انتشار دو نوازی ها با گیتار

بالاخره پس از گذشت، چهار سال از برگزاری کنسرت مشترک حامد پورساعی و فروغ کریمی، بخشی از برنامه اجرا شده در آن کنسرت به صورت سی دی به بازار عرضه شد. ضبط این آثار مربوط به آخرین سفر فروغ کریمی به ایران بوده و پیش از اجرای کنسرت، کار ضبط صورت گرفته است. البته در سی دی حاضر که با نام “دشت گریان” (دو نوازیهای موسیقی کلاسیک) توسط انتشارات ماهور (کارگاه موسیقی) به بازار عرضه شده است، سه همنوازی دیگر هم جای گرفته که با ویولونسل، آکاردئون و پن فلوت است.

همت حامد پورساعی برای انتشار تکنوازی و دو نوازی موسیقی کلاسیک با نوازندگان ایرانی، اقدامی ستودنی و با ارزش است؛ چراکه با وجود هنرمندان با ارزش ایرانی در زمینه موسیقی کلاسیک، هنوز تعداد آثار موجود در بازار ایران انگشت شمار است.

هنرمندی مثل فروغ کریمی با وجود توانایی های بالایی که از او می شناسیم، تنها دو سی دی روانه بازار کرده که آن هم با تیراژ محدودی در وین منتشر شده است که شامل ضبط کنسرتهای زنده او می شود.

پورساعی، همزمان با کنسرت با این هنرمند برجسته ایرانی، اقدام به ضبط بخشی از قطعات اجرا شده در این کنسرت، در استودیوی خانگی اش کرد که این نمونه با ارزش، قطعا در تاریخ موسیقی ایران به عنوان یک یادگار گرانقدر خواهد ماند و برای هنرمندان و پژوهشگران نسل های آینده نیز قابل توجه خواهد بود.

غیر از دو نوازی حامد پورساعی با پروفسور فروغ کریمی، دو همنوازی دیگر نیز در این آلبوم وجود دارد که توسط دو استاد قدیمی و کاردان اجرا شده که اولی کمتر نامش شنیده شده و دومی برای همه اهالی موسیقی کلاسیک شناخته شده است. امیر شمس نوازنده ترمبون و پن فلوت از اعضای خانواده هنرمند شمس است؛ ولی متاسفانه هموطنانش، به دلیل دوری او از صحنه هنری ایران، شنونده هنر او نبوده اند و مانند خواهر و برادر موسیقیدانش، هنوز در ایران شناخته شده نیست. هنرمند دیگری که در این آلبوم به همنوازی پرداخته کریم قربانی نوازنده نام آشنای ویولونسل است که سالهاست به نوازندگی و تربیت شاگرد می پردازد ولی هنوز اجرایی به صورت تکنوازی کلاسیک از او در بازار وجود ندارد.



در این آلبوم چهار دو نوازی برای فلوت و گیتار، سه دو نوازی برای پن فلوت و گیتار، سه دونوازی برای ویولونسل و گیتار و دو قطعه دونوازی برای آکاردئون و گیتار ضبط شده است که نوازندگی آکاردئون را هم حامد پورساعی انجام داده است. تمام قطعات تنظیم شده در این آلبوم نیز توسط حامد پورساعی تنظیم شده است.

پیش از این نیز پورساعی در مجموعه آلبومهایش با استفاده از دانش آهنگسازی خود به تنظیم قطعات مختلف پرداخته بود که این توانایی او را در آلبوم های مختلفش می توان شنید. امروز به غیر از این آلبوم، پورساعی آلبومهای: “تکنوازی گیتار کلاسیک” ، “باد و گندم زارها” ، “تا فراموشی” و “مجموعه آموزشی تصویری گیتار کلاسیک” را به بازار ایران و اروپا عرضه کرده است.

اقدام نیکوی حامد پورساعی، قطعا این انگیزه را به هنرمندان ایران موسیقی کلاسیک ایران می دهد که به ارائه آثار خود بپردازند و توانایی های خود را که سالها به صورت لفظی به شاگردان و علاقمندان یادآوری می کنند، به صورت عملی به ظهور برسانند. حرکت حامد پورساعی در برگزاری کنسرت و ضبط این آثار، به همکارانش این ندا را می دهد که به دور از حاشیه گرایی و بزرگ گویی ها هم میشود مانند دیگر ممالک جهان، به صورت عملی توانایی های هنری را نشان دهیم؛ هرچند پا گذاشتن بر روی صحنه یا استودیو، توانی می خواهد که از عهده هر مدعی بر نمی آید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کج بشینیم، راستشو بگیم (I)

در خصوص اینکه چگونه و در پی چه پیشامدی قوه‌ی تعقل بیوک‌آقا در جوانی و شاید هم در میانسالی دچار اختلال شده بود داستانهایی دهان به دهان می‌گشت و می‌گردد. من نخستین بار او را در سال 1376 در هفده سالگی‌ام دیدم؛ زمانیکه با دوستی برای خرید تار، سراغ سازنده‌ی تار مراغه‌ای جناب آقای نصرالله بوذری رفته بودیم. تابستان بود. صبح زود از تبریز راه افتادیم. به مراغه که رسیدیم مستقیم به کارگاه رفتیم. ظهر که شد جناب نصرالله مهمان‌نوازی کردند و نهار را رفتیم منزل ایشان.

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (I)

آنچه را در ادامه می خوانید، تاملی است بر مقاله پیمان سلطانی با عنوان «آهنگ شعر معاصر» که در ژورنال گفتگوی هارمونیک منتشر شده است. مقاله ی اخیر ایشان در مورد آهنگ شعر معاصر باعث شد تا در مورد آن نکاتی را بیان کنم. برای وضوح مطالب و مقاصدم نه تنها به نقل مضمون بلکه به نقل مطلب پیمان سلطانی پرداخته ام.

