جواهری: در ایران مشکل پارت دزدی داریم

فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان
فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان
به نظر شما انتشار این پارتیتورها چه تاثیری داره در جامعه موسیقی کشور و گروه هایی که کار می کنند؟ و فکر نمی کنید با یک شاخه موسیقی که بداهه نوازی باشه مخالف هست؟

خوب مسلما” در این زمان که ما داریم کار می کنیم نمیشه همه چیز را با دید سنتگرایانه نگاه کرد، خوب خیلی از چیزها را مثلا” تئوری موسیقی و مسائل متودیک، با پیشرفت علم به هر فرهنگی وارد می شه و این نگارش نت موسیقی هم مسلما” اگر بخواهیم ما ازش استفاده بهینه کنیم می تونیم در راستای فرهنگ خودمون استفاده کنیم و اینطور نیست که چون نت مال اروپاییها بوده اگر ما بیاریم همه چیزمون اروپایی میشه، نه! شما این را بدونید که هر چقدر که موسیقی ما مکتوبتر باشه ماندگاریش بیشتره!

شما اگر نگاه کنید می بینید که از قرن ۱۱ آثار بسیاری از نت نویسی اون قرن مونده! و اگر ما صحبت از آدام د لاهال Adam de la Hale، فلیپ دومیتری، گیوم دوماشو، گویدو آرتسو می کنیم، می دونیم کارهاشون مکتوب هست و شما می تونین تجسم کنید که موسیقی دوره رونسانس چی بوده! ولی ما الان از موسیقی زمان خسروپرویز از باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین هیچ ذهنیتی نداریم؛ جز یکسری دستنوشته ها و چند شعر رودکی یا دیگر شاعران اون دوره ما فقط یکسری داستان و تخیلات و افسانه داریم و یا تصاویر آنها را بصورت سنگنبشته و حجاری یا مثلا” آثار باستانی روی کوزه سفالی یا مسی داریم (که می فهمیم) مثلا ارکسترها این شکلی بودند؛ چیز نوشته شده ای نداریم از موسیقی اونها ولی موسیقی دوره رونسانس یا قرون وسطا یا حتی قبل از اون را و می تونید مطالعه کنید و حتی اجرا هم می کنند با همون سازها گروههایی که براساس موسیقی اون دوره دارن کار می کنند!

دیدید حتی در ایران، که مثلا” در جشنواره فجر گروه هایی میان کار می کنند و موسیقی بسیار زیبای قرون وسطا را اجرا می کنند با همون سازها ابتدایی و نسبت به امروز مقدماتی … بنابر این ما هرچی آثار مکتوب شده داشته باشیم و هرچقدر روی این زمینه کار کنیم، بچه هام منابع بیشتری برای کار کردن دارن و خیلی طبیعی هست. ما اگر حتی الان کارهای خیلی ساده موسیقی ایران را بصورت جمعی داسته باشیم در تمام مراکز آموزشی، دانشگاهها، هنرستانها، آموزشگاه ها واحدهایی بوجود بیاد که ما قبل از اون که نوازنده کار گروهی بکنه فرهنگ کار گروهی را بهش آموزش بدیم.

ما الان خیلی از نوازندگان حرفه ای را داریم که با فرهنگ کار گروهی آشنا نیستند! یعنی نمی تونن دور هم جمع بشن و کارکنن؛ حالا اینرا شما از لحاظ ضعف نوازندگی و تکنوازیشون در گروه بگذارید یا بی نظمیشون! اینها اصلا” سر تمرین نمی تونن بیان منظم کار کنن… یکی از ویژگیهایی که ارکستر آقای پایور داشت، نظم بیش از حد ایشون بود، هنوز نوازندگانی که از اون دوره موندن، در نظم سرامد تمام نوازنده ها هستند، آقای ظریف، آقای دلنوازی، آقای ناهید … آن تایم و دقیق هستند در تمرین کردن و اومدن سر تمرین؛ شما همین سیستم را مقایسه کنید با سیستم هایی که بعدا” بوجود اومده! اکثر نوازندگان هنوز در اومدن سر تمرین بی نظم هستند، مشکل بعدیی که داریم پارت دزدی هست!

