مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

شاهین مهاجری
شاهین مهاجری
تا چه اندازه گامهای میکروتونال را قابل درک برای ملت های مختلف می دانید؟
به گمانم جواب این سوال پیچیده است و در ارتباط با سه موضوع باید مطرح شود. موضوع اول فرهنگ موسیقایی است که فرد در آن بزرگ شده است. موضوع بعد درک سیستم شنوایی از میزان تغییر در اندازه فواصل موسیقی است. موضوع سوم هم آموزش است. این موارد در حال بررسی توسط محققین بسیاری است که نتایجی را هم در بر داشته. به عنوان مثال در تحقیقی با عنوان:
Identification of microtonal melodies:Effects of scale-step size , serial order and training مشخص شده که درک ملودی میکروتنال تابع حد تفکیک گوش، نحوه آرایش فواصل میکروتونال و آموزش آنان درباره موسیقی و فواصل میکروتونال است.

با این حال، پذیرش موسیقی میکروتونال در فرهنگ کلاسیک غربی و فرهنگ شرقی با هم متفاوت است. غرب کلاسیک به تدریج و با توجه به فرایند تعدیل فواصل موسیقی و دور شدن از کاربرد فواصل طبیعی و سیستم های “Meantone” و فیثاغورثی از این مفهوم فاصله گرفت. ولی با این حال، حضور موسیقی محلی مثلا در اروپای شرقی یا موسیقی نی انبان در اسکاتلند حضور موسیقی میکروتونال را در اروپا زنده نگه می دارد.

با اینکه در دوران معاصر هنوز هم مخالفان، فواصل میکروتنال را “فواصل ابتدایی” و متعلق به “سطوح پائین فرهنگی” می دانند، حداقل حضور “ربع پرده” در ادبیات موسیقی غربی خودنمایی می کند و تعدادی از سازهای مرسوم موسیقی ارکسترال با قابلیتهای میکروتونال، در حال ساختند. از طرفی فرهنگ موسیقی آفریقایی، هندوستان، خاور میانه و آسیای جنوب شرقی مملو از فواصل میکروتونال در ساختار مد های موسیقایی خود است و برای غربیان کاملا شناخته شده هستند.

سابقه تاریخی اندازه گیری این فواصل در موسیقی خاور میانه هم در آثار دانشمندانی چون ابن سینا و فارابی مشهود است. موسیقی آسیای جنوب شرقی در ساختار موسیقی گاملان خود، فواصلی متناسب با جنس صدای سازهای خود به کار می گیرد.

صرف نظر از فواصل میکروتونال با سابقه تاریخی، در فرهنگهای موسیقی، گامهای متفاوتی توسط آهنگسازان طراحی می شوند که کاملا جدیدند و شنیدن آنها برای اولین بار ممکن است یک علامت تعجب بزرگ در ذهن شنونده مثلا ایرانی که گوشش صرفا با موسیقی نیم پرده ای یا فواصل موسیقی سنتی خود آشناست ایجاد کند. البته آموزش در این زمینه می تواند این علامت تعجب یا حتی انکار را کوچک تر کند.

آیا بر اساس موسیقی ۲۴ پرده مساوی هم موسیقی نوشته اید؟
بله. البته ببینید من بر اساس سیستم فواصل ۹۶ قسمتی مساوی کار می کنم. دقت این سیستم در اندازه گیری فواصل ۴ برابر است و کوچکترین درجه آن ۱۲٫ ۵ سنت است.

از طرفی سیستم ۲۴ ربع پرده مساوی هم در دل این سیستم قرار دارد. دیدگاه من به سیستم ۲۴ قسمتی دیدگاهی میکروتونال و خاص خودم و البته متفاوت با دیدگاه انکاری موسیقی ردیف ایرانی است. دلیل انکار هم این است که ماهیت سیستم فواصل موسیقی دستگاهی از نوع سیستم تعدیل نشده و نامساوی است.

حتی به دلیل ماهیت ساخت ساز و پرده بندی و جنس سیمها و… از یک فاصله خاص، اندازه های متفاوت مشاهده می شود البته این اصلا یک عیب نیست. در عین حال حدود فواصل موسیقی دستگاهی ایرانی را می توان در سیستمهای مختلف فواصل تعریف نمود. به همین خاطر من سیستم ۹۶ قسمتی مساوی را پیشنهاد می کنم که تمام اندازه های خاص موسیقی دستگاهی را، چه با مبنای فیثاغورثی و چه طبیعی، با تقریب خوبی نشان می دهد.

