آوازهای تلخ سرزمین من (II)

منیر وکیلی
منیر وکیلی
او که بسیار به موسیقی محلی ایران علاقمند بود، در سال ۱۳۳۸، به ضبط هشت ترانه ی محلی ایران پرداخت که در کشور فرانسه جایزه ی اول “شارل کروس” را دریافت نمود. وکیلی پیش از این به تحقیق در مورد شیوه ی اجرای این ترانه های روستایی در مناطق مختلف ایران پرداخته بود.

منیر وکیلی، پس از اتمام تحصیل در بوستون در سال ۱۳۴۰ به تهران بازگشت و در اجرای اپراهای بسیاری همکاری موفقی داشت.

مخصوصا قسمت هایی از اپرای “مادام باترفلای” با بازی او، از تلویزیون نیز پخش شد.

او در این مدت، هم در نقش خواننده و هم کارگردان اپرا به فعالیت مشغول بود و از اپراهای ایرانی ای که وی کارگردانی کرد، “زال و رودابه” اثر ثمین باغچه بان را می توان نام برد.

در سال ۱۳۵۶ منیر وکیلی به ضبط ترانه های محلی با تنظیم حسین دهلوی پرداخت که توسط انتشارات “کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان” به بازار آمد و امروز تنها نمونه ی صوتی قابل دسترس از او می باشد. تنظیم این اثر برای ارکستر مجلسی است که با گروه سازهای ایرانی همراهی شده است.

منیر وکیلی در سن ۵۶ سالگی با مهارت قابل ستایشی به اجرای این ترانه ها پرداخته است. ویبراسیون های دقیق و سریع وی، حداقل در میان خوانندگان ایرانی اپرا بی نظیر است.

audio file قسمتی از “ریحان” را با صدای منیره وکیلی و تنظیم حسین دهلوی بشنوید

پس از انقلاب منیر وکیلی یک سال و نیم بدون هیچ فعالیتی در ایران ماند و حتی زمانی که شایع شده بود گروه های مخالف موسیقی، قصد دارند تالار رودکی را منفجر کنند، تمام روز را در این تالار ماند تا ثابت قدم بودن خود را اثبات کند.

وکیلی در سال ۱۳۵۹ به کشور فرانسه رفت. او دو سال بعد (سال ۱۳۶۱) در یک سانحه ی رانندگی بین پاریس و لاهه درگذشت.

audio file قسمتی از “لای لای” را با صدای منیره وکیلی و تنظیم حسین دهلوی بشنوید

حدود هفت سال پیش فرزند و همسر او به یادش، سی دی ای به نام “منیر وکیلی؛ بازگشت” را تهیه کردند که در آن، با استفاده از موسیقی الکترونیک، ترانه های محلیِ خوانده شده توسط او را بازسازی کردندو انتشارات کلتکس در آمریکا آن را به چاپ رساند.

زنان موسیقی

3 دیدگاه

  • ریزوندی
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۹۱ در ۵:۰۶ ب.ظ

    چطور میشه اثار ایشون رو به صورت کامل خریداری کرد.آیا در بازار موجوده؟
    ممنون میشم اگه راهنمایی کنید

  • امیر
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۳ ب.ظ

    وقتی صدایشان رامیشنوم میفهمم که بهترین هم که باشی روزی خواهی رفت.یادشان رادرخلوتم همیشه گرامی میدارم و به خاکشان بوسه میزنم

  • امیر
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۵ ب.ظ

    خدایابه مذهبی هابفهمان که اگرمذهب پیش ازمرگ بکار نیاید پس ازمرگ به هیچ کارنخواهدآمد…درودبه روح پاک بانووکیلی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

هنر و از آن جمله موسیقی، به مثابه بازیِ دوسویه‌ای است که میان هنرمند و مخاطب شکل می‌گیرد. مخاطبِ موسیقی در مسیرِ اهداف گوناگونی می‌تواند دنبال‌کننده‌ی مستمر آثار یک آهنگساز مشخص باشد که در دو گروه اصلی قابل دسته‌بندی است؛ اول، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با تکرار در ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ آشنا به عنوان «سَبکِ هنریِ شخصی»، اثری مطابق چارچوب‌های آشنای ذهنی او خلق کند و این گروه شامل توده‌ی مخاطبان است. دوم، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ بدیع و نیز دگرگونی عوامل آشنای قبلی، وی را در فراسوی ابعادی تازه از درک و دریافت هنری بپروراند و این گروه شامل شنونده‌ی خاص هنر است. در بازی هنر، شنونده‌ی گروه دوم می‌تواند با تخیّل هنری پویا و دیدگاه تحلیلی – انتقادی خود، با آهنگساز وارد گفتمان هنری شده و در جهت ره‌یافت‌های نوینِ خلق هنری (وینیو ۱۳۹۰) – به دور از الگوهای از پیش مقررشده- مشارکت ورزد.
وداع با موسیقی آوانگارد (I)

