نمایندگان موسیقی بحران (I)

حسین علیزاده
حسین علیزاده
موسیقی دهه پنجاه همراه است با آغاز رفتارها و صورت‌های نوعی بینش منشعب شده از دموکراسی و آزادی و تلا‌قی میان سنت و تجدد. گونه‌ای از تداوم زندگی و رودررویی شرق و غرب و گفتمان روایت با محوریت فرد، میراث آن دوره است. اگر بپذیریم که موسیقی در ارتباط با تاریخ بررسی خواهد شد و اگر بپذیریم که تاریخ ترکیبی است از اجتماع، مبارزات طبقاتی، سنت، امیدهای آینده، آناکرونیزم، سیاست و فرهنگ و خیلی چیزهای دیگر و اگر معتقد باشیم که برای درک تاریخ، مواردی به کار می‌رود که متفاوت از موازین هنری است با این مبنا که برای شناخت تاریخ باید تاریخیت دانش تاریخ را بیان کرد، پس می‌پذیریم که هستی‌شناسی تاریخی به طور کلی با هستی‌شناسی موسیقی تفاوت دارد.

ماهیت عناصر دانش، بنیه فهم و درک آن دانش است. بنابراین وقتی تفاوت مطرح می‌گردد، هر عنصری که بر بنیاد دیگرگونه بودن استوار می‌شود، از یک سو با موازین تاریخی مواجه خواهد شد و از سوی دیگر با موازین ماهیت آن دانش خاص که در این جا مقصود ما موسیقی است.

نتیجتاً وقتی تقابل و تعامل تاریخ و موسیقی مطرح می‌شود و در این رودررویی به دهه پنجاه مراجعه می‌کنیم، یک نام بیش از حد خودش را به رخ می‌کشد که خوشنام و خوش چهره است. حسین علیزاده دهه پنجاه را این گونه آغاز می‌کند.

علیزاده موسیقیدان دگرگون شده به صورت شکل است و همچنین یک معترض اجتماعی. به همین دلیل توانسته از محتوای موسیقایی عصر خود با فرم‌های معاصرش فراتر رود. در دوره‌ای از شرایط اجتماعی حاکم در ایران که بحران‌های حاکم از برخوردهای ذهنی و عینی ناشی از جدال‌های طبقاتی و مادی بود، عده‌ای از اهالی هنر تلا‌ش می‌کردند تا بخش مهمی از تشتّت و بحران و تخاصم درونی‌شان را کنار بگذارند و با عقب زدن تمام این درونیات، ساخت‌های اصیل عصر خود را بیافرینند. علیزاده در آن دوره با رفتار‌های عمیقش نسبت به فرم، از رویکرد صرف ملودیک و ریتمیک به سوی اتمسفر و سیادت فرمی در موسیقی پیش می‌رود و این در حالی است که تابوی ساختار موسیقی دستگاهی مدام او را با بحرانی ناشی از تردید مواجه می‌کند.

من این تردید را در قیاس با تردیدم به آینده در مواردی مشابه می‌دانم. هر گاه به گذشته نگاه می‌کنم، افسوس لحظه‌هایی را می‌خورم که دیگر نیستند، دلم هوای آدم‌هایی را می‌کند که دیگر نفس نمی‌کشند. اضطراب و هراس امانم نمی‌دهد. وقتی که به آینده نیز فکر می‌کنم، این اضطراب همواره همراه من است؛ این که درون زمانی خواهم شد که عده بی‌شماری نیز از کنارمان رفته‌اند. در گذشته و آینده عده بی‌شماری از من دور شده و خواهند شد و چیزی برای رجعت وجود نخواهد داشت. محل عبور فقط خاطره‌های ذهنی من است و خاطره‌ها اغلب احساس لذت را از من می‌گیرند. من به دنبال لحظاتی برای لذت و شعف بی‌واسطه می‌گردم.

