گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

زندگی هنری من در امریکا بسیار سخت و در تنهائی و عدم امکانات انجام میگیرد، این وضیت برای هنرمندی که بخواهد با عشق و خلوص و عمق به هنرش بدور از شارلاتان بازی و بیزینس کردن در کارش بپردازد، بسیار سنگین و آزاردهنده است و در واقع هنرمند به مانند پرنده ای در قفس زندگی میکند. هنرمند برای کار خلاقه و کلا پرداختن به موسیقی و ساز زدن و غرق شدن در کارش، نیاز به شادابی در جهت کارش و احساس درک و حمایت و قدر دانی و احترام مردم دارد.

در آمریکا در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟ آیا هنوز به نوازندگی ادامه می دهید؟
زندگی هنری من در امریکا بسیار سخت و در تنهائی و عدم امکانات انجام میگیرد، این وضیت برای هنرمندی که بخواهد با عشق و خلوص و عمق به هنرش بدور از شارلاتان بازی و بیزینس کردن در کارش بپردازد، بسیار سنگین و آزاردهنده است و در واقع هنرمند به مانند پرنده ای در قفس زندگی میکند. هنرمند برای کار خلاقه و کلا پرداختن به موسیقی و ساز زدن و غرق شدن در کارش، نیاز به شادابی در جهت کارش و احساس درک و حمایت و قدر دانی و احترام مردم دارد.

به خاطر عمیق شدن در کارش و سالها سیر کردن در آن، به دنیائی قدم میگذارد که ناچارا و ناخواسته، فکر و احساس و درکش از هنر از مردم فاصله میگیرد، در نتیجه اکثریت مردم او و هنرش را درک نمیکنند و در طول تاریخ به خوبی دیده شده که بعد از گذشت حتی یک قرن شاید هم خیلی بیشتر تازه میفهمند که چه درک میکرده و چه میگفته و چه کرده!

معذالک با دشواریها و نوع زندگی موجود سعی میکنم زمانی را هم به ساز زدن بپردازم.

آیا به آهنگسازی هنوز می پردازید؟
اوقات من به تدریس موسیقی و آهنگسازی میگذرد که البته همانطور که اشاره شد هم در کار آموزش و هم آهنگسازی بسیار با دشواری انجام میگیرد، در امر آموزش سازهای ایرانی محیط مناسبی نیست.

هر چند که باید متذکر شد که در شهری که من زندگی میکنم یعنی واشنگتون (Washington DC) جمعیت ایرانی بسیار زیاد است و چنانچه اتحادی میان ایرانیان وجود میداشت (!) ایرانیان، چه هنرمند و چه هر قشر دیگری از ایرانی، همگی در کارهایشان و نیز در راه پیشبرد فرهنگ و هنر و حتی اقتصاد، با بوجود آوردن یک جامعه متحد و خوشحال، می توانستند موفقیت های زیادی کسب کنند و من به عنوان یک هنرمند که در زندگی هنری ام و (همچنین زندگی شخصی) خلوص و عشق و تعهد به کار را ثابت کردم، همچنان کار موسیقی من باید در گمنامی و انزوا بسر برد.

اثرتان با استاد شجریان در چه مرحله ای قرار دارد؟
اثری که برای آقای شجریان حدود ۱۴ الی ۱۵ سال پیش نوشتم، متاسفانه در حصار آرشیو آقای شجریان مبحوس است، آثاری که خلق میشود برای شنیدن و در دسترس مردم قرار دادن است، موسیقی برای آزادی روح انسان است و نه برای خاک خوردن در یک گنجه!

در مورد پروژه اخیرتان صحبت کنید.
کنسرت اخیر که در ۱۹ ماه می است از ۲ فرم اجرائی بر خوردار است، فرم اول، کلاسیک ایرانی (گروه نوازی سازهای ایرانی) است که ۳ اثر از پرویز مشکاتیان اجرا میشود و در میان آن بداهه نوازی من با سنتور خواهد بود و مقدار کمی آواز و قسمتی دیگر چندی از هنرجویان پیشرفته من، قطعاتی از فرامرز پایور و مشکاتیان اجرا میکنند.