برخورد آهنگسازان غیر میکروتونالیست با موسیقی دستگاهی ایران با فواصل خاصش چطور بوده است؟
همچنانکه در قبل گفتم، موسیقی خاور میانه موسیقی شناخته شده ای است. با این حال باید تاکید کرد که تایید یا عدم تایید غرب به هیچ عنوان تاثیری در کاهش یا افزایش عظمت موسیقایی خاورمیانه ندارد. موسیقی ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیست. روح موسیقی ایرانی که مطمئنا بخشی از آن ناشی از فواصلش است بر هر شنونده آگاهی تاثیر گذار است. در همین گروه تیونینگ (Tuning) همواره صحبت از موسیقی ایرانی و دستگاهها و اندازه گیری فواصلش است.

در مورد موفقیت اخیرتان و اعتبار این جایزه بگویید؟
موسسه غیر انتفاعی “UnTwelve” در سال ۲۰۰۸ با هدف اشاعه موسیقی میکروتونال تاسیس شد. این موسسه در سال ۲۰۰۹ اقدام به راه اندازی مسابقات سالیانه میکروتونال نمود که در سال ۲۰۱۱ سومین دوره آن برگزار شد.

این مسابقه به تدریج مقبولیت خود را پیدا نموده است، به گونه ای که به گفته “Aaron Krister Johnson” مدیر موسسه، در مسابقه سوم، سطح کیفی و تعداد و ملیت شرکت کنندگان بسیار ارتقاء یافته است.

من با ارائه قطعه ای ۳ بخشی برای سنتور به نام “Three Micromusics for an Ant” که با استفاده از سمپل سنتور “Eastwest-RA” ساخته شده بود، در این مسابقه شرکت کردم. البته متاسفانه به دلیل کمبود وقت من قطعه نوشته شده و نهایی را مستقیما به فرمت FLAC اکسپورت کرده و بدون هیچ پالایش استودیویی برای آنها فرستادم. در مجموع و با توجه به داوری مسابقه نفر سوم شدم.

پیش از این آیا در مسابقه ای آثار شما برگزیده شده بود؟
بله. من در دوره دوم این مسابقه جزء ۱۰ فینالیست و حائز رتبه ۶ شدم. این قطعه ارکسترال “نبرد اهورامزدا و اهریمن” (The battle of Ahuramazda and Ahriman) نام داشت که پس از نوشته شدن و با استفاده از سمپل ارسال شد (باز هم متاسفانه بدون هیچ پالایش استودیویی). همچنین در مسابقه ای که موسسه تحقیقاتی AEH در فرانسه با همکاری کمپانی MOTU واقع در ایالت ماساچوست آمریکا برگزار کرد، از بین ۱۲ نفر از انتخاب شدگان نهایی از بین کشورهای انگلیس، آمریکا، ‌اسلونی، ‌فرانسه، ‌ایران و ترکیه نفر اول شدم.

در اردیبهشت امسال نیز فستیوال موسیقی Microfest 2011 متعلق به “AFMM” یا “American festival of microtonal music” اثری میکروتونال از من به نام «بارانا» برای شش ساز بادی فرنچ هورن، کلارینت، ابوا، فلوت، فاگوت و کرآنگله را اجرا نمود.

در کنار آهنگسازی هنوز به نوازندگی هم می پردازید؟
اگر منظورتان نوازندگی تنبک به صورت حرفه ای است، به دلیل مشغله کاری غیر موسیقایی، تقریبا امکانش وجود ندارد. در عین حال در فوریه ۲۰۰۸ به همرام دوستانم پدرام خاورزمینی، مسعود نادری، محمد جابری و علیرضا نوری در قالب گروه “Irandrumz” در سومین فستیوال بین المللی سازهای کوبه ای کاتالونیا اسپانیا شرکت کردم.

فارغ از نوازندگی برای تنبک ایده هایی دیگری دارم. طراحی یک VST برای تنبک که انجام شده، نوشتن قطعات در کوکهای مختلف برای تنبک با دیدگاه آهنگسازی و… از این جمله است.

در زمینه نویسندگی چه فعالیت هایی داشته اید؟
اکثر نوشته ها و تحقیقیات من مربوط به ریتم، میکروتونالیته و تنبک است که در سایت شخصی و در مجله الکترونیک گفتگوی هارمونیک منتشر می شود. در زمینه میکروتونالیته مدلهای مختلفی را طراحی کرده ام که از طرف بنیاد Huygens-Fokker مورد استناد قرار گرفته اند.

هم اکنون در حال تحقیق بر روی کاربرد اصول آهنگسازی برای موسیقی تنبک، شیوه طبقه بندی تکنیکهای تنبک و ارائه راهکاری برای نت نویسی تنبک و ارائه سیستم علائم نگاری یکدست بر این اساس هستم. همچنین تحقیقم بر روی سیستم ۹۶ قسمتی مساوی و علائم نگاری آن و نامگذاری فاصله ها همچنان ادامه دارد.

