لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

محمدرضا لطفی در برنامه تلویزیونی
محمدرضا لطفی در برنامه تلویزیونی
در مورد فواصل او مانند بعضی از دیگر همدوره‌هایش (۹) سعی می‌کند پلی بر نظریات نظریه‌پردازان مشهور قرون گذشته در خاورمیانه بزند (مانند عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی) و از آن‌ها برای توضیح مسائل امروزی موسیقی ایران بهره گیرد هر چند که او بر این نکته واقف است که ساختار اجرایی موسیقی دستگاهی با دوره‌ی مورد بحث تفاوت‌های اساسی دارد اما به دنبال قرابت‌ها می‌گردد و سعی می‌کند نشان دهد که فواصل از دوره‌ی مورد بحث تاکنون تغییری نکرده‌ است (البته در میزان موفقیت وی و دیگر همفکرانش هنوز جای بحث هست).

نمونه‌ی بارزی از این رویکرد را در مقاله‌ی «از نظریه صفی الدین ارموی تا فواصل موسیقی ردیف» که آن هم بخشی از همان کتاب است می‌توان دید.

بخش اصلی نظریه‌ی وی بر اساس دانگ‌ها ساخته شده و از این نظر شاید بتوان او را تا حدودی تحت تاثیر و با نظریه‌ی «هرمز فرهت» هم‌خانواده دانست.

در نظر او هر دستگاه دارای یک «محور اصلی» است که یک «دور کامل» (یک هنگام، معادل هشت نغمه که اولی با آخری هم نام است) طول دارد.

همین جا تفاوت اصلی او با دیگرانی که تقریبا هم‌زمان با او در این وادی قلم زده‌اند جدا می‌کند؛ بیشتر آن‌ها سعی کرده‌اند از رسیدن به این نغمه‌ی هشتم اجتناب کنند چرا که این شبه را به وجود می‌آوردکه آن‌ها به مفهوم گام در موسیقی غربی نزدیک شده‌اند (۱۰)‌ اما او توضیح می‌دهد که با توجه به اهمیت و کارکرد هر یک از این نغمه‌ها در ساختار اجرایی یک دستگاه حتا اگر دور کامل نیز داشته باشیم معنای گام غربی مستفاد نخواهد شد.

در حقیقت او با اجتناب از شبیه‌سازی نغمه‌های مرکزی با نت تونیک (۱۱) در هر «محور اصلی» و در نظر گرفتن الگوی حرکتی-ارزش‌گذاری به عنوان جزئی از تعریف مقام (هر یک از محورها) از این مشکل دوری کرده است. به نظر او هر دستگاه دارای یک محور اصلی است که فضای اصلی دستگاه‌ را در خود دارد و درآمد‌های دستگاه بر فاصله‌های آن ساخته شده و همچنین فرود‌های دیگر گوشه‌ها به آن صورت می‌گیرد.

مفهوم وصل یا بازگشت به محور اصلی یکی دیگر از نکات اصلی نظریه‌ی وی است. به نظر او علت کنار هم قرار گرفتن گوشه‌ها در ساختارهای اجرایی به نام دستگاه توانایی هر کدام در بازگشت به محور اصلی همان دستگاهی است که در آن قرار گرفته و همچنین روابط میان دستگاهی نیز از دید وی از همین موضوع ریشه می‌گیرد؛ یعنی توانایی عبور از محور اصلی یک دستگاه به دستگاه یا آواز دیگر با کمک «محور فرعی» که با هر دو خوانایی دارد.

پس ازمعرفی محور اصلی، وی محور فرعی را معرفی می‌کندکه توضیح دهنده‌ی گوشه‌های اصلی یک دستگاه است؛ گوشه‌هایی که فواصلی به غیر از محور اصلی دارند. درست در همین‌جا است که نظریه‌ی وی شفافیتش را از دست می‌دهد (۱۲).

پی نوشت
۹- تقریبا همه‌ی آن‌ها زمانی که می‌خواستند نظریه‌ی موسیقی را مطرح کنند حداقل بخشی را به تشریح این نوشته‌های تاریخی و رابطه‌شان با موسیقی امروز اختصاص داده‌اند. البته در بعضی موارد رابطه‌ی نظریات قدیم با نظریه‌ی تازه محکم‌تر و ساختاری یا اقتباسی(مانند: هفت دستگاه موسیقی ایرانی از مجیدکیانی) و در بعضی موارد سست‌تر و پیرامونی است (مانند نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی از داریوش طلایی).
۱۰- مواردی وجود دارد که نظریه‌پردازان مخالف شیوه‌ی وزیری ناخواسته و احتمالا نادانسته همان مفهوم گام را که به آن معترض بودند به شکلی ناواضح درکارشان به کار گرفته‌اند.
۱۱- نت ابتدای گام که مهم‌ترین نغمه در تثبیت فضای گام محسوب می‌شود.
۱۲- هر چند که این نکته را هم نمی‌توان از نظر دور داشت که مطالب چاپ شده بخش‌هایی از یک کتاب است که در دسترس نیست و شاید این ابهام در آن برطرف شده باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (XI)

بسیار روشن است که با چنین فرضی که نبوغ لازمه عقلانیت و عقلانیت ریشه دار در مذکر بودن باشد، زنان پیشاپیش از دایره پدیدآورندگان آثار هنری بیرونند؛ بدین معنا که کارهای زنان می تواند از سنخ کارهای ماهرانه باشد، اما فاقد نبوغ است.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

مشکاتیان در دهه ۷۰ آثار دیگری را به جامعه هنردوستان ایران تقدیم می کند که خوانندگان آن عموما قوت محمدضا شجریان را ندارند و بعضا مجری های خوبی برای آثار او نیستند ولی بی‌شک هنر آهنگسازی او به نهایت گوش نواز است؛ از جمله «مقام صبر» با صدای علیرضا افتخاری، «افق مهر» با صدای زنده یاد ایرج بسطامی، «کنسرت عارف» سال ۱۳۸۶ با صدای شهرام ناظری و…

