دو نمود از یک تفکر (II)

ردیف، دستگاه، گوشه
ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.

گوشه ها واحدهایی هستند که با تسلسل آنها “دستگاه” و “ردیف” به وجود می آید.

هر گوشه دارای خصوصیات مشخصی است که با مطالعه و دقت در این خصوصیات، می توان به الگوهایی بنیادین در بداهه نوازی و ملودی پردازی در موسیقی ایرانی دست یافت، خصوصیاتی مانند “نظام فواصل”، “ملودی تیپ”، “دینامیزم اجرا”، “مضراب گذاری” (که موجب ایجاد اکسنت ها می گردد)، بافت، فرم ملودی و گسترش، الگوهای آگوگیکی (یا تغییرات سرعت در اجرا) و نیز الگوهای مدال و انتظام در دستگاه (بهراد توکلی).

گوشه هایی که دارای خصوصیات مشترک باشند و در یک ظرف بگنجند، “دستگاه ” را تشکیل می دهند (ماهور، چهارگاه، شور و…) و برخی گوشه ها نیز در بسیاری از دستگاه ها مشترکند (کرشمه، بیات راجه، عراق و…).

در حقیقت، موسیقیدان ایرانی برای نواختن “موسیقی دستگاهی ایرانی” الگویی پیش خود دارد که اصیل ترین و بنیادی ترین منبع برای اجراست که این الگو ردیف نام دارد و ردیف از دستگاه و دستگاه از گوشه تشکیل می شود. از این روست که شناخت ردیف، گوشه ها و خصوصیات آنها برای هر موسیقیدان ایرانی ضروری است. این الگو و قواعد کلی از جانب کلیه ی نوازندگان ایرانی رعایت می گردد و آنان ملزم به پیروی از این چارچوبها هستند، به خصوص موسیقیدانان و نوازندگان دوره های قدیمی تر مانند دوران علی نقی وزیری به قبل.

چارچوب های تعیین کننده
بقای پرقدرت مفهومی به نام “ردیف” در موسیقی کنونی هنری ایران، بیش از هر چیز نمایانگر این تفکر محافظه کارانه و چارچول گراست. در آثار نوگرایانه ترین هنرمندان موسیقی ایرانی (به طور مثال حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و… و حتی در نسل جدید هنرمندانی مانند علی قمصری)، ردیف هم چنان نمودی واضح دارد. حتی در بسیاری از آثار آهنگسازان موسیقی کلاسیک ایران نیز دغدغه ی هویت –که از قدرتمندترین جلوه های آن “ردیف” و منطق دستگاهی است– حضوری سلطه جویانه دارد.

در موسیقی کلاسیک اروپایی، مدهای کلیسایی بعد از مدتی کنار نهاده می شوند و گام های “ماژور” و “مینور” مورد توجه قرار می گیرند، سازبندی ها و دیگر تمهیدات آهنگسازانه نیز از دوره ای به دوره ای دیگر مدام تغییر می کنند تا به عصر آتنالیته و موسیقی الکترونیک و غیر ملودیک می رسند، در حالی که صحبت از چنین دوره های مختلفی در موسیقی ایرانی چندان محلی از اعراب ندارد (نگارنده به این نکته واقف است که اطلاعات چندانی از آثار اجرا شده در دوره های قبلتر از قاجار در ایران در دست نیست و نیز بر این حقیقت که موسیقی ایرانی پیش از صفویه شکلی دیگر داشته، با این حال به احتمال فراوان حداقل در حدود ۳۰۰ ساله ی اخیر بر بنیانی ثابت به نام ردیف استوار بوده).

بی آن که قصد واکاوی دلایل این وضعیت را داشته باشیم، این خصوصیت را در معماری ایرانی مورد بررسی قرار می دهیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

صبا از زبان سپنتا (IV)

صبا از زبان سپنتا (IV)

قطعهء «به زندان» ساخته صبا، در شوشتری از نوای آزادی‌خواه در بندی اقتباس شده است. از دیگر قطعات ایشان‌ می‌توان اینها را برشمرد: رقص چوبی، قاسم آبادی و زنگ شتر با دوبل کوردهای مطبوع آن. استاد به‌ نوازندگی جمعی و ارکستر با موازین صحیح آن‌ رغبت خاص داشت. نت‌ نویسی او دقیق و در شناخت اوزان مهارتی خاص داشت، هم او بود که‌ وجود میزان لنگ ماتنه ۵/۸ یا ۷/۸ را در موسیقی‌ ایرانی تشخیص داد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (New York Philharmonic)، واقع در شهر نیویورک، یکی از ارکسترهای قدیمی آمریکا است که به عنوان یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی کلاسیک شناخته شده است. امروزه خانه اصلی فیلارمونیک واقع در تالار آوری فیشر (Avery Fisher Hall) در مرکز لینکون نیویورک است. این ارکستر در سال ۱۸۴۲ به وجود آمده و نزدیک به ۴ دهه از دیگر مراکز سمفونیک آمریکا قدیمی تر است.
متن سخنرانی دبیر جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

