گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (II)

هانس زیمر
هانس زیمر
اکنون که درباره داستانِ بازی صحبت شد، می توانید بدون اینکه اطلاعاتی درباره آن فاش کنید، توضیح دهید که این بازی برای جذب افراد تا کجا پیش می رود؟
البته. این بازی شما را به مکان های عجیب و غریب فراوانی هدایت می کند. نکته بسیار جالب این بازی این است که نقطه های تاریک احساسی را در خود دارد. به عنوان مثال، من اصلا فکر نمی کنم که افراد در بازی الآن دست به کاری بزنند اما در کمال ناباوری می بینم که آنها این کار را می کنند. این بازی پر از لحظه هایی است که اتفاقاتی که می افتند فراتر از تصورات ما هستند. در نتیجه من فکر می کنم این بازی بیشتر یک سفر احساسیت تا جغرافیایی.

آسانی کار در این بود که سازها را بر اساس مکان ها انتخاب کنیم. وقتی در برزیل هستیم، موسیقی بیشتر برزیلی است و وقتی در روسیه هستیم، موسیقی بیشتر روسی است. اینگونه شروع کردن همیشه آسانترین کار است. همچنین ایده های سینمایی که برای ساختن حال و هوا و ایجاد تنش های لازم در کار وارد کردیم، اساسا نوعی فضای هیجان انگیز با سرعتی مناسب به این بازی داد. رویکرد من به موسیقی این بازی خیلی از رویکردم به موسیقی فیلم متفاوت نبود. من فکر می کنم که شاید به همین خاطر بود که آنها برای موسیقی این بازی سراغ من آمدند و من هم کار را پذیرفتم تا ببینم که می شود که کارهای این چنینی را کمی گسترش داد یا نه.

بازی از فیلم طولانی تر است. می توانید بگویید که برای این بازی چقدر آهنگ ساختید؟
من به جایی رسیدم که با خودم فکر کردم که «اوه، خدای من. این خیلی طولانی تر از یک فیلم است». من هیچوقت مدت زمان آنچه را ساخته بودم جمع نزدم زیرا در این صورت دچار استرس می شدم. حق با شماست. در این بازی موسیقی زیادی وجود دارد و برخی قسمت ها نیز باید با هوشیاری تکرار شوند و تلاش ما بر این است که موسیقی تکراری و خسته کننده نشود. همچنین قسمت هایی هستند که موسیقی ندارند و من فکر می کنم که یکی از تفاوت های این بازی با دیگر بازی ها در این است که اجازه می دهد که قسمت هایی بدون پخش موسیقی بازی شوند.

آیا در ساخت موسیقی متن این بازی از چیزی تأثیر گرفته اید؟
یکی از جنبه های خوب دنیای سورئالیستیِ کمی تا قسمتی غیر واقعی این است که می توانید تأثیراتی از خودتان بر جای بگذارید. من تقریبا مثل یک تازه وارد با این کار برخورد کردم چون قبلا این کار را تجربه نکرده بودم، در نتیجه بی هیچ پیش زمینه ای وارد این کار شدم. اما هرچه در این بیست سال آموخته بودم به کارم آمد. گاهی به کمی تنش نیاز داریم، گاهی به کمی سرعت. باید به خوبی از پس تمامی این لحظه ها برآییم.

داستان و اکشناین بازی را در مقایسه با فیلم های بسیار موفق چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظر، نکته جالب در این است که در این بازی برای داستان گویی آزادی بیشتری وجود دارد. برخلاف فیلم ها، در این بازی بدون اینکه از داستان دور شویم می توانیم کارهای خاصی را انجام دهیم. کشاندن داستان گویی به این سمت ایده جالبی است.

به نظر می رسد که شما برای این نوع هنری مشروعیت قائلید؟
کاملا و اصالا جای سوال هم ندارد. وقتی برای نخستین بار فیلم ساخته شد، از آنجا که سیاه و سفید بود و صدایی نداشت، مردم هنوز تئاتر را ترجیح می دادند. اما اکنون فیلم ها و تئاتر جایگاه خود را در دنیا پیدا کرده اند. هر کدام از آن ها انواع هنری مشروع به شمار می آیند و حالا این گونه جدید هم چیز جالبی است. اما ما هنوز آن را «بازی» می دانیم. این واژه، کیفیتی سطح پایین دارد و کم مایه است. به خاطر داشته باشید که ما به عنوان موریسین تمام عمرمان مشغول نواختن هستیم. در نتیجه نواختن و درگیر بودن در یک پروژه برای یک موزیسین کاملا مهم است و تاکید بر درگیر بودن و مشارکت است.

