سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

سجاد پورقناد و حمید متبسم
سجاد پورقناد و حمید متبسم
نوشته ای که پیش رو دارید متن سخنرانی سجاد پورقناد در نقد نغمه است که متن کامل آن به همراه پاسخهای حمید متبسم و همایون شجریان را می خوانید.

امروز تنها می خواهم در مورد پیشنهاد حمید متبسم برای ساخت قطعه برای ارکستر سیمرغ صحبت کنم که به زعم این آهنگساز، میتواند یک ارکستر بزرگ استاندارد برای گروه نوازی موسیقی ایرانی باشد و امروز توانایی ها و ضعف های این ارکستر را مرور میکنم.

میدانیم که اولین تشکیل ارکستر ایرانی به شکل کلاسیک آن توسط فرامرز پایور اتفاق افتاد است؛ پایور ارکستری با ترکیب خاصی از سازهای ایرانی بوجود آورد که در شاخه ملودیک، هم سازهای کششی و هم مضرابی را در برداشت و بعد از آن به طور جدی تر حسین دهلوی طرح ارکستر بزرگتری با سازهای فقط مضرابی را داد، چراکه از مشکلات آکوستیکی بالای سازهای کششی ایرانی ناراضی بود و ترکیبی از خانواده سازهای مضرابی را برای گروه نوازی موسیقی ایرانی با استانداردهای خاصی، پیشنهاد کرد.

ارکستر سیمرغ نه شبیه ارکستر پایور و نه دهلوی است و در واقع ترکیبی از خانواده سازهای موجود کششی و مضرابی ایران است که تا رسیدن به یک نقطه مطلوب، راه درازی را در پیش دارد.

قرار بود با رضا ضیایی سازنده ساز و شاهین مهاجری آکوستیسین تحقیقی در مورد سازهای ارکستر سیمرغ انجام دهیم و من با گراف هایی که نتیجه این تحقیقات بود در این جلسه حضور پیدا می کردم که متاسفانه خیلی زود تر از انتظار ما این برنامه برگزاری شد و ناچار فقط به قسمتهایی از مسائل و مشکلات فنی ارکستر سازهای ایرانی می توانم اشاره کنم.

اولین مشکل ارکستر سیمرغ تعدد سازهای پوستی هستند که به جز تنها چهار ساز این ارکستر، همگی پوستی هستند، البته به تازگی روشهایی برای تثبیت وضعیت پوست کشف شده که ممکن است به زودی اشکال تغییر حالت پوست با این روشها حل شود. دومین مشکل نبودن بالانس مناسب میان تعداد بعضی از سازها مانند نی است. ممکن است به دلیل ناکوک بودن نی های مختلف تنها یک نی برای ارکستر در نظر گرفته شده باشد ولی به هر حال این مشکل باید توسط سازندگان و آکوستیسین های موسیقی حل شود.

متبسم در مورد مشکل پوست گفت: من این مشکل را با تعویض خرکهایی با طول مختلف حل می کنم و پوست را عوض نمی کنم چون قدمت پوست نوعی سرمایه برای نوازنده است. همینطور یکی از مشکلات اصلی ما نبودن یک معیار برای کوک است، مثلا “دو” و “ر” در همه دستگاه ها یکجا پرده بندی نمی شوند و اندکی تغییر می کنند، این مشکل در موسیقی غربی وجود ندارد.

پورقناد افزود: ساز نی با تغییر نوازنده، صدایش از نظر قدرت و سونوریته دچار مشکل می شود که این تلورانس از حد معمول در سازهای دیگر خارج است و باید برای آن فکری کرد. هرچند پر صدا ترین نوازنده نی هم نمیتواند جلوی ارکستری ۳۰ نفره عرض اندام کند.

متبسم در مورد نوشتن پارت نی برای ارکستر سیمرغ گفت: پارتیتور این قطعه همراهم هست و می توانید ببینید که در تمام قطعه وقتی نی نقش آفرینی می کند، ارکستر در حالتی است که صدای نی به خوبی شنیده می شود و نی در بیشتر اجراهایش نقش سولیست دارد ولی اعتقاد دارم هنوز در حدی نیست که بدون میکروفون در یک سالن هزار نفره بتواند صدایش را به شنونده برساند.

پورقناد با اشاره به شباهت مشکل خوانندگی ایرانی و نی در موضوع قدرت صدا گفت: در تجربه ای که در اپرای مولانا با همایون شجریان داشتیم، مشخص شد که او با وجود اینکه از تکنیک و استیل آواز ایرانی استفاده می کند، قدرت صدای بالایی هم دارد ولی ممکن است سیمرغ با خواننده ای دیگر با استیل ایرانی اجرا شود و صدایش نتواند از ارکستر فراتر رود.

