دو نمود از یک تفکر (III)

در معماری ایرانی نیز چنین وضعیتی کمابیش وجود دارد؛ تنها با یک تفاوت؛ معماری بنا به ذات کاربردی خود و وابستگی اش به علوم فنی، در صد و چند ده ساله ی اخیر چاره ای جز تغییر نداشته است. با تغییرات بنیادین فنی در معماری و ورود تکنولوژی های جدید، آن چارچوب های همیشگی –که رابطه ای انکارناپذیر با مسائل به اصطلاح نیارشی نیز داشته اند– ناچار به کنار گذاشته شدن بوده اند.

اگر برای پوشش دهانه ای بزرگ از گنبد آجری استفاده می شده و بر اساس وجود گنبدخانه در مسجد فضاهای اطراف، نورگیریها، تهویه، سلسه مراتب، الگوهای پلانی، هندسه و غیره شکل می گرفته، با حذف شدن “گنبد آجری” به دلیل ورود فنون جدید، این موارد نیز تغییر شکل داده اند. نتیجه ی کنار نهادن این چارچوب های ثابت (که در دوره های مختلف تنها در جزییاتی مانند تزیینات و یا فرعیاتی مانند مصالح و… تغییر می کرده اند)، ایجاد نوعی آشفتگی و گم گشتگی در معماری بود که همچنان نیز ادامه دارد.

درک و دریافت آثار
هنگامی که نام یک بنای غربی –چه متاخر و چه حتی متقدم– شنیده می شود، معمولا “شکل” و فرمی مشخص و متباین به ذهن تداعی می گردد که چنین مساله ای در معماری ایرانی به این شدت وجود ندارد. برای مثال، کلیسای فلورانس تداعی گر عنصری خاص در فرم است که همانا گنبد این کلیسای معروف است و حتی اگر مشابهت هایی در حجم این کلیساها در دوره ای خاص وجود داشته باشد، در دوره های مختلف (گوتیک، باروک و…) این الگوها و احجام کاملا متفاوت می گردند.

حال آنکه در معماری ایرانی کلیشه ها و چارچوب هایی همیشگی در حجم و عناصر کالبدی مساجد مطرح هستند (ایوان، گنبد، مناره و… ) که در غالب آنان تکرار می شود. همین کلیشه ها که می توان آنان را همسان با “گوشه” ها و چارچوب کلی دستگاه ها در موسیقی ایرانی دانست، موجب می شوند تا تفاوت بناهای ایرانی نه در کلیت حجم که در جزییات بصری نمود یابد.

درونگرایی معماری ایرانی و روی گردانی آن از جلوه گری نیز این خصیصه را شدت می بخشد. این مساله را شاید بتوان به دیگر هنرها نیز تعمیم داد، برای مثال در “غزل” فارسی که دارای قواعد و درونماییه معمولا یکسان و کلی است (تعداد ابیات، قافیه ها، محتوا و…)، تفاوت هر شعر و هر شاعر در تک بیت هایی که ساختار “کل” غزل را در کنار هم شکل می دهند (مانند گوشه در موسیقی) نمود می یابد؛ ضمن این که هر بیت برای خود دارای مفهوم مستقلی است؛ حال آن که این مساله در شعر نو و شعر غربی حضوری بسیار کمرنگ تر دارد، مانند اشعار شاعرانی چون احمد شاملو که در آن حذف حتی یک کلمه می تواند منجر به از هم پاشیدن کل شیرازه ی محتوایی و فرمال اثر گردد.

در هنری مانند نقاشی و نگارگری نیز، دریافت یکپارچه ای که از تابلوی نقاشی مانند رامبرانت یا حتی هنرمندی انتزاع گرا مانند جکسون پولاک داریم، از یک طرح ایرانی نداریم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

ودیم گلوزمن (Vadim Gluzman) که ویولون استرادیواری قبلی لئوپالد آئور (Leopald Auer) را که از انجمن قرض گرفته است می نوازد، نواختن آن را اینگونه توصیف می کند: “درست مثل این می ماند که پس سالها رانندگی با فورد حالا پشت لامبورگینی بنشینید!”
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

جا دارد از آقایان هومان اسعدی، بهنام ابوالقاسم، مانی جعفرزاده، حمیدرضا دیبازر، فردین خلعتبری و کارن کیهانی بابت صحبتهای پر مهرشان تشکر کنم و همچنین از استاد نادر مشایخی، علی صمدپور، مرتضی شیرکوهی، شهرام توکلی، مهیار علیزاده، هومن اتابکی و سایر عزیزانم که با وجود ترافیک کاری زیاد امروز حضور پیدا کردند.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
“موسیقی همه زندگی من است” (III)

“موسیقی همه زندگی من است” (III)

اینطور گمان نمی کنم. تمرین پیش از اجرا بسیار اهمیت دارد. زمانی که مدتی استراحت دارم یا پیش از اجرا تمرین ندارم، صدایم دچار لرزه می شود اما پس از یکی دو اجرا صدایم باز می گردد، آن مشکل هم به این خاطر بوده که حدود یک ماه و نیم هیچ تمرینی نداشتم. زمانی که شما در یک گروه هستید محدودیتهایی دارید.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

