حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران که توسط رهبران مختلفی از جمله فریدون ناصری، مرتضی حنانه و در آخر فرهاد فخرالدینی در سازمان صدا و سیمای آن زمان مشغول به فعالیت بود، حضور تقریبی ۴% از بانوان نوازنده را در دوره ی فعالیتش از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ (که رهبری آن به محمد شمس رسید) ثبت می کند.

پس از توقف چندین ساله ی ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران، ارکستری با ترکیبی از نوازندگان قدیمی ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران به همراه نوازندگان جوان به رهبری فرهاد فخرالدینی، از سال ۱۳۷۷ ارکستر دولتی ای را به نام ارکستر ملی به صحنه بردند.

ارکستر ملی به رهبری فخرالدینی، ۲۸% اش نوازندگان زن بودند. این ارکستر پس از توقف یک ساله در سال ۱۳۸۸، به رهبری بردیا کیارس باز فعالیت خود را از سر گرفت و رشد نوازندگان زن در ارکستر باز فزونی یافت.

در ترکیب جدید ارکستر ملی حدود ۳۷% نوازندگان را بانوان تشکیل می دادند.

ارکستر هنگام شیراز ۱۳۸۱ با رهبری روزبه تابنده در شیراز افتتاح شده و تا امروز تقریبا هر سال در تهران و شیراز به روی صحنه رفته است. این ارکستر با ترکیبات مختلفی تا به حال به اجرا پرداخته است؛ گاهی به صورت ارکستر زهی، گاهی مجلسی و گاهی به صورت ارکستر ملی به روی صحنه رفته است. ۱۳% نوازندگان ارکستر هنگام شیراز را بانوان تشکیل می دهند.

ارکستر پارسیان در سال ۸۲ افتتاح و سال گذشته از شکل زهی به ارکستر مجلسی تبدیل شد. در ارکستر پارسیان به سرپرستی مازیار ظهیرالدینی، ۲۱% نوازندگان را بانوان تشکیل می دهند.

مقایسه ی آماری
با جمع بندی آمارهای به دست آمده در مورد حضور بانوان در ارکسترهای بزرگ به ۵٫۵% حضور در پیش از انقلاب و ۲۱% پس از انقلاب می رسیم. با مقایسه ی آمار حضور بانوان در ارکسترهای بزرگ در پیش و پس از انقلاب رشد تقریبی ۱۵٫۵ درصدی به دست می آید.

بررسی دلایل رشد حضور بانوان در عرصه ی اجرایی موسیقی
همانطور که خواندیم، پس از انقلاب حضور زنان در ارکسترهای بزرگ رشد ۱۵٫۵ درصدی داشته است. حال سئوال اینجاست که آیا امکانات دولتی برای ترویج موسیقی، از دریافت مجوزهای اجرای موسیقی گرفته تا نشان داده شدن ابزار آلات موسیقی و تبلیغات گسترده ی شهری نسبت به پیش از انقلاب افزایش داشته است؟ پر واضع است که به هیچ وجه! در واقع بانوی نوازنده ی امروزی نسبت به پیش از انقلاب به جز افزایش کمی مراکز آموزش موسیقی، تسهیلات خاصی نداشته که شاهد رشد بوده باشد.

پس دلیل این حضور گسترده چیست؟! آیا بانوان بدین وسیله سعی در نشان دادن توان رویارویی با سد ها و مشکلات شان در محیط اجتماعی امروزی را دارند؟ پاسخ این سئوال شاید در اختیار افرادی باشد که به علوم اجتماعی تسلط دارند، پس با طرح این سئوال به مطلب خاتمه می دهیم.

زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVIII)

وزیری و مین باشیان متناوباً هر ۵ تا ۷ سال، ریاست مدرسه را به دست می آوردند و برنامه آن را کلاً تغییر می دادند و به این ترتیب تداومی که لازمه هر پیشرفتی است از میان می رفت. از سوی دیگر، بین وزیری و عارف بر سر نوع موسیقی ایرانی درگیری شدید وجود داشت. نک به مقاله عارف «فتوای من» (روزنامه ناهید، شماره پنجم، سال اول، تیرماه ۱۳۰۴) به نقل از باستانی پاریزی، در کتابِ نای هفت بند، چاپ پنجم، تهران، موسسه مطبوعاتی عطائی، ۱۳۶۹، صص ۲۴۴- ۲۴۹). این مقاله هم درگیری های جبهه های تجدد طلبی را نشان می دهد و هم نشان دهنده طرز برخورد غیر اصولی و احساساتی عارف است، که شایسته نقد نیست. عارف در این مقاله می نویسد:
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VI)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VI)