از سویی دیگر، بر روی یک تئوری ریتمیک نیز کار می کنم که ایده اش از میکروتونالیته گرفته شده و سیستم فواصل زمانی را معرفی می کند. خوشبختانه تعدادی از نوشته های من مورد استناد دیگران قرار گرفته اند، از جمله نوشته ام در مورد میکروتونالیته که در کتاب “درآمدی بر صوت شناسی در موسیقی” تالیف زنده یاد استاد امین شهمیری مدرس علوم مربوط به موسیقی شناسی و مؤلف و فارغ التحصیل علوم فیزیک از دانشگاه تهران و مدرس صداشناسی موسیقی مورد استناد قرار گرفته است.

یا در فصل سوم جلد اول کتاب “دستگاه‌ها و آوازها” تالیف سلمان سالک که در آن بخشهایی از مقالات من در مورد سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی مورد استناد قرار گرفته اند. در تیر ماه امسال نیز مقاله “فواصل زمانی” من در جشنواره سایت های موسیقی مورد تقدیر قرار گرفت.

آیا کتابی در دست انتشار دارید؟
خیر. فعلا در حال انتشار نوشته هایم در در مجله الکترونیک گفتگوی هارمونیک هستم.

هنرآنلاین

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IX)

در کرمان مشابه همین مراسم در ماه رمضان و با نام «الله رمضونی» و «کلید زنی» برگزار می شود. «الله رمضونی» بیشتر توسط کودکان و «کلید زنی» توسط زنان و دختران انجام می شود که در آیین دوم فردی که این مراسم را انجام می دهد نباید شناخته شود. کلید زنی در شب های ماه رمضان برگزار می شود. زنی در حالی که صورت خود را با چادر پوشانده و یک سینی (در سیرجان به جای سینی از الک استفاده می شود که به آن کمو می گویند) در دست دارد که درون آن آیینه، سرمه دان و یک جلد قرآن قرار دارد، به خانه اهل محل می رود و با کلید به سینی (یا در خانه) می زند. صاحب خانه پس از گشودن در آینه داخل سینی را بر می دارد و چهره خود را می نگرد، سپس مقداری شیرینی، قند یا پول داخل سینی قرار می دهد. در کرمان همچنین از شب سوم تا پایان ماه رمضان مراسمی با عنوان «الله رمضونی» برگزار می شود که در آن گروهی از کودکان و نوجوانان به در خانه اهل محل رفته و این سرود را می خوانند و پس از اتمام سرودخوانی صاحب خانه پولی به سرپرست گروه می دهد:

رهبری: از سرنوشت آثار ضبط شده آهنگسازان ایرانی در بنیاد رودکی خبری نیست!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگسازی نام آشنای موسیقی ایران، این گفتگو در برنامه رادیویی نیستان (شبکه فرهنگ) انجام شده است. به تازگی اثری از علی رهبری به نام «نوحه خوان» با همکاری انتشارات ناکسوس به انتشار رسیده است. علی رهبری با اینکه تا به حال رهبری بیش از ۲۵۰ اثر را با انتشارات ناکسوس به عهده داشته است، این اولین بار است که یک اثر آهنگسازی شده از او به انتشار می رسد. درباره این آلبوم با او گفتگویی داشته ایم:

از روزهای گذشته…

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.
سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

این جا موسیقی آوانگارد و پیشرو جایگاهِ چندانی ندارد؛ بیشتر موسیقی هایی اصطلاحاً ترگل وَرگل و رمانتیزمِ دِمُده و یا موسیقی هایی که آمیخته به شعارهای لوس باشند ( استفاده از شعار قطعاً در جایگاه خود زیبایی و صلابت خود را خواهد داشت) و الزاماً هم همراه خواننده مورد توجه قرار می گیرد. اگر این خواننده، تلویزیون و یا سینمای دست چندم را هم به قدوم خودش مزین کرده باشد، دیگر واویلاست.
موسیقی و گردشگری (III)

موسیقی و گردشگری (III)

طبق آماری که در جراید اعلام شد ایران در سال گذشته تنها ۳۵۰ هزار گردشگر را پذیرا بوده است (که شاید در سال ۸۵ به خاطر مشکلات سیاسی کمتر هم شده باشد) این آمار نسبت به سال ۷۶ که ۶۶۰ هزار توریست به ایران آمدند کاهشی شدید داشته است. در سال ۷۶ درآمد کشور از توریست ها ۳۰۰ میلیون دلار بوده است.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

