در اندازه های استراوینسکی

در کنسرت هال بوستون
در کنسرت هال بوستون
جرت که با موسیقی کلاسیک ارضا نشده بود لذا مجددا نیروی خود را بر جاز متمرکز کرد. او از گری پیکاک (Gary Peacock) نوازنده بیس و جک دوجانت (Jack DeJohnfette) نوازنده درام ، خواست که آلبومی را با معیارهای استانداردها – منظور ملودی های استاندارد در Jazz – تعریف شده آماده کنند و به این آلبوم هم نام Standards – Volume1 دادند.

این گروه تا به امروز مشغول کار است و آثار عالی زیادی از جمله Bye Bye Black Bird – A Tribute to Miles Davis، The Cureو Standards – Volume2 را ضبط کرده اند.

گروه به طور منظم برنامه تور دور دنیا دارد و بسیاری از این کنسرتها ضبط شده و در بازار موجود هستند.از جمله: Still Aliveو Up For It – Live at Juan Les Pins. به لطافت و زیبایی این قطعه گوش کنید :

audio fileI Can’t Believe That You’ve In Love With Me

جرت همچنین در نواختن هارپسیکورد (Harpsichord)، کلاویکورد (Clavichord)، ارگ و ساکسوفون مهارت دارد که آلبومهای Sprits،Invocationو Sphere مثال خوبی برای شنیدن این سازهای او هستند. به این قطعه که توسط او با هارپسیکورد نواخته شده است گوش کنید :

audio fileBach, Goldberg Variations #8

یکی از شاخصه های جرت هنگام اجرا یکی خواندن ناگهانی و وابسته به احساسات او و دیگری حرکات رقص مانند او هنگام نواختن است.این حالت او نه تنها در اجراهای پیانو سولو و جازش،بلکه در اجراهای کلاسیک او هم دیده میشود.

در سالهای آخر دهه نود جرت از نوعی بیماری به نام Chronic fatigue syndrome مبتلا شد که به واسطه آن شخص از خستگی شدید ذهنی و جسمی رنج میبرد و گاهی حتا از انجام کارهای عادی روزانه خود نیز بر نمی آید. به همین دلیل مدت طولانی در خانه تحت درمان بود و به تازگی پیشرفت خوبی به سمت بهبود کامل داشته است و آلبومی تازه به نام The Melody at Night, With You را ضبط کرده است.

او در این آلبوم برخلاف آثار دیگر خود نه به موسیقی کلاسیک و نه به بداهه نوازی پرداخته است بلکه آنچه میشنویم ترانه های قدیمی و به شیوه استاندارد است.

در سال ۲۰۰۴ جرت جایزه Léonie Sonning را دریافت کرد که جایزه ایست معتبر و به نوازندگان و آهنگسازان موسیقی کلاسیک تعلق میگیرد و تنها موسیقی دان Jazz ای که قبلا موفق به دریافت آن شده بود کسی نبود جز “مایلز دیویس”. اولین شخصی که در سال ۱۹۵۹ برنده این جایزه شده است ایگور استراوینسکی Igor Fyodorovitch Stravinsky آهنگساز و رهبر ارکستر و از نوآوران سبک کلاسیک مدرن، بوده است.

گفتگوی هارمونیک

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

از روزهای گذشته…

جواب آواز (II)

جواب آواز (II)

نکته حائز اهمیت دیگر این است که در هنگام اجرای آواز، ساز میبایستی به نحوی همراهی نماید که جملات آوازی معنا، مفهوم و ملودی مورد نظر خواننده را ازدست ندهد. به عبارت دیگر خواننده هنگام اجرا از لحاظ ملودیک و حتی از لحاظ هماهنگی و پیوندی که ملودی آواز میبایست با شعر داشته باشد، هدفی را دنبال میکند که چنانچه نوازنده در این هنگام جملات نامربوط و نابهنگام را اجرا نماید اولا به این هماهنگی مورد نظر خواننده لطمه وارد شده و ثانیا عموما در این مواقع خوانندگان تمرکز خود را از دست میدهند و اجرای این جملات ناهماهنگ، حس نامطلوبی هم در خواننده و هم درشنوندگان اثرایجاد مینماید.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.
پرواز سیمرغ

پرواز سیمرغ

دیروز در برنامه مخصوصی که برای خبرنگاران موسیقی برگزار شد، برای اولین بار شاهد اجرای ارکستر بزرگ سیمرغ بودیم. ارکستر سیمرغ با حدود ۴۰ نوانده در حال حاضر بزرگترین ارکستر سازهای ایران کشور است و میرود تا در روزهای آینده پس از ماه ها تمرین پروژه بزرگ خود را به روی صحنه ببرد. نوازندگان این ارکستر با میانگین سنی ۲۵ سال، جوانانی با توانایی های بالای نوازندگی و از بهترین های امروز موسیقی ایران زمین هستند.
چگونه مفید تمرین کنیم