همایون شجریان در این باره گفت: آوازخوانان ایرانی می توانند حجم صدایشان را مانند خوانندگان اپرا افزایش دهند ولی این عمل موجب تغییراتی در استیل می شود که دیگر قادر نخواند بود که تحریر ها را به شکل عالی اجرا کنند و در اجرای تکنیکهای موسیقی ایرانی دچار مشکل می شوند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

این پرده با صدای شمس آغاز میشود و مولانا را در تاریکی از محلی که مولانای جوان جلوی پدر زانو زده و سوگواری میکرد به خود میخواند؛ چهره مولانا نشان میدهد که او سالیان درازی را در غم پدر گذرانده و این صدا خلوت او را به هم میزند. شمس می خواند: “… پس تو را هر لحظه مرگ و پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست آزمودم مرگ من در زندگی‌ست چون رهی زین زندگی پایندگی‌ست” مولانا سر بر میدارد و میگوید: “کیستی تو؟” و شمس پاسخ میدهد:”کیستی تو؟” این سئوال و جواب یکبار هم در پرده سوم اپرا اتفاق افتاد ولی اینبار با ملودی دیگری که به طرز تحسین برانگیزی حالت روحی مولانا و همچنین شمس را نشان میدهد.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VII)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VII)

زمانی که سیستم در حالت رفتار آشوبی است به طور شگفت‌آوری در حالتی محدود اما بسیار پیچیده باقی می‌ماند (ممکن است به سادگی محدود بودن حالت‌های ممکن برای سیستم برای مشاهده‌گر عادی قابل تشخیص نباشد). یک نمونه از طرح‌های تهیه شده از چنین حالتی مربوط به مسئله‌ی تغییر فاز فضای سه بعدی است که به نام پروانه شهرت دارد (Lorenz 188).
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).
منبری: نگاه شجریان به آواز چند وجهی بود

منبری: نگاه شجریان به آواز چند وجهی بود

جمال الدین منبری در سال ۱۳۳۹ در تهران بدنیا آمد و فراگیری موسیقی را از سال ۱۳۵۵ آغاز کرد. هرچند با آوازخوانی اش شهرت یافت اما آموخته های فراوان او در نوازندگی سازهای مختلف و در آهنگسازی و بهره گیری از دانش نامدارترین اساتید موسیقی ایران،‌ از او موسیقیدانی چندوجهی ساخته است. با این حال در سالهای گذشته، از فعالیتهای اجرایی او نسبت به گذشته کاسته شده و بیشتر به امر آموزش پرداخته است. همچنین به عنوان کارشناس ارشد موسیقی و عضو شورای آموزش و پژوهش در مرکز موسیقی صدا و سیما فعالیت دارد.
فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

این روز ها در آشفته بازار موسیقی ایران خبر های گوناگون و متعددی می شنویم. خبر هایی داغ از گروه های “بزرگ”، کنسرت های “بزرگ”، ابداع، اکتشاف، انواع تلفیق، نوآوری و… یکی از ملال آورترین خبر های تکراری این روز ها، خبر ابداع ساز های جدید است. ساز هایی با اشکال گوناگون و در ظاهر متفاوت از لحاظ ساختار و صدا. تنور این آشفته بازار بی صاحب آنقدر داغ است که از هر صنفی در آن می توان یافت. از خواننده و آوازه خوان گرفته تا نجار و بقال و سیرابی فروش…
پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد

پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد

با پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد، بیش از صد اثر به دبیرخانه این جایزه ارسال شد. به گزارش روابط عمومی جایزه بین المللی پیانوی باربد، مهلت ارائه آثار به دبیرخانه این جایزه که به درخواست داوطلبان تمدید شده بود، دهم آذرماه به پایان رسید و بیش از صد اثر برای حضور در دو گروه سنی ۱۱ تا ۱۸ سال و ۱۸ تا ۳۵ سال به دبیرخانه این جایزه ارسال شد.
آفرینندگی اعداد (III)

آفرینندگی اعداد (III)

پاچ از لحاظ تاریخی به سیستم فواصل معرفی شده توسط بطلمیوس در قرن دوم میلادی اشاره می کند که در آن کسرهای حاوی اعداد اول تا ۱۱ مورد استفاده قرار گرفته است.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (III)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (III)

در قسمتی از این مقاله چنین می خوانیم: «آموزگار هیچگاه نباید به هنرجو اجازه دهد که اشتباهی را (چه لغزش انگشت، نت اشتباه، یا ریتم، آهنگ و کشش اشتباه) با نواختن شکل صحیح آن بلافاصله پس از شکل اشتباه آن، تصحیح کند. بایستی توجه نمود که چنین تصحیحاتی در هنگام نواختن را می توان در حقیقت بدآموزی یا تمرین غلط نامید، زیرا این کار باعث گسستن پیوندهای صحیح موسیقی در ذهن می گردد.» (متی/۱۳۸۴)
خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

فرمودید: «هیچکدام از نظر فیزیک صوت صدای کاملی ندارد…. هیچ ساز اصیل ایرانی صدا دهی درستی ندارد و از نظر شفافیت با ویلن قابل قیاس نیست» باید دقیقتر صحبت کنیم تا بتوانیم پاسخی به این پرسش بدهیم که: صدای کامل را چه صدایی می دانیم، این شفافیتی که از آن یاد می کنید تا با مختصات علم آکوستیک مشخص نشود نمی توان در مورد آن نظر داد، مثالی میزنم: صدای فلاژوله ویولون را فرض بگیرید روی نغمه می ۶، این صدا نسبت به صدای می ۶ وقتی به صورت فلاژوله زده می شود (اصطلاحا) شفافیت بیشتری دارد ولی صدای سوت مانند فلاژوله آیا فقط به خاطر شفافیت، کیفیت صوت طبیعی ویولون را دارد؟ خود شما تجربه نوازندگی با ویولون های حرفه ای را دارید، وقتی یک ویولون را چک می کنید، بیشتر نغمه های طبیعی را چک می کنید یا فلاژوله؟ مطمئنا نغمه های طبیعی را چک می کنید چون نغمه های فلاژوله در سازهای مختلف تقریبا یک کیفیت دارند، مگر اینکه ساز در حد فاحشی مشکل کیفی داشته باشد. پس شفافیت تا تعریف علمی نشود قابل بحث نیست.