ظرایف ویولن (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

ظرایف ویولن (I)

گاهی سال ها با ویولنی مشغول به تمرین و نواختن هستیم، اما از توجه به نکات حیاتی مرتبط با حفظ سلامتی بدن و جلوگیری از بروز بیماری و نیز نگهداری سالم ساز و همچنین عواملی که باعث کمک به صحیح تر نواختن ساز می گردد و باید بدان ها توجه داشته باشیم، غافل هستیم که معمولا این غفلت به دلیل عدم اطلاع و آگاهی ماست.

در این زمینه نگارنده در جایگاه یک “نوازنده و نویسنده ویولن” در جهت ارتقای آگاهی و دانش عمومی سعی دارم تا دانش و تجربیات و آموخته هایم در این زمینه را به علاقه مندان ارائه نمایم و امیدوارم تا در صورتی که متخصصین ساز سازی نقصانی علمی در این سری نوشته احساس نمودند، آنرا گوشزد نمایند.

در این زمینه باید توجه داشت، هر چند ورود به این مقوله پیچیده در حیطه تخصص سازندگان خانواده سازهای زهی بوده و با مطالب و نکات تخصصی دنیای نوازندگی ویولن دارای تفاوت های ساختاری بسیار است، اما از آنجا که لازم است تا هر نوازنده ویولن برخوردار از یکسری از اطلاعات پایه ای در رابطه با ساز خود باشد و نیز فقدان اطلاعات کاربردی در این زمینه احساس می گردد، بر آن شدم تا اقدام به نگارش این سری مطلب نمایم.

امیدوارم ارائه نوشته هایی از این دست، باعث آفرینش مطالبی پایه ای، کاربردی و مفید از طرف اساتید سازسازی برای هنرجویان سازگری و نیز نوازندگان گردد.

اولین نکته جنس و فرم زیر چانه قرار گرفته بر روی ساز است. اینکه این زیرچانه از لحاظ عواملی چون اندازه و شکل محیطی، زوایای داخلی شکل دهنده، عمق و فرم کلی تا چه حد با آناتومی فک نوازنده در توازن و تعامل است، نکته ای است که باید به آن توجه نمود.

نیز باید به جنس ماده ای که زیرچانه از آن تهیه شده، توجه داشت. بسیاری از زیرچانه های مصرفی امروزی از مواد بی کیفیت و مصنوعی و گاه آلوده غیر چوبی ساخته می شوند. این مواد بر خلاف چوب که دارای ساختاری آوندی و با قابلیت عبور دهندگی و نفوذپذیری است، به دلیل تراکم بالای موجود در ساختار و نداشتن منافذ با اندازه مناسب، دارای قدرت جذب و عبور به شکل مناسب ترشحات ناحیه چانه و گردن نوازنده نبوده و در نتیجه با تجمیع لایه ای شکل ترشحات بر روی خود، به مرور زمان به منبعی از آلودگی بدل می گردند که مرتبا در تماس با پوست نوازنده بوده و غالبا عدم نظافت مرتب از طرف نوازندگان باعث تشدید این موضوع می گردد.

در این رابطه لازم است حتی در صورت استفاده از زیر چانه های چوبی نیز، نوازنده اقدام به نظافت مرتب زیرچانه با موادی مانند الکل نماید.

عوامل فوق به همراه ناسازگاری فرم زیرچانه با آناتومی فک که گاه باعث فشار دائمی و اضافه بر پوست ناحیه زیرچانه می گردد، می تواند باعث بروز بیماری پوستی در نوازندگان گردد که گاه بهبودی از این بیماری سالها بطول می انجامد. شایان به ذکر است که در صورت استفاده از پارچه بر روی زیرچانه، شستشوی مرتب، خشک کردن در زیر آفتاب و در جریان آزاد هوا و اتو کشیدن باعث می شود تا به سطح قابل قبول تری در بهداشت دست یابیم.

لزوم استفاده از پارچه در حالتی که از زیرچانه های غیرچوبی استفاده می گردد و یا پوست دچار حساسیت گردیده است، بیشتر احساس شده و حتی الامکان باید از پارچه های با قدرت جذب بالا و نفوذپذیری مناسب بهره گرفت.

در اینجا پرسشی که به ذهن می رسد ایناست که آیا فرم و شکل فک تمامی نوازندگان همانند بوده و تنها پیرو چند الگوی ساده کلی است که شکل زیرچانه ها تنها در چند دسته بندی کلی خلاصه می گردد و آیا نیاز به ارائه و ساخت زیرچانه هایی متناسب و هماهنگ با شکل فک و مشخصات آناتومی فردی هر نوازنده از طرف سازندگان ویولن احساس نمی گردد؟

هر چند امروز در ایران و غرب تلاش هایی در این زمینه صورت می پذیرد، اما به هیچ وجه تلاش های انجام یافته متناسب با حجم انبوه نیاز شخصی نوازندگان در این رابطه نیست.

