نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

۶- عوامل تاثیرگذار در عدم موفقیت اشخاص و تهدیدات نوازندگی چیست؟
هنرمند در جایگاه یک انسان و در طی دوران زندگی هنری خود، همواره با عوامل تاثیرگذار مستقیم و غیر مستقیمی روبروست که این عوامل می توانند به شکل تهدیداتی در برابر مسیر مستمر زندگی هنری و موفقیت او جلوه گر گردند.

از آنجا که سرچشمه، ماهیت، وضوح و روشنایی و نیز زمان وقوع هر یک از این تهدیدات در فرد می تواند با دیگری متفاوت بوده و این عوامل گاه به شکل منفرد و گاه به شکل گروهی و دسته جمعی در اشخاص بروز می نماید و می تواند باعث جلوگیری در استمرار زندگی هنری اشخاص گردد، شناسایی و درک بهتر و نیز داشتن راه حل های مناسب در برابر این عوامل توسط نوازندگان می تواند به عنوان راهکاری مناسب در مقابله با این تهدیدات به شمار آید.

یک نکته مهم در این رابطه آن است که گاه نوازنده، خود متوجه وجود یا بروز این عوامل نیست و یا از آنجا که بعضی از این عوامل چه در واقعیت و چه در ظاهر دارای نکات مثبتی هستند که فرد از آن استقبال می نماید، در عمل اراده و شناختی برای برخورد با واقعیات منفی این عوامل وجود نداشته و از آن به ناخود آگاه غافل می ماند.

من در طی این نوشته و قسمت بعدی آن سعی دارم تا حد امکان مسائل را از جهات مختلف مورد بررسی قرار دهم و برای بررسی این موضوع بهتر است تا موضوع را از نخستین گام ها بررسی نماییم.

بسیار شاهد بوده ایم که شخصی از روی عشق و علاقه به موسیقی و نوای یک ساز به دنبال یادگیری آن می رود.

معمولا بجز مواردی مانند اینکه که شخص در داخل یک سیستم آموزشی یا در برابر اصرار، خواست و یا تشویق بستگان و دوستان در کنار دیگر امور خود موظف به فراگیری موسیقی نیست، شروع یادگیری از روی علاقه شخصی روی می دهد که آغازی بدین شکل می تواند به عنوان موتور محرکی بسیار قوی نیز عمل نماید.

اما در همین گام نخست عدم شناخت کافی عواملی چون مناسب بودن شرایط فیزیکی بدن برای نواختن ساز انتخابی، عدم شناخت کافی از سبک های مختلف نوازندگی یک ساز و یا شروع کار با مدرسی غیر متخصص و آموزش دیدن غلط و… باعث ورود شخص به بیراهه ای می گردد که گاه بازگشت از این مسیر به قیمت کنار گذاشتن نوازندگی می گردد.

به طبع هرچه سرمایه گذاری زمانی و بدست آوردن شناخت بیشتر توسط فرد علاقه مند در همین گام نخست شروع این پروژه بیشتر باشد، رویارویی با مشکلات بعدی کمتر خواهد بود و عوارض این مسئله نیز کمتر و این عاملی است که ما انسانها در ابتدای شروع کار کمتر به آن توجه می کنیم و گاه بعد از سالها آمد و رفت و تلاش و پرداخت انواع هزینه های زمانی و معنوی و مادی متوجه آن می گردیم.

موردی دیگر آنست که در اکثر موارد بجز علاقه مندی به صدای سازی که آنرا انتخاب نموده ایم شخصی واسط، به عنوان عامل انگیزشی ما در این راه قرار می گیرد که علاقه به او و نحوه نواختنش و صدای سازش ما را محسور خود می گرداند.

گاه سالها و سالها تلاش می کنیم تا به سطحی از تکنیک و توان در نوازندگی و جایگاهی از نوازندگی و هنر که او بدان دست یافته است، دست یابیم و او و جایگاهش به عنوان یک سمبل و خواست در ذهن ما تجلی می نماید.

باید توجه داشت که در این رابطه آرمان گرایی می تواند بسیار مفید باشد و باعث پیشرفت ما گردد و هدفی را در برابرمان به تصویر کشد. اما غالبا فراموش می کنیم که چه عواملی باعث گشته تا این نقطه آرمانی فراهم گردد و این هدف متعالی با بهره گیری از چه پتانسیل هایی بدست آمده است.

