سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XIII)

از همه‌ی اینها مبهم‌تر و ناگشوده‌تر مطالعات تاریخی مربوط به گونه‌های مختلف موسیقی مردم‌پسند یا عامیانه‌ در ایران است، به‌ویژه نمونه‌های ترکیبی با موسیقی غربی که اصطلاحا «پاپ» نامیده می‌شود. چند دلیل می‌توان برای این موضوع ذکر کرد که به گمان ما مهم‌ترینشان حساسیت شدید ایدئولوژیک حکومتی نسبت به این گونه‌های موسیقایی است (دست‌کم تا اواسط دهه‌ی ۱۳۷۰) که باعث می‌شود در مراکز رسمی کمتر کار پژوهشی‌ای بتوان در مورد آن انجام داد. دیگری موضوع دخالت زیباشناسی در نوشتن تاریخ هنر و تقابل هنر نخبگان و توده است.

به غیر از سال‌های اخیر آن هم بیشتر در آثار ایرانی‌هایی که در خارج از ایران هستند یا در آنجا تحصیل کرده‌اند کمتر کسی مایل است به این نوع موسیقی بپردازد (۴۱).

به عنوان یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۲)، برخلاف دیگر مقاله‌ها قلت آثار ارائه شده در فهرست مراجع این مقاله خود نشان از کمی کار انجام شده در این زمینه دارد.

چند نکته‌ی افزوده

با این وصف مشخص است که تاریخ موسیقی ما تحت تاثیر مدارک باقی‌مانده و کار انجام شده بر این مدارک نقاط روشن و تاریک دارد. نقاط روشن بیشتر حول دوره‌هایی شکل گرفته‌اند که اسناد و مدارک بیشتری در دست داریم. هنوز تاریخ موسیقی ما به مفهوم امروزی تاریخ نوعی هنر نیست که اصلی‌ترین علتش فقدان مدارک عینی در مورد موسیقی دوره‌های گذشته است.

دخالت زیبایی‌شناسی و حتا ایدئولوژی غیر زیباشناختی در نوشتن این تاریخ -هر چند امروز کمتر از گذشته- هنوز دخالت زیادی دارد. مطالعات تاریخی بیشتر حول محور فعالیت‌های شخصی یک پژوهش‌گر و گاه حتا مرتبط با پایان‌نامه‌ی دانشگاهی وی شکل گرفته‌اند و در حال گسترش هستند.

در مرحله‌ی فعلی نمی‌توان حدس زد که آیا ادامه می‌یابند یا نه؟ افزون بر این نمی‌دانیم وقتی که بعضی از این مسائل به پایان منطقی خود رسیدند آیا کار مطالعات تاریخی همچنان ادامه پیدا خواهد کرد یا معطوف به حوزه‌های دیگری خواهد شد؟ گذشته از اینها اشاره‌ی -هر چند مثالی- تنها به کارهای ایرانی انجام شده در این مقاله نباید باعث این اشتباه شود که تنها منابع مهم و روشنی‌بخش منابع ایرانی هستند و همچنین نباید باعث شود فراموش کنیم هنوز تنها کیفیت تعداد کمی از پژوهش‌های ایرانی به پای پژوهش‌های خارجی می‌‌رسد.

پی نوشت
۴۱- نپرداختن به موسیقی مردم‌پسند مختص ایران نیست در غرب هم تا همین اواخر و به خصوص تا قبل از دهه‌ی ۱۹۸۰ کمتر موسیقی‌شناس یا تاریخ‌نگاری به‌طور جدی به این مسائل می‌پرداخت.

کتاب‌نامه
امام شوشتری، محمد علی
۱۳۴۸ ایران گاهواره‌ی دانش و هنر، هنر موسیقی روزگار اسلامی، بی جا: بی نا.

اسعدی، هومان
۱۳۷۸ حیات موسیقایی و علم موسیقی در دوران تیوری: از سمرقند تا هرات، راهنما: خسرو مولانا، مشاور: آذین موحد، رساله‌ی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکده‌ی هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.

