لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

محمدرضا لطفی در برنامه تلویزیونی
محمدرضا لطفی در برنامه تلویزیونی
پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).

رابطه‌ی شعر و زبان پارسی و مفهوم کلیدی دیگری تحت عنوان «موسیقی رسمی» که معادل موسیقایی «زبان رسمی» است؛ یکی دیگر از کلیدهای اندیشه‌ی وی را تشکیل می‌دهد. او معتقد است که رابطه‌ای میان لهجه در زبان و در موسیقی وجود دارد.

همین امر باعث می‌شودکه موسیقی دستگاهی در شیراز و اصفهان و حتا تهران (که او آن‌ها را موسیقی ولایتی می‌خواند) از موسیقی رسمی جدا باشد؛ «[… ] اگر این اجرا را هنرمند گرامی جلیل شهناز می‌نواخت مسلما آن را با کیفیت و حالت طبیعی این گوشه اجرا می‌کرد، چرا که تار نوازان اصفهانی و شیرازی از ناله‌های و طولی که به وسیله خرک و کشش انگشت روی دسته ساز تولید می‌شود، استفاده می‌کنند و چون بومی آن دیار هستند این کار برایشان مطبوع‌تر و راحت‌تر می‌بود. در واقع کیفیت سازشان را به کیفیت تلفظ شعر بومی منطقه نزدیک می‌کنند.

هم زبان محاوره‌ شیرازی کشش‌های متفاوت از زبان رسمی فارسی دارد و هم کشش‌های زبان اصفهانی» (۱۵) این بخش که تنها یک نظریه است جای بسط و گسترش و آزمایش بسیار دارد. اما او به سادگی آن را مطرح می‌کند و بدون ارائه‌ی دلایل کافی آن را به بخشی مهم و کلیدی از نظریه‌ی خود تبدیل کرده است. متاسفانه از قبیل کم دقتی و سهل‌انگاری در برخورد با قضایای علمی در نوشته‌های او کم نیست (۱۶).

باید نقش تمرکزگرایی (سانترالیسم) اقتصادی و سیاسی را که در دوره‌ی معاصر بسیاری از شئون زندگی در ایران را فراگرفت از نظر دور داشت. پدیده‌های رسمی (برای مثال همان لهجه) چندان دیرینه نیستند.

با تمرکز دیوان‌سالاری و رسانه‌های جمعی در دست دولت پدیده‌ای مانند لهجه‌ی رسمی قابل تصور می‌شود. با وجود رویکرد دوگانه به تمرکز گرایی در حوزه‌ی لهجه‌ها و گویش که پس از انقلاب رخ داد، موسیقی آرام آرام با از دست دادن گویش‌های متعدد موسیقی دستگاهی تحت تاثیر وقایعی که در عمده‌ی آنها دولت نقش چندانی نداشت به سمت تمرکزگرایی رفت، اگر روزگاری صحبت کردن از یک خوانش رسمی موسیقی دستگاهی تنها نوعی آرزوی محال بود، اکنون از طریق ساختار آموزشی و نوعی نظام سلسله مراتبی که در آن نسبت میان ارزش هنرمندان از طریق نزدیکی‌شان با مرکز سیاسی اقتصادی تعیین می‌شود، و همچنین تاثیر همین ساختار بر جریان تولید-مصرف موسیقایی، موضوعیت یافته است.

درست مانند تلقی مدرسه‌ای از لهجه‌ها یک نسخه‌ی «صحیح» ادای واژه‌ها داریم و بقیه شکل‌های تحریف شده‌ای از آن هستند و گاه تا آستانه‌ی مورد تمسخر قرار گرفتن و حذف هم پیش می‌روند. وضعیتی مشابه این را می‌توان در مورد موسیقی رسمی هم در نظر گرفت البته شاید به دلیل سرشت متفاوت موسیقی تمسخر و حذف آشکار میسر نباشد اما پذیرش چنین «رسمیتی» می‌تواند تلویحا به معنای پذیرش جایگاهی فروتر برای دیگر خوانش‌ها (اجراها) باشد. به هر روی محمدرضا لطفی یک از کنشگرانی است که هم از طریق اجرا و هم از طریق نظریه‌پردازی به مستقر شدن این دیدگاه یاری رسانده است.

