جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

علیرضا جواهری
علیرضا جواهری
فکر می کنین دلیلش چیه که اینها منتشر نمی شه؟
من فکر می کنم که خود ماها باید همت کنیم و انتظار از اونها نداشته باشیم! اون نسل کار خودشون را کردند و آثارشون را ارائه دادند. من فکر می کنم نسل ما تنبل و کم کار بوده، حداقل کار جدیدی ارئه نمی دن، بیان کارهای نسل گذشته را باز سازی و باز پروری کنن! خیلی کارهای خوب هست!

من همین الان چندتا مثال براتون زدم. این همه کار خوب از آقای پایور هست، خوب مثلا” از آقای سعید ثابت، آقای نادر سینکی، آقایان پژمان و پیمان آذرمینا خوب اینها نوازندگانی هستند که کار کردند و با نت موسیقی و نوشتار آشنا هستند، گوش خوبی دارند، کارهای ارکستری زیادی داشتند، تحصیلات خوبی دارند …

خوب انتظار میره اینها کارهای با هم بصورت یک اکیپ بشن و این کارها را جمع کنند. من نوعی نمی تونم تمام کارهای آهنگسازان را جمع کنم، یک بخشی را می تونم. مثلا” برای کارهای آقای پایور یک اکیپ بیاد برای کارهای آقای حسین علیزاده یک اکیپ بیاد … اینها بیان کار کنن و منتشر کنن.

Audio File قسمتی از مصاحبه

حالا اینجا یک مشکل دیگری که داریم و باید حل بشه، مشکل متفاوت بودن شیوه های نگارش نت برای سازهای مختلف هست! نت تار آقای علیزاده یکجور منتشر می شه، برای سنتور منتشر می شه به یک شکل دیگه! چرا اینطور باید باشه؟ در صورتی که چندین سال پیش این ماجرا بصورت مدون طی یک جلساتی صحبت و هماهنگ شد، من نتهایی که برای سنتور منتشر کردم نسبت به همون هماهنگی هست و اون سیستم نت نگاری و با “ده قطعه برای تار” با “همساز” ها با تمام اینها به یک شکل نوشته شد؛ آقای حسین بهروزی نیا رعایت کردند، در ردیف موسی معروفی رعایت شد، در نگارش جدید ردیف ژان دورینگ که داره نوشته میشه رعایت داره می شه، به همت بچه هایی که زحمت کشیدند آقای علی صمدپور، آقای ارشد طهماسبی، آقای فریبرز عزیزی، آقای مهرانی خوب خیلی زحمت کشیدند در نگارش آثار قدیمی بخصوص استاد عبادی، استاد صبا، استاد بیگجه خانی…

حالا ببینید کارهای مرحوم غلامحسین بیگجه خانی منتشر شده یکی به یک خط و دیگری که منتشر شده با سبک دیگر(خط دیگر)! خوب کار یک نوازنده چرا باید چندجور نوشته بشه؟ بنابراین وقتی اکثریت با کار ما هستش باید یکطوری بچه ها باید با هم هماهنگ باشن که یکوقت مثلا” قطعه “خزان” آقای حسین علیزاده نیاد بیرون که تارش یک شکل باشه و سنتورش شکل دیگه! که انگار برای موسیقی دیگه ای نوشته شده! مگر همین پارتیتورهایی که نوشته شده مگر تارو سنتور علائمش فرق داره؟ خوب به هر حال سازهای مضرابی تکنیکهای مضرابیشون شبیه به هم هست، چون فیزیک سازها متفاوت هستش خوب مسلما” نوع مکانیسم اجرا فرق داره…

مثلا” همون اشاره ای که روی اولین نت “خزان” آقای علیزاده هست، توی سنتور باید کاملا” متفاوت باشه !
اینهم می شه بوسیله تریل بصورت خیلی نرم… تداعیش کرد.

پس اون علامتش تغییر می کنه!
میشه اون هم روش کار کرد و فکر کرد. ولی این نیست که مثلا” ریز در تار آقای علیزاده را با سنتور یکجور بنویسید و با تار یکجور دیگه! این اصلا” زشت هست. کتاب به این صورت بیاد بیرون… ببینید اکثریت با این جمع و اکیپ هست؛ اینهمه کار با این گروه انجام شد، جزوه های همساز با تلاش آقای صمد پور، آقای محمدرضا ابراهیمی منتشر شد و به این خوبی نت شد، ده قطعه های آقای علیزاده با همین گروه انجام شد، یک مجموعه با نام “مثنوی های هفت دستگاه” با این روش نوشته شد، اینهمه کارهایی که آقای ارشد طهماسبی نوشت! همش به این سبک نوشته شده… و خیلی بد هست که باز یکی بیاد علامت تکریز یا چپ ریز را با یک شیوه هچل هفت بنویسه و باز باید با اون کتاب به شکل دیگه کار کنیم، صحبت من این است!

