گفتگو با حسین علیشاپور (I)

حسین علیشاپور
حسین علیشاپور
گفت و گو با حسین علیشاپور ذات آواز ایرانی مغفول مانده است
حسین علیشاپور را یکی از آوازخوانان توانای نسل جدید موسیقی ایران می دانند که در چند سال اخیر حرکتی رو به جلو داشته است. از آنجایی که او یکی از معدود صداهای مستقل و متفاوت نسل جدید آواز است – نسلی که بیش از هر چیز از معضل تک صدایی بودن و تقلید رنج می برد – یکی از بهترین گزینه های بحث پیرامون مسائل و مشکلات آواز این روز ها به شمار می رود. با حسین علیشاپور در گفت و گویی مفصل پیرامون این مسائل و همچنین فعالیت های خود او بحث کردیم.

بر خود لازم می دانیم که ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان، از همکاری های این هنرمند با اخلاق عرصه ی موسیقی کمال قدردانی را داشته باشیم.

اگر اجازه بدهید بحث را با مساله آواز در ایران آغاز کنیم. الان مشکل عمده ای که هست – و البته تبدیل به بحثی تکراری هم شده – این است که اگر شما و همکارانتان را – مثل آقایان معتمدی و همایون شجریان – نسل سوم خوانندگان پس از انقلاب بنامیم، معضل عمده ای به نام تقلید هست که این تقلید شوندگان خوانندگان نسل اول پس از انقلاب به خصوص استاد شجریان و تا حد کمتری شهرام ناظری هستند. با توجه به این که شما از معدود خوانندگانی هستید که صدایتان دارای هویت مستقلی است، ریشه این مشکل از را چه سمتی می بینید؟ مقلدین یا خود اساتید؟
بخش عمده ای از مشکل به این برمیگردد که دوستانی که آواز می خوانند خود را در ابعاد محدودی پرورش و رشد می دهند. در وجوه تکنیکال معمول مانند صداسازی، نحوه ی اجرای تحریرهای پیچیده، اجراهای سرعتی و مسائل کیفی یا قدرت صدا و… پیشرفت داشته ایم. اما آن چیزی که مربوط به خود موسیقی ایرانی و ذات این موسیقی و در بحث مورد نظر ما ذات آواز می شود تا حدی مغفول مانده.

مسائلی که همواره در آواز ایرانی دغدغه بوده، مثل شعرخوانی، تاثیر کلام بر شنونده، رعایت بار مفهومی کلمات در شعر و موارد مشابه کمرنگ شده اند. منتهی من این را تقصیر کسی نمی گذارم، بلکه مقصر آن را یک سری شرایط می دانم که بعضی از دوستان ما به آن شرایط تن می دهند. آنها باید به ذات موسیقی ایرانی توجه کنند و در حقیقت این نکته را در نظر داشته باشند که باید در حوزه ی آواز ایرانی دارای گفتمان مستقلی باشند. البته یک بخش آن برمیگردد به تحقیق زیاد. اگر گلها را بشنوید می بینید که جناب استاد شجریان به سبک های مختلفی آواز می خوانند، ما از ایشان کارهایی را شنیده ایم که به سبک ظلی، به سبک قمر، مانند طاهرزاده و غیره خوانده اند تا در نهایت به یک گفتمان مستقل رسیده اند.

ایشان با تمام این ها یک امتزاج به وجود آورده اند و شخصیت خود و دغدغه هایشان را در خصوص آواز در آن قالب وارد کرده اند و به این مرحله رسیده اند. نمی شود که الان شما ایشان را ببینید و صرفا سراغ ایشان بروید. به هر حال بلاشک استاد شجریان قوی ترین آوازخوان تاریخ ایران از جهات مختلف بوده. منتهی تقلید از ایشان به نظر من دو دلیل دارد: اولین دلیل این است که این دوستان بحث بازار و بیزنس را در نظر می گیرند و قاعدتا در این حیطه کسی که مانند استاد شجریان می خواند برد بیشتری دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

به هر تقدیر اکنون بهتر است به موضوع مهم و پیچیده (!) شکل گیری اثر هنری بپردازیم: آنچه که موضوع خلق هر اثر هنری است، بیش از هر چیز از این پرسش ناشی می شود که اثر هنری چگونه پدید می آید؟ در این نکته شکی نیست که فرآیند خلق هر اثری اصولا رویدادی «درونی» است. در مقابل فرآیند تجلی آن که رویدادی بیرونی است، شما هنگامی که اثری خلق می کنید این اثر را در «خودِ» درونی تان پدیدار می سازید.
One of my turns