شما یک پارتی برای نوازنده می نویسید همه چیز را می زنه بجز چیزی که خودتون می خواهید! متاسفانه اکثر بچه های ما نمی توانند یک پارت فرعی را در ذهنشون مجسم کنند یا بشنوند! بعد میان رو سن برای اجرا چون تمرین کافی هم نداره مجبوره ملودی را بصورت منوفن اجرا کنه! بنابراین ما در اجراهامون یک چیزی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد افت کیفیت اجرا داریم بخاطر همین ضعف نوازندگی… حتی سر تمرین بعضی از نوازندگان هستند که خیلی دقیق پارت را می زنند ولی روی صحنه که میاد حتی اگر نت را جلوش بگذاره نمی تونه بزنه و گم می کنه! و مجبور می شه پارت اصلی را بزنه… این چیزهایی بوده که ما در این سالها زیاد تجربه کردیم.

نمونش اجرای زنده خود آقای علیزاده ببینید، چقدر نوازندگان در کنسرت “شورانگیز” پارت دزدی می کنند! شما موقعی متوجه می شید که نوارش را گوش بدید، اونجا چون خود آقای علیزاده نظارت روی ضبط دارن تک تک نوازندگان دارن پارتهاشون را دقیق میزنند، ولی مثلا” میشه “نوروز ۶۲ ” عین نوارش روی صحنه بیاد؟ مطمئن باشید … مگر اینکه نوازنده عشق داشته باشه و با علاقه خاص کار کنه دقیقا” بمتار پارت خودش را بزنه عود پارت خودش را بزنه و تنبک جاهایی که میاد همینطور… ما اجراهای زندمون خیلی افت کیفیت داره مخصوصا” تغییراتی که نوازنده ایرانی روی سن بوجود میاره! این دیگه شده طبیعت موسیقی ما! حالا اگر شما چهارفصل ویوالدی را در هرجای دنیا گوش کنید، نوازنده مثلا” ویلنسل تکلیفش روشن هست و نمی تونه یکجایی ماس مالی کنه کار ساز دیگری را بزنه!

ما این مشکلات را در موسیقی ایرانی داریم. من حداقل امیدوارم بچه های هم نسل ما بیان و واقعا” کارهایی را بوجود بیارن، مثلا” من یک کار شنیدم از آقای محمدرضا فیاض، که کار بسیار قویی بود و بسیار خوشحال شدم، بچه های گروه “آفتاب” عالی اجرا کرده بودند به نام “درگذر” که دوتا مجموعه بیست و سه چهار دقیقه ای است که یکیش در شور و بیات ترک و نوا هست و پشتش شوشتری هست… خوب این کار باید منتشر بشه و بیاد بیرون برای بچه ها کار بسیار منسجم و قویی هستش، یا مثلا” “بامداد” کار آقای حمید متبسم که البته پارتیتورش دست آقای ارشد تهماسبی هست و بچه ها باید این پارتیتور را بگیرند و کامپیوتری کنن، من نتونستنم بگیرم ازشون!

چرا؟
نمی دونم! اون موقع خانه تار تشکیل شده بود که اتفاقا” خیلی به من نزدیک هست در امیرآباد، ولی ما خیلی تلاش کردیم، حتی با خود آقای متبسم هم صحبت کردیم و ایشون مشکلی نداشتند، ولی موفق نشدیم این پارتیتور را بگیرم. من خودم این پارتیتور را نوشتم.