وداع با موسیقی آوانگارد (I)

«۷ سال پیش، سال ۱۹۶۶، داشتم برای کتابم، “گوناگونی بی نهایت موسیقی” (infinite variety of music)، مقدمه مینوشتم؛ این دوران برای من دوران ضعیفی از لحاظ موسیقی در قرن ما بود، به واقع ضعیف ترین دورانی که در زندگی تجربه کردم.» برنشتاین با این مقدمه سخنرانی خود را در مورد موسیقی آوانگارد و سریال شروع می کند و به جایی می رسد که می گوید: «چند سال قبل در مقدمه ای نوشته بودم، من امروز موسیقی های پاپ و راک را بیشتر از موسیقی های استادان موسیقی آوانگارد می پسندم، هرچند امکان دارد چند سال دیگر از این گفته پشیمان شوم؛ ولی امروز وقتی می بینم آهنگسازان آوانگارد تغییر مسیر داده اند و باز به موسیقی تنال برگشته اند، می فهمم پیش بینی ام درست بوده و استادان این مکتب به مسدود بودن این راه با تغییر مسیرشان اعتراف کرده اند. یک نوع نئوکلاسیسیم روی داده که باعث بوجود آمدن هوایی تازه شده است. دلیل این اتفاق کشف دوباره تنالیته است (نقل به مضمون از سخنرانی لئوناردو برنشتاین در تاریخ ۱۹۷۳ در دانشگاه هاروارد با عنوان «شعر زمین»)
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

در سمفونی مانفرد، همچون سمفونی فنتاستیک، از تم ها به شکل تازه ای بهره گرفته می شود. هر بار که تم اصلی و آغازگر که پایه و اساس ساختمان این اثر را تشکیل می دهد ظاهر می گردد، آرامش را از آن می گیرد و حتی ناقوس کلیسا به عنوان “تسلی بخش مذهبی” توانایی مهار ساختن آنرا ندارد.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

۱- همانطور که در مثال ۹ دیده می شود، کنترمد دارای ۷ درجه می باشد. دقیقا مانند مد که هفتمین درجه آن به “تونیک مد” ختم می شود، دقت کنید: درجه هفتم کنترمد، همان درجه اول مد اصلی است. درجات به ترتیب از “زیر به بم” شمرده می شوند. البته من به درجه اول مد، در تئوری نوین خود، لقب نوت “مدیک” (modique) را داده ام.
چارلی چاپلین ، قسمت دوم

چارلی چاپلین ، قسمت دوم

در ادامه مطلب قبل (چارلی چاپلین) که راجع به زندگی هنری چارلی چاپلین و توانایی های او در آهنگسازی بود، ابتدا توجه شما را به قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید که ساخته چارلی چاپلین هست جلب می کنیم. بخصوص به ملودی های زیبای تم اول و دوم آن دقت کنید.
ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.
درگذشت پوریا حاجی زاده

درگذشت پوریا حاجی زاده

پوریا حاجی زاده نوازنده و نویسنده موسیقی، سوم آبان ماه ۹۲ پس از چند ماه مبارزه با بیماری از میان ما رفت. حاجی زاده با ورود به هنرستان موسیقی و سپس دانشکده ی هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران، رشته ی نوازندگی را ادامه داد و پا به عرصه ی هنر گذاشت. خانواده پدریش (محمد، حمید و فرخنده) از شاعران و نویسندگان مطرح هستند. پدر وی محمد حاجی زاده همچنین ساز سازی مطرح است و تارهای تیکه ای او که ترکیبی است از چوب های مختلف، میان نوازندگان برجسته ایرانی از جایگاهی خاص برخودار است.
فریبا جواهری: ردپای تعلیمات آقای معروفی را در سازم دارم

فریبا جواهری: ردپای تعلیمات آقای معروفی را در سازم دارم

دبستان که می رفتم پدرم مرا برد به هنرستان ملی موسیقی. آقای گلزاری مسئول ثبت نام بود و آقای پورتراب استاد تئوری موسیقی. به کلاس ایشان رفتم، نت ها را که درس می داد یک بار از من پرسید که دو بعلاوه یک چه می شود؟ من گفتم سه. منظور ایشان نت دو بود که بعلاوه نت یک می شود نت “ر” چندبار گفتند من هم گفتم سه. دبستان میرفتم و رابطه ریاضی و نت ها را نمی دانستم به هر حال یادم می آید کلاس آقای پورتراب که تمام می شد می رفتم در کلاس استاد حسین تهرانی و دست پنجه ایشان را می دیدم که چطور تنبک می نوازد. گاهی هم اجازه می گرفتم سرکلاس ایشان می نشستم و تماشا می کردم که او چگونه اینطور استادانه با صدای تنبک خود همه را مجذوب می کرد. بله کلاس تئوری را نزد آقای پورتراب گذراندم….
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.