بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (II)

جنسیت و انتخاب ساز
نظرات پیرامون نقش تفکر جنس گرا در موسیقی معاصر متفاوت است. به عنوان مثال، “Robert Adams” از اعضای “MENC” با توجه به حضور مردان در بین نوازندگان فلوت و زنان در بین نوازندگان ساز های برنجی و کوبه ای، اعتقادی به این تفکر ندارد. اما “George Rowe” از شهر “Windsor Locks” در ایالت کانکتیکات آمریکا، معتقد است که مسئله ی انتخاب ساز موسیقی به جنبه های اساسی شخصیتی فرد باز می گردد.

حال ببینیم نتیجه ی نظرسنجی های ۳۰ سال گذشته چه می گویند. در سال ۱۹۷۸ و بر اساس آنچه که در مقاله ای تحت عنوان “The Sex-Stereotyping of Musical Instruments” از “Abeles” و “Porter” آمده، در یک نظر سنجی از دانشجویان لیسانس موسیقی و رشته های دیگر خواسته شد، ۸ ساز موسیقی را بر اساس جنسیت زنانه-مردانه تقسیم کنند. نتیجه این چنین شد:
ساز های مردانه= درام، ترمبون، ترمپت
سازهای زنانه= فلوت، ویولون، کلارینت
سازهای دو جنسی= ویولونسل، ساکسیفون

همین نظر سنجی ۳۰ سال بعد در سال ۲۰۰۸ و در بین مدیران موسسه ی “MENC” انجام شد و نشان داد که علیرغم تغییراتی، کلیت نتیجه همچنان پا برجاست:
ساز های مردانه= درام، ترمبون، ترمپت، ساکسیفون
سازهای زنانه= فلوت، ویولون
سازهای دو جنسی= کلارینت، ویولونسل

در ماه مارچ همان سال، نظر سنجی اینترنتی در مورد نقش جنسیت در انتخاب ساز، بین اعضای “MENC” برگزار شد. نتیجه ی این نظر سنجی نشان از بهبود شاخصی در این وضعیت می داد. در طی این نظر سنجی در مورد نقش جنسیت دانشجو در انتخاب ساز موسیقی ۵% جواب مثبت، ۱۸% جواب منفی و ۷۴% جواب دادند تا حدی نقش دارد. از طرفی از آنان سوال شد که چه فاکتورهایی در انتخاب ساز توسط هنرجو نقش دارد. پاسخ آنان چنین بود:
– ۶۶% بر نقش جنسیت تاکید کردند.
– ۷۴% درصد بر خصوصیات فیزیکی اندام تاکید کردند. – ۴۷% بر نقش هوش و استعداد، صحه گذاشتند.
– ۷۸% میزان اطلاعات کسب شده توسط فرد را مهم دانستند.

از طرفی از پاسخ دهندگان سوال شد که طی ۵-۱۰ سال گذشته، میزان نقش جنسیت بر انتخاب ساز چه تغییری کرده است. نتیجه ی پاسخ ها چنین بود:
– ۲۶% تاکید کردند که نقش جنسیت بر انتخاب ساز طی این مدت، تغییر نکرده است.
– ۵۱% اظهار کردند که نقش جنسیت بر انتخاب ساز طی این مدت، کمتر شده است.
– ۳% اظهار کردند که نقش جنسیت بر انتخاب ساز طی این مدت، بیشتر شده است.
– ۸% اظهار کردند که جنسیت، بر انتخاب ساز نقشی ندارد.
– ۶% اظهار کردند که نظری ندارند.

به این ترتیب مشخص می شود که هنوز اعتقاد بر نقش جنسیت در انتخاب ساز پابرجاست. حال باید دید اعضاء “MENC” چه راه حل هایی برای فائق آمدن بر این مسئله، ارائه کرده اند:
– اجازه دادن امتحان تمام سازها به دانش آموزان یا دانشجویان.
– دادن اطلاعات در مورد تمام سازهای موسیقی قبل از انتخاب.
– دادن این فرصت به فرد مبنی بر این که از تمام سازهای بادی می تواند صدا درآورد.
– به فرد بگویید که سازها جنسیت نداشته و آنها می توانند هر کدام را انتخاب کنند.
– افزایش پیش نیازها برای نواختن سازهای محبوب.
– کنترل توانایی جسمانی فرد، برای کمک به وی جهت انتخاب سازی که در آن موفق خواهند شد.
– به نمایش درآوردن عکس هایی از مردان که فلوت می نوازند یا زن هایی که نوازنده ی ترومپت و سازهایی نامتعارفند.

اجازه ندادن به تعویض ساز انتخاب شده. – از شاگردان قدیمی تر جهت معرفی ساز استفاده شود تا نشان دهند چگونه بر نقش جنسیت در انتخاب ساز چیره شده اند.
– به مدرسین باید تاریخچه ی جنسیت در انتخاب ساز را یادآوری کرد تا دیگر بر موضوع جنسیت تاکید نکنند.
– باید راهی را پیدا کرد تا بین انسان ها و گروه سازها، حس برابری و یکدستی ایجاد نمود.