غالبا از این موضوع غافلیم که وجود چه نوع اتمسفر، فرهنگ، برهه زمانی، سیستم آموزشی، استعداد فردی و توانایی های بدنی و مغزی ، پشتکار، نیز پتانسیل های مادی و معنوی و حمایتهای فردی، گروهی و دولتی و نیز سیاسی و… باعث بوجود آمدن چنین سرمایه ایی در هنرمند مزبور گردیده و او را بدین جایگاه رسانده و براستی کدامیک از این عوامل آیا در ما نیز محیا است؟ و جز آنکه نوازنده و شخص آرمانی او هر دو انسانند و یک ساز را برای مثال در یک سبک می نوازند و به آن علاقه مندند، وجه اشتراک دیگری نیز در آنها وجود دارد؟

حال اگر تلاش برای رسیدن به این نقطه آرمانی بدون در نظر گرفتن هیچیک از عوامل فوق صورت گیرد و نوازنده دائما به دنبال قیاس به نفس خود با فرد آرمانی اش باشد، این عامل پس از سپری شدن زمانی طولانی می تواند به عنوان تهدیدی مایوس کننده و هدفی دست نیافتنی خود را نشان دهد و به عاملی برای خود خوری شخص تبدیل گردد و نوازنده بدون آنکه خود متوجه موضوع باشد از تاثیرات منفی آن آسیب پذیرد و حس عدم دستیابی به آرزوها، می تواند چون موریانه ای تار و پود انگیزه های فردی او را تخریب نماید.

باید توجه داشت ایده آلیستی و آرمان گرایی کورکور گرایانه باعث می گردد تا عامل شناخت نقش مثبت خود را به نقشی تهدیدکننده بدل نماید، زیرا ما را از درک واقعیات می رهاند وباعث اتلاف انرژی درونی ما می گردد.

اما در صورتی که نوازنده به موارد فوق توجه نموده و بتواند این مسائل را در ذهن خود تحلیل نماید، سطح توانایی هنرمند محبوب خود را به عنوان خواستگاهی از سطح توانایی در نوازندگی در ذهن خود به تصویر کشد و بتواند به واسطه هنرمند محبوب خود، چشم اندازی از سطح مطلوب ایده آل های نوازندگی بدست آورد و نیز از نوازندگی به دنبال کپی برداری و یا باز تولید از یک سطح توانایی و نیز اندیشه متعالی، اما تجربه شده نبوده و به دنبال ایجاد خودی شخصی باشد، آنگاه می توان گفت که او به شناختی مثبت و غیر مخرب دست یافته که در او ایجاد انگیزش برای ادامه کار را در طی سالیان متمادی فراهم می نماید.

بنابراین شناخت پارامترهای مثبت یک موضوع و نیز تهدیدات پنهانی و یا آشکارای آن می تواند تاثیر بسزایی در ادامه زندگی هنری ما داشته باشد. در قسمت بعدی بیشتر به این موضوع پرداخته خواهد شد.

Viol.ir

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.
گفتگو با ریچی (III)

گفتگو با ریچی (III)

از ریچی پرسیدم که آیا مردم باید زیر چانه ای و رو شانه ای را به کناری بگذارند؟ ریچی: نه، نمی توان یک قانون کلی ساخت. بعضی ها گردن خیلی کوتاه و بعضی هم گردن خیلی بلندی دارند. تکلیف آنها چیست؟ …
هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (III)

هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (III)

یکی از نمونه های فراوان و معمول ریورب، نوع سالن (Hall) است. این نوع ریورب شبیه سازی مشخصی از یک سالن بزرگ است که به راحتی با اندکی تغییر قابل استفاده برای تمامی اعضای ارکستر می باشد، به طوری که حتی کوچکترین عضو ارکستر به خوبی شنیده شود. ضروریست تا بدانیم که سالن های کوچک از اتاق های کوچک همچنان صدایی بزرگتر تولید می کنند.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

