نمودی از جهان متن اثر (V)

اینها مورد قبول همه‌ی کسانی است که با آنالیز سر و کار دارند، اما بگذارید ببینیم عینیت مورد بحث تا چه اندازه حقیقی است. می‌دانیم تعداد مسایلی که نظریه‌ی موسیقی مطرح می‌کند زیاد است و اغلب نیز چند بعدی هستند. بنابراین این سوال پیش می‌آید که در تعیین عنصر جزیی کدام گزاره‌های موجود در نظریه‌ی موسیقی مهم است؟ یا به زبان دیگر کدام خصوصیات قطعه‌ی موسیقایی باید به این شکل کاویده و گزارش شود؟

معلوم است که در این مورد سر و کارمان با دو مجموعه‌ی بزرگ است؛ از یک طرف ویژگی‌های یک اثر و از طرف دیگر مجموعه‌ی اطلاعات نظریه‌ی موسیقی، بنابراین عملاً امکان ندارد که همه‌ی شرایط ممکن آزمایش و در نظر گرفته شود. شاید اگر می‌توانستیم تمامی ویژگی‌های یک اثر را فهرست کنیم تا حدودی این ایراد برطرف می‌شد.

چنان‌که از شرایط برمی‌آید تحلیل‌گران ناچارند برخی از خصوصیات را که برپایه بعضی از گزاره‌های نظری یافته‌اند مهم‌تر بشمارند. پس اکنون سوال این است که کدام‌ها مهم‌تر است؟ این سوالی است که جز در سایه‌ی فرهنگ موسیقایی‌ای که قطعه‌ی مورد بررسی به آن تعلق دارد نمی‌توان به آن پرداخت. برای تحلیل دقیق‌تر موضوع بهتر است فعلاً موضوع اهمیت را به کناری بگذاریم و ببینیم اگر موضوع اهمیت در بین نباشد آیا به عینیت ادعا شده دست پیدا می‌کنیم و در این صورت آیا به چیز چشمگیری درباره‌ی قطعه دست یافته‌ایم؟

گفتن این موضوع که شرح دادن «حقایق عینی» موجود در قطعه -که در اینجا می‌توانیم آنها را «رویداد موسیقایی» بخوانیم- و توصیف کردن ویژگی‌های آن، که در این شکل به منزله‌ی فهرست کردن رویدادها (احتمالاً) با کمی شرح است، باعث می‌شود که اهداف نهایی (۱۶) تعاریفی که قبلاً از آنالیز ارایه کردیم محقق شود، درست مانند این است که بگوییم با ثبت تغییرات دما در یک آزمایش شیمی کار علمی تکمیل شده و پایان یافته است.

واضح است که کار علمی تازه از این لحظه آغاز می‌شود؛ این مرحله تنها جمع‌آوری اطلاعات اولیه برای تحلیل‌های آینده است. درست است که با تهیه‌ی فهرستی از خصوصیات کار هنری تا حدودی می‌توانیم به عینی بودنی که در پس ایده‌ی آنالیز نهفته است نزدیک شویم اما این سطحی‌ترین مرحله‌ی آنالیز است. اشاره به این مقوله در ادبیات موسیقی‌شناسی سابقه‌ی طولانی دارد: «آنالیزی که منحصراً رویدادهای موسیقایی را شرح می‌دهد مانند ترجمه‌ای است که از همه‌ی معنی، از شاعرانگی محض چشم می‌پوشد.

برای فراتر رفتن از تبدیل مکانیکی نوتاسیون به کلمات نوشته شده، آنالیز باید چیزی را ورای سطح صوتی محض آشکار کند.» (۱۷) این همان پدیده‌ای است که «هلن رابرت» آن را «فهرست کردن ویژگی‌ها» (۱۸) (Trait Listing) می‌نامد (۱۹). به این ترتیب درست است که برای آنالیز یک قطعه نیازمندیم که سیاهه‌ای از ویژگی‌های آن را از طریق تجزیه به عناصر جزیی شناسایی و گزارش کنیم اما این پایان ماجرا نیست. پیش از اینکه کارکرد آنالیز را در سطح بعدی مورد توجه قرار دهیم، بهتر است با محدود کردن شرایط مساله یک بار دیگر ببینیم توانسته‌ایم به «عینیت لازم» دست پیدا کنیم؟

برای این موضوع فرض می‌کنیم که قرار است آثار از یک یا دو جنبه‌ی محدود مورد بررسی قرار گیرند و فهرست ویژگی‌ها نیز هدف نهایی آنالیز است و انتظار داریم با محدود کردن شرایط اولیه همه‌ی تحلیل‌گران مستقل فهرست‌های مشابه به‌دست آورند. همان‌طور که پیش از این هم نمونه‌های آن را دیدیم نتیجه به‌دست آمدن فهرست‌هایی متفاوت است.

