نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.

خود من با این که کتابی درباره ی هیلگارد نوشته ام، با بسیاری از پیشگامان معاصر از الیزابت مکونکی (Elizabeth Maconchy) گرفته تا مینا کیل (Minna Keal) و جودیت ویر (Judith Weir) مصاحبه کرده ام و این موضوع را از نزدیک پیگیری نموده ام تنها بیست، سی نفر را می شناسم.

این طرز فکر که آهنگسازی حیطه ای مردانه است، حتی ذهن زنان آهنگسازی که کارشان بسیار خوب بود را نیز تسخیر کرده بود؛ آهنگساز با استعدادی مانند کلارا شومان (Clara Schumann) معتقد بود که آهنگسازی کاری برای زنان نیست. او وقت خود را صرف کمک به همسر آهنگسازش نمود. اکنون این چشم انداز تغییر کرده است و فعالیت های قابل توجهی در این زمینه صورت گرفته است:
برنامه ی “Total Immersion” مرکز باربیکان، امسال به اونسوک چین (Unsuk Chin) اختصاص یافته است؛ نامی که اخیرا از آن به بزرگی یاد می شود. زنان به طور غیر قابل مقایسه ای نسبت به گذشته در کلاس های آهنگسازی در کنسرواتوار ها شرکت می کنند. آنها در حال حاضر موقعیت های عالی رزیدنتی که به آهنگسازان پیشنهاد می شود را با استعداد سرشار خود، از آن خود نموده اند. برخی از آنها متولد دهه ی هشتاد هستند و در حال پیشروی و موفقیت.

البته ما همیشه هم به خودمان کمک نمی کنیم و من دارم کلی حرف می زنم! ظاهرا مردها به امور زنان علاقه مندند اما من نتوانستم مردی را پیدا کنم که روز سه شنبه همراه با من به کنسرت «زنان آهنگساز» بیاید یا حتی هیچ زنی (که دلیل آن بیشتر درست کردن پنکیک، پختن یا خوردن آن بود). خوشبختانه، سالن کلیسای سنت اندرو هولبورن برای کنسرت «Beneath These Alien Stars» به مناسبت روز جهانی زن پر شده بود.

کر بزرگ، با انگیزه و مختلط اوریانای لندن (London Oriana Choir) از بین آثار قرن های مختلف، قطعاتی را انتخاب کرده بود تا تنوع رپرتوار گروه را نیز نشان دهد. در واقع ۱۷ قطعه برای گروه جدید بود که یکی از آنها نخستین اجرای «Talk Show » از النا کتز-چرنین (Elena Kats-Chernin) در بریتانیا بود. النا کتز-چرنین (متولد ۱۹۵۷) شهرت خود را با ساختن آهنگ تبلیغ بانک لویدز تی اس بی (Lloyds TSB) به دست آورد.

استعداد فراوان لیلی بولانژه (Lili Boulanger) که در سن بسیار کم نیز درگذشت (۱۸۹۳-۱۹۱۸) به خوبی در اثر باشکوهِ”Hymne au Soleil” انعکاس یافته است. “God of the Moon” از سالی بیمیش (Sally Beamish)، آثار کارین رینکویست (Karin Rehnqvist) و سیسیلیا مکداول (Cecilia McDowall) و جودیت ویر (که هفته ی پیش موضوع جشنواره ای در منچستر بود) و رکسانا پنوفنیک (آهنگساز جدید در “London Mozart Players”) نیز از آثار برجسته به شمار می روند. کر تأثیرگذاری که به رهبری دیوید دروموند (David Drummond) به اجرا پرداخت، قطعه ی “Mobile” از ژاکلین پوک (Jocelyn Pook) را برای بیز اجرا کرد. این قطعه اجرای «نانا-نا-نا» از تم نوکیا را در خود دارد تا نشان دهد که زنان در موسیقی بسیار هوشیار هستند.

اکنون که بهانه ها و نابرابری ها از بین رفته اند، همه ی درها باز هستند. اما همچنان نمی توانیم از این سوال بی پاسخِ از مد افتاده ی ناخوشایند سر باز زنیم که: با وجود این همه بانوی آهنگساز خوب و حتی عالی، چرا هنوز یک آهنگساز بزرگ زن نداریم؟ پاسخ زنانه ی پرانرژی، دو آتشه و متفاوت به بتهوون که با ناشنوایی، تنهایی، نگرانی های مالی و بیماری جنگید تا شاهکارهایی ماندگار بیافریند کجاست؟