او ادامه داد: در مقابل وقتی از موسیقی صحبت می‌کنیم به طور عام تجربه موسیقایی را مدنظر قرار می‌دهیم و من می‌توانم مطمئن باشم که همه ما تجربه موسیقایی داشته‌ایم؛ یا به عنوان نوازنده یا به عنوان آهنگساز و در مجموع خالق اثر یا به عنوان شنونده آن. تجربه موسیقایی از آن جایی شکل می‌گیرد که به زبان پشت می‌کند. بر اثر شنیدن یا نواختن موسیقی اتفاقی کیفی در ما شکل می‌گیرد که ساحتش با ساحت زبان، چه مکتوب و چه شفاهی کاملا متفاوت است. اگر به همان جمله آشنای هایدگر نگاه کنیم که «زبان خانه ماست»؛ به خاطر آن که زبان است که تفکر و جهت فکری ما را به وجود می‌آورد، اتفاقا آن زمان که در حال تجربه موسیقایی هستیم تفکرمان را کنار می‌گذاریم و با یک احساس کیفی سر و کار داریم و آن احساس کیفی قابل تبدیل مستقیم به زبانِ «زبان» نیست چون با آن سنخیت ندارد. مثالی در مورد این تجربه کیفی می‌زنم؛ من هر حجمی از درد را که از سر گذرانده باشم، احساسی کیفی را از سر گذرانده‌ام که اگر بخواهم در متنی در موردش صحبت کنم نمی‌توانم عینِ آن احساس را در شمای خواننده به وجود بیاورم.
اجرام آسمانی و موسیقی کیهان

اجرام آسمانی و موسیقی کیهان

موسیقی را علم اصوات دانسته اند اما میدانیم که این هنر با ریاضی و فیزیک رابطه ای مستقیم دارد و همانطور که در بحثهای قبلی اشاره شد فیلسوفان و دانشمندان بزرگی مثل ابوعلی سینا این موضوع را تایید کرده اند. در رابطه با تاریخ وموسیقی درکتاب تاریخ موسیقی ایران نوشته حسن مشحون میخوانیم “پیروزی های اسکندر سبب انتشار تمدن یونانی در سرزمینها و کشورهای مفتوحه او گردید و دامنه آن تا هندوستان نیز رسید. اسکندر مایل بود تمدن و آداب و رسوم یونانی را به ایران تحمیل کند ” (که به این مکتب هلنیسم گویند) و در ادامه می خوانیم:
آیا همیشه باید واضح خواند؟

آیا همیشه باید واضح خواند؟

این سئوال در موسیقی ایران بارها تکرار شده، عده ای روی واضح خواندن خواننده تاکید دارند و اعتقاد دارند که اگر قرار است کلامی به گوش شنونده برسد و ما موسیقی با کلامی عرضه کنیم، چرا کلام واضح نباشد؟!
سریالیسم

سریالیسم

سریالسیم در موسیقی به سبکی خاص از آهنگسازی گفته می شود که در آن آهنگساز مجبور است پیش از آنکه نتی را که قبلآ در موسیقی استفاده کرده است، تکرار کند، مابقی نتهای گام کروماتیک را نیز استفاده کند و پس از آن مجاز به تکرار نت مورد نظر است.
نی و دندان (I)

نی و دندان (I)

چندی پیش مقاله سجاد محرابی (کارشناس دیزاین، نوازنده و سازنده آلات موسیقی) با عنوان «مقدمه ای بر بینارشتگی» را در این سایت خواندید. امروز مقاله ای از رسول صادقی، نوازنده، خواننده و سازنده نی و دندانساز را می خوانید که درباره موضوع تاثیر دندان نوازنده در نواختن نی نوشته شده است:
موسیقی و نابینایان (I)

موسیقی و نابینایان (I)

مقاله ی حاضر نوشتاری است در باب بیان تعاریف و ادراک موسیقی در نابینایان با تاکید بر آراء ” آرتور شوپنهاور” در زمینه ی موسیقی. شوپنهاور موسیقی را یک استثنا می داند؛ وی بر این عقیده بود که موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است؛ زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

اما اولین زن نوازنده که از نوازندگیش بر روی گرامافون ضبط شد سه تارِ خانم پروانه است که خواننده نیز بوده است؛ آواز او با سنتور حبیب سماعی و تار قوام السلطان در سال ۱۳۰۶ به ضبط شده که انتشارات آن کمپانی هیزمسترز ویس بوده است، نام اصلی اش بتول رضایی است اما به نام موچول (چون ماه) و پروانه بر روی صفحات گرامافون ثبت شده است. پروانه زنی بود لاغر اندام و سبزه که در سال ۱۳۱۱ ش در سن حدود بیست و پنج سال در اثر بیماری سل در گذشت. (۱)