نمایندگان موسیقی بحران (II)

حسین علیزاده
حسین علیزاده
علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.

در این سه دهه، هر زمان که یک فضای موسیقایی، یا موازین فرم‌های موسیقایی، یا چارچوب‌های یک ساخت از درون تغییر می‌کند، خیلی سریع در پی علیزاده می‌گردیم. همیشه راه‌های تأثیر پیچیده است. ساحت اشراق سیطره‌اش را پس از عبور قرن‌ها در وجود موسیقیدانی بازسازی کرده که شاید در بحران زده ترین دوران موسیقی، شکل و محتوا را با خصایص غنی تر ارائه می‌کند. علیزاده اگر چه تحت تأثیر نوازندگان سلف خود، درویش خان، آقاحسینقلی، وزیری و علی اکبرخان بوده، اما او خودش را از آنچه در پیشینیانش به گستردگی جغرافیای کشور انباشته، کوشیده تا به زبانی سخن بگوید و سنتی را ادامه دهد که بر ضد همان سنت واکنش داشته باشد. در واقع او در قالب میراث فرهنگی و شفاهی‌اش دست به آفرینش آثار خود می‌زند. این یعنی انباشت کردن خود از تاریخ یک ملت.

در اوان کودکی، رمانتیزم کوچه و بازار از طریق ملودی و ریتم بی‌آن که متوجه باشیم، چنان به احساسمان تحمیل شده است که نسل ما تصور می‌کند باید تسلیم این همدلی همگانی گردد و این در حالی است که در آن دوران صداهای ماندگار و تازه‌ای در کنارمان نفس می‌کشیدند و در جست‌وجوی زمانی دیگر بودند. علیزاده جزو معدود کسانی بود که از این بی‌مهری زمانه جان سالم به در برد و توجه بسیاری را از همان اوایل به خود جلب کرد. البته زخم‌های بسیاری خورد، اما همین زخم‌ها در شمار قدرت هایش در می‌آید. علیزاده درست فهمید که چگونه متأثر شود و کجا تأثیر نگیرد و چگونه گرایشش را به سوی فرم – به تندی فرمالیزم- معطوف کند.

پس از «حصار» و «سواران دشت امید»، کم کم دیده می‌شود که او در زبان موسیقایی‌اش به سوی یک استقلا‌ل شخصی گام بر می‌دارد و ترکیب‌های صوتی‌اش شخصیت پیدا می‌کنند. گرچه در آثار اولیه‌اش به رهایی کامل نمی‌رسد، اما همان آثار جولا‌ن و سیلا‌ن دارد. همچنین با این که فرم را تحت کنترل کامل ندارد اما آزادی را آزمایش می‌کند و این آزمایش‌ها را از ریتم آغاز می‌کند.

‌ عناصری که در ما حسی از بازگشت، نوستالژی و حسی از تعصب نسبت به سنت را ایجاد کرده‌اند، می‌بایست یا نزد ما گرامی باشند و یا دست رد بر ارتجاع و عقب ماندگی بزنیم و متهم و محکوم به غیر ایرانی و غرب زده بودن شویم. بلا‌تکلیفی میان این دو ما را به محل بحران پرتاب می‌کند.چیزی که ما را و عناصر پیرامون در حال کمون را از بطن تاریخ بیرون کشید و به درون جامعه فرستاد، مشروطیت بود. تحولی که در ادبیات فارسی عمیقاً درک شد و چندی بعد در هنرهای دیگر، نمایش و نقاشی. اما موسیقی نتوانست آن را درونی کند.

کارساز بودن بحران به این دلیل است که ساختار گذشته را منقرض می‌خواهد و ساختارهای خودش را از خرابه‌ها و عناصر فرسوده گذشته به دست می‌آورد.

علیزاده در کشف این بحران دخالت داشت، کشف بحرانی که بخشی از آن نتیجه موسیقی دربار و تفکر ملی‌گرایی بود و بخشی به دلیل بلا‌تکلیفی هویت ملی موسیقی، بخشی به سبب مدون نبودن گذشته موسیقایی و بخشی مربوط به شیفتگی موسیقیدانان سلف و سالخورده‌ای که از انقلا‌ب مشروطه هم چندان خرسند نبودند. اما علیزاده واقف بود که تغییر در این موسیقی بقای آن را تضمین خواهد کرد. من به این هوش و تلا‌ش علیزاده احترام می‌گذارم و پیروزی هایش را تبریک می‌گویم

* این مقاله، نوشته و چاپ شده در ۱۳۸۶ است.

یک دیدگاه

  • مصطفی م
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    زنده باد حسین علیزاده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

همین طور است اصطلاح آگوگیک که تعریف ارائه شده دارای سه ایراد است، اول آنکه منبعی برای این تعریف ذکر نشده است، دوم آنکه این تعریف یعنی «تغییرات نامحسوس و غیرقابل نمایش سرعت (تمپو) در موسیقی که برای بیان سرزنده موسیقی ضروری است» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۷) همان «گستره تمپو (tempo span) و در واقع تغییرات کوچک و ظریف تمپو بدون از دست دادن ضربان اصلی است» (رودلف ۱۳۷۸، ۴۹۸) که قاعدتاً نگاشته هم نمی شود.