من مثلا” برای سنتور آثار آقای پرویز مشکاتیان، آقای رضا شفیعیان، آقای بهنام مناهجی، آقایان پشنگ و اردوان کامکار را نوشتم. اینها با یکسری علائم مشترک نوشته شده که خوشبختانه آقای پشنگ کامکار که کتابشون منتشر شد از این روش استفاده کردند. در این بین من یک کتاب سنتور دیدم اومد بیرون کارهای موسیقی کردستان بود؛ یکسری علامتهای عجیب و غریب که تو هیچ عطاریی پیدا نمی شه! خوب یا این نوازنده نا آشناست یا اصلا” با کارهایی که منتشر میشه ارتباطی نداره! معمولا” کسانی که سنتور می نوازند با کارهای آقای پرویز مشکاتیان آشنایی دارند، حالا نمی گم با کارهای آقای رضا شفیعیان … ولی آقای مشکاتیان را بخوبی می شناسند و حتما” یکی از کارهای ایشون را زدند یا مثلا” کسانی که تار زدند حتما” آقای حسین علیزاده را می شناسند! به هر حال یک واقعیتی هست که هر کسی که سنتور می زنه یک ارتباطی با ساز آقای فرامرز پایور خواهد داشت… مگر اینکه یک پدیده ای باشه که مثلا” ۳۰ سال سنتور زده باشه بگه من فلان نوازنده را نمی شناسم، که البته بهتون بگم ما از این پدیده ها زیاد داریم! من نوازنده ای را دیدم که ۱۴ سال سنتور زده و پشنگ کامکار را نمیشناخته، به دلایلی! و مسلما” در سازهای دیگر هم خواهد بود متاسفانه…

آوازخوان معلم اخلاق (I)

در سال ۱۲۸۲ خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی، معروف به تاج الواعظین فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشتند. شیخ اسماعیل از خوشخوان های اهل منبر بود و مسلط به ردیف آوازی؛ جلال را به مدرسه علیه واقع در بازارچه رحیم نزدیک مسجد رحیم خان گذاشتند که فاصله چندانی با منزلش نداشت. ۸ ساله بود که مختصر زمزمه ای می کرد؛ پدرش مشوق او شد و جلال را به سید رحیم سپرد تا تعلیم آواز ببیند. بعدها نزد نایب اسدالله و سپس نزد میرزا حسین خضوعی ساعت ساز رفت و به تکمیل اطلاعات خود پرداخت تا این که مراحل ترقی را طی کرد و نامش به عنوان خوانند های برجسته بر سر زبانها افتاد.

اختتامیه ششمین نوای خرّم برگزار شد

آیین اختتامییه ششمین جشنواره و جایزه موسیقی همایون خرّم (نوای خرم ۶) شامگاه پنجشنبه ۲۱ آذر ماه با حضور تعدادی از هنرمندان، شرکت کنندگان و تعدادی از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت تهران برگزار شد.

از روزهای گذشته…

“رازهای” استرادیواری (III)

“رازهای” استرادیواری (III)

بواسطه فضای موسیقایی که در اطراف Molinari در جریان بود، Sacconi توانست با بسیاری از ویولونیست‌ها و ویولون سلیست‌های این قرن ارتباط برقرار کند. این افراد چه در زمینه آگاهی پیدا کردن در مورد سازهای قدیمی و چه در زمینه سازهایی که در اختیار داشتند در زمره مراجعین وی قرار می گرفتند. او نام تمام مراجعینش را برای من ذکر کرد و مایل بود که من تمام آن‌ها را به همراه ویژگی‌ها و شخصیت هنری‌شان بیان کنم. اسامی این فهرست با لحنی آهنگین در کلام او طنین‌انداز شد و گویی بیانگر مرحله‌ای خاص از زندگی وی و روزهای بیاد ماندنی مواجه و رویارویی با مردمانی استثنایی بود.
سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

