چند ساز از دوران رنسانس

ارگانتو
ارگانتو
تعداد محدودی از سازهای دوران رنسانس همچنان بدون تغییر مورد استفاده قرار میگیرند اما نکته مهم آن است که بیشتر سازهای امروز شکل تکامل یافته آلات موسیقی گذشته می باشند.

سازهای رنسانس هنوز برای مناسبتهای مختلف یا برای کلکسیونرها و یا هر مورد علمی، هنری و تفننی دیگر ساخته میشوند. در اینجا به معرفی سه ساز بسیار جالب از آن دوران میپردازیم.

ارگانتو (The organetto)
ارگی است قابل حمل و بسیار کنترل پذیر که توسط یک نفر دمیده و نواخته میشود. این شخص ممکن است خواننده قطعات سوپرانو (soprano) یا تنور (tenor) هم باشد. ارگانتو یکی از محبوبترین سازها در طول قرن سیزدهم تا شانزدهم بوده است. سازی بوده به نسبت سبک و قابل حمل که به نوازنده امکان میداده تا آنرا با خود به مراسم و مجالس مختلف برده و بنوازد. به نمونه صدای این ساز گوش کنید : audio fileThe Organetto

نوازنده با دست چپ، از طریق سیستم دمیدن هوای کوچکی از پوست گوسفند و چوب، که در محل مناسبی تعبیه شده بود هوای مناسب را در ساز ذخیره میکرد و با دست راست به نواختن کلیدها میپرداخت. این ساز به خاطر ذخیره هوای محدودش هربار تنها قادر به نواختن یک نت بود و به همین دلیل از آن برای اجرای یک قطعه تکی در مراسم مذهبی و موسیقی رقص یا آواز تک صدایی یا monophonic استفاده میشد. لوله های صوتی این ساز در دو ردیف و به ترتیب بلندی چیده شده اند. ایجاد صدا در ارگانتو عملی مکانیکی است، فشردن یک کلید موجب ورود هوا از محفظه زیری به داخل لوله مناسب میشود و آوای مورد نظر را ایجاد میکند. ارگانتو در اصل بر مبنای شیوه فیثاغورثی (بر مبنای محاسبات عددی) کوک شده است اما میتوان با دمیدن بیشتر یا کمتر آنرا به حالتهای دیگر اجرا نیز نزدیک کرد.

نی و تبور(Pipe and Tabor)
اگر نی با سازی هم آوا شود، موسیقی بسیار دلنشینتری میسازد. نی سازی است ساده با دهنی مانند دهنی ریکوردر که معمولا شامل سه روزنه برای ساختن ملودی است. (انگشت اشاره، انگشت میانی و شصت) دهنه ساز باریک است تا دمیدن را ساده کند. لبه ای در انتهای ساز قرار گرفته که برای راحت نگه داشتن ساز است و به نوازنده اجازه میدهد که نی را با یک دست بگیرد و دست دیگرش برای نواختن تبور آزاد باشد. تبور توسط یک بند به روی بازویی که نی مینوازد آمیخته میشود و به این ترتیب نوازنده نی خودش را همراهی میکند و موسیقی مناسب رقص با تم روستایی به وجود می آورد. این موسیقی برای همراهی کردن با تردستان و نمایشهای سرگرم کننده با حیوانات هم بسیار مناسب بوده است. نوازندگان نی و تبور در فاصله دو پرده هنگام اجرای نمایشنامه های شکسپیر، تماشاگران را سرگرم میکردند زیرا تماشای خود نوازنده که با چیره دستی این دو ساز متفاوت را مینواخت بسیار جالب بود. به صدای این دو ساز گوش کنید : audio filePipe and Tabor


Hurdy-Gurdy
هاردی – گاردی (Hurdy-Gurdy)

هاردی – گاردی اولین ساز زهی است که مضرابهای آن به کلیدهایی متصل شده است. لغت فرانسوی Viella a Roue یا ویولون چرخان شیوه تولید صدا را در این ساز توضیح میدهد. حرکت قوسی شکل آرشه ویولون در اینجا با چرخی متصل به یک دسته کوچک، انجام میشود و در اصل ایجاد صدا با چرخاندن این دسته انجام میگیرد. لبه خارجی چرخ چوبی با صمغ پوشیده شده و وقتی حرکت دسته به چرخ منتقل میشود چرخش آن موجب لرزیدن سیمها یا زه های ساز میشود.

همانطور که در ارگ، هوای ذخیره شده میتواند آوایی کشیده یا پایدر تولید کند، چرخ در این ساز با نگه داشتن زه در حالت ثابت صدایی کشیده و مداوم ایجاد میکند. به علاوه در هاردی- گاردی زه هایی هستند که اصولا صدایی ثابت دارند و باقی زه ها طوری کوک شده اند که بتوانند نتهای دیگر را ایجاد کنند. کلیدهای تعبیه شده در این ساز هنگام فشرده شدن با زه مماس شده و آنرا در محلی محکم میکند که نت مورد نظر از آن شنیده شود، کاری که نوازنده ویولون با انگشتانش انجام میدهد. گوش کنید : audio fileHurdy – Gurdy

شواهدی در باره وجود هاردی-گاردی در قرن دوازدهم وجود دارند. قبل از سال ۱۳۰۰ این ساز گاهی چنان طویل بوده که توسط دو نفر نواخته میشده است، یک نفر به چرخاندن دسته و دیگری به فشردن کلیدها میپرداخته است. نوع کوتاه آن در قرن سیزدهم و هنگامی ساخته شد که هاردی-گاردی ساز محبوب موسیقی رقص بود.