از روزهای گذشته…

به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
قول و غزل یا قول و غزل (IV)

قول و غزل یا قول و غزل (IV)

به نظر می رسد تا همین جا نیز این چند قطعه، قابل تأمل و گوش دادنی(!) باشند و اثر، در داشتن داعیه ای بیش از این، قابل دفاع نخواهد بود. نه به این دلیل که توضیحی در خصوص جنبه های احتمالی دیگر داده نشده بلکه تنها به این دلیل صریح که خود اثر، توضیحی بیش از این ارائه نمی دهد. از این رو، رهاشدن از بند چیدمان دستگاهی همانگونه که صاحب اثر نیز بر آن تأکید نموده، گام موثری در ورود به فضاهای مدال جدید خواهد بود.
احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

همزمان با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، تصویری میهمان خانه های ایرانیان خسته از جنگ شد که تا امروز در خاطر بسیاری مانده است. جوانی خوش چهره و خوش صدا که برنامه ای از ارکستر سمفونیک صدا و سیما را معرفی و با عوامل آن برنامه مصاحبه می کرد؛ این جوان خود از اعضای ارکستر سمفونیک تهران و به گفته اهالی فن، از با استعدادترین هنرمندان فاگوت نواز جوان آن روزگار بود؛ محمدرضا احمدیان… محمدرضا احمدیان در اواسط دهه ۶۰ از ارکستر سمفونیک تهران به ارکستر صدا و سیما پیوست و در این سازمان بود که فعالیت های خود را در زمینه آهنگسازی آغاز کرد. زمانی که هنوز به دهه سوم زندگی خود نرسیده بود به مقام معاونت موسیقی سازمان صدا و سیما رسید (۱) که آنزمان مدیریت موسیقی این سازمان با دکتر بهمن ریاحی، پدیده آهنگسازی آن دوران بود. شاید درخشان ترین دوران موسیقایی رادیو پس از انقلاب، مربوط به دوره مدیریت دکتر ریاحی در این سازمان باشد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VI)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VI)

تنها ابزار براى بررسىِ پیشرفت در زمینه ى هنر، من جمله موسیقى و نوازندگى، مقوله ى “مقایسه” مى باشد. مقایسه به سه صورت امکان دارد: یک، مقایسه ى مقدار پیشرفتِ خودِ فرد با توانایى هاى باالفعل و باالقوه ى خودش؛ دو، مقایسه هنرجویان با یکدیگر؛ سه، مقایسه ى هر هنرجو با استانداردِ تعیین شده که طبق تجربه بدست آمده است.
گفتگو با سارا چانگ (I)

گفتگو با سارا چانگ (I)

۴ ساله بودم زمانی که شروع به نواختن ویولون کردم و اولین کنسرت عمومیم در سن ۵ سالگی بود. من نواختن پیانو را در سن ۳ سالگی آغاز کردم. مادرم مرا به راه موسیقی آورد. در واقع زمان فوق العاده ای را با نواختن پیانو گذراندم و تا سن ۱۰ یا ۱۱ سالگی به آن ادامه دادم. پس از آن ویلون به چیزی اجتناب ناپذیر مبدل شد، بنابراین شروع به تمرکز بیشتر روی ویولن کردم و در آن مدت، زیاد در سفر بودم.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

تلاش برای آشنا ساختن فرهنگ‌دوستان، بی آنکه بخواهند دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دست‌کم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامه‌ی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعه‌ای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال می‌گذرد. به راستی از انتشار مجموعه‌ی حاضر چه هدفی در نظر داشته‌اند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا می‌توان به رایگان در شبکه‌ی جهانگیر اینترنت یافت.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (I)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (I)

یک قوم‌موسیقی‌شناس احتمال دارد به منظور مطالعه‌ی موسیقی تصمیم به ضبط نمونه‌های صوتی و سپس آوانگاری آن‌ها بگیرد. او با خصوصیات ِآن موسیقی آشنا نیست و در مشاهده و تجربه‌اندوزی از فرهنگِ موسیقاییِ مورد مطالعه‌اش ممکن است با پدیده‌های موسیقای‌ای مواجه شود که نسبت به عادات قبلی و پیشینه‌ی فکری و تجربه‌ی موسیقایی او غریب و مهجور باشند. به باورِ نتل (۱۳۹۲: ۱۵۳) اصلی‌ترین مسأله در تاریخ آوانگاری «تعادل میان دقت و سادگی» است.
صدای بوچلی

صدای بوچلی

بوچلی در ۱۹ آوریل قدم به صحنه موسیقی آمریکا گذاشت و روز بعد از اجرای خود در واشنگتن به کاخ سفید دعوت شد. تور داخل آمریکای او هم با موفقیتی بی سابقه همراه بود و در تمام اجراها سالن نمایش لبریز از هواداران این ستاره موسیقی کلاسیک بود.
رساله ابن خردادبه (II)

رساله ابن خردادبه (II)

ایرانیان همراه با آواز، عود یا چنگ مینواختند و این از ویژگیهای موسیقی ایرانی بوده است، آنها دارای نغمات و آهنگها و تصنیفها و ترانه‌های متنوعی بوده‌اند که بالغ بر هشت می‌شده است. بندستان (‌۱۴) و بهار (۱۵) که این دو از فصیح‌ترین نغمات‌ بشمار می‌آمده‌اند.
سامان ضرابی

سامان ضرابی

متولد ۱۳۵۳ تهران نوازنده و مدرس سنتور لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد تهران مرکز saman_zarrabi@yahoo.com