از روزهای گذشته…

به‌یاد «فلورانس لیپت» (I)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (I)

پویندگان راستین هنر ایران‌زمین آموخته‌اند که در بزنگاه‌های تاریخی، چونان شبانان گم‌گشته، با برقِ صاعقه‌ای مسیر را بیابند. آموخته‌اند که چگونه طفل نوپای نغمه را به‌دندان بکشند و از دالان‌های تنگ و سخت روزگار برهانند. «آلفرد ژان باتیست لومر»، «لی‌لی بارا»، «سروژ خوتسیف»، «توماس کریستین داووید» و حالا «فلورانس لیپت»، میهمانان خنیاگر ایران‌زمین، چنان شیفته‌ی مردم و فرهنگ ایران شدند که هرچه را داشتند با سخاوت تقدیم به ایرانیان کردند. این نوشته پاسداشتی است بر خدمات سرشار از عشق بانویی انگلیسی به‌نام فلورانس لیپت؛ هنرمندی که به‌واسطه‌ی پیوند زناشویی با یکی از هنرمندان کشورمان، میهمان ما شد و در خاک ایران، سرزمینی که عاشقانه دوستش می‌داشت، جاودانه شد!
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

«Musicology: the Key Concepts» نام کتابی است تاثیرگذار که نویسندگانش،«دیوید بیرد» (6) و «کنت گلاگ» (7)، اذعان کرده‌اند که: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است [...] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.»(Beard &Gloag 2005: IX)
سرزمین پدری

سرزمین پدری

از زیباترین کارهای اسمتانا موسیقیدان اهل چک میتوان به قطعه سرزمین پدری اشاره کرد که یکی از تم های بسیار زیبای این قطعه برای بسیاری مردم آشنا و گوش نواز است.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
همگون و ناهمگون (VII)

همگون و ناهمگون (VII)

آن دسته از افراد که هنوز در خانه‌های خود مشغول به کار هستند نیز به دلیل بیماری، قالی‌ای را که در طول دو ماه به پایان می‌رساندند، اکنون یک ساله می‌بافند. در چندین کارگاه قالیبافی نقش‌خوانانی را دیدم که توانایی قالیبافی نداشتند و فقط نقش‌خوانی می‌کردند و همچنین نقش‌خوانانی هستند که در کارگاهها فقط به خاطر نقش‌خوانی خود حقوق می‌گیرند. (18)
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (I)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (I)

راوی شانکار (Ravi Shankar) متولد 7 آپریل 1920 با اصلیت بنگالی-هندی، آهنگساز و نوازنده سیتار و مشهورترین هنرمند تاریخ هندوستان است. او پیرو بابا الا اودین خان، خالق مایهر قارانا (Maihar gharana) در موسیقی کلاسیک هند است. شانکار، پیشرو نوازندگان هندی در عصر نوین می باشد. او سالهای زیادی با نوازنده طبلا (tabla) استاد الله راکا (Ustad Allah Rakha) کیشن مهاراجه (Kishen Maharaj) و به طور مقطعی با نوازنده بزرگ سارود، علی اکبر خان همکاری نزدیکی داشته است. همچنین مشارکت وی با ویولونیست بزرگ یهودی منوهین، فیلمساز ساتیت رای (Satyajit Ray) و گروه بیتلز (Beatles) به خصوص جرج هریسون، در فعالیتهای بین المللی او قرار دارند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

اندازه گیری مقدار طولی ناحیه Nose در روی الگوی خط محیطی رسم شده 10/8 میلی متر می باشد که اگر این مقدار را از اندازه طولی (365/83 میلی متر) کسر نماییم، باقیمانده که همان عدد طول خالص در الگوی خط محیطی است، 355/03 میلی متر می شود.
سه تنور کوچک

سه تنور کوچک

یک گروه آواز سه نفره (Trio) که در گروه کر مدرسه کشف شده بودند، با کمپانی موسیقی کلاسیک یونیورسال (Classic Universal) قراردادی 500 هزار پوندی منعقد کردند.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (III)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (III)

سانی بوی درچند سال اول برنامه را با Robert Jr. Lockwood و Peck Curtis درامر اجرا می کرد و هرموقع که سانی بوی به دلیلی نمی توانست خودش را به برنامه برساند Peck Curtis خوانندگی و رهبری گروه را بر عهده می گرفت.در سال 1945 Robert Jr. Lockwood (Robert Jr. Lockwood پسرخوانده Robert Johnson اسطوره ای است و هنوز در قید حیات می باشد) که گرایش بیشتری به موسیقی Jazz داشت برنامه رادیویی را ترک کرد و Houston Stackhouse جایگزین وی شد. سانی بوی تقریبا تا سال 1947 به طور مرتب در این برنامه حضور داشت.
دو نمود از یک تفکر (III)

دو نمود از یک تفکر (III)

در معماری ایرانی نیز چنین وضعیتی کمابیش وجود دارد؛ تنها با یک تفاوت؛ معماری بنا به ذات کاربردی خود و وابستگی اش به علوم فنی، در صد و چند ده ساله ی اخیر چاره ای جز تغییر نداشته است. با تغییرات بنیادین فنی در معماری و ورود تکنولوژی های جدید، آن چارچوب های همیشگی –که رابطه ای انکارناپذیر با مسائل به اصطلاح نیارشی نیز داشته اند– ناچار به کنار گذاشته شدن بوده اند.