من فکر می کنم من و تماشاگران، هر دو ساز هستیم. ما هر دو یکدیگر را می نوازیم. در یک کنسرت واقعی، من تمرکز می کنم و آنها هم همچنین تمرکز می کنند. اما من اول روی آنچه می خواهم به آنها بدهم تمرکز می کنم و موسیقی این است و سپس آن را برای آنها می فرستم. الحان و آهنگ ها به سمت آنها می رود، آنها آن را دریافت می کنند و هوشیاری خود را به سوی من می فرستند. این یک جزر و مد است. به سمت جلو و عقب حرکت می کند. آن چه آنها به من می دهند، در حقیقت نوعی از انرژی است که من می توانم آن را به سطوحی دیگر تبدیل کنم. تمام اینها نسبی است و همگی بستگی به این دارد که چطور هر شخصیت جداگانه ای درک کند یا چطور کسی درباره اینکه چه انجام می دهد احساس می کند. فاکتورهای بسیاری وجود دارد.
تعزیه خوانی (V)

تعزیه خوانی (V)

نوحه مهم ترین شکل آواز جمعی است، در این فرم، تعزیه خوان و گروه هم خوان و گاه مخاطبان، به صورت سوال و جواب، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است را اجرا می کنند. تعزیه ها اغلب با پیش خوانی، شروع می شد.پیش خوانی نیز شامل اجرای نوحه ها و مقدمه ای برای شروع نمایش بود.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

در سال ۱۹۱۵ شروع به مطالعه هارمونی، کنترپوآن و ارکستراسیون نمود. مطالعات او تا سال ۱۹۲۱ ادامه داشت و اولین قطعه کلاسیک او، Lullaby (لالایی) برای یک کوارتت زهی بود که در سال ۱۹۱۹ نوشته شد این قطعه در واقع جزو تمرین های هارمونی او بود. پس از آن او اپرای کوتاهی بنام Blue Monday را به رشته تحریر درآورد، او این اپرا را برای برادوی تهیه کرد اما پس از اولین اجرا دیگر هرگز اجرا نشد. سوانی (Swanee) در سال ۱۹۲۰ هنگامی که در Broadway بود نوشته شد. این ترانه زیبا توسط خواننده محبوب آن سالها یعنی ال جولسون (Al Jolson) خوانده شد و برای جورج مبلغی حدود ۱۰ هزار دلار! بعنوان آهنگساز درآمد به ارمغان آورد. پس از آن جورج برای تهیه موسیقی مراسم سالانه Broadway قراردادی به مدت ۵ سال با آنها به امضا رسانید. او همچنین برای سه برنامه بزرگ موسیقی در Broadway و دو برنامه در لندن قرارداد تهیه موسیقی به امضا کرد. به قسمتهای زیبایی از لالایی گرشوین گوش کنید:
موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی

موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی

با چند سئوال آغاز می کنیم: وطنی که همیشه در هر شرایطی از آن دفاع می کنیم یا گاهی روی آن تعصب داریم در چه نقطه جغرافیایی واقع شده؟ وطن نقطه ای است که در آن متولد شدیم؟ چه محدوده ای از منطقه ای است که در آن زاده شدیم؟ آن بیمارستان آن محله آن شهر؟ یا آن کشور؟ نسبت به چه قانونی این محدوده از جهان متعلق به ماست و کشور ما محسوب می شود؟ بخاطر جنگجویی و قلدری حاکمان قدیم کشورمان یا به فرمان الهی؟! اگر دلیلی جز زورگویی و جنگجویی حاکمان ما ندارد، پس چگونه مقدس تلقی می شود؟ خاک ما به چه منطقه ای محدود می شود؟
نامه سر گشاده کیهان کلهر اختلال در کنسرت گروه لیان

نامه سر گشاده کیهان کلهر اختلال در کنسرت گروه لیان

محسن شریفیان نوازنده و پژوهشگر موسیقی جنوب ایران، پس از سالها برپایی کنسرت با ارکستر خود که «لیان» نام دارد، بارها مورد تهدید به جلوگیری از اجرای کنسرت قرار گرفته است. این تهدید ها در مواردی هم عملی شده و موجب لغو کنسرت های او با وجود مجوز قانونی در شهرهای مختلف و مخصوصا در بوشهر که خواستگاه این موسیقی است شده. کنسرت محسن شریفیان شب گذشته در حالی در شهر کلمه از توابع بوشهر برگزار شد که در حین اجرای برنامه دو بار برق محل برگزاری کنسرت قطع شد و بانوان و کودکان در آن تاریکی با مشکلات زیادی رو به رو شدند. کیهان کلهر در واکنش به این جسارت بزرگ به ساحت موسیقی بیانیه ای صادر کرده که در ادامه می خوانید: