زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

در حوزه ی موسیقی چند نفر را می شناسی که با نام آذرمیدخت رکنی آشنا باشند؟ پیانیستی بی نظیر و برجسته که در اوج فلاکت، بدبختی و فقر از دنیا رفت بی آنکه یادگاری از خود به جای گذارد. در کدام یک از نشریات موسیقی به ایشان یا نمونه های دیگری چون زینب محمدی، خان گل مصرزاده، فریده رهنما و … پرداخته اند؟ چرا راه دور رویم کدامشان به فوزیه مجد و شیدا قرچه داغی و طلیعه کامران و فروغ کریمی پرداخته اند؟

چند نشریه را برایت نام ببرم که یا مدام قربان صدقه ی جوانان صورت گل انداخته ی موسیقی می روند (که اغلب هم سرشان به یک جا و ته شان به جای دیگری وصل است) و یا مطالب بنجل این چنینی را به خورد ما می دهند؟ آیا تو معترضی را سراغ داری که به قلم زدن زنان برای مردان کرنش کرده باشد که حالا پیشنهاد می کنی فقط زنان خودشان برای خودشان بنویسند؟ همین حالا اجرای ارکستری که در آن نوازندگان زن حضور داشته باشند، در شهر بزرگی چون مشهد ممنوع است. مگر یادت نیست حدود یک سال و نیم قبل، اجرای کنسرت موسیقی دستگاهی در تبریز لغو شد، تنها به دلیل وجود نوازنده ی زن در آن ارکستر؟

این که با تمام این ممنوعیت ها، بر این مسئله تاکید داشته باشی که یا نباید چنین مجموعه ای وجود داشته باشد و یا اگر هست، تنها زنان درباره ی آن بنویسند، نوعی از جنسیت گرایی و سکسیزم است.

با وجود دنیای قیمومیت مردان است که هنوز از دل جوامعی چون ایران، قمرالملوک وزیری، فروغ فرخزاد و سیمین دانشور پدید می آید. ما که نمی توانیم منکر زیرکی، هوش، ذکاوت و رشد اجتماعی آنان شویم.

زنانی که من شخصا از نزدیک در جامعه، شاهد فعالیت شان بوده ام، با وجود دو نیمه بودن در فضای قیمومیتی و محدود، مدام باید بکوشند تا ضمن پاییدن خود، با تصوری از خویش همراه شوند. چرا که از کودکی آموخته اند که رفتار و حرکات شان را ارزیابی و ممیزی کنند و همچنین باید هم ارزیاب خود بوده و هم ارزیابی شوند. یعنی هم یک زن است و هم یک هستی. سوژه ای با دو هویت جداگانه.

مردها بدون آن که شناختی از زنان داشته باشند، پیشاپیش آنان را مورد ارزیابی قرار می دهند و این قضاوت در بیشتر موارد، به وضعیت ظاهری زن نوعی بستگی دارد و زن در چنین شرایطی باید به باطن خود رجوع کند. یعنی باید بخشی از ذات زنانه اش را که ارزیاب است، آماده کند تا درباره ی بخش دیگرش که مورد ارزیابی قرار می گیرد، قضاوت کند. یعنی به خود باز می گردد تا خویش را بسنجد و به همه ی مردان ثابت کند که ذات اش دوست داشته چگونه با او رفتار شود و این رودرروییِ خود با خود، جایگاه اجتماعی وی را تشکیل می دهد یعنی نظم بخشیدن مدام به درون حضورش که چه چیزی “مجاز” است و چه چیزی “مجاز ” نیست.

خشم زن و رفتار ناشی از خشم، رویدادی از نمونه ی شخصیت اجتماعی اوست و خشم مرد تنها خشم به حساب می آید.

فرشاد عزیز، قبل از قضاوت در مورد زنان به مادران رجوع کن، جز قداست قطعا معیارهای دیگری در درونت شکل خواهند گرفت.


زنان موسیقی

4 دیدگاه

  • farshad
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ در ۵:۴۲ ب.ظ

    harfe shoma matine vali man fek nakonam moshkeli bashe in vasat adam bozorga hamash fek mikonan ras migan va vaghti ham kam miyaran migan to bishtar be khonevade pedarit rafti to bishtar be felan kas rafti behman kas rafti azin harfa ehsasate man khyli khube va das nakhorde

  • farshad
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ در ۵:۴۵ ب.ظ

    bloch dus daram inam akse ru jeldeshe

  • farshad
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ در ۵:۴۹ ب.ظ

    schelomo madarm azin etefagh ke balayi sare man biyad hamishe tars dare va in tarsesh mano aziyat mikone nachize dige

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱:۱۰ ق.ظ

    آذر میدخت رکنی بهترین شاگرد مرتضی محجوبی است. ولی تا کنون تنها در ثبت ملی نت نویسی محجوبی به شکا رسمی نامش مطرح شد. امیدواریم علاقمندان پیانو ایرانی او را بیشتر بشناسند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت دوم)

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت دوم)

یکی دیگر از روشهای متداول همنوازی پیانو و گیتار روشی است که به نام Freddie Green معروف است. او نوازنده گیتارJazz بوده که با گروه Count Basie (نوازنده پیانو Jazz) همکاری داشته و نقش برجسته ای در کار گروه Count Basie و موسیقی تولید شده توسط این گروه ایفا کرده است.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (I)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (I)