دومین دوسالانه جایزه پیانو باربد برگزار می شود

دومین دوسالانه جایزه پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته موسیقی کلاسیک کشور ۵ و ۶ اسفندماه در تهران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

کنترباس (I)

کنترباس (I)

دوبل باس یا همان کنترباس، سالهای سال است که بعنوان بزرگترین ساز زهی، عضو جدایی ناپذیرارکسترهای سمفونیک قلمداد می شود. علاوه بر آن از زمان پیداش موسیقی Jazz استفاده از این ساز در ارکسترهای کوچک و بزرگ Jazz بعنوان یک عامل اصلی نگهدارنده ریتم، در کنار درامز و نیز اجرای سولو همواره مورد توجه بوده است.
دخترم، بوی فرار می آید (I)

دخترم، بوی فرار می آید (I)

مهاجرت در گذشته بسیار کند تر از امروز انجام می گرفت. اما اکنون به علت فجایع سیاسی و انسانی گاه چند میلیون انسان از جایی به جایی دیگر کوچ می کنند و از این جهت نیز عوارضی را به وجود می آورند. در گذشته مهاجرت های قومی در طی چند سده اتفاق می افتاد و به چشم هم نمی آمد و این چنین کوچ هایی گاه مبدل به جنگ های بسیار کند بطئی آرامی می شد و جوامع نیز آن را به یک تجربه ی تاریخی مبدل می کردند و نتایج اش هم این بود که این نوع تغییر به یک سنت بدل می گشت. سنت هایی چون صلح، جنگ، توافق ها و قراردادهای اجتماعی و… همه ی این ها در طی یک فرآیند رخ می داد تا این که یک مهاجر بتواند مبدل به یک شهروند درجه ی دو و شاید هم درجه ی یک بشود. مانند سیاه پوستان در آمریکا.
رهبری: شایعات از طرف رقبای من بوجود می آیند

رهبری: شایعات از طرف رقبای من بوجود می آیند

این حرف بسیار دروغ و کذبی بوده که زده اند… من زمانی یک هدیه از مادرم دریافت کردم که او آنرا از یک دست فروش کنار خیابان خریده بود که یک نماد مصری است به نام قدرت که در ایران هم وجود دارد، شاید از دور شبیه به صلیب به نظر برسد. این سمبل قدرت است که روی آن یک سنگ سیاه وجود دارد و من بیشتر از بیست و چند سال است که این نماد را دارم و مخصوصا پس از درگذشت مادرم همیشه آنرا بیرون نگه داشته ام ولی در این سالها تا حالا کسی در خارج از کشور فکر نکرده که من مسیحی شده ام!
به دنبال نگاه (II)

به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.
چند توصیه برای محافظت از ساز شما

چند توصیه برای محافظت از ساز شما

مطلبی که پیش رو دارید نوشته آرین شرادر است که برگردان آنرا به پارسی میخوانید: چوب با رطوبت منبسط و در هوای خشک منقبض میشود. ساز ها می توانند هم در مقابل هوای خشک هم در مقابل هوای شرجی مقاوت کنند البته به شرط آنکه زمان کافی برای وفق دادن با محیط به آنها داده شود. اما تغییرات سریع مشکلاتی را بوجود می آورد.
یادمان بهمن بوستان برگزار می شود

یادمان بهمن بوستان برگزار می شود

همزمان با روز پژوهش و به مناسبت هشتادمین سالروز تولد پژوهشگر، ادیب و نویسنده عرصه موسیقی و ادبیات، زنده یاد بهمن بوستان، یادمان وی چهارشنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد.
موسیقی در آثار ابوعلی سینا

موسیقی در آثار ابوعلی سینا

… آلات موسیقی را اقسامی است. از جمله سازهایی که دارای تار و دستان (پرده) و آنها را با مضراب می نوازند، مثل بربط و طنبور. ولی مشهورتر و متداولتر از همه، همان بربط است و اگر سازی بهتر از این وجود داشته باشد، مسلماً نوازندگان از آن بی اطلاع هستند …
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت سوم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت سوم)

در بخش اول در مورد دیرند نت ها توضیح کوتاهی داده شد.در خط موسیقی ، نشانه ای که به یاری آن دیرند یا ارزش زمانی صدا ها مشخص می شود ، در شکل نت نمودار میگردد. به گفته ی دیگر ، به یاری شکل نت است که میتوان مقدار ارزش زمانی هر نت را نسبت به نت یا شکل دیگر باز شناخت . روشن است که هر ( شکل‌ ) نت می تواند در هر ( جای) حامل قرار گیرد. در واقع دیرند (ارزش زمانی ) هر صوت موسیقی ربطی به نواک (زیر یا بمی ) آن ندارد.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.
نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

مقاله ای که در زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای که چند ماه پیش در سایت روزنامه ی گاردین درباره ی نابرابری تعداد آهنگسازان زن و مرد در جامعه ی بریتانیا منتشر شده است. اهمیت ترجمه ی این مطلب از این روست که این نابرابری در جامعه ی موسیقیایی ایران نیز مشاهده می گردد. هرچند بی شک شرایط اجتماعی ایران و بریتانیا متفاوت است، اما شباهت های زیادی می توان در قیاس کمّی تعداد آهنگسازان زن این دو کشور دید.