ممکن است پاسخ در بیولوژی یا در آسیب شناسی روانی نهفته باشد. اما لذتی که در یافتن پاسخ خواهد بود را تصور کنید؛ در دنیای آرمانی که یک مسواک به چوب سبک و متعادل رهبری تبدیل می گردد و میله های زندان نشان می دهند که نهایتا حاصل تربیت هستند و طبیعت. در نهایت بد نیست تا نامی از آهنگسازان زن جوان و فعال انگلیس را برای آشنایی فهرست کنیم:

کری اندرو (Kerry Andrew)
متولد ۱۹۷۸

شارلوت بری (Charlotte Bray)
متولد ۱۹۸۲

آنا کلاین (Anna Clyne)
متولد ۱۹۸۰

چریل فرانسس-هود (Anna Clyne)
متولد ۱۹۸۰

هلن گرایم (Helen Grime)
متولد ۱۹۸۱

امیلی هوارد (Emily Howard)
متولد ۱۹۷۹

آنا مردیت (Anna Meredith)
متولد ۱۹۷۸

ساشا سیم (Sasha Siem)
متولد ۱۹۸۴


guardian.co.uk
زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (IV)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (IV)

«داشتن انگشت هایی چابک و فرز و ضربه های بی نقص آرشه از ضروریات است؛ همچنین باید آن قدر عالی کار کرد که بتوان ریتم را پیش برد و تأثیر شاعرانه ای که هنرمند در نظر دارد را بر جای گذاشت. با افزوده شدن فرمولهای جدید به محدوده نوازندگی، دستیابی و تسلط بر روال نوازندگی آسان تر می شود. ویولنیست های امروزی نسبت به نوازندگان نسل پیشین دسترسی بیشتری به منابع تکنیکی دارند.»
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (II)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (II)

وقتی در حدود سال ۱۹۰۰ شخصا با شعر و موسیقی مشرق زمین آشنا گردید، احساس کرد که از ترجمه فیتز جرالد از اشعار خیام و نیز از رنگ آمیزی های افراطی در ارکستر به عنوان وسیله ای جهت ایجاد احوال مشرق زمینی، راضی نیست. او زبان سانسکریت و چیزهایی از تئوری موسیقی هندیان را آموخت. کارهای عمده هولست از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۲ در واقع موسیقی گذاری روی متونی است که خودش از ریگ ودا یا سایر نسخه های خطی برهمایی ترجمه کرده بود. جذاب ترین این کارها یک اپرای مجلسی سی دقیقه ای به نام ساویتری (۱۹۰۸) است که مضمون به ویژه جالب و نابی دارد اما متاسفانه وقفه هایی که احساسات گرایی های آن دوره هولست در آن پدید آورده، آنرا کمی کدر می کند.
نگاهی به اپرای عاشورا (III)

نگاهی به اپرای عاشورا (III)

با ترمولو های زهی ها و رنگ آمیزی بادی چوبی ها فضای شبی خوف انگیز را ترسیم میکند، همسر شمر در این پرده که در آواز دشتی به همراه شارح داستان، محتشم کاشانی میخواند “… بیا ای شمر بد گوهر بشو آسوده امشب را زمانی بر سر بستر” شمر بدون توجه به صدای همسرش با خود میگوید “نمیدانم شوم فردا به میدان ستم کشته و یا قالب شوم آنگه بر این شاه ملک لشکر…” حرکتهای خارج از گام ارکستر بر روی صدای خواننده نقش شمر، تشویش و اضطراب شیطانی وجود او را که همچون آتش زبانه میکشد را به خوبی به شنونده القا میکند.
تصنیف یک قِرانی

تصنیف یک قِرانی

در حافظه شنوایی ام و از گذشته های دور و ایام کودکی تصویر مبهمی در ذهن دارم و شاید هم نسلانم که چهل سال پیش کمابیش چهار پنج ساله بوده اند هم به یاد بیاورند ظهر های تابستانی را که صدای معمولا دلنشینی سکوت داغ کوچه ها را به آواز خوش در می نوردید. مردان آوازه خوان ِ دوره گردی که که اغلب صدای خوشی هم داشتند جدیدترین ترانه های روز و یا ترانه های قدیمی تر که جنبه های نوستاژیک در خود داشتند را به صدای بلند می خواندند و جالب اینکه شعر این تصنیف ها را که روی کاغذ های کوچکی چاپ شده بود به قیمت یک ریال می فروختند البته شاید قدیمی تر ها، نسلهای قبل از تورم های اقتصادی آنچنانی و اختلاس های اینچنینی قیمت کمتر از یک ریال را هم به خاطر داشته باشند. اما جالب تر از این همه استقبال فراوان مردم برای خرید این تصنیف ها بود. خیلی ها این ترانه های کاغذی را می خریدند تا برای دوستان و خانواده و یا حتی در خلوت خود آنها را زمزمه کنند. در آن قحطی عرضه محصولات فرهنگی و البته نه قحطی آثار موسیقائی در خور تامل (چون امروز) این آهنگهای کاغذی از دست به دست و از دل به دل راه خود را در میان مردم کوچه و بازار و نهایتا در حافظه تاریخی فرهنگ مردم روزگار خود باز می کردند.
بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

