حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

بیش از صد سال است که جامعه شناسان، حضور بانوان در زمینه های مختلف اجتماعی را در جوامع، معیاری برای رشد اجتماعی آن جامعه می دانند و با داشتن آمارهای مختلف، حضور بانوان را در عرصه های مختلف اجتماعی تحلیل می کنند. متاسفانه در کشور ما این آمار و ارقام کمتر در دسترس محققان بوده است و گاهی اصلا آمار گیری خاصی در این زمینه انجام نشده است.

در این مطلب سعی داریم با آمار گیری بر مبنای اطلاعات ناچیز قابل دست رسی از لیست اعضای ارکسترهای بزرگ که در ایران از ابتدای سده ی حاضر فعالیت داشته اند، به آماری تقریبی از حضور بانوان در ارکسترهای مختلف برسیم.

پس از پرداختن به موضوع، لازم است به هشت نکته ی مهم توجه داشته باشیم:
۱- لیست نوازندگان ارکسترهای ایران کمتر منتشر می شده، چنانکه در دیگر کشورهای جهان نیز، بیشتر نام و اطلاعات مربوط به رهبر و ارکستر در اطلاعات درون بروشور ها وجود دارد و کمتر نام تمامی نوازندگان ارکستر را در بروشور می نویسند؛ پس ناچارایم به دوران هایی که تصویر یا نوشته ای از آنها موجود است، رجوع کنیم و تخمینی در مورد حضور بانوان بزنیم.

۲- بسیاری از نوازندگانی که در ارکسترهای بزرگ، پیش از انقلاب فعالیت داشته اند، اصولا ایرانی نبوده اند و مهاجرانی از ممالک دیگر محسوب می شدند که در ارکسترهای ایرانی استخدام شده بودند و اکثرا هم پس از انقلاب کشور را ترک کردند؛ با این وجود ما ناچاریم با ذکر این مورد، آمار آنها را هم در لیست بگنجانیم، چراکه بالاخره حضور آنها در آن مقطع، در جامعه ی زنان تاثیر گذار بوده است و نیز بسیاری از آنها در آن مقطع، شهروند ایران محسوب می شدند.

۳- در این آمار گیری، به سراغ نوازندگان ارکسترهای هنرستان نرفتیم، چراکه حضور بانوان در این ارکسترها، اجباری بوده است و فعالیت حرفه ای محسوب نمی شود.

۴- نکته ی چهارم اینکه متاسفانه اطلاعاتی مربوط به نام نوازندگان ارکسترهای پرتعداد رادیو را در دست نداشتم و احتمالا تنها از طریق دسترسی به اطلاعات سازمانی صدا و سیما بتوان به لیست دقیق نوازندگان این ارکسترها رسید.

۵- تنها حضور بانوان را در ارکسترها بررسی می کنیم، پس تکرار شدن نام یک نوازنده ی زن در ارکسترهای مختلف، تغییری در آمار ما به وجود نخواهد آورد.

۶- ارکسترهایی که تنها از بانوان تشکیل شده اند از لیست آمار حذف شدند، چراکه حضور بانوان در کنار آقایان مورد بحث این نوشتار است؛ همینطور گروه های کر به دلیل حضور اجباری خانم ها از لیست آمار خارج می شوند.

۷- در این نوشته ما به ارکسترهای حرفه ای و نامدار می پردازیم که به طور رسمی فعالیت داشته اند نه هر ارکستر آماتوری در گوشه و کنار کشور؛ برای اینکه استانداردی را برای حذف بعضی ارکسترها تعیین کنیم، ارکسترهایی که بیش از ۵ سال فعالیت مداوم داشته اند و اعضای آنها بیشتر از ۲۰ نفر بوده است را در سرشماری برخواهیم گزید.

۸- طبیعتا به دلیل نبود لیست قابل استناد اعضا یا عکس کاملی از بعضی از ارکسترهای بزرگ مانند گلها و فارابی، نگارنده از دادن آماری درباره ی این ارکسترها، ناتوان است، هرچند تصاویری از ارکستر گلها با رهبری روح الله خالقی وجود دارد که ارکستری فاقد نوازنده ی زن را نشان می دهد ولی به خاطر نزدیکی تاریخ این تصاویر با هم و فعالیت مداوم ارکستر گلها در سالهای متمادی، نمی توان این تصاویر را در آمار گیری قابل توجه دانست.

۹- ارکسترهای ایرانی به دلایل مختلف، هر چند سال یا حتی چند ماه، نوازندگان خود را تا حدی تغییر می دهند، از این رو دادن آمار دقیق در مورد حضور نوازندگان زن یا مرد غیر ممکن می باشد. آماری که در این مطلب می بینید، میانگینی است از حضور بانوان در ارکسترها با تکیه بر اسناد کم تعداد موجود و این آمار، حدودی را به نظر خواننده می رساند که وی بتواند وضعیت کلی حضور بانوان در ارکسترهای ایران و مشارکت آنها را در زمینه ی اجرایی موسیقی تخمین بزند؛ به امید روزی که تمام اطلاعات مربوط به تاریخ موسیقی ایران در دسترس پژوهشگران قرار گیرد…