درست به عکس زمانی که برای ثبت دما آزمایش می‌کردیم. بنابراین تمام تلاش و ساده‌سازی‌ای‌ که صورت گرفت نتوانست مشکلی را که با آرمان اولیه‌ی آنالیز پیدا کردیم حل کند، از همین رو به نظر می‌رسد چاره‌ای نداریم جز اینکه بپذیریم که به احتمال زیاد این موضوع به «ماهیت» آنالیز مربوط است.

پی نوشت
۱۶- برای مثال «معین کردن عناصر ساختاری و کشف کارکردهای آنها» از تعریف [۱] یا «پاسخ به پرسش موسیقی چگونه عمل می‌کند؟» از تعریف [۳].
۱۷- نقل قول در Parker & Abbate در Bread, David & Gloang, Kenneth. (2005) Musicology The Key Concepts. Routledge.p 9.
۱۸- نقل قول درNattiez, Jean-Jaque. (1990) Music and Discourse: Toward A semiology of music.Translated by Carolyn Abbate, Princeton University Press.
۱۹- برای خواندن نمونه‌هایی از تجزیه و تحلیل که در سطح سیاهه‌ی ویژگی‌ها متوقف مانده‌اند می‌توانید رجوع کنید به: تفضلی، محمدرضا. (۱۳۸۷) «نگرشی فوق مدرن به فرم سنات، موومان اول سمفنی شماره ۷ گوستاو مالر»، گزارش موسیقی، ۱۴-۱۵؛ تفضلی، محمدرضا. (۱۳۸۷) «نگرشی فوق مدرن به فرم سنات، موومان اول سمفنی شماره ۷ گوستاو مالر»، گزارش موسیقی، ۱۶-۱۷؛ و هنریکش، توماس. (۱۳۸۳) «تحلیل موومان اول گفتگو ۸۸»، ترجمه‌ی ساسان گلفر، پل فیروزه، ۱۲؛ و صداقت‌کیش، آروین. (۱۳۸۵) «جشن، آلبوم جشن، کاری از علیرضا مشایخی»، فرهنگ و آهنگ، ۱۲٫ نباید این نکته را از نظر دور داشت که این نوشتارها از لحاظ کیفیت روال‌های تجزیه و تحلیلی به کار رفته و موفقیت‌ در تحلیل هم‌سطح نیستند، به‌ویژه دومی که به‌طور چشم‌گیری نسبت به بقیه دانشوارنه‌تر و فنی‌تر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

در پایان این مراسم که معمولا تا پاسی از شب به طول می‌کشد، افراد گروه نذورات جمع آوری شده را بین خود و یا مستمندان تقسیم می‌کنند. همچنانکه در بالا ذکر شد، شکل اجرا در بین تمامی مناطق ترکمن نشین یکسان است. مفهوم ابیاتی که از سوی سرخوان قرائت می شود نیز یکسان است اما آن ابیات در هر منطقه با هم متفاوت است. به طور مثال، در ترکمنستان ابیاتی که سرخوان دسته می خواند، چنین است (با این توضیح که بعد از هر بند از ترانه ـ که از سوی سرخوان گفته می‌شود ـ تمام اعضای گروه، همصدا «یارمضان» می‌گویند.):

از روزهای گذشته…

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

وقتی پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف برای نخستین بار در اکتبر سال ۱۹۰۱ در یکی از کنسرتهای فیلهارمونیک مسکو به طور رسمی به مورد اجرا گذارده شد، خود آهنگساز در نقش تکنواز پیانو هنرنمایی کرد. این کنسرت با استقبال پرشوری مواجه شد و پیانو کنسرتو از همان نخستین اجرا در دل علاقمندان جایی مطمئن یافت و دلایل این مقبولیت نیز بسیار روشن بود: این کنسرتو سراسر مشحون از الهام بخشیهای ملودیک بسیار فریبنده و دلنشین است و هر شنونده ای را هر چقدر هم مشکل پسند باشد بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد. از همان نخستین اجرا، موفقیت چشمگیر این کنسرتو بدان اندازه بارز بود که مقام و شخصیت راخمانینوف را هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک آهنگساز باری دیگر تثبیت ساخت.
لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۳

لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۳

دیلان به دنبال از میان برداشتن هر آنچیزیست که آن را رقابت غیر انسانی، بهره کشی، و طبقه بندی و محدود سازی اجتماعی میداند. و بر اساس باور عمیقش به پایان جهان و رستاخیز، انقلاب و دگرگونی را پیش بینی را میکند که خود به خود و بدون علت و سببی ظاهری و مادی و تنها به یاری قدرتی ماورائی و خدایی انجام و جهان را زیر و رو خواهد کرد.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

این انگشت باید تا حدِ امکان مورب، آرنج تا حد امکان بالا و شست باید روبرویِ انگشتِ یکم باشد. هنگامِ نواختن با انگشتِ یکم در این حالت، در مقایسه با روش انگشت‌گذاری کاملاً عمود، شما قادر به ایجاد تعادل بیشتری در دست‌تان خواهید بود.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

برای بیچام موزار «قلب موسیقی اروپا» به شمار می رفت و بنابراین برای آهنگ های موزار احترام بیشتری قائل بود تا اکثر آهنگ سازان دیگر. او رکوئیم ناتمام را ویرایش کرد و دست کم دو اپرای بزرگ را ترجمه کرد و بدین ترتیب مخاطبان کاونت گاردن را با Cosi fan Tutti، The Impressario و Abduction from Sergalio آشنا کرد.
هرکول پوآرو

هرکول پوآرو

کارآگاهی بلژیکی برای اولین بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال ۱۹۲۰ در اولین رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) به نام “The Mysterious Affair At Styles” ظاهر شد. با موفقیت بی مانندی که این رمان بدست آورد، کریستی تا سال ۱۹۷۵ که رمان “The Last Case” را نوشت بارها و بارها از این شخصیت در رمانهای خود استفاده کرد.
Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.
یکصد سال گمنامی

یکصد سال گمنامی

شاید جالب باشد اگر بدانید که تا یک صد سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ هیچ کس وی را بعنوان یک موسیقی دان بزرگ نمی شناخت!
ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

این موضوع را قبول دارم که بعضی مواقع صدای ساز‌های بادی یا برنجی خوب نبوده‌اند ولی در کل صدای ارکستر بد نیست اما واقعیت این است که بعضی از نوازنده های ارکستر بی‌خیال هستند. به فرض مثال زمانی که من قرار است یک میزان را سلوی ویلن را بزنم اینقدر باید تمرین ‌کنم که یک نت بالا و پایین نشود و اگر این اتفاق نیفتد از خجالت آب می‌شوم. اما شاهدیم که بعضی از نوازنده‌های سلو بی خیالند و اصلا دلهره ندارند. به همین دلیل برای یک اجرای تمیز و شفاف علاوه بر همت نوازنده باید رهبر ارکستر نیز سخت‌گیر باشد.
گفتگویی با جولیان بریم (II)

گفتگویی با جولیان بریم (II)

خیلی خوب یادم هست که استرس بسیاری داشتم. اما به محض اینکه شروع به اجرا کردم و اشتیاق مردم را دیدم به خودم مسلط شدم و خیلی از کار خودم لذت بردم. من قطعات خیلی مشکلی را برای اجرایم آماده کرده بودم. خوب یادم می آید که از پونس(Ponce)، سونات کلاسیک (Sonata Classica) را اجرا کردم که یک سونات بسیار مشکل با ۴ موومان است و چند قطعه از تورینا (Turina) و کمی هم از باخ، که الان یادم نمی آید که چه قطعاتی بود. یک برنامه خیلی متنوع ازقطعات مختلف بود.
شبیه سازی سیستم ۱۲ نیم پرده مساوی در سیستم فواصل EDL

شبیه سازی سیستم ۱۲ نیم پرده مساوی در سیستم فواصل EDL

سیستم تقسیم مساوی طولی EDL یا Equal divisions of length به عنوان سیستمی از فواصل گویا و طبیعی٬ روش تعیین فواصل موسیقی است که در آن به جای به کارگیری نسبت های فرکانسی فواصل از روابط طولی وتقسیم طول سیم به فواصل مساوی و سپس برآورد نسبت های فرکانسی استفاده می شود.