اصول نوازندگی ویولن (XIII)

روش آرشه کشی بر سیم (براساس الگوی پیشنهادی نگارنده):
۱/۳/۲/۱: در راهکار پیشنهادی نگارنده، متناظر با هر یک از چهار سیم ویولن یک زاویه متفاوت میان امتداد بازوی راست و بدن نوازنده ایجاد می گردد که میزان این زاویه به گونه ای است که در سیم اول (می) هر چند بازو کمترین میزان زاویه را با بدن داراست، به بدن تکیه نکرده و در سیم چهارم(سل) شانه و بازو در یک امتداد قرار می گیرند.



زاویه صحیح بازو نسبت به تنه در چهار سیم ویولون


اگر از ناحیه آرنج، ساعد را جمع نموده تا جایی که نسبت به بازو زاویه قائمه سازد و با حفظ دست در همین حالت، دست را گره کرده و حول بدن دوران دهیم شاهد خواهیم بود که مشت گره کرده، مسیر رفت و برگشتی دایره ای شکلی را حول تنه در محیط فضا می پیماید.

حال با این توضیح، اگر به همین شکل و بدون انجام هیچگونه تغییر و اصلاح در اعضای تشکیل دهنده دست، آرشه را در دست گرفته و بر روی سیم حرکت دهیم باز هم شاهد خواهیم بود که آرشه، مسیری رفت و برگشتی از پاشنه تا نوک و برعکس را، در حرکتی از خرک تا بخشی از گریف طی کرده و باز می گردد که مطلوب نیست.

بنابراین نوازنده نیاز دارد تا در حالت عمومی آرشه کشی، مسیر حرکت رفت و برگشتی آرشه های راست و چپ را بر روی سیم اصلاح نموده و امتداد طول حرکتی آرشه را به موازات خرک و به فاصله ثابت از آن حفظ نماید. حال در این راستا می توان برای اصلاح مسیر آرشه کشی بر روی سیم، از روش پیشنهادی زیر استفاده نمود: در یک آرشه راست مچ به شکل شکسته در راستای “عمود بر ساعد” و در حالتی که دست به علت شکست مچ نسبت به ساعد پایین تر می باشد، در پاشنه نگاه داشته می شود(در اینحالت از شکست جانبی به سمت راست مچ نسبت به ساعد بایستی جلوگیری نمود که این مسئله خود می تواند باعث شود تا امتداد طولی آرشه و خرک با یکدیگر موازی نماند) و بازو “بدون بالا آوردن شانه” حول بدن و به سمت چپ نوازنده می چرخد.


شکست جانبی اشتباه مچ (به سمت راست نسبت به ساعد)


به تدریج و با شروع آرشه کشی از پاشنه به سمت نوک، بازو به محل اصلی و طبیعی خود بازگشته و شکست مچ نیز به حالت طبیعی در آمده و دست و ساعد هم راستا می گردند.


هم راستایی تدریجی امتداد مچ و ساعد در طول آرشه کشی


هرچند با توجه به وجود اشکال متفاوت آناتومی، فیزیک بدنی و ابعاد و اندازه های مختلف اندام نوازندگان و نیز طول های متفاوت آرشه های مورد استفاده نوازندگان، نمی توان محلی دقیق در طول آرشه برای نقطه هم راستایی دست و ساعد برای کلیه اشخاص مشخص نمود، اما باید دقت داشت که در اکثر نوازندگان این اتفاق در نقطه یک سوم پایین طول آرشه(محل تقریبی مرکز ثقل آرشه) و حداکثر در نقطه وسط طول آرشه می باشد.

فرم کلی صحیح دست راست در پاشنه


فرم کلی صحیح دست راست در نوک آرشه

در یک آرشه چپ عکس عمل فوق اتفاق می افتد، بدین معنی که دست که اکنون هم راستا با ساعد گشته است به تدریج با آرشه کشی به سمت پاشنه شروع به شکستن از ناحیه مچ نسبت به ساعد نموده و بازو نیز شروع به چرخش حول بدن می نماید. بطوری که در پاشنه، شکل دست و بازو در حالت محیا و آماده برای شروع آرشه راست بعدی می باشد.