هنر و از آن جمله موسیقی، به مثابه بازیِ دوسویه‌ای است که میان هنرمند و مخاطب شکل می‌گیرد. مخاطبِ موسیقی در مسیرِ اهداف گوناگونی می‌تواند دنبال‌کننده‌ی مستمر آثار یک آهنگساز مشخص باشد که در دو گروه اصلی قابل دسته‌بندی است؛ اول، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با تکرار در ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ آشنا به عنوان «سَبکِ هنریِ شخصی»، اثری مطابق چارچوب‌های آشنای ذهنی او خلق کند و این گروه شامل توده‌ی مخاطبان است. دوم، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ بدیع و نیز دگرگونی عوامل آشنای قبلی، وی را در فراسوی ابعادی تازه از درک و دریافت هنری بپروراند و این گروه شامل شنونده‌ی خاص هنر است. در بازی هنر، شنونده‌ی گروه دوم می‌تواند با تخیّل هنری پویا و دیدگاه تحلیلی – انتقادی خود، با آهنگساز وارد گفتمان هنری شده و در جهت ره‌یافت‌های نوینِ خلق هنری (وینیو ۱۳۹۰) – به دور از الگوهای از پیش مقررشده- مشارکت ورزد.
غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

در جاهای زیادی این اتفاق افتاده است که آن چیزی که در ذهن من بوده است وقتی در تمرین ها حاضر شدم، مشاهده کردم که دقیقا همان را آقای گوران مطرح کرده است. مواقع زیادی نیز بوده است که با مطرح کردن آن تفسیر به بطن آن موسیقی توانستم پی ببرم و واقعا این تفسیرها و دانستن ذات موسیقی لذت بخش است.
گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

همه نوازندگان هورن شنوایی خود را از دست می دهند! صدای آن برای نوازنده آنقدر بلند است که باور نمی کنید! من یکی از نوازندگانی هستم که به این صدا مانند شلوغی رستوران که مانع شنیدن صدای طرف مقابلتان می شود توجه می کنم. متأسفانه همانطور که زمینه فراهم شده است در آینده امکان شکایت از ارکسترها به خاطر مسئله از دست دادن شنوایی وجود دارد. شاهد این خواهیم بود که نوازنده ای می گوید:«صبر کنید ببینم زمانی که من به این ارکستر پیوستم شنواییم صد در صد بود و الآن که آن را از دست داده ام ارکستر را مسئول می دانم». کاش وقتی که ۲۵ یا ۳۰ ساله بودم شنواییم را سنجیده بودم.
انریکو گراندوس، یک آهنگساز بد شانس!

انریکو گراندوس، یک آهنگساز بد شانس!

انریکو گراندوس (Pantaléon Enrique Costanzo Granados y Campiña) یکی از آهنگسازان بنام اسپانیا در سبک کلاسیک میباشد که نوازنده ای چیره دست در پیانو نیز بود. وی در ۲۷ جولای سال ۱۸۶۷ در شهر Lérida ایالت کاتولونیا اسپانیا بدنیا آمد. نوازندگی را بصورت حرفه ای در زمانی که در بارسلون بود زیر نظر دو استاد بنام آنزمان “Joan Baptista Pujol” و “Francisco Jurnet” فرا گرفت.
به قلم یک بانوی رهبر (V)

به قلم یک بانوی رهبر (V)

آیا رسیدن به کار بیرون، ازدواج، وظایف مادرانه، مدیریت امور خانه، انجام کارهای داوطلبانه و خیلی کارهای دیگر به طور همزمان امکان پذیر است؟ همچنین رهبران ارکسترهای حرفه ای باید از یک ارکستر به سراغ ارکستر دیگری بروند. به عنوان رهبر میهمان به دور دنیا سفر کنند و به ندرت پیش می آید که در مکانی ثابت زندگی کنند. اکنون این پرسش پیش می آید که چه کسی هزینه این مشغله را می پردازد؟ رهبران ارکستر برنامه های عجیب غریبی دارند.
پدر

پدر

پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است. ترانه زیبای پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و سرنوشت محتوم تمام انسانها است که به جدایی از عزیزان می انجامد و در نهایت آنچه باقی میماند یادگارهای عاطفی، خاطرات و درسهای زندگی هستند.