگ کامکار، حسین علیزاده و محمدر ضالطفی به همین منوال نوشته شده که مربوط به دوره چاووش بوده.

در مورد چگونگی کار ارکستر” پایور” صحبت کنید
خوب کارهای آقای پایور را اینطور حساب کنید که همزمان با ساخت قطعاتش نگارشش هم پیش می رفت، شما ببینید! کتاب “سی قطعه چهار مضراب” با اون کیفیت چاپ بالا و با اون نت نویسی قوی و دقیق حدود سال ۱۳۴۰ منتشر شده! اون سالها که ما اصلا” چیزی به نام پارتیتور و کتاب موسیقی نداریم کتاب “سی قطعه چهار مضراب” چاپ شده! و همزمان با اون آقای پایور یکی یکی کارهاشون را منتشر کردند، کارهایی مثلا” اومد بیرون مثل “رهگذر” {برای فلوت و سنتور}، “فانوس” {برای دو سنتور}، “پرنیان” {برای تار و سنتور}…

خوب اینها به نسبت زمان خودش خیلی جلوتر بود. اینها سالها پیش انجام شده و زمانی بوده که نه کامپیوتری بوده نه امکاناتی بوده! اینها را همه آقای فاطمیان، منوچهر بهداد یا آقای کیومرث پیرگلو زحمت کشیدند و دونه دونه با دقت تمام اینها را نت نویسی کردند و بصورت چاپ شده منتشر کردند. بنابراین آقای فرامرزپایور حکایتش جداست با کسان دیگه! خیلی از موزیسینهای ما کارهاشون را مکتوب نکردند همزمان با ساخت، ولی خوب شما اگر در دهه ۶۰ می خواستید سنتور کار کنید، کتاب فقط از آقای پایور بود، کس دیگه ای کتاب نداده بود که بعدها آقای مشکاتیان کتاب “بیست قطعه” را که منتشر کرد دومین کتاب سنتور بود که شما می تونستید بهش استناد کنید!{بجز کتابهایی که سالها قبل توسط صبا نوشته شده بود و دیگر در بازار نبود} حالا الان را شما در نظر نگیرید که دهها کتاب در مورد سازهای مختلف هست! اون زمان اکثرا” مجبور بودند گوشی بزنند!

نت نویسی آقای پایور هم بخاطر نظم و دیسیپلین خاصی که تو کار داشتن، همش نت می شد و مسلما” تو تمرینهای منظم ایشون همشون به نوازندگان داده می شد و فکر نکنم اونها چیزیش موجود نباشه همش هست. من از این کارهام اونهایی که علاقه داشتم را نوشتم که نمونه هاش به صورت دستنویس هست ولی من مطمئن هستم که اصل اونها پیش خودشون یا نوازندگانی که باهاشون کار کردند مثل آقای ظریف، آقای دلنوازی، آقای رحمت ا… بدیعی و سایر هنرمندانی که با ایشان کار کردند حتما” این کارها را دارند.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

موسیقی شناسی زیستی یا Biomusicology مطالعه موسیقی است با دیدگاهی زیست شناسانه. از آنجائیکه موسیقی نماد رفتار موجودات زنده مانند انسان است پس می توان بین زیست شناسی و موسیقی پلی زد که این پل همان موسیقی شناسی زیستی است. یک موسیقی شناس زیستی باید احاطه کامل بر زیست شناسی و موسیقی داشته باشد تا بتواند دریکی از چند گرایش آن فعالیت کند:
لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

محسن شهرنازدار در مقاله “سازشناسی و سازهای اقوام ایرانی” مطالبی را در مورد باستانشناسی و اهمیت آن در شناخت موسیقی قدیم ایران مطرح کرده است. او اعتقاد دارد مهمترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته های باستان شناسی است. تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، صرفا بر اساس اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب تر نمی رفته است اما امروزه یافته های باستان شناسی گواهی می دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره های قبل تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه های تمدنی کوچک تر در فلات ایران باز می گردد.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (III)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (III)