انجام راهکار فوق باعث اصلاح مسیر حرکتی آرشه کشی بر روی سیم گردیده و باعث موازی ماندن امتداد آرشه و خرک در طول آرشه کشی می گردد(هر چند در این رابطه از پتانسیل و امکان انجام تصحیح جزئی انگشتان دست راست بر روی آرشه و مسیر حرکتی آن بر روی سیم نباید غافل بود.)

Viol.ir

16 دیدگاه

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱:۰۲ ب.ظ

    سلام
    در عکس دوم و چهارم انگشت کوچک دست راست شما کاملا صاف و شکسته شده. درحالی که تمام اساتید و بخصوص تصاویر آموزش ویولن منوهین بخصوص به این نکته اشاره شده که در یادگیری اصول دست گرفت آرشه باید انگشت کوچک گرد باشد و به طرف بیرون انحنا داشته اشد.
    اگر امکان دارد در مورد این نکته توضیح بدید. آیا شکل قرارگیری این انگشت سلیقه ای هست؟

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    همانطور که در قسمت یازدهم در رابطه با بررسی و تشریح تکنیک های دست راست توضیح داده ام، نگارنده از میان الگوهای مختلف آرشه کشی یک راهکار مطلوب و مورد استفاده را پیشنهاد داده و اصول آن را مورد تشریح قرار می دهد و به طبع از آنجا که راهکار فوق مبتنی با روش یهودی منوهین نمی باشد، در بسیاری از موارد با شیوه او تفاوت خواهد داشت. ضمن اینکه تاکید شما بر نحوه قرارگیری انگشت چهارم به شکل مورد اشاره شما توسط “تمامی” اساتید برداشتی کلی و بی دقت و بدون امکان بررسی صحت است. به هر حال مقصود نه برای این مورد خاص بلکه برای کلیه مواردی است، که لزوما الگوهای مورد بحث منطبق بر آموخته های شما نخواهد بود می باشد. اما در این مورد خاص، در رابطه با شکل قرارگیری انگشت چهارم طبق الگوی پیشنهادی نگارنده می توانید به مطالب و تصاویر قسمت دوازدهم این سری مقالات مراجعه کنید و پاسخ خود را دریافت خواهید نمود.

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۱ در ۸:۵۶ ب.ظ

    وقتی صحبت از ((اصول)) می شود، واژه مکتب را باید فراموش کرد. اشاره به این موضوع، طبق آموزش اصولی انجام شد. درست است که هر نوازنده بزرگ آرشه را طوری متفاوت به دست می گیرد و هرکس پیروی سلیقه، ساختار فیزیکی و استایل مختص به خود است، اما مطمئنا پرلمن، اویستراخ و غیره در نخستین روزهای فراگیریشان پیروی اصول و ساختار ابتدایی آموزش ویولن بوده اند.
    شما نیز ممشغول به آموزش اصول ویولن هستید و این مسئله را به همین مناسبت اعلام کردم…
    به هر حال ممنون از پاسختان…

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۸ ب.ظ

    خیر، جهت اطلاع لازم می دانم یادآوری نمایم که مکاتب مختلف نوازندگی ویولن، شیوه های متفاوتی جهت استایل آرشه کشی و نیز نحوه اجرای تکنیک های دست راست ارائه می دهند که اصول و راهکار های اجرایی این مکاتب با یکدیگر متفاوت است و می توان یکی از دلایل پیدایش مکاتب مختلف را تفاوت دیدکاهها و اصول و روش های اجرایی نوازندگی ویولن دانست و بدین دلیل پیشتر در قسمت یازدهم توضیح داده ام که کلیه نکات تشریح شده در این سلسله مقالات در رابطه با «راهکار پیشنهادی» آرشه کشی و نکات مورد اشاره در آن، مربوط است به اصول کلی همین راهکار و این مورد در پاسخ اول من هم بیان شده است و نیازی به بیان مجدد نبوده است.
    از سوی دیگر این گفته شما در رابطه با نوازندگان حرفه ای مانند پرلمن، اویستراخ و غیره که فرموده اید مطمئننا در نخستین روزهای فراگیریشان پیرو اصول و ساختار ابتدایی آموزش ویولن بوده اند صحیح است اما با در نظر گرفتن این نکته ظریف؛ که طبیعی است این نوازنگان تغییرات شخصی خود را بر پایه اصول مکاتب آموزشی متفاوتی که خود در آن مشغول به تحصیل بوده اند، اعمال نموده اند.
    با تشکر