فرم دوم، مربوط به آنسامبل زهی (سترینگس) و سنتور و تار میباشد. قطعه ای در نوا که حدود ۱۴ دقیقه میباشد، برای این آنسامبل و گروه کر چهار صدایی نوشته شده که به رهبری انگل گیل اردنز (Angel Gil-Ordonez) که یکی از بهترین رهبران اسپانیا است، اجرا خواهد شد. تنظیمی متفاوت روی قطعه چنگ رودکی اثر: روح اله خالقی، انجام دادم. تنظیمی دیگر نیز روی ترانه “جان مریم” کامبیز مژدهی انجام شده که هر ۳ این اثر به رهبری انگل گیل اردنز روی صحنه میرود.

آیا این اولین بار است که در آمریکا آثار شما با ارکستر اجرا می شود؟
این پنجمین کنسرتی است که در شهر واشنگتون برگزار میکنم که از نظر ترکیب کنسرتهای قبل هم به همین منوال انجام شدند.

این رهبر سرشناس و این ارکستر مطرح از چه طریقی با آثار شما آشنا شدند؟
آشنایی من با آقای اردنز از طریق خانم گلنوش خالقی (فرزند روح الله خالقی) که ایشان هم در همین شهر زندگی میکنند، چند ماه پیش صورت گرفت و آقای اردنز به من گفتند که برایم جالب است که برای اولین بار موسیقی ایرانی را تجربه کنم و خیلی علاقمند هستم که این اجرا صورت گیرد.

مشخصات فنی این قطعات چیست، آیا بر مبنای موسیقی دستگاهی تصنیف شده یا خیر، آیا سازهای ایرانی هم در ارکستر وجود دارد؟
در مورد سؤالتان، بر مبنای موسیقی دستگاهی: فقط در مورد قطعه نوا (با شاهد دو) میتوانم بگویم که ملودیها در درآمد و نیشابورک و نهفت انجام گرفته، البته کاشکی ارکستر میتوانست ربع پرده اجرا بکند، که متاسفانه آنها قادر نیستند و تنظیم کار برایم دشوار بود که هم کار صدای دستگاه نوا بدهد و هم ملودیها زیبا باشند. به عنوان مثال در محدوده درآمد، ارکستر زهی اصلآ نوت لا کرن را اجرا نمیکند و سازهای مضرابی آن را اجرا میکنند و کلا ملودی بیشتر در نیشابورک و نهفت است که سر و کاری با لا کرن ندارند.

همکاری شما با این ارکستر ادامه پیدا خواهد کرد؟
البته خاطر نشان کنم که به دلیل هزینه بالای نوازندگان ارکستر آقای اردونز، نوازندگان دیگری را به کار گرفتم که فقط ۲ روز قبل از اجرا ۲ تمرین ۳ ساعته خواهیم داشت و سپس فردای آنروز کنسرت خواهد بود، ولی از نام آن ارکستر استفاده خواهیم کرد. همکاری من با این رهبر بستگی به خواست و علاقه ایشان و چگونگی تهیه هزینه کنسرت دارد.

چند سال است که در ایران آثاری از شما اجرا نشده و آخرین کنسرتی که به آثار شما اختصاص داشت برنامه ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی بود، آیا تمایلی به همکاری با ارکسترهای ایرانی ندارید؟
در مورد همکاری با ارکستر های ایران باید بگویم که خیلی هم خوشحال میشوم که این همکاری وجود داشته باشد. اما با راه دوری که من دارم چنانچه بودجه آن و امکانات خوبی فراهم شود بسیار علاقمند برای همکاری هستم.

کنسرتی که به رهبری آقای فخرالینی شکل گرفت چگونه برگزار شد؟
هنگامی که آقای فخرالدینی کار من را اجرا میکردند من در ایران نبودم اما دوستان گفتند که هم مردم و هم نوازندگان اجرای قطعه را دوست داشتند و همچنین تعریف کردند، هنگامی که ارکستر به سفر چین رفته بود وقتی قطعه اسمر به پایان رسید، مردم که خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودند از جا برخاسته و بسیار تشویق کردند.

قبلا گفته بودید قصد انتشار آثارتان در ایران را دارید، این پروژه به کجا رسید؟
مقداری از آثارم را شرکت سروش قرار است که منتشر کند و در حال حاضر طرح جلد آن در حال انجام است. به هر حال چون خود من در آنجا نیستم کار به سختی انجام میگیرد.

همشهری آن لاین

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است