۱۳۸۰ الف «از مقام تا دستگاه»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۱: ۷۵-۵۹٫

۱۳۸۰ ب «حیات موسیقایی در دوران تیموریان: از سمرقند تا هرات»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۴: ۵۲-۲۵٫

۱۳۸۱ «ساختار گام بالقوه در موسیقی دوران تیموری»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۸: ۱۱۲-۹۷٫

۱۳۸۲ «مفهوم و انواع ایقاع در دوران تیموری»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۱: ۱۳۶-۱۲۳٫

۱۳۸۳ «مطالعه‌ای سازشناختی در رسالات و نگاره‌های موسیقایی تیموری»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۴: ۹۸-۶۱٫

۱۳۸۸ «بازنگری پیشینه‌ی تاریخی مفهوم دستگاه»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۴۵: ۶۲-۳۳٫

بینش، تقی
۱۳۷۴ تاریخ مختصر موسیقی ایرانی، تهران: آروین.

پورجوادی، امیرحسین
۱۳۸۲ «کار عمل و سیر تحول آن از دوره‌ی تیموری تا امروز»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۹: ۳۱-۱۱٫

۱۳۸۴ «یادداشتی درباره‌ی دومقاله‌ی فارمر»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۷: ۹۳-۹۱٫

۱۳۸۵ «نگاهی به حیات موسیقایی دوره‌ی افشاریه»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۳۱: ۶۰-۲۹٫

جعفرزاده، خسرو
۱۳۷۹ «نقد تاریخ نگاری موسیقی ایران»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۹: ۳۳-۱۷٫

حجاریان، محسن
۱۳۸۶ مقدمه ای بر موسیقی شناسی، تهران: کتابسرای نیک.

خالقی، روح الله
۱۳۵۳ سرگذشت موسیقی ایران، تهران: صفی‌علیشاه.

۱۳۷۳ نظری بموسیقی، ج ۲، تهران: صفی‌علیشاه.

خضرایی، بابک
۱۳۸۶ «سایه‌ای از تفکر دستگاهی در یک رساله‌ موسیقی صفوی»، کتاب سال شیدا، شماره‌ی ۸و۹: ۷۴-۵۱٫

دورینگ، ژان
۱۳۷۶ «قدمت و موسیقی سنتی ایران»، ترجمه‌ی نیلوفر خوانساری، کتاب سال شیدا، شماره‌ی ۲: ۵۸-۳۷٫

رابرتسون، الک و دنیس استیونس
۱۳۶۹ تاریخ جامع موسیقی، ترجمه‌ی بهزاد باشی، تهران: آگاه.

راهگانی روح‌انگیز
۱۳۷۷ تاریخ موسیقی ایران، تهران: پیشرو.

رهبر، ایلناز
۱۳۸۹ «سازهای زهی در نگارگری‌های ایرانی دوره‌ی صفوی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۴۹: ۱۲۹-۹۷٫

سپنتا، ساسان
۱۳۷۷ تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، تهران‌: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.

۱۳۸۲ چشم انداز موسیقی ایران، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
صارمی، کتایون و امانی، فریدون
۱۳۷۳ ساز و موسیقی در شاهنامه فردوسی، انتشارات تهران: پیشرو.

فارمر، هنری جورج
۱۳۶۶ تاریخ موسیقی خاورزمین، ایران بزرگ و سرزمینهای مجاور، ترجمه‌ی بهزاد باشی، تهران: آگاه.

۱۳۷۶ «موسیقی بین‌النهرین باستان»، ترجمه‌ی م. ح. آریان، کتاب سال شیدا، شماره‌ی ۲: ۱۱۷-۱۵۶٫

۱۳۸۴ الف «علمای بزرگ ایران در فن موسیقی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۷: ۱۰۰-۹۵٫

۱۳۸۴ ب «تاثیر و نفوذ ایران در تعبیه‌ی آلات موسیقی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۷: ۱۰۵-۱۰۱٫

۱۳۹۰ «تاریخچه و مبانی موسیقی ایرانی»، ترجمه‌ی هومان اسعدی، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۵۰: ۶۷-۹۹٫

فاطمی، ساسان
۱۳۸۰ الف «مطرب‌ها از صفویه تا مشروطیت (۱)»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۲: ۳۹-۲۷٫

