نگاهی به اپرای مولوی (III)

پرده اول
در تاریکی مطلق سالن، ناگهان فریادی شنوندگان را شوکه میکند… پرده باز میشود و نمایی از شهری سوخته و حمله مغولها دیده میشود؛ در همین صحنه مانند پرده اول اپرای عاشورا غریب پور با نهایت تکنیکهای تئاتر عروسکی بیننده را میخکوب میکند، البته تکنیک نور بسیار قوی تر از اپرای عاشورا خودنمایی میکند. ارکستر سمفونیک با تمام حجم در حال نواختن در چهارگاه است و طنین صدای “گانگ” فضا را پر استرس تر میکند.

اولین خواننده ای که وارد میشود محمدرضا صادقی است که در نقش امیر تومان در این اپرا خوانده است.

امیرتومان سوار بر اسب فرمان خراب کردن حریم شهر را میدهد و مردم اشفته و سراسیمه در حال گریز از چنگ مغولان هستند.

یکی از نکات حائز اهمیت در اپرای مولوی این است که لیبرتوی غریب پور به گونه ای نوشته شده است که در هیچ صحنه ای ایرانیان سلاح به دست دیده نمیشوند و در واقع سلاحشان کلام و فرهنگ از اولین گفتگوهایی که شبیه به رجز خوانی است امیرتومان سوار بر اسب فرمان خراب کردن حریم شهر را میدهد و مردم اشفته و سراسیمه در حال گریز از چنگ مغولان هستند.


صحنه ای از پرده اول
یکی از نکات حائز اهمیت در اپرای مولوی این است که لیبرتوی غریب پور به گونه ای نوشته شده است که در هیچ صحنه ای ایرانیان سلاح به دست دیده نمیشوند و در واقع سلاحشان کلام است. در پایان این اپرا زمانی مردم بر مغولها پیروز میشوند که از نظر فرهنگی به درجه ای میرسند و هیچ گونه درگیری غیر کلامی را شاهد نیستم.

در ادامه این پرده صدای های مختلف با نقشهای کوتاه شنیده میشوند که در بیشتر نقشها خوانندگان باید توانایی اجرای تکنیکهای خاص موسیقی ایرانی و آواز غربی را داشته باشند در نتیجه در اجراهای مجدد این اثر هم نمیتوان از خوانندگان عادی که فقط به نت خوانی مسلط هستند استفاده کرد و به زبانی دیگر در میان نقشهای کوتاه هم نمیتوان از سیاهی لشکر خواننده استفاده کرد. این نوع اپرا ها به خاطر داشتن تعداد زیاد خواننده حرفه ای، طبعا مشکل بیشتری در اجرا دارند چراکه کمتر خوانندگان حرفه ای حاضر به اجراهای کوتاه میشوند.

پرده دوم
این پرده با نوا آغاز میشود و اولین ورود شمس را میبینیم که همایون شجریان نقش او را به عهده دارد. ورود شمس بر خرابه های شهر سوخته در هاله ای از دود و غبار با نور پردازی بی نظیر غریب پور صحنه ای تاثر انگیز و خلسه آور را بوجود می آورد.

دستگاه نوا در این اپرا بسیاری از قسمتهای موسیقی را تشکیل میدهد؛ استفاده عبدی از این دستگاه به دلیل خواصیت منحصر به فرد این دستگاه است، نوا که روی فاصله چهارم شور ساخته میشود در عین حال که بخشی از خواص شور را دارد به اصفهان (یا در حالت تامپره، مینور) هم نزدیک است و میشود گفت جدیت و وقار هر دو دستگاه را در خود دارد. استفاده زیاد از این دستگاه فضای کلی اپرا را با شکوه و اسطوره ای کرده است. همایون شجریان با اینکه در صدایش جوانی دیده میشود ولی به سرعت برای شنونده خودش را به نقش شمس پیر نزدیک میکند؛ احتمالا جسارت و قلدری که در صدای همایون شجریان است باعث میشود که جوان بودن صدای او لطمه ای به کاراکتر نزند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

اصول نوازندگی ویولن (X)

اصول نوازندگی ویولن (X)

ایجاد ارتباط و پیوستگی صوتی میان دو نت در پوزیسیون های مبدا و مقصد هنگامی که همراه با تغییر پوزیسیون دست چپ و ناشی از جابجایی طولی “دو شماره انگشت” متفاوت بر روی گریف می باشد را “پورتامنتو” می نامند. پورتامنتو می تواند بر روی یک و یا دو سیم مجاور صورت گیرد و دست نیز می تواند بصورت بالا رونده و یا پایین رونده بر روی گریف جابجا گردد.
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (II)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (II)

نخستین آن پدیداری است که مورد توجه آن خود سالک درونی قرار می‌گیرد، یعنی ظرفیت آن موسیقی و اثری که می‌شنوی و فضایی که قادر است در ذهن تو ایجاد کند؛ یعنی مورد توجه گوش سرت قرار گیرد. دومینِ آن، فضایی است که این رویداد در آن اتفاق می‌افتد و سرانجام سومین آن، همان شنونده است.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

