گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بی احترامی به موسیقی (III)

«یکی از ترجیحات او این بود که دستگاه جدید قابلیت به اشتراک گذاشتن داشته باشد. پریزم دو خروجی برای هدفون دارد. بنابراین دو نفر به طور همزمان می توانند با آن آهنگ گوش کنند. او می گوید بهترین مکان برای موسیقی گوش دادن در تخت است.»

«یکی از ترجیحات او این بود که دستگاه جدید قابلیت به اشتراک گذاشتن داشته باشد. پریزم دو خروجی برای هدفون دارد. بنابراین دو نفر به طور همزمان می توانند با آن آهنگ گوش کنند. او می گوید بهترین مکان برای موسیقی گوش دادن در تخت است.»

مارک وود (Mark Wood)، موزیسین پاپ، چند سال پیش وقتی فهمید که خوب به موسیقی گوش نمی دهد تصمیم گرفت که عادت های موسیقایی اش را تغییر دهد. در یکی از تعطیلات کریسمس مارک نگاهی به کپه آلبوم هایی که کنار گذاشته بود تا گوش کند انداخت و با خود اندیشید که:
خیلی مسخره است. وقتی من ۱۶ ساله بودم یک سال طول می کشید تا این تعداد آلبوم تولید شود و من هم تمام وقتم را صرف گوش دادن به آنها می کردم چون پرداختن ۵ پوند در آن زمان پول زیادی بود. اگر هم با یکبار گوش دادن از آن آلبوم خوشتان نمی آمد، کاری از دستتان بر نمی آمد چون نمی توانستید یک آلبوم دیگر بخرید. جالب است که بسیاری از آلبوم هایی که اکنون مورد علاقه ام هستند را نخستین بار که شنیدم خوشم نمی آمد!

وود احساس می کرد که دارد پولش را برای موسیقی خرج می کند اما احترامی که شایسته آن بود را برایش قائل نبود. آلبوم ها مانند «دانه هایی بودند که بر روی زمینی بی حاصل می افتادند».

وود به این نتیجه رسیده بود که در دهه گذشته آلبوم های کمتری نسبت به قبل در ذهنش مانده بودند و می خواست امتحان کند تا ببیند که به خاطر بالا رفتن سن است یا نه. «نمی دانستم باید چه کار کنم. پس همینطوری به “Bowie” یا “The Smiths” که از ۱۵ سالگی عاشقشان بودم گوش دادم. اما فهمیدم که اینگونه انتخاب کردن من را به جایی نمی رساند.»

کاری که وود کرد این بود که وانمود کرد که همه این آلبوم ها را یک جا و با هم ندارد و خودش را به ۵ آلبوم در ماه محدود کرد. آخر هر ماه، وود iPod خود را پاک می کرد و آهنگ های جدید را بر روی آن می ریخت (که ترکیبی بودند از آلبوم هاب قدیمی و جدید). او به شوخی نخستین هفته های انجام این تصمیم را به کنار گذاشتن هروئین تشبیه می کند و می گوید: نمی توانستم باور کنم که اگر آهنگی اعصابم را به هم بریزد نمی توانم آن را عوض کنم.

وود مثال های زیادی از آلبوم های «سخت» از هنرمندانی مانند فیور ری (Fever Ray)، ری هارپر (Roy Harper) و مریسی (Morrissey) می آورد که در گذشته از گوش دادنشان طفره می رفته و به کارهای آسانتر گوش می داده است.

او درباره “Trout Mask Replica” می گوید: اگر بیش از سه بار به آن گوش کنید، دیگر فهمش دشوار نیست. پس از آنکه برای یک هفته آن را گوش دادم دقیقا فهمیدم که هدف کاپیتان بیفهارت (Captain Beefheart) چه بوده است.

وود به قطعه های سینگل و رادیو نیز گوش می دهد زیرا از لحاظ حرفه ای باید در جریان کارهای جدید قرار بگیرد. اما فایده هایی که اجرای این تصمیمش به همراه داشته او را به ادامه این روند تشویق نمود. او همچنین توانسته است به آن حس تداعی احساساست که من دلتنگش بودم دست پیدا کند:
گاهی آلبومی که یک سال پیش گوش داده ام را پخش می کنم و این فوق العاده است. این کار زمان را اندازه می گیرد یعنی همان چیزی که در موسیقی رخ می دهد. وقتی که غرق یک آلبوم می شوید و ۵ سال بعد دوباره به آن گوش می دهید درست به چند سال قبل بر می گردید.

خواندن رمان میدلمارچ (Middlemarch) یا تماشای داگویل (Dogville) کار آسانی نیست اما در تلاش برای فهم آنها لذتی نهته است. هرچه بیشتر به یک قطعه موسیقی گوش دهیم بیشتر درکش می کنیم. علاوه بر این، لذتِ پی بردن به جزئیات تازه و آسودگی که آشنایی با یک اثر به ارمغان می آورد، تنها با تکرار آن امکان پذیر است.

در نتیجه اگر تعداد آلبوم هایی که باید گوش کنیم زیاد هستند و همین باعث می شود که گوش دادن به آلبوم های سخت یا با دقت گوش دادن آنها را به تأخیر بیندازیم، باید خودمان را محدود کنیم. گاهی اوقات، کیفیت و افزونی را در محدودیت می یابیم.

blogs.telegraph.co.uk

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است