۱۳۸۰ ب «مطرب‌ها از صفویه تا مشروطیت (۲)»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۳: ۵۴-۳۹٫

۱۳۸۱ «لوطی‌ها و موسیقی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۶: ۱۱۸-۸۳٫

۱۳۸۲ «نگاهی گذرا به پیدایش و رشد موسیقی مردم‌پسند ایران، از ابتدا تا سال ۱۳۵۷»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۲: ۴۱-۲۷٫

۱۳۸۶ «بازنگری مفاهیم بداهه و آهنگسازی و اهمیت آنها در موسیقی ایرانی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۳۷: ۲۴۷-۲۳۹٫

فراهانی، مهشید
۱۳۸۶ «پژوهشی در سازهای دورۀ ساسانی به روایت نقش برجستۀ طاق بستان»، کتاب سال شیدا، شماره‌ی ۸و۹: ۹۴-۷۵٫

۱۳۸۹ «موسیقی نظامی دوره پارتیان به روایت منظومه ویس و رامین»، دوفصلنامه‌ی پژوهشی مهرگانی، شماره‌ی ۱: ۴۵-۳۶٫

فروغ، مهدی
۱۳۵۴ مداومت در اصول موسیقی ایران، نفوذ علمی و عملی موسیقی ایران در کشورهای دیگر، تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر.

قریب، محمد حسین
۱۳۶۲ تاریخ موسیقی، بی جا: بی نا.

کار، ادوارد هلت
۱۳۷۸ تاریخ چیست؟، ترجمه‌ی حسن کامشاد، تهران: خوارزمی.

کلانتری، سارا
۱۳۸۶ الف «حیات موسیقایی در دربار اکبر گورکانی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۳۵: ۱۰۴-۸۷٫

۱۳۸۶ ب «حیات موسیقایی در دربار بابر و همایون گورکانی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۳۶: ۱۰۴-۸۷٫

لاؤرگرن، بو
۱۳۸۴ «موسیقی ایران پیش از اسلام»، ترجمه‌ی منصور حبیب دوست، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲۸: ۵۷-۴۱٫

مشحون، حسن
۱۳۸۰ تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو.

مصطفوی، محمدتقی
۱۳۳۸ «صحنه‌هایی از رامشگران دوره‌ی ساسانی بر ظروف نقره‌ی موزه‌ی ایران باستان»، مجله‌ی موسیقی، دوره‌ی سوم، شماره‌ی ۳۳٫

میثمی، سید حسین
۱۳۸۱ الف «مهاجرت موسیقیدانان صفوی به هند»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۶: ۳۱-۵۳٫

۱۳۸۱ ب «تشکیلات موسیقی دربار صفوی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱۷: ۸۱-۶۹٫

۱۳۸۶ «بررسی سازهای ایران در کشفیات باستان‌شناسی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۳۶: ۸۴-۵۱٫

De Waele, E.
۱۹۸۹ “Musicians and Musical Instrument on the rock Reliefs in the Elamite Sanctuary of Koul-e Farah (Izeh)”, Iran, xxvvii. 29-38.

Wright, Owen.
۱۹۹۶ on the Concept of A “Timurid Music” in Oriento Moderno, Nouva serie, Anno XV (LXXVI), 2: 665-681.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

رمانتیک و ناسیونالیسم

رمانتیک و ناسیونالیسم

تقدان موسیقی معتقدند که آهنگسازان دوره رمانتیک به نگرش و دریافت خاصی از موسیقی دست پیدا کرده بودند که تا آن زمان هیچ یک از موسیقیدانها به آن حد از درک و بیان احساسات در موسیقی دست پیدا نکرده بودند.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

پس از گفتن این نکات اولیه، «نقد تکوینی» به‌عنوان اولین شیوه‌ی مورد اشاره، معرفی شد. نقد تکوینی که یکی از اصلی‌ترین منابع آن در فارسی کتابی با همین نام (نامی است که مترجم فارسی به گزیده‌ی مقالات گلدمن- گلچین شده از چند منبع مختلف- داده است)، نوشته‌ی «لوسین گلدمن» و برگردان «محمدتقی غیاثی» (۱۳۶۹) است، شیوه‌ای است که در جریان اعتراض فضای اندیشه‌ورانه‌ی اروپایی (به ویژه فرانسوی) به ساختارگرایی بسیار افراطی و همزمان با افول آن پدیدار شد.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