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده که به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر کشیده است. از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمک نشناسی های همسر او.
فاصله دهم در بخش باس

فاصله دهم در بخش باس

یکی از روشهایی که شما می توانید در پیانو برای همراهی توسط دست چپ از آن استفاده کنید استفاده از باسهای ۱۰هم (Bass Tenth) می باشد. به این معنی که بجای آنکه پایه آکورد را تنها توسط دست چپ بعنوان بخش باس بنوازید، فاصله دهم را نیز همزمان بزنید.
آثار ایرج صهبایی امروز در کیف اجرا می شود

آثار ایرج صهبایی امروز در کیف اجرا می شود

امروز در فستیوال «Music Premieres of the Season» کیف، آثار ایرج صهبایی در کنار آثاری از آهنگسازان روس به اجرا در می آید. این کنسرت در ساعت ۱۹ در تالار لیسنکو (Lysenko) با همکاری ارکستر مجلسی سولیستهای کیف به رهبری ولادمیر سیرنکو اجرا می شود.
میکسرهای صدا – ۲

میکسرهای صدا – ۲

اغلب میکسرها برای کانالهای مجزا دارای اکوالایزر هستند. کنترل اکوالایزرها بخلاف کنترلهای حجم صداکه بصورت کشویی (Slider) هستند، حالت تکمه (Knob) های گردشی دارند. بسته به میزان کیفیت میکسر اکوالایزر می تواند از یک کنترل تن (Tone) ساده شروع شود و یا داردی چندین باند کنترل حجم بازه های فرکانسی باشد.
بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

محققین روز یکشنبه هفته جاری (۸ ژانویه) اعلام کردند، نتوانسته اند بطور قطع ثابت کنند جمجمه ای که از سال ۱۹۰۲ در موزه اتریش قرار دارد، متعلق به ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقیدان برجسته قرن هجدهم است یا خیر.
کوتاه از «نوربرت کرفت» و زیست گیتاری‌اش

کوتاه از «نوربرت کرفت» و زیست گیتاری‌اش

نوربرت کرفت (Norbert Kraft) گیتاریست، آهنگساز، معلم و صدابردار کانادایی در سال ۱۹۵۰ در کشور اتریش به دنیا آمد. او اولین نوازنده از کشورهای آمریکای شمالی است که موفق به کسب جایزه‌ی آندرس سگوویا شده است. این رویداد در سال ۱۹۸۵ در شهر مایورکای اسپانیا رقم خورد. همین عنوان باعث شهرت او در میان گیتاریستهای هم‌نسلش شد. کرفت ۱۰ سال قبل‌تر هم برنده‌ی مسابقه‌ی رادیوی کانادا شده بود.
فریبا جواهری: جواد معروفی گفت به من استاد نگو

فریبا جواهری: جواد معروفی گفت به من استاد نگو

با وقت قبلی خدمت فریبا جواهری مدرس و نوازنده پیانو (متولد ۱۳۳۹) رسیدم، در کمال مهربانی و سادگی و مهماندوستی سخن گفت و بسیار راحت صحبت می کرد.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VII)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VII)

اصل مطلب این است که به‌هرحال ما مکتب آهنگسازی و آفرینش موسیقی نداشتیم و عمل آفرینشی در رابطه با موسیقی توأم بوده باکار اجرای موسیقی. و کار فی‌البداهه نوازی بر مبنای یک مبانی ملودیک فراگرفته‌ای که هر بار یک شاخ و برگ نوینی رویش گذاشته می‌شده؛ کارآفرینشی بوده اما به‌صورت قطعه ثابت شده که به‌صورت یکسان روی کاغذ بیاید و اجرا شود نبوده است و نداریم. اغلب کشورهای شرقی هم ندارند و اروپایی‌ها نیز قبل از اکول دو نوتغدام در قرن سیزدهم نداشتند. این واقعیتی است و سرشکستگی هم ندارد. ما نوع دیگری از موسیقی داشتیم.
بد فهمی از گفتار وزیری (I)

بد فهمی از گفتار وزیری (I)

سالی که گذشت، مصادف با نودمین سالگرد تاسیس مدرسه موسیقی وزیری است؛ مدرسه ای که بر اساس تفکر بلند علینقی وزیری، برای اولین بار موسیقی ایرانی را از صافی موسیقی کلاسیک گذر داد و این تفکر با فراز و نشیب هایی تا امروز به حیاتش ادامه می دهد.