او و نسلی که او نماینده‌ی موسیقایی‌ آن است، نسلی است که دغدغه‌های احتماعی-سیاسی‌اش بیش از نگرانی‌های علمی بود و شاید در تب و تاب آن‌ سال‌ها کمتر پروای لختی آسودن و اندیشیدن داشت. نسلی که با گستره‌ی وسیع (۱۷) کارهایی که انجام داد شناخته می‌شود. نسلی که اتوریته‌ی خودش را، حتا در وادی پژوهش موسیقایی از جایی دیگر می‌آورد. نسلی که کنش اجتماعی را با اهمیت‌تر از کار آکادمیک به مفهوم متعارفش می‌دانست. دور از ذهن نیست که در حضور چنین اتوریته‌ی شخصی امکان نقد و بازبینی نظریات و رهیافت‌ها به آسانی فراهم نباشد و فرصت رشد اشتباهات دامنه‌دار و عمیق دست‌کم در ساحت دانش پیش بیاید. باری، با دور شدن از سال‌هایی که اشاره شد شاید اکنون زمان دوباره بازبینی کردن نتیجه‌ی این کار گسترده فرا رسیده باشد.

پی‌نوشت
۱۳- چند باب در شناخت ردیف موسیقی رسمی چهارمین کتاب سال شیدا ص ۳۷٫
۱۴- این موضوع منحصر به آثار لطفی نیست. برای مثال کیانی هم در «ردیف هفت دستگاه موسیقی ایران» مدلی شبیه به همین را برای نقش‌دار کردن درجات مختلف از طریق پیوند زدن آن‌ها با شدت (دینامیک) پیشنهاد می‌کند.
۱۵- بنیادهای نوازندگی تار در سومین کتاب سال شیدا صص ۲۲۶-۲۲۵٫
۱۶- برای مثال در چند باب در شناخت ردیف موسیقی رسمی در چهارمین کتاب سال شیدا ص ۴۷ او نقل قولی را به عنوان گفته‌ی عبدالقادر مراغی از ص ۱۲۷ جامع الالحان می‌آورد که در اصل، نقل قول خود مراغی است از قطب‌الدین شیرازی و بر پایه‌ی آن نتیجه‌گیری‌هایی می‌کند.
۱۷- وسعت کاری که این نسل انجام داده به خودی خود نکته‌ی مثبتی نیست و گاه نیز باعث کم عمق و سطحی شدن نتیجه‌ی کار نظری آن‌ها شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فالین، جاروسکی را در کلاس های تابستانی ژرارد لسن (Gerard Lesne) کنتر تنور مشهور فرانسوی نام نویسی کرد. لسن هم فورا از جاروسکی دعوت کرد که در اراتوریوی Sedecia اثر اسکارلاتی بخواند. یکی از منتقدان موسیقی صدای جاروسکی را «سیال» و «آسمانی» توصیف کرده بود. در واقع منتقدان موسیقی عمیقا تحت تأثیر صدای او بودند.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

علیت‌یابی نداریم (یا کم داریم) و تصورمان از گذشته هم زمانی آویخته در میان زمان‌ها است. پس انتظارمان از تاریخ می‌شود این‌که وقایع‌نگاری کنیم و نه تحلیل. با وجود این‌که حضور مبهم زیباشناسی و جدل میان دو سبک اخیرا بیشتر شکل تاریخ‌نگارانه به خود گرفته، اما هنوز به دوره‌بندی منجر نشده است. تاریخ موسیقی ما هنوز تاریخ آدم‌ها و نظریه‌ها است و نه آثار موسیقی و روابط‌شان وقتی به نقطه‌ی عطفی تاریخی چون وزیری می‌رسیم بیشتر اوقات به نظم شخصی و توانایی‌های افسانه‌ای او اشاره می‌کنیم و به عکس، کمتر چیزی از دلایل تاریخی موفقیت‌اش می‌شنویم (۹).
نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