در ابتدا باید خاطر نشان کرد که هر دانشمندی (موسیقیدانی) که تئوری موسیقی ای از خود ارائه دهد، حتما باید با علومی همچون فیزیک و ریاضی تا حدود زیادی آشنا باشد. این بدین دلیل است که در دنیای امروز برای اثبات مطلبی تئوریک، استفاده کردن از نمودار بسیار آسان تر از اثبات آن روی ۵ خط حامل است. با توجه به این که این تئوری جدید در دنیای امروز و در فضایی سه بعدی تعریف خواهد شد، لزوم آشنایی با نمودار ها را برای هنرجویان عزیز توصیه می کنم. قبلا در کتاب “تئوری موسیقی ایران” نوشته آقای داریوش طلایی، استفاده از “مربع های عمودچین شده روی هم” که نقش تتراکورد ها را بازی می کرد را دیدیم. این خود شیوه نوین تری بود، اما رفاه در انتقال مفهوم به هنرجو در آن بسیار کمتر دیده می شد. نهایتا هدف، رسیدن به پولی فونی با رفاه بیشتر در ساختار مدال و ایجاد کنترپوان های متوالی قدرتمند برای گسترش (Development) موسیقی، آن هم نه به صورت کلاسیک بلکه راحت تر از همیشه، است. ( یعنی حاوی بالاترین تکنیک کمپوزیسیون)
شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

تازه‌ترین شماره فصلنامه تحلیلی و نقد موسیقى زنگار، ویژه فصل زمستان ۹۵ و بهار ۹۶ در یک مجلد منتشر شد و از امروز در مراکز فروش سرتاسر کشور در دسترس است. شماره ۴و ۵ فصلنامه تخصصی موسیقی زنگار در این مجلد خود در بخش موسیقى کلاسیک ایرانى به دو مقاله به همراه گزارش جلسه نقد و بررسى یک آلبوم موسیقى پرداخته است: «بررسى و تحلیل تکنیک‌های آوازى مقام‌‌ای لو و هرایى» نوشته «مژگان چاهیان» و مقاله «پیشنهادى براى ترتیب درج علائم سرکلید در موسیقى ایرانى» نوشته «امیرحسین نجفى».
در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

وردی و واگنر رهبران بزرگ موسیقی مستقل از یکدیگر بودند که به نظر می رسید با یکدیگر خصومت نیز داشتند. آنان هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکردند. نظریات وردی بر آثار واگنر بسیار کم بوده اما همان نیز نیکخواهانه نبود: “واگنر همواره انتخابهای یک شکل دارد، راههای تکراری، تلاش برای پرواز به جایی که تنها انسانهای منطقی از بودن در آنجا نتیجه می گیرند.” با این وجود در مرگ واگنر گفت: “غم انگیز، محزون، متاسف انگیز…! واگنر نامی است که تاثیری بزرگ و جاودان بر تاریخ هنر به جای خواهد گذارد.” نظر واگنر درباره آثار وردی که تنها یکی از آنها معروف است، واگنر پس از گوش سپردن به رکیوم وردی گفت” بهترین سخن آن است که سخنی نگوییم!”
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
راش

راش

“راش” (Rush) آلبومی با اجرای استودیویی (eponymous debut studio album) توسط گروه راک کانادایایی “راش” است که شهرت فراوانی دارد. آلبوم راش در سال ۱۹۷۴ عرضه شد و در سال ۱۹۹۷ مجددا با کیفیت بهتری تکثیر شد. اولین برنامه های اجرا شده توسط “راش” بیشتر موسیقی هووی متال (heavy metal) به همراه گروههای راک محبوب بریتانیا، بود. راش طرفدار گروههای همچون لد زپلین (Led Zeppelin) و کریم (Cream) بود و این تاثیرات در آثار و اشعار این گروه شنیده می شود.