Viol.ir

یک دیدگاه

  • محمد مولوی
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۸ ق.ظ

    با سلام
    اطلاعات بسیار عالی است .
    مرسی از لطفتون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (X)

شورانگیز (چهارمضراب شور): این قطعه با الگوی ساختاری چهارمضراب طراحی و ساخته شده است. وزن اصلی قطعه دو ضربی ترکیبی بوده و از ابتدا تا انتها با سرعت ثابت و بدون تغییر ادامه می یابد. نکتۀ بارز و اصلی این اثر در استفادۀ آهنگساز از ترکیبات متفاوت و متنوع در وزن و ضرباهنگ اثر است و با اینکه وزن اثر تا انتها ثابت است ولی تغییرات درونی در سرضرب ها و استفاده از حالات متنوع آنها فضایی متفاوت به این اثر بخشیده است.

از روزهای گذشته…

“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

مهدی بهزاد پور مشهور به بهزاد خواننده نام آشنا و پرکار سالهای ابتدایی دهه ی شصت که با اجرای آثاری از همایون خرم، اسدالله ملک، فضل الله توکل و موید محسنی پا به عرصه ی موسیقی گذاشت پس از سالها دوری از صحنه کنسرتی را در شهرهای کرمان و بم برگزار می کند.
زیادالله شهیدی، پدر موسیقی نوین تاجیکستان

زیادالله شهیدی، پدر موسیقی نوین تاجیکستان

بعد از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۶ عده ای از عاشقان موسیقی تاجیک به قصد نحصیلات آکادمیک وارد کنسرواتوار مشهور چایکوفسکی شدند، از میان آن عده تنها یک نفر توانست فارغ التحصیل شود و آن شخص زیاد الله شهیدی بود.
فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

من آرزو کردم کاش قطعات با کلام یا بی‌کلام که آن دوران نوشته بودم را استاد صبا می‌دیدند؛ چون آنها از نظر خودم بسیار بهتر بود اما هیچوقت نتوانستم به استاد صبا بگویم که قطعاتی که قبلا نوشته‌ام را ببیند و نظرشان را بشنوم ولی بعدها پشیمان شدم که چرا این کار را نکردم… استاد صبا مرد بسیار مهربانی بود و بعضی‌ وقت‌ها بیشتر از نیم ساعت از خاطرات خود برای ما تعریف می‌کرد و همینطور فرصت مناسبی برای من بود که کارهایم را به ایشان نشان دهم ولی هیچ وقت چنین اجازه‌ای ندادم که از استادم چنین درخواستی داشته باشم، اگر امروز بود چنین کاری را می‌کردم.
گفتگویی با جولیان بریم (II)

گفتگویی با جولیان بریم (II)

خیلی خوب یادم هست که استرس بسیاری داشتم. اما به محض اینکه شروع به اجرا کردم و اشتیاق مردم را دیدم به خودم مسلط شدم و خیلی از کار خودم لذت بردم. من قطعات خیلی مشکلی را برای اجرایم آماده کرده بودم. خوب یادم می آید که از پونس(Ponce)، سونات کلاسیک (Sonata Classica) را اجرا کردم که یک سونات بسیار مشکل با ۴ موومان است و چند قطعه از تورینا (Turina) و کمی هم از باخ، که الان یادم نمی آید که چه قطعاتی بود. یک برنامه خیلی متنوع ازقطعات مختلف بود.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.
“موسیقی همه زندگی من است” (I)

“موسیقی همه زندگی من است” (I)

متنی که پیش رو دارید، مصاحبه ای است که در سال ۱۹۷۲ انجام شده با سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughan) خواننده سرشناس جاز آمریکایی که در زمینه پاپ و راک نیز فعالیت داشت.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

موسیقی شناسی زیستی یا Biomusicology مطالعه موسیقی است با دیدگاهی زیست شناسانه. از آنجائیکه موسیقی نماد رفتار موجودات زنده مانند انسان است پس می توان بین زیست شناسی و موسیقی پلی زد که این پل همان موسیقی شناسی زیستی است. یک موسیقی شناس زیستی باید احاطه کامل بر زیست شناسی و موسیقی داشته باشد تا بتواند دریکی از چند گرایش آن فعالیت کند:
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.