چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست. نه اینکه با این شیوه ى تمرینى که ذکر مى شود نمى توان گامهاى حرفه اى برداشت، بلکه زمان رسیدنِ به هدف، طولانى تر خواهد بود.

معمولا بیشتر کسانی که برای اولین بار آموزش سازی را شروع مى کنند چون در ابتدای راه هستند و دارای انگیزه کافی نیز می باشند و عزم خود را جزم کرده اند که راه نوازنده شدن را در پیش گیرند، بنابراین اینگونه فکر مى کنند که هر روز به طور میانگین یک، دو یا حتا سه ساعت وقت تمرین دارند و یا طبق برنامه ریزى مى توانند بطور مرتب هر روز مقدار مشخصى تمرین کنند.

ولی همین که دو سه هفته ی اول گذشت متوجه می شوند گرچه با حساب روی کاغذ دو سه ساعتی وقت دارند ولی عملا هر یک، دو یا سه روز می توانند زمان کمی را به تمرین اختصاص دهند مثلا نیم ساعت.

اغلب هنرجویانی که در محاسبه ى زمانِ تمرین با مشکل مواجه مى شوند می گویند این هفته یا هفته ی پیش کار خاصی پیش آمد و استثنائا نتوانستیم تمرین کنیم اما هفته ی آینده فرصت بیشتری برای تمرین داریم و کم کاری هفته ی گذشته را هم جبران می کنیم.

اما از آنجا که تجربه نشان داده و بیشتر ما میدانیم مشکلات همه ی ما گاهی کم و گاهی زیاد مى شود و این نیست که بگوئیم مثلا من این سه ماهی که در پیش است وقت کافی برای تمرین دارم، شاید روزی حداقل دو یا سه ساعت.

به فرض هم که اینطور باشد (که البته با زندگی امروزه کمی محال به نظر میرسد) بعد از گذشت آن سه ماه چه؟ آیا مى خواهید مدتی تمرین و کلاس را تعطیل کنید و به مشغله های روزمره بپردازید و دوباره بعد از گذشت مدت نامعینی دوباره به کلاس بازگردید؟ با توجه به اینکه وقتی «پشت آدم باد میخورد» دوباره شروع کردن هم بسیار مشکل می شود!

یا بخاطر اینکه نمی توانید مثل مدت قبل، زیاد تمرین کنید، کلاس هایتان را یک هفته در میان یا کاملا تق و لق برگزار کنید؟ که هم به کارهای شخصی خود برسید و هم نزد استاد شرمنده نباشید.

من سر کلاس استاد پایور
تجربه ای بس گرانبها پیدا کردم که شاید ذکرِ آن خالى از لطف نباشد، آن خاطره بدین قرار است: چند جلسه ای بود که سرِ کلاسِ ایشان خوب تمرین نمی کردم و قطعات را آنطور که باید نمی زدم (آن زمان مجرد بودم) استاد فرمودند، تمرینت کافی نیست و باید این چند درس را دوره کنی. من خدمت استاد عرض کردم چند هفته ای است که سرم شلوغ است ولی هفته ی آینده فرصت کافی خواهم داشت و جبران خواهم کرد، استاد آن زمان نصیحتی به من کردند که سال ها بعد من به آن پی بردم و آن این بود که فرمودند: “مطمئن باش که تو روز به روز گرفتار تر از دیروز خواهی شد و در آینده فرصت های کمتر و کمتری برای تمرین پیدا خواهی کرد. شما باید اگر روزها زمان تمرین نداری هر شب قبل از خواب حتما نیم ساعت ساز بزنی و بعد بخوابی تا مرتب پیشرفت کنی و همیشه آماده باشی در غیر اینصورت گاهی تمرین داری و گاهی نه، بنابراین هیچگاه به نتیجه ی مطلوب نمیرسی”.

سال ها بعد متوجه شدم که نسبت به گذشته چقدر بیشتر مشغله دارم و این امکان پیش نمی آید که کلاً سرم خلوت شود تا با خیالی راحت از آن به بعد به تمرین بپردازم.

آنوقت بود که فهمیدم تمرینات منظم روزانه، هر چند کم، چقدر مى تواند مفید باشد و پیشرفت را تضمین کند.

با گرفتاری ها و مشغله های امروزی که همه ما کم و بیش با آن دست و پنجه نرم مى کنیم هدف من از طرح این موضوع این است که یک شمای کلی از موارد زیر را طرح و پیرامونِ ارتباط آنها با یکدیگر مطالبى را عنوان کنم تا در آخر به نتیجه اى کاربردى برسم.

آن موارد که به هر یک به طور تفصیل در هر شماره خواهم پرداخت به قرارِ زیرند:
یک: بررسى شیوه هاى آموزشىِ موجود

دو: بررسى مقدار تمرینِ مورد نیاز

سه: بررسى زمانِ تمرین

چهار: بررسى روشهاى تمرین

پنج : میزان پیشرفت مورد انتظار

ششم: ارائه ى شیوه ى تمرینِ مورد نظرِ این مقاله

6 دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۹۱ در ۱:۲۴ ق.ظ

    مرسی خیلی بدردم خوردن کلیه مطالب
    در ضمن کپی که ایراد نداره؟

  • ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۹۱ در ۶:۴۰ ب.ظ

    کپی کردن مطالب سایت در صورت نام بردن از سایت و لینک دادن به صفحه مطلب امکان پذیر است.

