نت هایی از حاشیه های موسیقی (II)

از وقتی که دیم اتل اسمایت (Dame Ethel Smyth) «مارش زنان» (The March of the Women) را در سال ۱۹۱۱ ساخت و آن را از پشت میله های زندان هولوی با مسواک خود رهبری کرد، یک قرن می گذرد. این تنها داستان مشهور درباره ی یک «بانوی آهنگساز» است. تنها کافیست به عادت پوشیدن لباس های پشمی، سیگار کشیدن و علاقه اش به ویرجینیا وولف دقت کنید تا ببینید چرا به یک نمونه ی کارآمد بانوی آهنگساز تبدیل نشده است؛ خیلی ها بیشتر داستان مسواکش را شنیده اند تا آهنگ هایش را!

اما اکنون می توان این عدم حضور را از بین برد. سو پرکینز (Sue Perkins)، بازیگر کمدی و رهبر، در اختتامیه ی برنامه ی زنان جهان (Women of the World) که آخر این هفته برگزار شد، ارکستری متشکل از بانوان را برای اجرای سرود ساخته ی اسمایت در جشنواره ی مرکز ساوت بنک (Southbank Centre) رهبری می کند.

در تمام طول این هفته، موسیقی زنان در حال اجرا بوده است.

چندی پیش انجمن حقوق موزیسین ها در بنیاد موسیقی (که اکنون بانوان عضو آن به ۱۴ درصد رسیده اند)، برنامه ی «بانوان آهنگ می سازند» را به راه انداخت که «فرصتی استثنایی برای بانوان آهنگساز است» و موسیقی جز و راک را نیز دربرمی گیرد و کمک هزینه ای تا پنج هزار پوند را برای «افزایش آگاهی از فاصله ی جنسیتی و تشویق همکاری های جدید» در اختیار آهنگسازان زن می گذارد. به گفته ی سالی تیلور (Sally Taylor)، مدیر این انجمن، هدف از برگزاری چنین برنامه ای «تشویق زنان برای جلو آمدن [در این عرصه] و ایجاد مدل های نقش آفرین برای آیندگان است.»

شاید فکر کنید که این اقدام، یک عقب گرد است. خب، بیایید به کاری که در ابتدا داشتیم انجام می دادیم باز گردیم؛ آیا توانستید به تعداد انگشتان یک دست، آهنگساز زن نام ببرید؟ خب، خیلی هم بد نیست. برنامه ی بی بی سی پرامز معیار خوبی است که حتی می تواند از شما یک مشاور برنامه بسازد.

وقتی که ماه آینده شروع فصل جدید اعلام شود، فریادها بلند خواهد شد که «پس زنان آهنگساز کجا هستند؟» و یک سخنگو ظاهر می شود و آمارهایش را می خواند: یک آهنگساز زن بیشتر از فصل پیش و دو آهنگساز بیشتر از سال گذشته. به هر حال، هرچه باشد از سال ۲۰۰۶ بهتر است که هیچ بانوی آهنگسازی شرکت نکرده بود. البته سال ۲۰۰۸ نیز سالی رهایی بخش بود زیرا از ۱۱۷ آهنگساز ۶ نفر زن بودند که این تعداد برابر با ۶ درصد کل شرکت کنندگان بود.

اگر خود افراد از این که به آنها کمک می شود عصبانی یا مردد شوند، نیاز به اقداماتی برای افزایش آگاهی را بیشتر درک می کنند.

جنیس ساسکیند (Janis Susskind)، مدیر انتشارات “Boosey & Hawkes”، نیز بر این باور است که: «توازن شکننده ای وجود دارد. هیچ کدام از زنان آهنگسازی که با من کار می کنند، دوست ندارند که انگشت نما شوند. اما مسئله ی هوشیار بودن است. این که حواسمان جمع باشد نام هیچ زن آهنگسازی در لیست هایمان نیست. چرا که نه؟ آیا راضی هستیم از این وضع؟ چطور می شود این وضع را تغییر داد؟»

به راحتی می توانیم دلایل فراوان غیاب زن ها را در گذشته حدس بزنیم: خانوادگی، مالی، آموزشی. راهبه ها برای استفاده ی خودشان آهنگ می ساختند که معروف ترینشان هم راهبه ی قرن دوازدهم یعنی هیلگارد از بینگن یا سنت هیلگارد (Hildegard of Bingen) است. بعدها زنانی که از خانواده های متمول بودند و آواز می خواندند یا ساز می زدند برای خودشان آهنگ می ساختند، مخصوصا ترانه. اما از آنجایی که کارکردن در شأن آنها نبود، استعدادشان ناشناخته باقی ماند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

