چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

بررسى زمان تمرین

چه وقتى یا چه وقت هایى از روز مى تواند بهترین زمان تمرین باشد؟

امروزه براى اکثر مردم تعیین وقتِ مناسب براى تمرین نه تنها اختیارى نیست بلکه اگر زمانِ تمرینِ کمى هم در طول روز پیدا کنند، در تعیین زمانِ تمرینشان اجبارِ کامل دارند و نمى توانند مقدارى که مى خواهند را در زمانى که دوست دارند تمرین کنند. ابتدا براى بررسى زمانِ تمرین، افرادى را در نظر مى گیرم که از هر لحاظ تأمین هستند و مى توانند تمام وقتِ خود را به موسیقى اختصاص دهند که عموما و اصولا (البته طبق مطالعات و تحقیقاتِ نگارنده) تمرینهاى آنها بدین صورت است که صبح ها تمرین هایى را در سطح ساده و متوسطه (بنا بر سطح خودشان) انجام مى دهند و یا آهنگ هاى ساده اى را فقط جهت گرم کردن دست ها اجرا مى کنند.

در بعضى موارد انجام این تمرین هاى ساده همراه با تمرکز ذهن مى باشد تا نوازنده در حالت کاملا آرام و تماما در فضاى موسیقى باشد تا از این نوع تمرین ها بتواند روح و ذهنِ خود را هم پرورش دهد.

بدیهى است که این تمرین ها پشت سر هم انجام نمى شود و نسبت به توانایى نوازنده تمرینها به صورتِ پانزده دقیقه، بیست دقیقه، نیم ساعت یا چهل و پنج دقیقه با فاصله و استراحت انجام مى شود که در بین این تمرین ها نیز، حرکاتى جهت نرمش هاى متناسب با سازِ نوازنده البته توصیه مى شود.

در ساعات عصر انجام تمرینهاى سخت تر و آماده شدن براى نواختن قطعاتِ مشکل است، آنهم تا آخر شب. این تمرین هم با استراحت هاى کوتاه همراه مى باشد.

این شیوه ى تمرین البته مربوط به کسانى بود که موسیقى را به صورت حرفه اى یا نیمه حرفه اى دنبال مى کنند و تمام وقت خود را براى این کار گذاشته اند و یا از این امر امرار معاش مى کنند و یا از جایى دیگر تأمین مى باشند، بهر حال زندگىِ آنها طورى است که مى توانند با فراغِ بال به امر موسیقى بپردازند و دیگر نگران هیچ چیز دیگر نباشند که البته این نوع زندگى حتی در آنسوى آبها نیز محدود به افراد معدودى است.

اما تکلیف بقیه ى هنرجویان چیست؟
اکثر مردم در طول روز نسبت به کار و کلاس هایى که دارند به چند گونه به سرِ کار مى روند و طبیعتا چند گونه وقتِ تمرین دارند.

بعضى صبح کارند و حدود ساعت هشت یا نه باید در محل کار حاضر باشند و طبق ساعات معمولِ کار، ساعات چهار یا پنج کار آنها تمام است و به خانه بر میگردند.

بعضى دیگر ساعات حدودا یازده یا دوازده به سر کار مى روند و به طبع ساعات بازگشت آنها به همان نسبت دیرتر خواهد بود.

بعضى از افراد هم که اغلب کار آزاد و از نوعِ پر مشغله دارند، بیشتر از صبح زود تا شبِ دیر وقت سرِ کارند.

بعضى از خانم ها مثل آقایان شرایطِ کارشان در قالب یکى از موارد بالا قرار مى گیرد ولى بعضى از خانم ها نیمه وقت، صبح تا ظهر یا ظهر تا شب مشغول به کار و بعضى دیگر از خانم ها خانه دار هستند و بیشترِ وقت خود را در داخلِ منزل مى گذرانند یا عده اى دیگر مشغولِ تحصیل هستند و وقتِ آزادِ آنها به گونه اى دیگر است.

بنابراین منطقى نیست که یک نسخه تمرین را براى همه پیچید، بلکه نسبت به میزان وقتِ آزادِ هر شخص، مى توان مقدار تمرینِ مورد نظر را در ساعاتِ قابلِ قبولى از روز ارائه کرد تا هر فرد نسبت به گرفتارى هاى روزمره و وقت هاى آزادش بتواند براى تمرینش برنامه ریزى مختصرى کند و همچنین بتواند نتیجه مقبولى از آن تمرین ها بگیرد.