ابو حسن علی بن نافی که به خاطر چهره ی سیاه و کلام حکیمانه اش به زریاب معروف بود. او از مشهورترین موسیقیدانان زمان خود و اندلس شمرده می شود. زریاب از شاگردان برجسته ی اسحاق موصلی بود. از ابتکارات او می توان به افزودن سیم پنجم به عود اشاره کرد که نام آن را حاد نهاد. ناگفته نماند نام چهار سیم دیگر عبارت بود از بم، مثلث، مثنی، زیر. زریاب پس از عزیمت به اسپانیا دردربار سلطان حکم اول و بعد از آن عبدالرحمان دوم عزیز و محترم شمرده شد. او هنر موسیقی ایرانی را در اسپانیا ترویج داد ودر اندلس مدرسه ی موسیقی تاسیس کرد. از آن پس اندلس به مرکز مهم موسیقی در اروپای غربی تبدیل شد.
حنانه از زبان ملاح (IV)

حنانه از زبان ملاح (IV)

در این مرحله از کمال و پختگی است که یادهای گذشته در ذهن وی زنده‏ می‏شود، سال‏هایی را به خاطر می‏آورد که طرفداران موسیقی غربی، به رهبری پرویز محمود، علیه استاد وزیری صف‏آرایی کرده بودند، حنانه خود نوشته است: «بهترین‏ دلیل صدق گفتار ما موسیقی دانیست که در جبههء مقابل وزیری ایستاده بود و آثارش را بر مبنای موسیقی علمی غرب و با استفاده از ملدی‏های ایرانی می‏نوشت. این شخص‏ پرویز محمود بود که پس از تابعیت ایالات متحدهء آمریکا، دیگر نه نامی از او در ایران‏ برده می‏شود و نه در آمریکا توانسته است نامی از خود باقی بگذارد» (همان کتاب و همان صفحه)
سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

در غیاب من کار به این صورت است که در این گروه ما چند سرگروه داریم که این سرگروهها مسئولیت دارند که خودشان یک گروه تشکیل دهند و با تنظیم وقت این عده از نوازندگان را تقسیم کنند به گروه های ۶، ۷ و ۸ نفری که خودشان جداگانه کار می‌کنند و قرار است که خانم موحد هم لطف کنند بعضی وقتها به این گروه‌ها نظارتی داشته باشند و در واقع به ارتقاء کیفیت این گروه ها کمک کنند.
ز صبا رحمتی از روی بداعت آمد

ز صبا رحمتی از روی بداعت آمد

صبا کوچولوی دهه ­های سی – چهل حال دیگر خود صبای زمانه و براستی صدایی از جنس زمان شده است. صبا و صدای زمانه ما «رحمت­اله بدیعی» است که اکنون بهارانه­وار هفتاد بهار را به چشمان هنرمند خویش دیده است. صبا کوچلو اکنون بقول «افلاطون» چنان بر شانه غول­ها، پیکره موسیقی [ما] را با آرشه­های با صلابت و سلامتش نقش داده که هر آیینه با بزرگان هنر این سرزمین هماورد می ­کند.
نمودی از جهان متن اثر (IX)

نمودی از جهان متن اثر (IX)

مرحله‌ی بعدی فرآیند تجزیه و تحلیلی جستجوی همین ارتباط‌ها است. بررسی آثار تحلیلی که تاکنون منتشر شده نشان می‌دهد که این جنبه‌ی کار تحلیل‌گرانه صورتی دو وجهی دارد؛ از یک سو معطوف به طبقه‌بندی است و از سوی دیگر طبقه‌بندی را به عنوان نقطه‌ی شروع به کار می‌گیرد. رابطه‌ی دو سویه‌ی آنالیز با تئوری و تاریخ موسیقی نیز درست در همین نکته‌ی طبقه‌بندی نهفته است. اگر بپذیریم که آنالیز قادر است ویژگی‌های موسیقایی یک قطعه را استخراج کند، این نکته ما را وامی‌دارد به آنالیز به عنوان ابزاری برای طبقه‌بندی موسیقی نگاه کنیم.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

در اولین روزهای روی کار آمدن دولت جدید بود که خبر بازگشایی «خانه سینما» منتشر شد؛ مرکزی که قبل روی کار آمدن دولت جدید، قول بازگشایش داده شده بود. در میان وعده های دولت جدید، تنها خبری که وجود نداشت، قول سامان گرفتن ارکستر سمفونیک تهران بود، چراکه هنوز نام موسیقی به سختی به لبان دولت مردان می آید، چه برسد به نامی غریب که «ارکستر سمفونیک تهران» باشد!
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

اجرای زنده اما تفاوتی بنیادی با ضبط‌ها دارد؛ فرار بودن. یک کنسرت، اگر فرض کنیم ضبط نشود، ماندگار نیست بنابراین منتقد که معمولا با حضور در محل و از طریق شنیدن زنده می‌خواهد نقدی بنویسد باید از پیش آمادگی داشته باشد. این آمادگی با شناخت آثار از طریق مطالعه‌ی نغمه‌نگاره (پارتیتور) یا شنیدن اجراهای دیگر یا مطالعه‌ی دیگر آثار مرتبط و… میسر است.