نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (XI)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
تکنیک فوق الذکر اینگونه است که نوازنده در حین نواختن قطعه ضربی، با حفظ پایه (اکثراً) بر روی سیم های آزاد، تک نغمه هایی اجرا می کند که برای شنونده حالی از دو نوازی را با یک ساز ایجاد می کنند و بیشتر حالت یک تردستی متبحرانه را دارد.

در اینجا دهلوی برای مشخص تر شدن این نتها و همچنین پر زنگ شدن و درخشندگی بیشتر آن، نغمه های مشخص شده را با سنتور دوبله می کند و همچنین با ایجاد یک پدال در رجیستر باس برای ویولونسل و کنترباس، صحنه تردستی ویولون را با پد سازهای بم، برجسته تر می کند.



بعد از پایان این قسمت در میزان ۱۷۵ حرکت پایین رونده ویولا، ویولونسل و کنترباس در یک آرشه نشان می دهد که این پرده نیز رو به اتمام است؛ گویی ارکستر یک حوصله خاص برای شنیدن هنرنمایی ویولون دارد و با پایان این زمان از این “شهرزاد قصه گو” (ویولون سولو) می خواهد قصه ای دیگر آغاز کند…

اینجا آخرین جمله «به زندان صبا» را در بخش ویولون سولو می شنویم که البته باز به سنت دیگر آثار دهلوی تغییر یافته است. پس از پایان این جمله که با تریل ویولون سولو همراه است بلافاصله کلارینت و در پی آن فلوت به صورت سولو، جمله ای شبه آوازی اجرا می کنند که البته به خاطر ریتارداندویی که نوشته شده اینگونه به گوش می رسد.

کلارینت و فلوت گویی بالاخره ویولون سولو را خواب کرده و حرکت بی وقفه او را پایان می بخشند. پس از سولوی کلارینت و فلوت، ویولونسل تمی را اجرا می کند که در پی آن ابوا در حجمی از آکوردها، ادامه آن را می نوازد و در ادامه فضایی هارمونیک کادانس پایانی (که در موسیقی کلاسیک غربی یک هالف کادانس یا کادانس نیمه خوانده می شود ولی در شوشتری می تواند یک ایست طبیعی و در واقع یک کادانس کامل محسوب شود) را رقم می زند تا پس از این سکوت کادانس ویولون سولو نواخته شود.

پس از اجرای کادانس ویولون سولو (که البته در پارتیتور حسین دهلوی نت آن وجود ندارد) به ناگهان ویولون باز آواز سر می دهد و گویی از خواب برخواسته و ارکستر را هم بیدار می کند! اول مضرابی ها و بلافاصله همراهی ابوا و سپس پیزیکاتوی زهی ها که با حرکت پاساژگونه مضرابی ها پاسخ داده می شود… در ادامه حرکت ویولون سولو را می شنویم که با اسپیکاتو های کل ارکستر به صورت آکوردهایی با فواصل چهارم و سوم همراهی می شود تا ویولون سولو به پرشهای اکتاو می رسد که این تم اصلی آن با فلوت تقویت شده و ویولونسل با نگه داشتن پدال «می»، دومینانت را تقویت می کند.

حرکت سیکوئنسی ویولون سولو، پله پله به اوج می رسد و در اوج با یک آکورد قوی توتی دومینانت، با همکاری کل ارکستر در میزان ۲۴۹ حرکت صعودی اش متوقف شده و الگوی ملودیک آن تغییر کرده و به صورت پایین رونده در می آید.

حرکت نفس گیر ویولون سولو در میزان ۲۵۴ با معرفی یک موتیف جدید که به صورت سیکوئنسی بالا می رود و همراه با افزایش حجم ارکستر به صورت دوبل نت درآمده و در هجوم صدای ارکستر که با نوانس فورته در حال نواختن آکوردی دیسونانس هستند، گم می شود.

در ادامه این جمله می شنویم که بادی چوبی های با یک پاساژ بالارونده که به یک آکورد پایگی با نواختن کل ارکستر همراه است، فضا را برای ورود ناگهانی دوباره ویولون سولو آماده می کنند و پس از حرکت بالارونده همراه با فواصل کروماتیک آن، باز در اوج به همان فیگور قبلی با اختلاف یک پرده می رسیم که اینبار مجالی به ویولون سولو نمی دهد و گویی در چهار آکورد پایان صفحه ۳۹ (میزان ۲۷۵ تا پایان میزان ۲۷۸) که آکورد پایگی (i) به همان آکورد ولی با تغییر وضعیت و سپس به لا ماژور (I) و در پی آن به یک آکورد زوج با فواصل چهارم و دوم می رسد که چونان مشتی گره کرده ویولون سولو را از خواندن دوباره باز می دارد ولی باز ویولون سولو به حرکت صعودی خود ادامه می دهد و تا آخرین نغمه ارکستر را همراهی می کند.

پایان بخش این قطعه با کادانسی ارکسترال است که دو آکورد در فونکسیون پنج را (با تغییر وضعیت) پشت هم قرار داده و در واقع روی ایست شوشتری، اثر پایان می یابد.