“بوی نوروز” چی؟
اون را نمی دونم! ولی “بامداد” کار بسیار ارزشمندی هست که اونها جزو موسیقی ملی ما محسوب میشه و واقعا” کارهای بسیار ارزشمندی هست. که برای سازهای ایرانی و ارکستر جمعی ایرانی خوب کار با ارزشی هست و هر چه بیشتر این کارها بیرون باشه بچه های ما، منابع بیشتری خواهند داشت برای کار کردن؛ یا مثلا” آقای محمدعلی کیانی نژاد کارهای خوب زیادی دارن مثلا” یک کار دارن به نام “شب” که در خارج منتشر کردن و فکر می کنم با آواز خانم زویا که کار بسیار ارزشمندی هست با تنظیم بسیار پیچیده و خوب! اینها درسی هست برای بچه ها،خوب حالا آقای کیانی نژاد فرصت یا امکاناتی برای چاپ ندارن، بچه ها باید کمک کنند و این کار را منتشر کنند و اصلا” آقای کیانی نژاد کم کارهای خوب برای ارکستر ندارند …

کاری برای ارکستر(غربی) و نی هم دارند …
اون را من نشنیدم ولی کارهای موسیقی با ارکستر ایرانیشون خیلی خوبه مثلا” یک کار دشتی دارن که روی تم دو ضربی دشتی از آقای غلامحسین بیگجه خانی هست، کار بسیار خوبیه و باید منتشر شه و بچه ها در هنرستان بزنن.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
سر کالین دیویس (I)

سر کالین دیویس (I)

دیویس در سال ۱۹۲۷ در ویبریج در سِری به دنیا آمد. او در سال ۱۹۸۰ نشان شوالیه و در سال ۲۰۰۹ نشان موسیقی ملکه را دریافت نمود. او موفق به دریافت جایزه های بین المللی زیادی شد و برای تفسیرهایش از موتسارت، سیبلیوس و برلیوز مشهور بود. در مصاحبه ای با روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۲، دیویس می گوید که وقتی که رهبری نمی کند به یک بافنده حریص تبدیل می شود و ژاکت های گلدار و ظریفی که همسر و دخترهایش در روز مصاحبه به تن داشتند نیز دست بافت او بودند. دیویس با خنده می گوید که «فکر می کنم که بین بافتنی کردن و رهبری کردن شباهتی وجود دارد. برای ایجاد طرحی مانند این باید آهسته رو و زحمتکش باشید، همچنین برای کار موسیقی نیز باید همینگونه بود.»
روش سوزوکی (قسمت سی هشتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هشتم)

هیچ میل و خواسته‌ای نداشتم، خودم را موظف می‌دیدم که صبح‌ها ساعت پنج بیدار بشوم، چون کارگران هم به همین گونه کار را شروع می‌کردند این یک صدای درونی بود، صدای وجدان، صدای خدا که در کلمات تولستوی جا گرفته بود و من سعی می‌کردم آنها را در عمل محقق کنم. احتمالاً حسی در من در حال تحقق و اجرا بود، در هر حال من خیلی خوشبخت بودم به همین دلیل هم توانستم از سفر به کیشیما (Chishima) لذت ببرم.
اختلالات صدای خوانندگان (IX)

اختلالات صدای خوانندگان (IX)

این حالت ممکن است باعث زخم شدن تارآواها، در تماس با یکدیگر، در حین تولید صدای بسیار بم بشود. در حقیقت، صدای پرورش یافته ی خوانندگان بم اگر بسیار بلند تولید شود، ضمن حفظ سلامت حنجره، هیچ مشکلی ایجاد نمی کند.
ریتم و ترادیسی (XIII)

ریتم و ترادیسی (XIII)