«ابونصر طرخان ابن محمد فارابی» را «معلم ثانی» لقب داده‌اند (به تعقیب ارسطو که معلم نخست بود) که یعنی ارسطوگراترین متفکر دوره‌ی خودش بوده است. اندیشه‌ی موسیقایی فارابی نیز در بعضی دیدگاه‌ها بی نصیب از تاثیر اندیشه‌های یونانی نمانده تا حدی که برخی آرا و اندیشه‌های موسیقی‌شناسانه‌ی او را تنها ترجمانی از آرای موجود در نوشته‌های نظریه‌پردازان موسیقی یونانی می‌دانند:
روش سوزوکی (قسمت ششم)

روش سوزوکی (قسمت ششم)

فرم و آرایش امکانات زندگی نتایج خاصی همراه دارد، چنانچه در مثال مینا هم نشان دادیم، در ادامه آن میخواهیم به ساخت و شکل گیری توانائی های انسانی را نشان بدهیم. غالبا مادرها اعتراف میکنند: “که من گوش موسیقائی ندارم” و با چه زحمت و اصراری میخواهند بقبولانند که کودکشان هم همین وضعیت را دارند و فکر میکنند که این مورد ارثی است و یک واقعیت تغییر ناپذیر!
جذابیت انکار شده

جذابیت انکار شده

کودکان عاشق داستانند. بیشتر آنها از آواز خواندن هم لذت می برند: پس می توان گفت اپرا رسانه طبیعی آنهاست. اما، مسلما، هیچ اپرایی برای آنها نوشته نشده است. هیچ یک از کودکانی که با داستان های «پری دریایی» و «دیو ودلبر» بزرگ می شوند، با پرنسس های آواز خوان مشکلی ندارند و اپرا بر پایه همین افسانه ها نوشته می شود. سالهاست که من راه های خارج کردن اپرا از زیر سلطه بزرگسالان را توضیح داده ام که این تجربه به خلق چند اپرا هم منتهی شد که مخاطبان آن تنها کودکان بودند. هر کدام از این اپراها یک تجربه بود و هر تجربه بیشتر به من و همکارم آلاسدر میدلتن می آموخت که شنوندگان خردسال ما چگونه به داستان هایی که با آواز بیان می شوند واکنش نشان می دهند.
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

از آن بدتر توسل به افکار عمومی و استقبال عموم و به کار بردن انواعی از مغلطه ها برای اثباتِ حقانیتِ این ملغمه سازی، در نوشته های تولید کنندگان چنین آثاری است ؛در اینجا فقط به برخی از این مغلطه ها که در نوشته یا مصاحبه های تولیدکنندگان این آثار موجود است اشاره میکنم.
منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

این را خود استاد می گفت و من از خودم نمی گویم چون من یادم نمی آید: کسانی که پیشکسوت تر از ما هستند مثل آقای انتظامی، کشاورز، اسماعیل شنگله، علی نصیریان، مستجاب الدعوه، علی تابش، مرتضی احمدی -که خودش می گفت من تئاتر تهران بودم، پیش پرده خوان بودم ولی جامعه باربد نبودم-، نصرت کریمی اینها آدم های بزرگی هستند. خود نصرت کریمی می گفت من به عنوان شاگرد نبودم و من را استاد به عنوان همکار دعوت به کار کرد، آقای حمید قنبری که الان آمریکاست و پسرش شاعر است- و خیلی افراد دیگر که در این مجال نمی گنجد تا بخواهم اسم ها را بگویم، همه این ها پیش پرده خوان های جامعه باربد بودند. در آن زمان که ما “هفت سین چهارشنبه سوری” را ضبط کردیم استاد این ها را از این جهت ساخته بود که بد نیست شما بدانید:
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

مفهوم متر ترکیبی را نیز می توان مرتبط به همین مسائل دانست، آن چنان که لاندن می نویسد: ” توصیف یک پاساژ موسیقیایی با نام متریک معمولا نشانگر آن است که شنونده یک سری بیت هم طول می شنود و این بیت ها به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته اند. اما در برخی موارد شنونده نمی تواند، یک متریک هم طول از طول مدت بیت های موجود، برداشت کند.
طاهری: هنرمند باید از جامعه جلوتر باشد

طاهری: هنرمند باید از جامعه جلوتر باشد

پژمان طاهری آهنگساز و نوازنده سنتور که این روزها نامش با تصنیف “ایران کهن” با صدای شهرام ناظری سر زبانها افتاده است، همراه با گروه خود مشغول اجرای کنسرتی است به نام “از مشروطه تا کدام آزادی”. عطا نویدی از خبرنگاران سایت با این هنرمند مصاحبه ای انجام داده که میخوانید.
پل

پل

بریدج (پل) معمولا” به قسمتی از موسیقی گفته می شود که برای ایجاد کنتراست در قطعه قرار داده می شود. بسیاری از موسیقیدانان بجای اصطلاح بریدج از عباراتی مانند کانال، قسمت B و یا حتی قسمت میانی استفاده میکنند. یک بریدج کلاسیک معمولا” – و نه لزوما” – از ۸ میزان تشکیل می شود و در فرمهایی مانند AABA یا ABAC و … استفاده می شود، همچنین در برخی موارد ریدج ممکن است دوبار بکار برده شود مانند فرم ABAB. (در اینجا منظور از B قسمت بریدج از موسیقی است)