غالباً زمان حال چنین چهره‌ای دارد و امکان لذت را سریع تر فراهم می‌کند. پس من گذشته را با خود معاصر می‌کنم تا ترس‌های درون از طریق اصوات پرتاب شده از گذشته، کنار گذاشته نشوند. وقتی که < تار و پود> علیزاده را می‌شنوم و بارها از اوایل ۱۳۷۰ آن را شنیده ام، و می‌بینم که این اثر ترس‌های مرا پرتاب کرده است و مرا در مقابل نور، تولد و زایشی دوباره قرار داده است، نمی‌دانم این همه اضطراب کجا مخفی می‌شود. چرا موسیقی علیزاده در بیان این گونه است؟

بیانی که به دو گونه حضور می‌یابد؛ بیان کنکاش و بیان دیدار. در بیان کنکاش، او خودش را به گذشته تبعید نمی‌کند، بلکه روِیت و دیدار همراه با جست‌وجو مطرح است که در آن موضوع تعهد به صورت یک کلیت از تاریخ شفاهی و میراث معنوی و فرهنگی جامعه در می‌آید و قدرت فراروی علیزاده از تاریخ روایی متکی می‌شود بر پشتوانه مردمی تا سیاسی و این به تصور من در مسیر تحول قرار گرفتن و هموار کردن راه برای تحول دیگران است.

یک دیدگاه

  • نریمان
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۹۱ در ۳:۱۳ ق.ظ

    درود برشما اقای سلطانی.زود قضاوت کردن در مرام من نیست من منتظر قسمت های بعدی مقاله ی شما میمونم…در اینکه استاد علیزاده نقش بسزا وپررنگی در موسیقی مادارندشکی نیست وبسیار برای من هم مورد احترام هستند ولی به نظر من بار سنگین بحران موسیقی مادر دهه ی۵۰ برگردن استادلطفی بوده نه هیچ کس دیگه ایشون باکنسرت راست پنجگاه،چهره به چهره نوا٫سپیده که دراوایل انقلاب با اون تصنیف های بسیار قوی وتاثیرگذاروچند اجرای دیگه بسیار تلاش کردند وبه نظر من الان هم اکثر فشارها برسر این دوموزیسین هستش چون ماجزاین دوبزرگوارکس دیگه ای رو نداریم…ادامه دارد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

در میان تمام اپراهای روسینی بخصوص آنها که حالت تراژدیک دارند اپرای ویلهم تل (William Tell) از دید علاقمندان به موسیقی و حتی مردم عادی، از جایگاه خاصی برخوردار است، شاید بخاطر داستان معروفی باشد که اپرا بر اساس آن ساخته شده است. داستان مرد آزادیخواه سوئیسی که برای نجات کشورش از زیر سلطه اتریش از هیچ تلاشی دست بر نداشت. روسینی از میان تعداد زیادی از نویسندگان و شعرا که در باره آزادی سوئیس دست به قلم شده بودند از اشعار شیلر (Friedrich von Schiller) برای اپرای خود استفاده کرد.
ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

به گواه دانش اتنوموزیکولوژی، کشور ایران از معدود ممالک جهان است که دارای موسیقی کلاسیک ملی است. موسیقی کلاسیک ایران نیز در سالیان درازی که در حال رشد و پویایی بوده است به قابلیت های مختلفی از نظر تکنیک های نوازندگی و آهنگسازی رسیده است؛ این واقعیت به خودی خود جای خالی یک ارکستر بزرگ غیر خصوصی از سازهای ایرانی را که قابلیت اجرای موسیقی چند صدایی ایرانی را داشته باشد گوشزد می کند.
بوگی ووگی (II)

بوگی ووگی (II)