  • نازنین
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۱ در ۹:۲۵ ب.ظ

    سلام من میخواستم بدونم که نحوه زدن چنگ و دولا چنگ روی سیم لا چطور هست؟ممنون

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۲ ب.ظ

    آقای نوربخش اگر ممکن هست بعد از اینکه مقالات آموزش اصول ویولنتان تمام و کاملا منتشر شد، یک اجرای تصویری از یک قطعه تکنوازی (مثلا سونات ها و پارتیتا های باخ) در سایت شخصیتان و یا گفتگوی هارمونیک بذارید تا تمام این نکات و مقالات را از نگاهی دیگر مشاهده کنیم.
    ممنون

  • مهران
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۹۱ در ۳:۳۶ ب.ظ

    با سلام
    من هم با نظر سحر خانم موافقم،ما روشهای غلط هم داریم الان تو این عکسی که انگشت کوچک مستقیم وصافه نوازنده توانایی کم کردن فشار آرشه بر روی سیم رو نداره،برای درک بهتر مطلب آرشه رو مثل عکس بگیرید و روی سیمهD با آرشه راست یک نت گرد بزنید مثلما متوجه میشید که از لحاظ فیزیک انگشت انسان امکانش نیست،انگشت کوچک زمانی صاف میشه که آرشه به انتها رسیده باشه.اگه باز هم قبول ندارید میتونین به آموزش تصویری ویولن خیلی عالیه Kurt Sassmannshaus مراجعه کنین
    با تشکر

  • نوربخش
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۹۱ در ۲:۰۱ ب.ظ

    عدم انطباق مطالب ارائه گردیده بر دانسته های شما دلیل بر غلط بودن مطلب نیست و متاسفانه عدم اشراف جنابعالی باعث ارائه نظرات غیرکارشناسی گردیده است.

    پیشتر درباره الگوی پیشنهادی نگارنده در ارتباط با دست راست و نیز عدم انطباق آن با شیوه منوهین، در بخش نظرات بالا و نیز قسمت یازدهم این مقالات توضیح داده ام نیز، روش های متفاوت قرارگیری انگشت چهارم بر آرشه با توجه به موارد و شرایط مختلف در قسمت پیشین این نوشته مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیازی به توضیح مجدد نمی باشد.

    در ضمن این گفته شما که: در صورتی که نوازنده انگشت چهارم خود را به شکل صاف و مستقیم نگه دارد توانایی کم نمودن فشار آرشه را بر روی سیم را نخواهد داشت، فاقد اعتبار علمی می باشد و فشار وارده از دست بر آرشه به عوامل متعددی بستگی دارد که در ادامه این سلسله مقالات ارائه خواهد شد.

  • مجید
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

    باسلام، انگشت چهارم آقای نوربخش هیچ مشکلی نداره.البته منم با شیوه دوستان معترض آرشه می‌کشم ولی آقای نوربخش هم دارای استایل مناسب و درستی هستن.من حرفم یه چیز دیگه اس.پاگینینی هم دارای استایل کاملا درستی نبوده،ولی هنوز کسی ب پای ایشون نرسیده.نوازنده باید باشین…باید بتوانید ب تمام زوایای ساز احاطه داشته باشید…اصلا آرشه رو با پا بکشید، وقتی صدای درست رو ب گوش شنونده برسانید،شما موفق بوده اید.

  • ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۹۳ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    بطور کلی دو مکتب دست گیری و ارشه کشی در غرب وجود دارد که به نامهای مکتب فرانسه-بلژیک و مکتب روسیه است. در مکتب راشین یا روسیه سیستم دست گیری به روشی که در مقاله ذکر گردیده و بارزترین ان را شیوه دستگیری یاشاهایفتز ویولونیست قرن, می تونین مشاهده کنین. متاسفانه کم سوادی اشخاص را به خرده گیری و بیراهه می کشاند!

  • ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۹۳ در ۱۰:۵۱ ب.ظ

    ضمن اینکه این مقالات توسط من برای اولین بار نوشته شد تا راهکاری باشد برصحیح نواختن نه اینکه حتی اگر با پا ارشه بکشید ولی صدای خوب درامد مشکلی نباشد!(البته ضمن تشکر از نظر لطف جناب مجید) و اتفاقا نظر من بر پیروی از شیوه ای است که به دنبال ترویج صحیح نواختن ساز است و در غیر اینصورت متقبل اینهمه زحمت برای تالیف این مقالات نمی شدم

  • نگین
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۳ در ۱:۱۴ ق.ظ

    جدا از بحث مکتب،پشت همه ی این اصول یک سری دلایل علمی وجود داره !!!!! مثلأ در مورد همین انگشت چهارم،به این دلیل که در قست frog و Bow grip وزن آرشه روی انگشت چهارم هست و همچنین به دلیل اینکه بسیاری از تکنیک های ویلن مثل دتاشه و… نیازمند انگشت چهار قوی هست،ناچاریم برای کنترل بهتر آرشه انگشت چهار رو گرد بگیریم

  • ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۳ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    این نظر بدان معنی است که مکاتب مختلف ارشه کشی فارغ از دلایل علمی بوجود امده اند!خیر مکاتب فارغ از علم بوجود نیامده اند و اتفاقا بر اساس ان بوجود امده اند. از طرف دیگر اگر در موردی شیوه دو مکتب متفاوت است این بدان علت است که هر یک از مکاتب با راهکار خود به هدف دست یافته اند. اینکه بخواهیم شیوه و راهکار یک مکتب را به اجبار به مکتب دیگری برای موردی بگنجانیم غیر از انکه از راهکار مکتب اول برای حل موضوع غافل بوده ایم به بیراه رفته ایم. چون مجموعه عوامل مرتبط با هم شکل دهنده یک مکتب گردیده اند و اجزای یک مکتب قابل تفکیک نیستند.

  • محسن
    ارسال شده در آبان ۳, ۱۳۹۳ در ۶:۱۷ ق.ظ

    استاد لطفا توضیح دهید نت چنگ و دولاچنگ با کدام قسمت از آرشه اجرا بشود بهتر است؟

  • سجاد
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

    در پاسخ به دوستمون مجید باید گفت استایل و اکل نوازنده ویولن بسیار بسیار مهم هست و از هر استاد حرفه ای بپرسید خواهد گفت که اول اکل و استایل رو درست کنید بعد صدادهی. متاسفانه من با نظر شما که صدا دهی فقط باید خوب باشه اصلا موافق نیستم….

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    راجع به نحوه زدن نت چنگه بایو اونو تا نصف آرشه بکشیم یا ربع اون؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (IV)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (IV)

برخلاف نظر مرسوم، که عمده‌ی دگرگونی‌های اجتماعی را با مقداری گرایش به توهم توطئه محصول خواست فرادستان و به ویژه فرادستان سیاسی می‌داند و هر فعلی را به اراده‌ی آنان نسبت می‌دهد، در این کتاب همان‌طور که از جامعه‌شناسی انتظار می‌رود با سه ضلع مخاطبان-موسیقی‌دانان و قدرتمندان سیاسی و نحوه‌ی پیوندها و تاثیر و تاثرشان بریکدیگر مدلسازی صورت گرفته است و به وضوح نیروهای اجتماعی گاه بزرگی را به نمایش درمی‌آورد که به عکس، نزد فرودستان است و اراده‌ی فرادستان را اگر نه متوقف دست‌کم کند می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد اینها چگونه ممکن است با همدیگر همکاری کنند.
لری کوریل و جز بین المللی

لری کوریل و جز بین المللی

لری کوریل (Larry Coryell) آمریکایی را باید یکی از نوازندگان جزی دانست که همواره بدنبال تلفیق موسیقی از فرهنگهای مختلف بوده است. وی در سال ۱۹۴۳ در تگزاس آمریکا بدنیا آمد و قبل از انتخاب گیتار چندین ساز دیگر را نیز نواخته بود از کسانیکه تاثیر عمیقی در آشنایی وی با گیتار و سبک جز داشتند میتوان به :Chet Atkins, Chuck Berry و Wes Montgomery اشاره کرد.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