اول من قصد انتشار سی دی این کار را نداشتم و میخواستم روی نت نویسی پنج، شش سال متمرکز باشم و بعد سی دی آن را ضبط کنم. برای ضبط آن فعلا عجله نداشتم ولی وقتی نتها را برای انتشار پیش آقای موسوی در ماهور بردم ایشان به من گفتند که بهتر است کتاب و سی دی با هم منتشر شوند تا کار رسمی تر پیش برود، من هم قبول کردم. بعدا فکر کردم حالا که این قطعه در کنار ردیف به هنرجویان تدریس میشود و خیلی لازم نیست آنالیز نتی دقیقی داشته باشند و درس اصلی نیست، اشکالی ندارد که از گوش هم کمک بگیرند و مسئله ای نیست که ۲۰ درصد هم گوشی بزنند تا گوششان هم تقویت شود و کمی خشک بودن اجرای نت آنها تلطیف شود.
هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (II)

هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (II)

از رویدادهای مهم این فصل می توان به دعوت مجدد از هنینگ برای همکاری با ارکستر سمفونیک بورنماوث و ارکستر هاله نام برد. هنینگ نوازنده مورد علاقه این ارکسترها است. او هم چنین با ارکستر فیلارمونیک SWD و ارکسترهای سمفونیک غرب استرالیا و تاسمانی نیز همکاری داشته است. در ادامه فعالیت هایش در آمریکای شمالی، هنینگ به ارکستر سفونیک تورنتو سری می زند و در رسیتالی در مرکز لینکلن در نیویورک به اجرا می پردازد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

زمانی که ما سعی می کنیم یکی از سبکها را و فقط یکی را، هم برای نوازندگی و هم برای شنیدن انتخاب کنیم طبیعی است خود را از ویژگی های خوب دیگر سبکها محروم کرده ایم. آیا نمیتوان بی تعصب از تمامی شیوه ها و سبکهای نوازندگی لذت برد؟ من فکر می کنم این موضوع ارتباط به دیدگاه یک نوازنده و اطلاعات و سواد او نسبت به موسیقی دارد.
هنر از هنر تا جامعه (II)

هنر از هنر تا جامعه (II)

در دهه شصت، بویژه در فرانسه ژان پل سارتر و همپالگی هایش، حتی این نظر را تئوریزه کردند. آنها یکی از نقشهای فرعی و معمول هنر را تبدیل به نقش اصلی و علت وجودی هنری کردند که سرانجام در جهان امروز بصورت عامل سرسام آور جلوه کرده است. بدین ترتیب از مقوله مهم هنر برای هنر تفسیرهای بسیار غلط ارائه شد که در پس آن میتوانستی بسهولت مفهومی بسیار غلط انداز به نام هنر بمثابه وسیله را ردیابی کنی.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (V)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (V)

اما در مورد آوانگاری تقریبا بیشترشان معتقدند که روش مناسبی نیست (بخصوص برای آموزش) و فقط گاهی برای مقاصد پژوهشی و تحلیلی و گاهی نیز برای جلوگیری از فراموشی توصیه شده‌ است (البته با پیشرفت امکانات ضبط صدا، این مورد به غیر از مصارف پژوهشی کمتر مورد استفاده است). بنابراین نظام عقیدتی و نحوه‌ی عمل جنبش احیا در ایران تطابق نسبتا خوبی با یکدیگر دارند.
سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است.
ریتم و ترادیسی (IV)

ریتم و ترادیسی (IV)

برای دقیق تر شدن، شکل ۳ چهار میزانِ اولِ [قطعه ی] مِیپِل لیف رَگ از اسکات جاپلین را نشان می دهد. میزان-نما ۲/۴ است. یک نت سیاهْ یک ضرب را به خود اختصاص می دهد و دو ضرب در هر میزان وجود دارد. باس در حامل پایین با نظم کامل حرکت می کند، هر میزان شامل چهار نت چنگ است (هنگامی که نت ها به صورت عمودی روی هم چیده شده اند همزمان نواخته می شوند). در حامل سُل (بالا)، تقسیمات پیچیده تر است. اولین میزان شامل پنج نت دولاچنگ، یک نت چنگ، و یک سکوت دولاچنگ (در مجموع دو ضرب) است. میزان دوم، اما، به یک نت سیاه و چهار نت دولاچنگ تقسیم شده است. (۲)
دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دومضراب چپ همان طور که قبلاً هم معرفی شد، یکی از تکنیک های متداول در سنتور نوازی است که از دو مضراب اقتباس شده و حالت اجرایی آن شبیه سرمضراب است.