چاپ نخست کتاب «نفیرنامه» در سال ۱۳۵۱ بود و در سال ۱۳۹۰ تجدید چاپ شد. فوزیه مجد پیشگفتار مهمّی در چاپ دوم کتابش نوشت که نشان از تجدید نظر و بازنگریِ او در نظراتش دارد. وی امروزه با نگاهی انتقادی، «نفیرنامه» و به‌ویژه بخش نخستِ آن را «یک تصویر سورآلیستِ گزنده و تلخ» (مجد۱۳۹۰: ۸) می‌داند.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

آموزشگاه موسیقی پایور یزد در نظر دارد چهارمین جشنواره تخصصی “سنتور” را در مقاطع سنی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به صورت تکنوازی، دو نوازی و پنج نوازی، آبانماه امسال برگزار نماید. این برنامه که هرساله برای نشان دادن استعدادها و توانایی هنرمندان یزدی و نیز توانمندی آموزشی این مرکز، برنامه ریزی می گردد، هر ساله یک شب را نیز به برگزاری یاد و نکوداشت یکی از بزرگان موسیقی کشور اختصاص می دهد.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (II)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (II)

به بیان دیگر اگر دولت-ملتِ برآمده پیشاپیش نتواند از طریق مشترکات فرهنگی موجود در پهنه‌ی جغرافیایی-فرهنگی‌اش این بُعد پراهمیت هویت را به دست آورد نقصانی شدید در هویت ادعایی‌اش پدید می‌آید، پس ناچار است حتا به قیمت اختراع هم که شده چیزی را بیابد و در بسته‌ی هویتی خود بگنجاند.
علی رهبرى در شبکه سى ان ان

علی رهبرى در شبکه سى ان ان

شبکه تلویزیونى سى ان ان از چندى پیش در حال پخش برنامه اى با عنوان «درون خاورمیانه» (Inside the Middle East) درباره مسائل اجتماعى و فرهنگى کشورهاى منطقه است. در تیتراژ این برنامه که نام کشورهاى مورد بررسى نوشته مى شود نشانى از ایران نیست ولى در آخرین برنامه این مجموعه که شنبه شب، پانزدهم بهمن ۱۳۸۴ (پنجم فوریه ۲۰۰۶) پخش شد، در کنار گزارش هایى از عربستان سعودى و عراق، گزارش نسبتاً مفصلى نیز به استعفاى ناگهانى على رهبرى از رهبرى ارکستر سمفونیک تهران اختصاص داشت.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.
بوسانوا در برزیل

بوسانوا در برزیل

موسیقی کشور برزیل از پر انرژی ترین و شادترین موسیقی های دنیا است. این موسیقی ترکیبی است از سبکهای موسیقی آفریقا و اروپای که هنگام ترکیب با فرهنگ و اتمسفر آمریکای لاتین به این درجه از نشاط و شادابی رسیده است. بسیاری از سبکهای موسیقی برزیل سر منشا سنتی یا مذهبی دارند که با گذشت زمان و تکامل به گونه های امروزی تبدیل شده اند.
نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

در رژیم گذشته مکانی در مسیر فرودگاه مهرآباد ساخته شد که در آنجا مسافران میتوانستند در هنگام ورود و خروج از ایران (یا شهر تهران) با خرید صنایع دستی با فرهنگ کهن ایران آشنا شوند. یکی از مهمترین قسمتهای این سازمان بخش ساز سازی آن بود. این سازمان همچنان به فعالیت خود مشفول است ولی به تازگی قسمت ساز سازی آن تعطیل شده است. در این مقاله نامه سرگشاده کارمندان این سازمان را میخوانید.