دیلنا: “پیش از تمرین بدن هنرجویان و طرز صحیح نشستن آنان را تنظیم می کنم تا بتوانند تا هر زمان مایلند تمرین کنند بدون اینکه دردی یا خستگی در هیچ نقطه از بدنشان احساس کنند. من مشکلات زیادی در بازو، آرنج چپ یا در گردن می بینم که برای رفع این نواقص استراحت یا گذاشتن کمی یخ را پیشنهاد نمی کنم، در هنگام نواختن صاف بودن و خم نکردن گردن به جلو، خم نکردن زیاد بازو، استراحت دادن به شانه ها، مانع درد می شود. عوض کردن حرکت شصت برای آنکه دست صاف تر بتواند حرکت کند. اگر انگشتان بیش از اندازه از هم جدا باشند فشار زیادی به دست وارد می شود و تمرین طولانی، دست را زود خسته می کند.”
طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی آهنگساز شهیر تاجیک در ۱۳ مارس ۱۹۴۶ در شهر دوشنبه متولد شد. وی فرزند Ziyodullo Shahidi بنیانگذار آکادمی موسیقی حرفه ای تاجیکستان می باشد. طالب خان از سن ۱۴ سالگی شروع به یادگیری موسیقی پرداخت. وی در سال ۱۸۶۵ از مدرسه موسیقی شهر دوشنبه و در زمینه آهنگسازی که زیر نظر Uri Ter-Osipov اداره میشد فارغ التحصیل شد.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (IV)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (IV)

کتاب فوق اولین کتاب از مجموعه سه جلدی با عنوان “دوره جامع آموزش سازدهنی” می باشد که به وسیله انتشارات سرود در سال ۱۳۸۰ منتشر شده است. مولف کتاب آقای منصور پاک نژاد (متولد ۱۳۴۱ ) است که از نوازندگان و مدرسان باسابقه سازدهنی هستند .
“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

بله. من از پنج سالگی نوازندگی تار را با یک تار کوچک و با پدرم که معلم تار بود و ویولن به سبک ایرانی، شروع کردم اما بعداً به ویولن گرایش پیدا کردم و ردیف راست کوک ویولن را با پدر کار کردم و وقتی پیش استاد صبا رفتم او از من خواست ردیف را بزنم و با اینکه خود ردیف مخصوص ویولن داشت، ردیف راست کوک را از من قبول کرده و از ردیف چپ کوک شروع کرد. این حسن اخلاق استاد صبا برای هنرآموزان امروز باید سرمشق قرار گیرد.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

در آنالیز موسیقی به شکل شناخته شده غربی در مبحث فرم شناسی، روش هایی برای آنالیز خط ملودی و صداهای همراهی کننده آن در نظر گرفته شده که بیشتر در آنالیز موسیقی های دوره باروک تا اواخر دوره کلاسیک اروپا کاربرد دارد. در این روش ما با الگوهایی برخورد می کنیم که در ۸۰% قطعات تصنیف شده در این دوره رعایت شده اند و می توانیم با یافتن این تکنیکها در قطعه، به آنالیز اثر بپردازیم.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

آهنگ سوم حالا تمام شده و نوبت به قطعه‌ی چهارم می‌رسد که اسمش هست «ترانه‌ی شنها» (Song of Sands). اولریش توضیح می‌دهد که این قطعه، ترانه‏‌ای‌ست درباره‏ی انرژی و پویایی. ترانه‏ی شنها شروع می‌شود. ضرباهنگی پُرجنب و جوش و لنگی خاصی که مخصوص جَز است، با ملودی‌های کوتاه و بریده‏بریده‏ی کلارینت‏باس با رَنگی خَش‌دار آغاز می‏شود. آن ضرباهنگ ادامه می‏یابد و این ملودی‏ها، جنب‏وجوش نهفته در نٌتها را به صدا بدل می‏کنند. بازی‌های ظریف و خلوت با ریتم بین درامز و پیانو به آهنگ پایان می‌بخشند.