متن سخنرانی دبیر جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

شاید کمتر کسی از حاضرین جمع امروز ما نزدیک به ده سال پیش که پایگاه های موسیقی کم کم در حال رشد بودن را به خاطر می آورد. روزگاری که سرچ انجینها با جستجوی واژه موسیقی ایران به تعداد انگشتان دست سایتی پیدا میکردند که به زبان انگلیسی یا فارسی با طراحی هایی ابتدایی تنها پایگاه های موسیقی ایرانیان در فضای مجازی بودند.
موسیقی شناسی فمنیستی (X)

موسیقی شناسی فمنیستی (X)

زیباشناسی و فلسفه هنر فمینیستی، همچون سایر فلسفه های فمینیستی، بر اساس انتقادهایی که به مفروضات بنیادین و پیش فرض های اساسی که بر این حوزه به طور سنتی حکمفرما بوده است، بنا شده است. اساسا این سبکی ویژه در روش شناسی فمینیستی است که غالبا در طرح مباحث، بنیان فکری و اندیشه ای خود را بر نقد از جریان های اصلی و حاکم می آغازند.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

هنگامی که تصمیم برای شروع و نوشتن مطالبی درباره آرشه گرفته شد راههای متفاوتی برای چگونگی بیان بهتر آن به ذهن رسید و تلاشی سخت برای شروع آن پدید آمد، زیرا در این زمان که در حال عبور از آن هستیم، تلمبار اطلاعات درست، مبهم و پیجیده، آنقدرسنگین هست که نیرو و توان تحلیل را از انسان سلب نمایدو شاید این سوال پیش آید که مگر در رابطه با چه موضوعی قرار است بحث و گفتگو شود ؟ تحلیل و تفکیک آن نباید دشوار باشد!
آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

الکسا استیل (Alexa Still) نوازنده معروف فلوت و زاده نیوزلند است. خانم استیل برای ضبطهای فراوان با برچسبهای بین المللی کلاسیک در دنیای فلوت مشهور است. وی به عنوان “بی نقص در تکنیک و سلیقه، اغوا کننده در ترکیب اصوات” توصیف شده است. در جایی دیگر آمده: “آنقدر با اطمینان خاطر می نوازد که هیچ گاه قادر نخواهید بود او را از موسیقی جدا کنید”. اولین دیدار او از آمریکا برای ادامه تحصیل در دانشگاه نیویورک بود، وی در آنجا موفق به کسب مدارک فوق لیسانس و دکترا شد و در بسیاری از رقابتهای موسیقی مقام اول را کسب نمود.
دومین جشنواره موسیقی صبا برگزار می شود

دومین جشنواره موسیقی صبا برگزار می شود

جشنواره موسیقی صبا به میزبانی دانشکده‌ی موسیقی و معاونت فرهنگی دانشگاه هنر، و با هم‌کاری انجمن موسیقی ایران، دفتر موسیقی، بنیاد رودکی، و مؤسسه توسعه‌ی هنرهای معاصر در هفته‌ی نخست آذرماه امسال برگزار خواهد شد. داوطلبان می‌توانند با مراجعه به وب‌سایت sabamusicfestival.com و مطالعه‌ی کامل متن فراخوان نسبت به ثبت‌نام در این جشنواره اقدام کنند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VII)

با گذشت زمان و صاحب شدن خانه ای دائمی تر، ذوق موسیقایی الگار برای باری دیگر فوران نمود: “سوئیت سورن” (Severn Suite op. 87)، “، قسمت دیگری از “رژه ی شکوه و جلال” (Pomp and Circumstance March op. 39)، “سوئیت پرستاران” (Nursery Suite)، و چندین و چند قطعه ی کوچک دیگر. اپرای “زن اسپانیایی” (The Spanish Lady op. 89) و “سمفونی سوم” (Symphony No 3 op. 88) نیز در همین دوران نگاشته شدند. اگرچه، این قطعات ادامه پیدا نکردند چرا که در اکتبر ۱۹۳۳، الگار دچار عارضه ی سرطان شد.
صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.