اینکه موتسارت تمام این سه سمفونی آخر را در تابستان ۱۷۸۸ یعنی زمانی که فقط ۳۲ ساله بود ساخت واقعا تأثیر گذار است. اریک بلوم (Eric Blom) درباره آن ها می نویسد که «نمی دانی از بی نقصی این سه شاهکار شگفت زده شوی یا از تفاوت آشکار آن ها؛ هر کدام از آن ها آنقدر از لحاظ فرایند و حال و هوا با دیگری فرق دارد که نمی توان تصور کرد که یک نفر آن ها را خلق کرده است. مثل این می ماند که یک نفر شب دوازدهم شکسپیر، فدرِ راسین و ایفیژنیِ گوته را در مدت زمانی که برای اجرای هر سه نمایشنامه لازم است نوشته باشد!» قطعا سمفونی سل مینور پرسش های فراوانی را برانگیخت: این سمفونی ویژگی عالی نسبت و توازن که به هنر کلاسیک نسبت داده اند را با سطح احساسی والای رمانتیسیم در هم می آمیزد.
رحمت‌الله بدیعی: «اگر در ایران بودم…»

رحمت‌الله بدیعی: «اگر در ایران بودم…»

رحمت‌الله بدیعی،‌ یکی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی ایران، سالهاست که در هلند زندگی می‌کند. او در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) در رشته ویلن کلاسیک آموزش دیده و همچنین در زمینه موسیقی ایرانی با ابوالحسن صبا کار کرده است.
نوازنده و تمرین (II)

نوازنده و تمرین (II)

در مطلب قبل به پنج مورد از نکاتی که برای تمرین کردن باید به آنها توجه کرد اشاره کردیم، در این قسمت توجه شما را به ادامه نکات جلب می کنیم.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

در این مرحله از کارگاه چند نقد به‌عنوان نمونه‌هایی از نقد سیاسی بازخوانی شد. نخست بخشی از نوشتار انتقادی «ژاک آتالی» موسیقی‌شناس انتقادی و مارکسیست سرشناس از مجموعه‌ی «مارکس و موسیقی» (به ویراستاری رگولا بورکهارت قریشی) ترجمه‌ی «شهریار خواجیان» به‌عنوان یک نمونه‌ی تاثیرگذار خوانده شد:
پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران، دیشب ۲۳ اردیبهشت در تالار هنر فرهنگسرای ارسباران با حمایت موسسه رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. در ابتدای این برنامه، مجری این جشنواره زهرا تقی ملا، پس از خیر مقدم و معزفی جشنواره، از میهمان و حامی معنوی این جشنواره، دکتر محمد سریر درخواست کرد به ایراد سخنرانی بپردازد.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.
محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

پس از “یاد ایام” تا ۱۰ سال هیچ یک از کارهای شجریان با گروههای کوچک از ساختاری مانند سه گانه های ۶۹ برخوردار نبود، تا اینکه “بی تو به سر نمی شود” به انتشار رسید. سه گانه های شجریان و گروه جدیدش “زمستان است”، “بی تو بسر نمی شود” و “فریاد” مشهورترین کنسرتهای شجریان تا کنون بوده است.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر هنرمندی است که بیشتر به عنوان پیانیست شناخته شده در دنیای موسیقی، هر چند ویولن را هم از سه سالگی همزمان با پیانو آموخته، با رپرتواری وسیع که از باخ تا بهزاد رنجبران را در بر می‌گیرد. تارا فارغ‌اتحصیل ممتاز انسان شناسی است از هاروارد، و دانش آموخته بورسیه آکادمی سلطنتی موسیقی در لندن. او مثل هنرمند محبوبش حسین عاشق ایران است و شنوندگانش را با اجرای آثار کمتر اجرا شده از امین‌الله حسین، لوریس چکناوریان، گلنوش خالقی، و دکتر هرمز فرهت غافلگیر می‌کند. او هم‌اکنون ساکن کالیفرنیاست در ایالات متحد.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
لیدی بلانت و مسیح (II)

لیدی بلانت و مسیح (II)

آنچه را که می توان درباره جزئیات قطعات تعویض شده مطرح نمود ابتدا درباره فینگر برد کوتاه و پهن آن است که تماما از چوب افرا ساخته شده و یک روکش نازک از جنس چوب آبنوس بر روی سطح آن قرار داشت و باس بار این ساز که کمی نسبت به نمونه مشابه خود در ویلن مسیح کوتاه تر بوده اما از نظر کیفیت از جنس همان چوب کاج با رگه های پهن ساخته شده است.