***

در پایان این نوشته لازم می دانم از آقایان سعید خرمشاهی برای پیشنهاد نگارش این نوشته و آروین صداقت کیش برای باز بینی آن و همینطور استادم حسین دهلوی که با ساخت قطعاتی این چنین توانست، جلوه هایی نوین از موسیقی ایران را رقم بزند، تشکر کنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

از روزهای گذشته…

هنر پدیده ای انضمامی (II)

هنر پدیده ای انضمامی (II)

آثار هنری زمانی که خلق می شود، به عنوان بخشی از نشانه ها در عالم هستی ترجمه می گردد. پس به دور مدلول خود حلقه زده و خود را به آن و مدلول را به خود منحصر می کنند. لذا اگر مدلول امری آشکار و بدیهی ست، پس اثر می تواند به موضوع بدل شود و اگر هم اثر غایی باشد، نتیجتا جستجو برای کشف آن به عنوان ناشناخته ای از هستی ضرورت می یابد.
فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

این سیاست مربوط به آقای ابتهاج می‌شد. من از آقای علیزاده و آقای لطفی چند کار دیده بودم و یک کار هم بیشتر با هر دوی این هنرمندان نداشته ام، “داروگ” که تنظیم تصنیفی از آقای لطفی بود که آقای شجریان خواند و یک اثر “چهارگاه” که ساخته آقای علیزاده بود و من تنظیم کردم. این هنرمندان بیشتر در گروه موسیقی عارف و شیدا بودند و زیاد وابسته به گروه رادیو و تلویزیون نبودند.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (IV)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (IV)

تنها قطعه‌ای که از این تضاد برکنار مانده «ترقه» است. یک بخش از آلبوم شب، سکوت، کویر که تنظیم مجددی از آن ارائه شده است. قطعه‌ای که در آن کوئینتت به عنوان سه‌تار به کار گرفته شده است به طوری که حتا صدای سیم‌های همراه در سه تار نیز می‌توان در لحظاتی از حرکت بافت و رنگ کوئینتت شنید.
رحمتی: دچار فقر منابع مکتوب پژوهشی در زمینه سازهای ایرانی هستیم

رحمتی: دچار فقر منابع مکتوب پژوهشی در زمینه سازهای ایرانی هستیم

امیرحسین رحمتی متولد سال ۱۳۶۳ در شهر شهریار است. او خواننده ای توانا و سازنده ای کاربلد در ساخت تار است. رحمتی از دو سال پیش تحصیل و تحقیق در رشته اتنوموزیکولوژی را آغاز کرده و مقالات او در جشنواره های پنجم و ششم نوشتارها و سایت های موسیقی، برگزیده شده است. با او گفتگویی خواهیم داشت درباره فعالیت هایش.
نقدی بر اثر جدید ایمان وزیری ” تکنوازی تار”

نقدی بر اثر جدید ایمان وزیری ” تکنوازی تار”

ایمان وزیری پیش از این به عنوان آهنگسازی پیشرو، جوان و مرتبط با جریان معاصر آهنگسازی ایران به وسیله دو CD “کوارتت زهی” و “موسیقی مجلسی” به جامعه هنری معرفی شده بود. هر چند که قبل از آنهم به عنوان نوازنده تار در نواری که از آثار دکتر اسدالله حجازی بوسیله منتشر شده بود به عنوان همنواز شرکت داشت، اما در این اثر جدید با چهره‌ای کاملا متفاوت از این آهنگساز و نوازنده جوان روبرو می‌شویم که شاید برای کسانی که جریان آهنگسازی معاصر ایران را کمی جدی تر دنبال می‌کنند غافلگیرکننده باشد.
روش سوزوکی (قسمت هفتم)

روش سوزوکی (قسمت هفتم)

انسان بدون استعداد متولد میشود. خصوصیت محیط زیست او تعیین می کند که چه چیزی که او بوجود می آید. نیروی حیاتش و توانائی هایش بوسیله تطبیق او با اطراف و محیطش جان میگیرد. بوضوح در کتاب پر ارزش روانشناسی کودک دکتر فومیو کیدا، این موضوع تشریح میشود. او در این کتاب، از دو دختر خردسال یاد می کند که یک گرگ آنها را پرورش داده بوده!
Mission Impossible

Mission Impossible

لالو شیفرین (Lalo Schifrin) در سال ۱۹۳۲ در بوینوس آیرس آراژانتین بدنیا آمد. پدرش او را با موسیقی بخصوص ویولن آشنا کرد و تا مدتها ساز اصلی او ویلن بود.
درباره “گفت و شنید”

درباره “گفت و شنید”

سوئیت سمفونیک «گفت و شنید» که توسط «پیمان سلطانی» و بر اساس خمسه نظامی گنجوی آهنگسازی شده از امروز وارد بازار موسیقی کشور شد. در این آلبوم که نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان آن را اجرا کرده‌اند، غلامرضا رضایی و سعید ادیب آواز خوانده‌اند و یارتا یاران هم خوانش شعرها را به عهده داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید توضیحاتی از عوامل این اثر است که با هم می خوانیم:
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقف‌اند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام می‌گیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود می‌کند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج می‌داند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
مردان حرفه ای آواز ایران (II)

مردان حرفه ای آواز ایران (II)

به همین دلیل ما سال هاست با روایت های متعدد و متکثر روبه رو شده ایم و هیچ راوی ای نتوانسته است ما را در برابر انسجام روایت ها متقاعد کند. برای همین است که هنوز هم تعداد اندکی از راویان آوازیِ قبل، به گونه ای باور نکردنی به اذهان نفوذ می کنند و صدای اقتدار و عامل وحدت و انسجام به حساب می آیند. ما اکنون به یک راویِ سنخیِ آواز نیازمندیم که همزمان به رنجی که از بیگانگیِ انسان ها و نابسامانی جامعه می برد، چاره ی خود را در پناه بردن به درونِ جهانِ خود بیابد.