برای مثال، شکل ۱۶ نمودار نت نویسی «نردبانی» از حرکت آبشاری، یک الگوی تردستی استاندارد سه-شئ ای، را نشان می دهد. زمان به صورت عمودی از پایین به بالا حرکت می کند. ضرب ها واقع در نقاط زمانیِ تقریباً برابرْ توسط دایره های کوچک نشان داده شده است. نت نویسی هر یک از سه توپ به وسیله ی موقعیت افقی اش نشان داده شده است: نگه داشته شده در دست چپ، در هوا، یا نگه داشته شده در دست راست. در هر نقطه ی زمانی ضرب، یک توپْ در حالِ پرتاب شدن، یک توپ در حالِ دریافت شدن، و یک توپ در حالت پرواز است. از آنجایی که سه توپ وجود دارد و هر توپ در هر سه ضرب یک بار پرتاب می شود، این الگو مختصراً با «۳» نشان داده می شود. به جز تغییرات جزئی (مانند شروع با یک دست دیگر)، این نوع حرکت کاملاً حالت آبشاری را مشخص می کند.
شاکن باخ

شاکن باخ

سرآغازی با شکوه ، پدیدآورنده اثری است جاودانه. در لحظات نخستین شروع موسیقی با به تحریر درآمدن آکوردهای اوج گیرنده، وارستگی روح آهنگسازی را شاهدیم که در قالب مفهوم موسیقی و با بهره گیری از سازی تنها و مسحورکننده به نام ویولن بدیع ترین زیبایی ها را می آفریند.
یکصدمین سال تأسیس هنرستان موسیقی؛ خوب یا بد

یکصدمین سال تأسیس هنرستان موسیقی؛ خوب یا بد

کنسرواتوار موسیقی یا مرکز «سرودها و آهنگ‌های انقلابی»؟ نهادی برای تربیت «موسیقی‌دان» یا کارخانه‌ای برای تولید ماشین‌های نوازنده؟ کانونی برای هدایت درست استعدادها یا آشفته‌بازاری برای سردرگم‌کردن نوجوانان؟
امیرآهنگ: کلاس استاد حنانه بسیار جذاب و مفید بود

امیرآهنگ: کلاس استاد حنانه بسیار جذاب و مفید بود

من ضمن کلاس خصوصی، در کلاس های گروهی استاد حنانه هم شرکت می کردم. آقای امیر علی حنانه هم در آن زمان، با وجود سن کم این دروس را قبلاً نزد پدرشان بطور خصوصی گذرانده و کاملا مسلط بودند با اینحال در کلاس گروهی بچه های هنرستان شرکت و به اعضای کلاس جهت تفهیم بهتر مطالب کمک می کردند.
ستایش؟

ستایش؟

آیا همیشه باید از ستایش شدن خوشحال باشیم؟ تعریف شنیدن همیشه خوب است؟ سوال عجیبی است. چون همه فکر می‌کنیم جوابش از قبل معلوم است؛ یک بله‌ی محکم و بدون تردید. اگر این طور فکر کنیم قطعا اشتباه کرده‌ایم. بگذارید یک واقعه از تاریخ موسیقی را مرور کنیم تا معلوم شود موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. «روبرت شومان» آهنگسازی که در ضمن منتقدی چیره‌دست نیز بود، یک ماه پس از اولین دیدار «یوهانس برامس» جوان را با عنوان مسیحِ موسیقی که «رسالتش بیانِ متعالیِ عصر خود است»، ستود. آهنگسازِ جوان خردمندانه به شومان نوشت: «تمجید آشکار شما از من، شاید چنان انتظار شنوندگان را بالا می‌برد که نمی‌دانم چگونه می‌توانم آن را برآورده کنم.» (۱)
طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی آهنگساز شهیر تاجیک در ۱۳ مارس ۱۹۴۶ در شهر دوشنبه متولد شد. وی فرزند Ziyodullo Shahidi بنیانگذار آکادمی موسیقی حرفه ای تاجیکستان می باشد. طالب خان از سن ۱۴ سالگی شروع به یادگیری موسیقی پرداخت. وی در سال ۱۸۶۵ از مدرسه موسیقی شهر دوشنبه و در زمینه آهنگسازی که زیر نظر Uri Ter-Osipov اداره میشد فارغ التحصیل شد.