در سال ۱۹۶۲ او و یهودی، سفرهای شان را برای دادن کنسرت در استرالیا ادامه دادند و جشنواره ارکسترای منوهین: در آمریکا و کانادا در سال ۱۹۶۷ و استرالیا در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵٫ در ۱۹۷۷ او عضو شورای داوری اولین مسابقه بین المللی پیانو در سیدنی بود. همان سال در ملبورن، در کنسرتی که او می نواخت، پسرش دکتر مارستون نیکولاس اولین اجرای خود را به عنوان، چلیست (cellist)، داشت.
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
جانی لنگ

جانی لنگ

جانی لنگ (Jonny Lang) نواختن گیتار را از سن ۱۲ سالگی پس از اینکه به همراه پدر خود به دیدن کنسرت گروه Bad Medicine( یکی از از معدود گروههای Blues در Fargo) رفت، آغاز کرد. او خیلی زود کلاسهای آموزش گیتار خود را نزد Ted Larsen نوازنده گیتار گروه Bad Medicine آغاز کرد. او به گروه Bad Medicine که بعدا نام خود را به Kid Jonny Lang and the Big Bang تغییر داد پیوست.
پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (I)

پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (I)

در سالهای اخیر و در فضای موسیقایی کشور، خبر از اجرای آثاری می رسد که در تلاش و تقلا برای خلق دنیایی نو و جهانی تجربه نشده توسط موسیقی دستگاهی ایرانی می باشند. در این میان، موسیقی کلاسیک غربی، به عنوان گونه ای از موسیقی که از بدو تولدش مدام در حال پیشرفت و پیشروی در طی زمان و متناسب با آن بوده است، به دلیل تجربه آزمایی های هزاران آهنگساز و متفکر در طی حیات چند سده ای خویش، الگویی تمام عیار در مقابل آهنگسازان ماست. از این رو، چندان مایه ی شگفتی نیست که تلاش برای پوییدن اکثر راه های تازه در موسیقی ما، سابقه و الگویی پیشینی در موسیقی کلاسیک غربی داشته باشد.
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (I)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (I)

در روز بیستم مرداد ماه، برنامه ای در تالار غدیر شهر کرمانشاه برگزار شد که بهانه ی اصلی آن حضور بهمن رجبی، نوازنده ی شناخته شده ی تنبک در این شهر بود. رجبی به دعوت انجمن موسیقی به کرمانشاه آمده بود و علاوه بر ارائه ی برخی مطالب توسط وی، دو نوازی تنبک، دو نوازی سنتور و تنبک و همچنین گروه نوازی توسط گروهی از نوازندگان کرمانشاهی اجرا شد. آنجه در نوشته ی پیش رو مورد توجه قرار خواهد گرفت، سخنان بهمن رجبی است که در نیم ساعت اول برنامه ارائه شد.
نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

وسعت مورد استفاده روی هر سیم تار: اگر تار را به صورت معمول یعنی دو اکتاو و نیم بدانیم (تارهای سه اکتاو هم کم و بیش ساخته میشوند ولی بسیار کمتر تعداد ترند نسبت به تارهای عادی یک و نیم اکتاو)، در سیم دو، کل سیم مورد استفاده قرار میگیرد، در سیم سل یک چهارم آخر سیم (در صورتی که کوک سل داشته باشد از نت سل ۴ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و در سیم بم، دو سوم سیم (یعنی با فرض دو کوک شدن سیم، از نت سی بمل ۳ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

نوشته ای که پیش رو دارید در ۳۱ شهریور ۱۳۴۷ در شماره ۴۰ مجله «نگین» به قلم محمود خوشنام به انتشار رسیده که به بررسی برنامه های جشن هنر شیراز می پردازد. این نوشته یکی از مهمترین نقدهایی بوده که به این جشنواره بین المللی وارد شده است. بخشی از این مقاله را می خوانیم.
کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

از محمد تقی مسعودیه (۱۳۷۷-۱۳۰۶) که به حق پدر اتنوموزیکولوژی ایران لقب گرفته، کتاب ها و مقاله های بسیاری به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و پارسی در زمان حیات خود او انتشار یافته است.