فیلیپ جاروسکی (Philippe Jaroussky)، خواننده کنتر تنور فرانسوی، در بیست و یک سالگی و در نخستین اجرای حرفه ای خود در سال ۱۹۹۹ در جشنواره تابستانی فرانسه اثری از اسکارلاتی (Scarlatti) را اجرا کرد. او در زمانبندی کار حرفه ای خود خوش شانس بوده است. زیرا در چند دهه گذشته، به بخش بزرگی از رپرتوار باروک (اپراها و موسیقی مقدس آهنگسازانی چون مونته وردی، پورسل، گلوک و بزرگان دیگری که کمتر شناخته شده هستند) جان تازه ای بخشیده شده است. این توجه دوباره به رپرتوار باروک باعث شد که یکی از تکان دهنده ترین صداها یعنی کنتر تنور نیز جان تازه ای بیابد. کنتر تنور صدای مرد بالغی است که به اندازه صدای پسربچه های خواننده گروه کر قدرتمند است.
آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری لوتیه‌ای بود از اهالی ایتالیا. لوتیه واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت و به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود. استرادیواری تقریبا همه نوع ساز زهی می‌ساخت و از او تعدادی ویولن، ویولا، ویولنسل، گیتار و حتی یک هارپ به یادگار مانده که همه از نفیس‌ترینهای نوع خود به شمارند. بی‌دلیل نیست که او را باارزش‌ترین سازساز دانسته‌اند.
قاسمی: در کر آماتور جنس صدا مطرح نیست

قاسمی: در کر آماتور جنس صدا مطرح نیست

یکی از چیزهایی که همیشه اشتباه میکنند این هست که برای ورود به کر حتما باید صدای خوبی داشته باشید، که این به هیچ عنوان مطرح نیست.اولا چیزی که ما به آن میگوییم صدای خوب ممکن است با تمرین به دست آید و صدای بد به خوب تبدیل شود، با تمرین درست آواز کیفیت صدا هم بهبود پیدا میکند. صرف نظر از این چیزی که برای کر بسیار اهمیت دارد کوک خوب و درک خوب از موسیقی است که قبلا گفتم یک خواننده کر باید یک موسیقیدان خوب باشد، در حالی که یک خواننده فقط باید خواننده باشد.
آکوستیک اتاق – ۴

آکوستیک اتاق – ۴

کنترل میزان انعکاس صدا و مقدار خروج صدا در یک اتاق از اولین و مهمترین اهدافی است که یک مهندس صدا (Sound Engineer) باید به آن دست پیدا کند. با وجود آنکه انعکاس صدا در بسیاری موارد باعث زیبایی صوت می شود ، در عین حال می تواند از کیفیت صدا بکاهد بنابراین معمول بر این است که به هنگام ضبط صدا آنرا بطور خالص و بدون هیچ افکتی ضبط می کنند و پس از آن افکت های لازم را به هر میزان که بخواهند اضافه می کنند.
استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

در مطالب قبل راجع به تهیه تصویر صوتی از یک قطعه موسیقی در ذهن صحبت کردیم و با برخی مفاهیم اولیه آن آشنا شدیم. درادامه این بحث در نظر داریم با استفاده از هنر به تصویر کشیدن موسیقی به یکی از تکنیک های بداهه نوازی اشاره ای داشته باشم.
مصائب اجرای دوباره (VI)

مصائب اجرای دوباره (VI)

تکنوازی‌ها نیز در اجرای اوکراین همان حالت را داشت، جدای از نوازنده‌ی نی که نی نوا را به خوبی می‌شناسد تکنوازی ویلن و ویولا و ویلنسل راضی کننده نبود (ناکوکی‌های واضح، بی‌دقتی در جمله‌بندی- ریتم و عدم توجه به مساله‌ی تداوم الگوها در طول قطعه) دلیل، اکثر اوقات همان بود که در مورد قبل هم دیده شد. از میان اجراهایی که مورد بررسی است، تکنوازی ویلن کوارتت، ویولای پارسیان و ویلنسل اجرای ضبط شده از بقیه بهتر بود.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (VI)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (VI)

چون در مد ها که به طور کلی اشل های پایین رونده ای می باشند، درجه پنجم فاقد جذابیت می باشد، مگر اینکه به یک اکتاو بم تر نسبت به تونیک قرار بگیرند و یا با تونیک در فاصله چهارم قرار بگیرند، لذا هرگز نمی توانند در آکوردهای سیستم زوج مورد استفاده قرار بگیرند. مثال شمارهء ۱۵
“من خجالتی نیستم” (III)

“من خجالتی نیستم” (III)

شهرت وی در سال ۱۹۵۵ با موسیقی مجلسی تثبیت شد. این اجرا توسط هانس روزباد (Hans Rosbaud) رهبری شد، شخصی که به همراه ارکستر سودوستفونک ۵۰ تمرین داشتند تا بتوانند آمادگی لازم برای اجرا به همراه بولز را کسب کنند. زمانی که روزباد بیمار شد رهبری ارکستر به بولز رسید. وی از اواسط سالهای ۴۰ مدیر موسیقی شرکت تئاتر رنود-بارولت (Renaud-Barrault) بود.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (IV)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (IV)

با آغاز بخش بعدی و تغییر وزن قطعه، موتیف هایی در وزن ۴/۲ نواخته می شوند که تا حدّ زیادی از نظر ریتمیک و به میزان کمتری از لحاظ فواصل شبیه موتیف های اورتور هستند. این بخش، برخلاف بخش اورتور، در شور و دشتی است و مانند بخش پیشین خود بر نت های «لا» و «ر» تاکید بیشتری دارد. در ادامه، خوانندگان بخشی از غزل را در همین وزن می خوانند که با تمثیل هایی، بازگشت «میر» را مژده می دهد: «میر ماه است و بخارا آسمان/ ماه سوی آسمان آید همی- میر سرو است و بخارا بوستان/ سرو سوی بوستان آید همی». تحرّک بیشتر ریتمیک این بخش طبعاَ هماهنگی بهتری با ابیات ذکر شده دارد.