گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگو با عبدالحمید اشراق (II)

من در آن زمان در رادیو با دو ارکستر همکاری کردم یکی ارکستر امیریی و اسکوئی و دیگری همایون خرم بود و با خوانندگانی چون ملوک ضرابی و دردشتی و دیگران‏ نوازندگی می‏کردم. در آن دروان هارمونی را نزد آقایان حسین دهلوی و حسین ناصحی‏ می‏آموختم و درعین‏ حال در خیابان نادری و چهار راه حسن‏ آباد کلاس موسیقی داشتم‏ و درس می‏دادم و رشتهء معماری را هم در دانشگاه تهران ادامه می‏دادم.

من در آن زمان در رادیو با دو ارکستر همکاری کردم یکی ارکستر امیریی و اسکوئی و دیگری همایون خرم بود و با خوانندگانی چون ملوک ضرابی و دردشتی و دیگران‏ نوازندگی می‏کردم. در آن دروان هارمونی را نزد آقایان حسین دهلوی و حسین ناصحی‏ می‏آموختم و درعین‏ حال در خیابان نادری و چهار راه حسن‏ آباد کلاس موسیقی داشتم‏ و درس می‏دادم و رشتهء معماری را هم در دانشگاه تهران ادامه می‏دادم.

آن روزها من جوان بودم، باتفاق بهمن هیربد تصمیم به انتشار یک مجلهء موسیقی بنام‏ “موزیک ایران” گرفتیم؛ قرار شد او صاحب امتیاز و من سردبیر مجله باشم.

ما برای انتشار این مجله با دست خالی شب و روز مدام کار و فعالیت می‏کردیم و علاوه بر تماس با بزرگان و صاحب ‏نظران موسیقی برای تهیه مقاله، مطلب یا مصاحبه، سایر کارها، از قبیل زیر بغل گرفتن مجله برای توزیع تا نظارت بر چاپ و گرفتاریهای‏ بی‏شمار دیگری برعهدهء ما بود. سرانجام بدون کمترین امکان مالی نخستین شماره‏ “موزیک ایران” را در خرداد ۱۳۳۱ منتشر نمودیم، فکر می‏کنم در آن تاریخ شما هنوز متولد نشده بودید؟

خاطره‏ایی از آن بزرگان موسیقی و ملاقاتها دارید؟
اول باید بگویم که در آن دوران، آن دیدارها و مباحث و مطالبی که از بزرگان موسیقی می‏آموختم برای من حکم تحصیل در یک دانشگاه بود. آنها اکثرا مرا “پسرم” خطاب‏ می‏کردند. از مرتضی‏خان محجوبی، مرتضی‏خان نی‏داود، روح‏الله خالقی، ابوالحسن‏ خان صبا و… گرفته تا جوان ‏ترین هنرمندان مثلا انوشیروان روحانی که فکر می‏کنم ۱۵ سال بیشتر نداشت، از همگی خاطرات جالبی دارم. حالا یکی دو خاطره برایتان‏ می‏گویم.

مجلهء ما در چهار راه حسن ‏آباد بود، ما دو اطاق داشتیم در بالای بانک ملی؛ در نزدیکی‏ پله ای که افراد را به دفتر ما هدایت می‏کرد، چند قدمی دورتر پله‏ایی دیگر بود که به یک‏ دفتر اسناد می‏رسیده؛ در آن زمان استاد صبا برای ما سلسله مقالاتی دربارهء سنتور می‏نوشت. چون مقالهء ایشان نرسیده بود به عرضشان رساندیم که اگر فرصت ندارید مانعی ندارد و ما به شمارهء بعد موکول می‏کنیم. ایشان چیزی نفرمودند.

سه روز بعد، بعد از ظهر ایشان بی ‏خبر وارد دفتر مجله شدند. با رنگ پریده و ناراحتی‏ زیاد ما سه نفری یعنی آقای هیربد و من و خانم منشی دور ایشان جمع شدیم، بعد یک‏ لیوان آب آوردیم، همینطور که روی مبل نشسته بودند با ناراحتی سرشان را تکان‏ می‏دادند… پس از چند دقیقه فرمودند این چه محیطی است، چه مملکتی است، چرا اینقدر به ما اهانت و بی ‏ادبی می‏کنند، سؤال کردیم کی و کجا!؟ پس از سرتکان دادن و مکثی توضیح دادند که من اشتباهی از پلهء مجاور بالا رفتم و در دفتر اسناد پرسیدم مجلهء موزیک اینجاست؟

شخصی که پشت میز نشسته بود با لحن نامناسبی گفت اینجا که‏ مزغون خونه نیست، اینجا که مطرب خونه نیست و…! و… بعد استاد کمی راحت شدند و صحبت ادامه پیدا کرد و درد دل ایشان در این مورد باز شد و ناراحتی‏هایشان را ابراز کردند.

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است