کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
Kamyar.Salavati@gmail.com





آثاری از دوره رمانتیک با اجرای ارکستر آرکو به روی صحنه رفت

اجرای ارکستر آرکو با مدیریت اجرایی نیما جوان، شب گذشته با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک مواجه شد و تقریبا تمام صندلی‌های تالار وحدت پراز تماشاگر بود. ارکستر زهی آرکو به رهبری ابراهیم لطفی، شب گذشته جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در تالار وحدت به صحنه رفت. کنسرت مایستر این اجرا علی جعفری پویان بود و بردیا کیارس هم در این اجرا حضوری افتخاری داشت.

گزارشی از نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا»

نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا» روز چهارشنبه بیست و دوم آبان در پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تهران برگزار شد. در این نشست با حضور پوریا رمضانیان (دبیر جشنواره)، محمد هادی مجیدی (دبیر اجرایی جشنواره)، محمدرضا آزاده فر (معاون پژوهشی دانشگاه)، محمدرضا تفضلی (مشاور هنری جشنواره)، سیاوش مهرآیین (سرپرست تیم طراحی گرافیک) و پردیس نیک بخش (روابط عمومی جشنواره) برگزار شد.

از روزهای گذشته…

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

جا دارد از آقایان هومان اسعدی، بهنام ابوالقاسم، مانی جعفرزاده، حمیدرضا دیبازر، فردین خلعتبری و کارن کیهانی بابت صحبتهای پر مهرشان تشکر کنم و همچنین از استاد نادر مشایخی، علی صمدپور، مرتضی شیرکوهی، شهرام توکلی، مهیار علیزاده، هومن اتابکی و سایر عزیزانم که با وجود ترافیک کاری زیاد امروز حضور پیدا کردند.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (I)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (I)

نشر «دنیای نو» که تا کنون در حوزه‌ی موسیقی نیز کتاب‌هایی را منتشر کرده است، دی‌ماه امسال کتاب دیگری راروانه‌ی بازار کرد. کتابی که می‌توان آن را مهمترین کتاب دربارۀ موسیقی‌دانان آذربایجان دانست. کتابی با عنوان اصلی «آذربایجان خالق موسیقی‌چی‌لری» (موسیقی‌دانان خلق آذربایجان) کهچند بار به زبان ترکی و خط کریلمنتشر شده و بنا به تصمیم ناشر یا مترجم، عنوان آن تغییر یافته و با نام «تاریخ موسیقی آذربایجان»! چاپ شده‌است.
«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.
فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.
“همه ما موریکونه را دوست داریم”

“همه ما موریکونه را دوست داریم”

آثار موریکونه را باید نوعی از موسیقی عنوان کرد که در گذر زمان نه تنها از ارزشهایش کاسته نمیشود بلکه همواره زوایای پنهان از خلاقیت و ابعاد گسترده کاری وی را نشان می دهد. آثار وی قسمتی از احساس ما را که نسبت به موسیقی حساسیت دارد لمس میکند و بر آن تاثیر عمیقی میگذارد. آهنگسازی بیش از ۴۰۰ فیلم و مجموعه تلویزیونی از وی شخصیتی دست نیافتی ساخته است و به جرات میتوان عنوان کرد که اگر موریکونه و آهنگ هایش نبود، شاید فیلمهایی که امروز توانسته اند جوایزی را تصاحب کنند قادر به نائل شدن به این افتخار نبودند!
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

ایشان آن زمان حدود پنجاه‌و‌هفت، هشت سال داشت و در آخرین برنامه‌ی ما، فکر کنم بیشتر از ۶۰ سال داشت. در فستیوال پراگ در آخرین کنسرتم با ایشان، با من کنسرتو ویلن موتسارت و شومان را اجرا کرد؛ البته کنسرت‌های مشترک زیادی را هم با شرینگ در نورنبرگ، پاریس و… دادم. قرار بود در وین نیز با ارکستر سمفونیک وین کنسرتی بدهیم و دوبل کنسرتوی برامس را بزنیم ولی متأسفانه ایشان فوت کردند! حتی من یک پرتره‌ی بزرگ از ایشان کشیدم و می‌خواستم به ایشان هدیه کنم که متأسفانه عمر ایشان کفاف نداد و این اثر را در منزلم دارم.
در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

به عقیده ی آدرنو مطمئنا شیوه ی کارِ کارگران در خط مونتاژ کارخانه ها، یا کار با ماشین های اداری امکانِ هرگونه نوآوریِ راستین را از انسان ها سلب می کند. بی خیالیِ شنونده موسیقی عامه پسند نه تنها پیش انگاشت بلکه پیامد موسیقی عامه پسند است. ملودی های موسیقیِ عامه پسند لالاییِ بی خبریِ شنونده را در گوشش زمزمه می کنند و دلداریش می دهند تا نگران نباشد، زیرا از قافله عقب نمانده است.
زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

زوبین مهتا (Zubin Mehta) در خانواده ای ایرانی الاصل در بمبئی در ۲۹ آوریل ۱۹۳۶ به دنیا آمد. پدر وی مهدی مهتا، ویلونیست است، او موسس و رهبر ارکستر سمفونیک بمئی است و خودش اولین استاد زوبین بوده. در سن ۱۸ سالگی، بعد از تحصیلی کوتاه در رشته پزشکی در بمبئی، زوبین برای یادگیری موسیقی در سال ۱۹۵۴ به وین رفت و در آنجا به آکادمی موسیقی فور راه یافت.