او افزود: این نکته بسیار بااهمیتی است که در قسمت دوم عرایضم به آن خواهیم رسید و حالا می‌خواهم با پیش زمینه‌ای که آقای فیاض گفتند بازگردم به «واکاوی». اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم؛ انگشت بگیریم به سمتی و بگوییم «این» را ببین! یکی از مهمترین کارهایی را کرده‌ایم که منتقدان می‌توانند بکنند اگر نگوییم تنها کاری است که می‌توانند بکنند. انگشت بگیرم و بگویم «این!» صداقت‌کیش ادامه داد: اگر بخواهیم این کار را بکنیم با موسیقی باید چه کنیم؟!
نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
موسیقی و معنا (V)

موسیقی و معنا (V)

در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم، معنای موسیقی عموماً در هیجانات و تمایلات بشری جست‌وجو می‌شد. در آن دوره تصور بر آن بود که یک قطعه‌ی مستقل باید احساس یا میل ویژه‌‌ای را در حالت و قالبی متناسب با آن بیان و منتقل کند. گرچه ساختارهای موسیقایی به خودی خود اهمیت بیشتری پیدا کردند، نزدیکی موسیقی با فن بلاغت، به سبب انعکاس الگوهای عروضی زبان در قالب‌های موسیقایی، مورد توجه قرار گرفت (Sparshott 1998) و ارزش‌ها و معنا در موسیقی تا حد زیادی در پیوند با لذت عقلانی مبتنی بر کارکرد عقل در نظر گرفته شد. به نظر می‌رسد قواعد عقلانی در موسیقی، که کمابیش بر پایه‌ی پیشرفت علم صوت‌شناسی شکل گرفت، تماماً مختصاتی را شرح و بسط داد که در آن یک قطعه‌ی موسیقی می‌تواند واجد معنا باشد.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

۱- همانطور که در مثال ۹ دیده می شود، کنترمد دارای ۷ درجه می باشد. دقیقا مانند مد که هفتمین درجه آن به “تونیک مد” ختم می شود، دقت کنید: درجه هفتم کنترمد، همان درجه اول مد اصلی است. درجات به ترتیب از “زیر به بم” شمرده می شوند. البته من به درجه اول مد، در تئوری نوین خود، لقب نوت “مدیک” (modique) را داده ام.
هنگامی که لیست پیانو می نواخت

هنگامی که لیست پیانو می نواخت

وقتی لیست پیانو می نواخت خانم ها به جای دسته ها یا شاخه های گل جواهرات خود را روی صحنه پرتاب میکردند، در سرمستی فرو میرفتند و گاهی هم غش میکردند.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

اما نکته ی انتقادی من به این آلبوم مبحث نام گذاری بر روی آثار است. اساسا وقتی که ما روی یک اثر موسیقایی نام گذاری می کنیم، به مخاطب جهت می دهیم، یعنی می خواهیم مخاطب این اثر را با یک ذهنیت مشخص گوش کند. این مسئله می تواند جزء کارکرد اثر موسیقایی باشد، ممکن است که شما با موسیقی کلامی رو به رو باشید که کلمات قسمتی ازموسیقی هستند. اما وقتی که موسیقی، موسیقی محض است و آن را نامگذاری می کنیم، به اثر لطمه ای وارد نمی کند اما نظر شخصی من ممکن است ذهن مخاطب منحرف شود.
شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

تازه‌ترین شماره فصلنامه تحلیلی و نقد موسیقى زنگار، ویژه فصل زمستان ۹۵ و بهار ۹۶ در یک مجلد منتشر شد و از امروز در مراکز فروش سرتاسر کشور در دسترس است. شماره ۴و ۵ فصلنامه تخصصی موسیقی زنگار در این مجلد خود در بخش موسیقى کلاسیک ایرانى به دو مقاله به همراه گزارش جلسه نقد و بررسى یک آلبوم موسیقى پرداخته است: «بررسى و تحلیل تکنیک‌های آوازى مقام‌‌ای لو و هرایى» نوشته «مژگان چاهیان» و مقاله «پیشنهادى براى ترتیب درج علائم سرکلید در موسیقى ایرانى» نوشته «امیرحسین نجفى».
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

در تاریخ پر بار هنر جهان، از دیر باز تا کنون، نقش نقد و منتقد به عنوان نقشی مستقیم و نه حاشیه ای در روند شکل گیری نهضت های عظیم هنری مطرح بوده است. چنانکه در مورد برخی مکتب های هنری قرن بیستم، این منتقدان بودند که نهضتی نو را به راه انداختند. نمونه بارز آن مکتب نقاشی action painting است.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.