گفتگوی هارمونیک

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

کتابی در اقتصاد موسیقی (IX)

کتابی در اقتصاد موسیقی (IX)

بنابراین در محیطی چون ایران، وضعیت اقتصاد موسیقی، موجب تولید انبوه تنها چند نوع موسیقی خواهد شد که تمامی آنها را می توان زیر لوای موسیقی مردم پسند جمع کرد و این مسأله موجب می شود تا موسیقی هنری و جدی، روز به روز منزوی‌تر شده و امکان عرض اندام در بازار موسیقی نداشته باشد. چگونه می‌شود توصیه‌های کتاب را برای موسیقی ای بکار بست که اساساً امکان بازاریابی و ایجاد تقاضا ندارد. ازین رو در شرایط نابرابر، توصیه ها برای انواع مختلف موسیقی که هر یک حضوری متفاوت در بازار موسیقی دارند، می بایست متفاوت باشد.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

عدم اتکای یک اثر موسیقی پست‌مدرن به یک روایت کلان موسیقایی، سبب می‌شود تا این نوع از آثار، هم در تمامیت خود قائم به ذات باشند و هم اجزایشان استقلال بیشتری داشته باشند. می‌توان هر جزئی از چنین موسیقی‌هایی را حذف و به جای آن هر چیز دیگری جایگزین کرد. همین وی‍ژگی، خاستگاه انواع بی پایانی از فُرم‌هاست که می‌تواند وجود داشته‌ باشد و به همین دلیل است که فرم در پست‌مدرنیسم همواره خود، بخشی از محتوا و در مواردی تمام محتوا بوده است و «چیزی خارج از متن وجود ندارد»(۳). در یک اثر کلاسیک، فراروایت به عنوان اصل ساختاری حاکم، نقش اجزا را تعیین می‌کند و آنها را در قالب کلیّتی وحدت‌یافته با یکدیگر پیوند می‌دهد؛ اما در یک اثر اوانگارد، اجزا از استقلال چشمگیری در برابر کل، برخوردارند (بورگر، ۱۳۸۶: ۱۵۳).
بوشو ای شو …

بوشو ای شو …

تیتراژ سریال ” کوچک جنگلی” تنظیمی بود از یکی از لالایی های گیلانی که توسط سید محمد میرزمانی به شکل زیبایی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعوی همراه شده بود. استفاده بجا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظیم این قطعه بکار رفته بود، نشان ازجو قوی و بیان محکم میرزمانی می داد.
یک هارمونی متفاوت

یک هارمونی متفاوت

دو نفر از دوستان بصورت مجزا درخواست موسیقی و نت یکی از کارهای بسیار زیبای گروه بیتلز را کرده بودند، که در اینجا ضمن آوردن اینکار، نگاهی هم به هارمونی نسبتا” پیچیده این قطعه موسیقی زیبا می اندازیم. نت این قطعه را می توانید در قسمت pdf & music داشته باشید.
ریچارد رایت؛ از اعضای پینک فلوید در ۶۵ سالگی درگذشت

ریچارد رایت؛ از اعضای پینک فلوید در ۶۵ سالگی درگذشت

داگ رایت سخنگوی پینک فلوید (که نسبتی با هنرمند ندارد) اعلام کرد: “ریک رایت بعد از مبارزه با سرطان در خانه اش در انگلستان درگذشت. خانواده او از شرح جزییات بیشتر درباره مرگش خودداری کرده اند.”
صداهای مشهور I – Star Wars

صداهای مشهور I – Star Wars

بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است : در اولین مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت – ومن هم موافق بودم – که از صداهای ارگانیک (organic بنیانی، زنده) استفاده کنیم و او این لفظ را در برابر صداهای الکترونیک و مصنوعی به کار میبرد.
بهترین های جَز در این هفته

بهترین های جَز در این هفته

دومین ترانه به نام Dance Me To The End Of Love از آلبوم Careless Love با صدای مادلین پرو Madeleine Peyroux (نام فامیل او مانند کشور پرو تلفظ میشود) خواننده جوان آمریکایی است، مادلین پرو را بیلی هالیدی سالهای نود نامیده اند.
سریر: باید اجازه بدهیم هر کس روایت خود را داشته باشد

سریر: باید اجازه بدهیم هر کس روایت خود را داشته باشد

من ترجیح دادم در این کار دخالت خاصی نداشته باشم و بگذارم این گروه کار خود را پیش ببرند. نوازندگان این ارکستر تقریبا همگی جوان بودند، در انتخاب خوانندگان هم سعی شده بوده از میان خوانندگان پر طرفدار روز کسانی انتخاب شوند که توجه بیشتری به کیفیت کار موسیقی دارند و خانم نوری هم روی این گروه از خوانندگان تاکید داشتند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (I)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (I)

ساسانیان آخرین و هفتمین سلسله ای است که قبل از اسلام در ایران به حکومت رسید. این سلسله توسط اردشیر پایه گذاری شد؛ چون جد آنان ساسان نام داشت، سلسله ی خود را ساسانیان نام گذاری کردند. دوره ی ساسانیان را دوره ی اوج و اعتلای فرهنگ و هنر و ایرانی می دانند.
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.