  • محمد
    ارسال شده در شهریور ۱, ۱۳۹۱ در ۸:۰۳ ب.ظ

    ممنون

  • ساناز
    ارسال شده در دی ۲۵, ۱۳۹۱ در ۲:۵۰ ب.ظ

    بسیار عالی استفاده کردم…خسته نباشید

  • حمید کلاه دوز
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۲ در ۳:۵۲ ق.ظ

    مطالب در حد خود مفید و قابل تأمل بود. امیدوارم مورد توجه علاقه مندان به موسیقی قرار بگیرد که گفته اند : کار نیکو کردن از پرکردن است! با تشکر

  • بابک
    ارسال شده در تیر ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱:۰۰ ب.ظ

    نوازنده ای می گفت اگه من یک روز دست به سازم نزنم خودم می فهمم. اگر دو روز شود همکارم می فهمد و لی اگر سه روز شود همه می فهمند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

گفتگو با آرش محافظ (I)

گفتگو با آرش محافظ (I)

عجملر عنوان پروژه‌ای شنیداری بود که پس از چند سال پژوهش و انتشار مقالات متعدد، با گردآوری و تنظیم آرش محافظ در سال ۹۰ ضبط و در سال ۹۲ توسط موسسه ماهور منتشر شد. این پروژه گزیده‌ای از آثار آهنگسازان ایرانی و معاصرین‌شان در دربار عثمانی مقارن با عصر صفوی را شامل می‌شد که مجموعه‌ی کامل آن امسال در قالب یک کتاب حاوی نغمه‌نگاری ۷۰ قطعه‌ی موسیقی منتشر شد. پرونده‌ی حاضر با در نظر گرفتن این نکته که دست‌یابی به منبعی ناشناخته از تاریخ موسیقی ایران توسط یک ایرانی و به پشتوانه‌ی چندسال کار پژوهشی، و نهایتاً عملی کردن تجربه‌ی اجرایی آن و به گوش جامعه‌ی موسیقی رساندن رخدادی کم‌سابقه و بااهمیت است، به ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازد.
برای مسابقه گیتار کشوری

برای مسابقه گیتار کشوری

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در جریان اعلان یک مسابقه هنری قرار بگیرید و از خودتان بپرسید که شرکت در این نوع برنامه ها چقدر مفید است و چه ضرری دارد؟ اولین نکته منفی شاید برای همه ما این باشد که اگر برنده نشویم دیگران چه فکری می کنند و اگر قرار است اول نشویم بهتر است دورش را خط بکشیم.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

زمانی که ما سعی می کنیم یکی از سبکها را و فقط یکی را، هم برای نوازندگی و هم برای شنیدن انتخاب کنیم طبیعی است خود را از ویژگی های خوب دیگر سبکها محروم کرده ایم. آیا نمیتوان بی تعصب از تمامی شیوه ها و سبکهای نوازندگی لذت برد؟ من فکر می کنم این موضوع ارتباط به دیدگاه یک نوازنده و اطلاعات و سواد او نسبت به موسیقی دارد.
تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.
بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (I)

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (I)

هر صدای موسیقی به لحاظ زیر و بمی، رنگ صوتی و شدت و ضعف، دارای شخصیت ممتازی نسبت به سایر نت های یک آهنگ است و در خدمت یک ساختار بزرگتر به نام کل آن آهنگ است.این آهنگ خود در خدمت ساختار بزرگتری به نام آثار آهنگساز است و مجموعه ی آثار آهنگساز در خدمت ساختار بزرگتری به نام ژانر یا سبک موسیقی است.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

نام فرانز اشمل (Franz Chmel) به منزله انقلابی در نوازندگی سازدهنی است و هنرش متعلق به آن دسته از نوازندگان است که اجرای موسیقی کلاسیک با این ساز را باور داشته و دارند. او با شکستن متدهای قراردادی، تکنیک بدیعی خلق کرد و امکان نواختن مشکل ترین قطعاتی را که حتی غیرممکن به نظر می رسید، فراهم نمود. چیره دستی او در نواختن این ساز به استعداد ذاتی اش برنمی گردد، بلکه نتیجه سالها سخت کوشی، ممارست و تجربه اوست.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

بیچام با نزدیک شدن تولد شصت سالگیش تصمیم گرفت که یک سال از دنیای موسیقی فاصله بگیرد و تعطیلاتش را در یک کشور آفتابی سپری کند. اما شروع جنگ جهانی دوم در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ برنامه های او را به هم زد و در عوض مجبور شد برای تضمین آینده ارکستر فیلارمونیک لندن که حامیانش پشتیبانی مالی خود را با اعلام جنگ قطع کرده بودند، مبارزه کند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

در این دسته (زیباشناسی موقعیت)، اولی‌ها اغلب موقعیت‌هایی ایستایند -گرچه گاه نگاه دوربین (سوبژکتیو) در زمان و مکان حرکت کند-، و دومی‌ها پویا. خود موقعیت پویایی زمانی دارد. سلسه رویدادهای درونش زمان دارند. چون رویدادند و سلسله‌اند و سرانجام به نحوی در پی هم ردیف می‌شوند. از این سطح است که اندک اندک روایت نیز برمی‌آید. موضوع نماهنگ بعدی دیگر می‌یابد. دیگر تصویر تنها نیست که با موسیقی می‌آمیزد و از طریق اشارت‌های پنهان و آشکار، راستا و عمق نگاه زیباشناسی ربط را برآورده می‌کند. این جنبه‌ی جدید، بدنه‌ی اصلی جریان مصرفی نماهنگ‌ها را می‌سازد. نوعی «جریان اصلی» که بخش عمده‌ی محصولات در زیر چتر آن می‌گنجد. و همچون هر جریان اصلی‌ای چنان شمول عامی یافته که مترادف نام گونه‌ی خویش شده است؛ هرگاه از نماهنگ سخن به میان آید بی‌درنگ این جریان به ذهن درمی‌آید.