به طور کلى تمرین هاى صبح، عصر و شب هر کدام مزایا و معایبى دارند که مختصرا بیان مى کنم.

مزایاى تمرین هاى صبح:
از آنجائیکه ذهن بعد از خواب، استراحت کافى داشته و آماده براى کارهاى روزانه است، بهترین زمان براى یادگیرىِ موسیقى مى باشد که البته این مى تواند شاملِ مباحثِ تئورى موسیقى هم شود چون در ساعاتِ اولیه صبح تمرینِ عملى، براى بسیارى از ساز ها مقدور نیست.

معایبِ آن تمرین هاى صبح:
صبح، ذهن آماده ى یادگیرى هست اما عضلاتِ بدن مخصوصا دستها هنوز در حالت خواب یا نیمه خواب قرار دارند (به اصطلاح خشک هستند) در نتیجه اجراى تمرین ها و قطعاتِ مشکل، صبح ها، مى تواند بیشتر آزار دهنده باشد تا یک تمرینِ مفید!

از همین جا مى توان نتیجه گرفت که هر موقع از شبانه روز بهترین زمان براى تمرینِ یک سرى از مطالبِ موسیقى است نه همه ى آن.

مزایاى تمرین در عصر:
مزایاى تمرین در عصر این است که بدن و عضلات آماده براى اجراى قطعاتِ سخت هستند.

معایب تمرین در عصر:
در عصر ذهن کمى یا خیلى خسته است. البته اگر شخصى در ساعاتِ عصر براى خود برنامه ورزشى بگذارد، مى تواند تا حدى خستگىِ روز را جبران کند.

مزایاى تمرین در شب:
شب ها از آنجائیکه اکثرا کارها به اتمام رسیده و در پیش رو، وقت آزادتر و بیشترى (حتی تا نیمه هاى شب) مى توان داشت، خیال هنرجو براى تمرین راحت تر از زمان هاى دیگرِ شبانه روز مى باشد و شاید بتواند مثلا یکى دو ساعت یا بیشتر به تمرین بپردازد.

معایب تمرین در شب:
عیبِ تمرینِ شبانه این است که ذهن کاملا خسته از فعالیت روزانه است و توان یادگیرى آن چندان خوب نیست.

در شماره ى بعدى راجع به “شیوه هاى تمرین” (با توجه به مطالب گفته شده در سِرى هاى قبل) توضیحاتى خواهم نوشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

گزارش داوری دوسالانه آهنگسازی پژمان

گزارش داوری دوسالانه آهنگسازی پژمان

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراحل داوری جشنواره دوسالانه آهنگسازی پژمان که امسال اولین دوره آن برگزار می شود. این گزارش توسط، دکتر امین هنرمند، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و دبیر دوسالانه پژمان نوشته و برای ژورنال گفتگوی هارمونیک ارسال شده است.
کیونگ- وا چانگ (II)

کیونگ- وا چانگ (II)

سرانجام خانم چانگ ثابت نمود که تشکیل خانواده و موسیقیدانی بزرگ بودن، مغایرتی با یکدیگر ندارد. او همواره آرزو داشت در رقابت چایکوفسکی در روسیه شرکت کند اما به دلیل وقوع جنگ سرد و درگیری بین روسیه و کره جنوبی قادر به این کار نشد. به جای آن در سال ۱۹۶۷ تصمیم گرفت در رقابت ارگار لونتریت شرکت کند؛ مسابقه ای بسیار معتبر که ایزاک پرلمن در آن جایزه اول را کسب نمود.
عبدی: برای جایزه کار نمیکنم

عبدی: برای جایزه کار نمیکنم

امروز نام بهزاد عبدی به عنوان یک آهنگساز موفق زیاد شنیده می شود، حجم قابل توجه فعالیت او و کیفیت آثار ضبط شده از وی نشاندهنده ظهور یک آهنگساز توانمند در نسل جوان است که می تواند تحولی در فضای موسیقی سمفونیک ایران ایجاد کند. بدون شک توانایی بهزاد عبدی در آهنگسازی و کار با ارکستر سمفونیک تاثیر به سزایی در سطح استاندارد های آهنگسازی مخصوصا در نسل امروز را می تواند داشته باشد و تا کنون هم داشته است. شناخت موسیقی ایرانی و حتی نوازندگی ساز ایرانی و تحقیق و آشنایی عالی با موسیقی امروز و دیروز جهانی، آثار عبدی را قابل پسند در نسل آشنا به موسیقی جهانی و ایرانی ساخته است و سیل سفارشات موسیقی به او گواه این مدعاست. با این هنرمند فعال و خوش ذوق درباره فعالیت های امروزش به گفتگو می نشینیم.
شاید چنین باشد، شاید (I)

شاید چنین باشد، شاید (I)

چهارمین شماره از مجموعه‌ی «گوش» با جلدی پر از عینک‌های آفتابی متولد شد. طراحی جلد این شماره از مجله‌ی شنیداری گوش بسیار متحول شده است. عینک‌های آفتابی به مثابه‌ وسیله‌ای حفاظتی یا چیزی که تابش آفتاب را به شکل انتخابی از خود عبور می‌دهد، شاید دایر بر حفاظت گوش‌ها است و شاید هم بر انتخابی که ناخواسته در پدید آوردن چنین مجموعه‌ای دخالت دارد.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (V)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (V)

صداقت‌کیش پس از ذکر پنج مولفه امر دراماتیک به این سوال رسید که ارتباط آن با موسیقی چیست؟ یا چه می‌تواند باشد؟ و ادامه داد: مسئله اول میمسیس یا محاکات بود که اشاره کردم می‌توانید آن را به عنوان نوعی باوراندن یا وانمود کردن در نظر بگیرید که در زندگی عادی‌مان هم رخ می‌دهد. اگر امر دراماتیک چنین چیزی باشد که من به آن اشاره کردم و کنش در آن اهمیت اصلی را داشته باشد و واجد پنج ویژگی‌ای که نام بردم هم باشد حال ما می‌توانیم ویژگی‌های آن را در بعضی از قلمروهای هنری به خوبی مشاهده کنیم.

تاسیس آزمایشگاه آندرو – هموند

لورنس هموند به دانشگاه کرانل (Cronell University) رفت تا در رشته مهندسی مکانیک به تحصیل بپردازد. پس از فراغت از تحصیل، جنگ جهانی اول آغاز شد و او برای مدت دو سال به سمت مهندس ارشد در یک کارخانه تولید موتورهای کشتی مشغول بکار شد.
مصاحبه با راجر واترز (I)

مصاحبه با راجر واترز (I)

“Amused to Death” یکی از زیباترین کارهای راجر واترز می باشد که با وجود شباهت هایی که از لحاظ ساختاری به برخی از کارهای قبلی وی دارد؛ به مراتب از آنها پیچیده تر و سنگین تر می باشد.
گروه کمل (II)

گروه کمل (II)

پس از انتشار آلبوم زنده ای به نام Pressure Points در سال ۱۹۸۴، کمل وارد یک دوره طولانی خواب زمستانی شد که تا اوایل دهه ۹۰ ادامه یافت، به بخصوص که در سال ۸۵، کمپانی دکا آنها را از فهرست خود حذف کرده بود. لاتیمر نیز به خاطر اختلاف اساسی قانونی با مدیر برنامه سابق گروه، موفق به یافتن کمپانی جدیدی برای ضبط نشده بود. این دعوی قانونی بالاخره در اواخر دهه ۸۰ به نفع گروه پایان یافت، اما گروه در طی این مدت هیچ اثر تازه ای تولید نکردند.
بد فهمی از گفتار وزیری (II)

بد فهمی از گفتار وزیری (II)

وزیری در مدرسه موسیقی اش به تشکیل ارکستری پرداخت که از هنرجویان و مدرسان مدرسه تشکیل شده بود. او در این ارکستر به اجرای پیشنهادهایش برای موسیقی ایرانی می پرداخت. وزیری همچنین در کلوپی که برای دوستداران موسیقی تاسیس کرده بود به ایراد سخنرانی هایی پرداخت که موسیقی عامیانه روز را به باد انتقاد گرفت.
درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (I)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (I)

طلیعه کامران نقاش و نوازنده برجسته سنتور و تنها بازمانده مکتب سنتور نوازی استاد حبیب سماعی، در بستر بیماری است و در بیمارستان خانواده نیروی زمینی ارتش بستری است. طلیعه کامران پس از انتشار آلبوم «یادگار حبیب» به سرعت در میان موسیقیدانان ایران به شهرت رسید.