چگونه مفید تمرین کنیم

استفاده درست از وقت به هنگام تمرین ساز، از مهمترین عواملی است که پیشرفت شما را در نوازندگی تضمین می کند، به نکاتی که یکی از مدرسین موسیقی در این باره بیان کرده است دقت کنید.
کاباره ها، محل عرضه و تقاضا

کاباره ها، محل عرضه و تقاضا

بخش بسیار زیادی از زنان جامعه ی من، به نوعی در ادامه ی رمانتیزم اند. رمانتیزمی از مد افتاده و اغراق آمیز. بخش بسیار زیادی شان هم فردگرا هستند و آن “تو”ی درون شان نیز کسی نیست جز خودشان. اما با همه ی این ها، زنان نه سرمه ی خورشید که می توانند خودِ خورشید باشند. در میان زنان، عده ای شان بسیار عمیق و بااصالت، عده ای شان با احساسات ساده و شریف و عده ای شان هم سطحی، بی بنیه و لاابالی اند. همان تقسیم بندی معمول همانند مردان!
روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

به دلیل دور بودن استراوینسکی از کشورش روسیه، بحث های زیادی درباره ماهیت روسی او صورت گرفته است. جمعه، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۲، در برنامه ای به نام “استراوینسکی بیرون از روسیه” لئون بتشتاین (Leon Botstein)، ارکستر سمفونیک آمریکا (American Symphony Orchestra) را برای اجرای گلچینی از آثار استراوینسکی رهبری کرد. این آثار به گونه ای انتخاب شده بودند که هم میراث روسی استراوینسکی و هم زیبایی شناسی کشور دومش را به خوبی نشان می داد.
نوروز تو راه نیست!

نوروز تو راه نیست!

در طول ایام تعطیلات نوروزی، بارها دوستان گرامی با منزل ثمین باغچه بان و همسر وفادارش ئولین تماس می گرفتند و بوق ممتد، تماس ایشان را بی پاسخ می گذاشت… در این مدت به کار بروی قطعه «دو زلفونت بود…» اثر ثمین باغچه بان برای پیانو و ارکستر کار می کردم و در نظر داشتم تا پس از اتمام کار تنظیم آن برای ارکستر، در تماسی با وی تنظیم مجدد آن را تقدیم این بزرگمرد موسیقی ارکسترال ایرانی نمایم. تلفن ها کماکان بدون پاسخ می ماند…
لئونارد کوهن و باب دیلان ،  شعر و ترانه  – ۱

لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۱

رابطه نزدیک میان شعر و موسیقی، ومقایسه تطبیقی میان آن دو، نیازمند بحثی دقیق و گسترده است. هر دو، هم شعر و هم موسیقی، آواها یا شنیدارهایی هستند که ریتم، قافیه و هم آهنگی، و وزن را به کار می گیرند . به ابزار شعر میتوان آرایه های کلامی و زبانی، مجاز و اشارات تلویحی، و دیگر آرایه های ادبی را اضافه کرد و از طرف دیگر هارمونی، هم آوایی و تکنیک های ساز بندی خصوصیات منحصر به موسیقی است.
ارکستر فیلارمونیک چک (II)

ارکستر فیلارمونیک چک (II)

واکلاو نئومان (Václav Neumann) در دوره طولانی حضور خود در ارکستر از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۰ توانست برای ارکستر شهرت و محبوبیت بین المللی بیآفریند که دلیل آن ایجاد صدای متفاوت و سبکی ناب و به خصوص اجراهای غیر قابل مقایسه این ارکستر از موسیقی چک در قیاس با دیگر ارکسترها است. در دوره دشوار جنگ جهانی اول زمانی که چک اسلواکی به یک کشور مستقل تبدیل شد و همزمان با خدشه دار شدن امپراطوری مجارستان، رهبرانی همچون؛ اُسکار ندبال ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۶ و ویلم زمانک ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۶ ارکستر را به شایستگی اداره کردند.
پیرگلو: خانم افتاده من را نزد استاد پایور برد

پیرگلو: خانم افتاده من را نزد استاد پایور برد

بعد مدتی با خانم نوشاد کار کرده و ردیف های صبا را با مضراب لخت نواختیم، نمی دانم روش ایشان چطوری بوده است که ما با مضراب لخت می نواختیم؛ بعد از آن هم یک مدت کوتاهی پیش خانم مینا افتاده بودم و در مدرسه هنر و ادبیات و کارگاه موسیقی آنجا، خانم افتاده دست من را گرفتند و مستقیم بردند نزد استاد فرامرز پایور که در خیابان فلسطین امروز آن موقع کلاس داشتند؛ دیگر پیش استاد پایور ماندم و تا سال اواخر ۱۳۶۳ تعلیم گرفتم.