زنان موسیقی

یک دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۹۱ در ۸:۳۰ ب.ظ

    خیلی عالی بود دمتووووووووووووووون گرم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

همکاری با بزرگان موسیقی

همکاری با بزرگان موسیقی

در ادامه مطالب قبل ‘نصرت فاتح علی خان’ و ‘او آهنگساز بزرگ فیلم بود’ توجه شما را به قسمت دیگری از این مجموعه مطالب راجع به نصرت فاتح علی خان جلب می کنیم.
تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (II)

تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (II)

چنان که پیشتر نیز گفته آمد، طی سالیان گذشته ارکسترهائی با ساختاری شبیه به آنسامبل زهی، ارکستر مجلسی و ارکستر ملی به فعالیت پرداخته یا می پردازند، که مشکلات عدیده ی مالی-اجرائی باعث شده است یا بطور کلی منحل شوند یا با توجه به مشکلات برگزاری کنسرت از اجرای عمومی چشم پوشیده و به تمرین و اجراهای خصوصی بسنده کنند. بقا، دوام و حضور فعال ارکستر هنگام طی سالیان گذشته، از مدیریت اجرائی و برنامه ریزی هدفمند و مدبرانه ای نشان دارد که پیشرفت این ارکستر در سالیان آتی را نوید می دهد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

نمودار ۲ نشان دهنده طیف های بدست آمده از نواختن یک قطعه با استفاده از هر سی ساز است.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هسته موسیقی هایدن ساختاری از موتیفهای ساده و کوتاه بود که از استانداردهای موسیقی آن زمان استخراج می شد. سونات، فرمی است در موسیقی کلاسیک که از موسیقی هایدن به شکل استاندارد امروزی در آمده است. آثار او از شیوه معاصران جوانش، موتسارت و بتهوون متمایز بود. هایدن همچنین فوگ و فرم روندو (که سنت آن روزگار به انتهای فوگ می پیوندد) را به شیوه کلاسیک افزود. او نماینده فرم دابل واریاسیون (double variation) است که شامل دو ملودی اصلی هر کدام با دو غالب گوناگون می باشد، ملودی اول با ملودی دوم ادامه می یابد و ملودی دوم با گونه دیگر و متفاوت ملودی اول ادامه میابد… به همین منوال اغلب شامل مدهای ماژور و مینور پس از یکدیگر هستند. شاید موسیقی هایدن بیش از هر آهنگساز دیگری مملو از شوخ طبعی است.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقف‌اند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام می‌گیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود می‌کند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج می‌داند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
محبوبیت Chansons در اروپا

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند.
گروه ریمونز (VII)

گروه ریمونز (VII)

وگا از طرحهایی که به حمایت از انتخابات رئیس جمهوری، در جهت عقربه های ساعت دور طرح عقاب شعارهایی نوشته بودند استفاده کرد و به جای آن، نامهای مستعار چهار عضو اصلی گروه را قرار داد: جانی، دی دی، جوی و تومی. در طی سالها، نامهای اعضای گروه روی تی شرت ها تغییر یافت.
نوازندگان نی (I)

نوازندگان نی (I)

مروری گذرا در مورد تاریخ نی نوازی ایران، ما را با دو دوره مواجه می سازد؛ دوره اول را که می بایست دوره متقدم نامید و دوره دوم که دوره متاخر یا معاصر است. در دوره اول ما شاهد ظهور برخی از نوازندگان هستیم که اکنون فقط نام آنها در میان است و اثر صوتی که نشان دهنده میزان توانایی آنها در نوازندگی نی باشد یافت نمی گردد. نوازندگانی مانند: سلیمان اصفهانی و ابراهیم آقاباشی که هر دو در اصفهان زندگی می کردند؛ با این وجود برخی دیگر از نوازندگان دوره متقدم که امروزه آثاری هرچند با کیفیت نامناسب از آنها به جا مانده، می تواند ما را با سطح نوازندگی نی در آن دوره آشنا سازد.
چیدن موسیقی و مرگ شعر دهه هشتاد

چیدن موسیقی و مرگ شعر دهه هشتاد

تا آنجا که حافظه ام یاری می کند از شعرهای شاعران دهه ی هشتاد شعری را به خاطر ندارم که بتوان بر روی آن ملودی ساخت و یا موسیقی ای با وزن آن شعر خلق کرد و گاه هم آن را زمزمه نمود. چرا شعرِ دهه ی گذشته تا کنون این شرایط را برای موسیقیدانانِ ما فراهم نکرده است؟ و چرا علاقه مندان شعر و شاعری گاه ترجمه های شعر های دسته چندم غیر ایرانی را به جای ساختار مستحکم شعر کهن فارسی، الگوی خود قرار داده و یا قالب غیرِ متریکِ آن شعرها را تقلید می کنند؟
دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

نمی دانم چرا باید در یک ریتم مسلسل واری مثل بسیاری افراد که در سینما یا موسیقی کار می کنند، بایستی هر سال آلبوم عرضه شود و دلیلی برای آن متوجه نشدم که این وقفه بخواهد پاسخی برای آن باشد. فکر می کنم هر وقت حرفی برای گفتن هست باید حرف زد و الان احساس می کنم که در قالب یک آلبوم به اندازه “بوم” حرفی برای گفتن داشتم که زدم.