عبارت بوگی ووگی، بنا به نظر بسیاری از مورخین و زبان شناسان، تکرار کلمه بوگی است. بوگی در حدود سال ۱۹۱۳ به مهمانیهایی گفته میشد که در آن یک گروه نوازنده دعوت میشدند و حاضران دستمزد آنها را با همدیگر پرداخت میکردند. ووگی، تکرار بوگی با کمی تغییر است و این تکرار کلمه با تغییر دادن حرف اول آن، حالتی است که در بیشتر زبانها وجود دارد و ما نمونه های بسیاری از آن را در فارسی میشناسیم.
راک اند رول در بریتانیا (I)

راک اند رول در بریتانیا (I)

British rock and roll یا Brit rock با تاثیر پذیری از سبک راک اند رول (rock and roll) و ریتم اند بلوز (rhythm and blues) آمریکایی به وجود آمد اما انرژی و ضرورتهای تازه ای را به آن افزود، الهام از موسیقی گذشته و کسب محبوبیتی فراگیر برای موسیقی ریتم اند بلوز سیاهان آمریکا و همچنین جهانی کردن موسیقی مذهبی (gospel music) از مهمترین شاخصه های این موسیقی است. بیشترین عاملی که موسیقی راک را ناب کرده است، توانایی آن در هماهنگ کردن تماشاگران و پذیرش تاثیرات تازه می باشد.
پیترو ماسکانی (IV)

پیترو ماسکانی (IV)

ماسکاگنی درباره حقوق دو کفش کوچک چوبی (Il due zocco letti) لوئیس دو لارمه مشاجره ای داشت که الهام بخش او و پوچینی بود. ماسکاگنی این موضوع را برای Lodoletta نگه داشت که این اپرا در ۳۰ آوریل ۱۹۱۷ برای نخستین بار در رم اجرا شد. اجرای این اپرا در لیورنو در ۲۸ جولای بود که بینیامینو گیگلی نقش فلامن را به عهده داشت.
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.
جان بری اسطوره موسیقی فیلم

جان بری اسطوره موسیقی فیلم

هر چند جان بری John Barry (متولد ۱۹۳۳ در نیویورک) آهنگسازی است که تا ابد به خاطر نقش مهمش در موسیقی متن مجموعه فیلمهای جیمز باند در یاد خواهد ماند اما نباید شهرت فراوان او در زمینه ساخت موسیقی مناسب برای هر نوع (ژانر) فیلم را نادیده گرفت.
کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

چند کنسرواتوار تا کنون برای مسابقات شان یک کنسرتو از سده بیست و یکم برگزیده اند؟ و آخرین باری که اثری از یک آهنگساز ایرانی، و نه آلمانی و اتریشی، انتخاب کرده اند چه زمانی بوده است؟ با توجه به یکصدمین سالگرد تأسیس جولیارد، با گزینش یک کنسرتو از بهزاد رنجبران (استاد همین دانشکده) برای مسابقات ویلنِ سال ۲۰۰۶ یک سنت شکنی صورت گرفته است.
هشتادمین سال تولد لوریس چکناوریان جشن گرفته می شود

هشتادمین سال تولد لوریس چکناوریان جشن گرفته می شود

ادای دین به بزرگان و فرهیختگان هر جامعه دینی است که بر گردن تک تک ما نهاده شده. کسانی که زندگی خود را صرف ساختن فرهنگ و هنر این مرز و بوم کرده اند و همه ما وامدار آنان هستیم و چه قدردانی و بزرگداشتی برتر از اجرای آثار آنان با کیفیت و استانداردی قابل قبول.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

در سال ۱۹۶۲ او و یهودی، سفرهای شان را برای دادن کنسرت در استرالیا ادامه دادند و جشنواره ارکسترای منوهین: در آمریکا و کانادا در سال ۱۹۶۷ و استرالیا در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵٫ در ۱۹۷۷ او عضو شورای داوری اولین مسابقه بین المللی پیانو در سیدنی بود. همان سال در ملبورن، در کنسرتی که او می نواخت، پسرش دکتر مارستون نیکولاس اولین اجرای خود را به عنوان، چلیست (cellist)، داشت.