آیا بحثی که درباره فیلم تعاملی (interactive movie) مطرح شده بود را به یاد می آورید؟
ایده ی بدی بود. شما کتاب را برای دست یافتن به تجربه ای خاص می خوانید و فیلم را برای دیدن تجربه ای متفاوت تماشا می کنید. مسئله این است که می خواهید ذهنتان در آن لحظه کجا باشد. همه ما می دانیم که فیلم تعاملی به کجا رسید: هیچ کجا! زیرا این نوع فیلم پاسخ به پرسشی بود که هیچ گاه مطرح نشده بود. اما موضوع بازی متفاوت است. من می بینم که مردم درباره این فیلم صحبت می کنند. گروهی وجود دارد که به این بازی علاقه مند است و مردم نسبت به این بازی هیجان دارند و درباره آن صحبت می کنند. درست مثل وقتی که خود من یک فیلم خیلی خوب می بینم. می توان این را حس کرد. چیز جدید در حال رخ دادن است. انگار که یک جریان زیرزمینی در حال رخ دادن است؛ درست مثل یک موج هیجانی. من که شخصا نسبت به برخی از بازی ها همین احساس را دارم.

usatoday.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

از روزهای گذشته…

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.
دنیس برین، مروج هورن (IV)

دنیس برین، مروج هورن (IV)

برین در ضبط چهار کنسرتو هورن موزار که اکنون اساس رپرتوار تکنوازی هورن به شمار می روند همکاری کرد. این کنسرتوها در اصل برای جوزف لوتگب یک هورن نواز طبیعی (natural horn player) سالزبرگ ساخته شدند. مهارت برین در آهنگ سازی با ساخت کادانس برای کنسرتوهای اول و سوم قطعات ضبط شده خودش به اثبات رسید. برین همچنین باعث مشهور شدن دو کنسرتو ریچارد استرائوس شد.
تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

در قسمت قبل دیدیم که چگونه اطلاعات، گرما، الکتریسیته (در اصل هر وجودی که توانایی جریان داشتن داشته باشه) همواره از قطبی که پتانسیل بیشتر دارد به سمت قطبی که پتانسیل کمتر دارد جاری میشود، قوانین ریاضی و فیزیکی زیادی وجود دارد که این مطلب را تائید میکند.
نگاهی به فعالیت های حامد مهاجر

نگاهی به فعالیت های حامد مهاجر

حامد مهاجر، استاد جوان رهبر کر و مدرس پنجشنبه شب در خواب در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. مراسم خاکسپاری این هنرمند ساعت ۹ صبح شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ از درب منزل ایشان در مهرشهر کرج به سمت آرامگاه بهشت سکینه در کُردان انجام شد.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگوی بیتا یاری با پرفسور هرمز فرهت، موزیسین و استاد دانشگاه موسیقی دابلین و سامان دهنده دانشکده موسیقی دانشگاه تهران است. بخشی از این مصاحبه قبلا در روزنامه به چاپ رسیده است و در این سایت به صورت کامل به انتشار می رسد.
توماس فتس والر، اسطوره جز (II)

توماس فتس والر، اسطوره جز (II)

در همین دوران (۱۹۲۰) والر اولین صفحه خود را ضبط کرد که در آن با یکی از خوانندگان طراز اول بلوز، سارا مارتین (Sara Martin) همراهی میکرد. او همچنین با بسی اسمیت (Bessie Smith)، خواننده افسانه ای هم صفحه ای ضبط کرد و بعد در سال ۱۹۲۶ در تور بین ایالتی این خواننده هم شرکت کرد. اولین صفحه پیانو سولو والر Muscle Shoals Blues بود.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.
هاشمی: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

هاشمی: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!
گفتگوی من و خودم در آینه (I)

گفتگوی من و خودم در آینه (I)

همیشه رسیدن یک بسته‌ی صوتی جدید دلهره‌ای برایم به همراه داشته است خاصه که قرار بوده باشد به جستجوی ویژگی‌هایش واژه‌ها را زیر و رو کنم و بوریایی ازشان ببافم. دلهره‌ی باز کردن یک بسته و کشف درونش؛ آیا چیزی خواهی یافت که تو را شاد کند؟ در این آینه‌ی اوهام که نگاه می‌کنی تصویری هزار بار از پیش تکرار شده بازمی‌تابد یا تصویر تازه‌ی خودت؟ نو است؟ کهنه است؟ آشنایی است که لباسی دیگر پوشیده؟ همه‌ی اینها دست و دلت را می‌لرزاند چنان که باز کردن بسته‌ی دیگری، تنها تفاوت این است که درست بعد از باز کردن زرورق به جواب پرسش‌ها نمی‌رسی. لایه‌ای صوتی هست که باید به گوش بگشایی تا دریابی که اجرای مجدد خواهی شنید یا …
تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VIII)

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VIII)

فقیه می گوید که باربد از دست ناسازگاری های دربار با خانواده اش به اصفهان آمد و با ترانه و نواهایش مردم را بر ضد دشمن دعوت کرد. اما زکریای قزوینی نوشته است که پس از درگذشت باربد فرزندانش در اصفهان باقی ماندند. بعدها بسیاری از اهل هنر اصفهان اصل و نصب خود را از اولاد باربد مروزی دانسته اند. باربد نه تنها یک نابغه فرهنگ و هنر بود بلکه می توان گفت که او همچون فرزند برومند مردم، هنرمند بزرگ زمانها و الگوی نژاد تاریخ آفرین ایرانی از قعر قرون و تاریخ پرافتخار ایران زمین مجسم و جاودانه می شود.