به این ترتیب و با انتخاب راه حل های متنوع، شما خواهید توانست نقش جنسیت در انتخاب ساز را کم رنگ کنید. در این بین معلمین و مدرسین با مباحثه در این مورد می توانند روند این مسئله در جامعه را تغییر دهند.

منابع:
www.menc.org
people.unt.edu
harmonytalk.com

سایت زنان موسیقی

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۹۱ در ۹:۲۶ ق.ظ

    سلام
    آقای مهاجری بهتر نبود راجع به سازهای ایرانی نیز می نوشتید؟
    اینجا ایران است موسیقی ما ابعاد گوناگونی از حیث تحقیق دارد کارهای نو زیادی می شود انجام داد
    البته کار شما هم به نوبه خود ارزشمند است…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

از روزهای گذشته…

احترام را به هنر، هنرمند و هنردوست برگردانیم

احترام را به هنر، هنرمند و هنردوست برگردانیم

علی‌رغم کمبودها و سختی‌ها، با تحمل ناملایمات پا به مسیر هنر گذاشته‌ایم و به دنبال درکی عمیق‌تر از زیبایی‌ها و انسانیت امیدوارانه پیش می‌رویم. علاوه بر تلاش در بدست آوردن آگاهی و مهارت، معتقدیم آنچه ما را در زمره‌ی هنرمند و هنردوست با یکدیگر متحد می‌کند رفتارهایی برآمده از اخلاق و تلاش برای حرمت نهادن به کرامت انسانهاست.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

در فصل کنسرتهای سال ۱۰-۱۹۰۹ از راخمانینوف دعوت به عمل آمد تا برای نخستین بار به ایالات متحده امریکا قدم گذارد و در نقش پیانیست تکنواز و رهبر ارکستر مشتاقان را محظوظ سازد. در جریان این دعوت قرار بود راخمانینوف بیست کنسرت برگزار کند و ضمن آن کنسرتها در نقش رهبر ارکستر، با ارکستر سمفونیک شهرهای نیویورک و بوستون نیز برنامه هائی داشته باشد. راخمانینوف به این سفر نخستین خود به امریکا با شوق و امید فراوان می نگریست و به نظر می رسد که هیجان ناشی از چنین سفری در برانگیختن قدرت خلاقیت هنری او بس موثر افتاده بود. زیرا اندیشه های موسیقی بدیعی به وفور در ذهن او شکل می گرفت. نتیجه شکل گیری این اندیشه های بدیع موسیقی، سرانجام به صورت پیانو کنسرتوی شماره ۳ متجلی گشت که به نظر بسیاری از صاحب نظران عالم موسیقی، عالیترین اثر بزرگ و ارکسترال راخمانینوف شمرده می شود.
جانِ آوازِ امروز

جانِ آوازِ امروز

محسن کرامتی صدای آشنای سه دهه آواز ایران، جزو معدود خوانندگانی است که آوازش را در اختیار نمایندگان حاکمیت قرار نداده و همیشه در اجراهایش نمایشگرِ آرمان های زیبای انسانیِ خود بوده است.
آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک (Armik Dashchi) را میتوان یکی از محبوبترین گیتاریست های جهان دانست. نوازنده ای که آثارش توانسته است جایگاه بسیار مناسبی را در میان علاقمندان عام و خاص بدست آورد و همچنین از نظر تجاری آثار وی جز پرفروشترین آلبومها در سبک New Age نیست. آثار وی مخلوطی است از موسیقی ملل مختلف، اما نمیتوان از علاقه وی به سبک فلامنکو چشم پوشی نمود که منجر شده است، در بسیاری از آثارش، از تکنیک ها و فرمهای دستگاهی این سبک استفاده نماید اما سبک وی فلامنکو نمیباشد بلکه باید به آن عنوان تجاری Nuevo Flamenco (سبکی که فلامنکو اصیل نمیباشد اما از بسیاری از خصوصیات این سبک در اجرا استفاده میشود بالاخص تکنیک ها و دستگاههای مردمی چون رومبا.)
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (X)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (X)

نویسنده این را برای امروز ما که ننوشته است؛ در زمان خودش نوشته است، کمااینکه در رسالات قدیم هم این مشکل را داریم. افرادی که در قرن پنجم چیزی نوشته‌اند برای هم‌عصران خودشان نوشته‌اند؛ فکر نمی‌کرده‌اند که هزار سال بعد یکی می‌خواهد بیاید ببیند چه نوشته‌اند. به همین‌خاطر، تفسیر نت‌نوشته‌های هدایت قدری پیچیده ‌است. ولی اینکه گفتم منحصربه‌فرد است وجه دیگری هم دارد: ما همیشه در سنّت موسیقایی‌مان موسیقی داشته‌ایم که بعداً آوانویسی شده است. این تنها منبع در تاریخ موسیقی جدید ایران است که صدایش را نداریم و نتش را داریم و وضعیتی بسیار مشابه موسیقی کلاسیک غربی دارد.
سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
صداسازی در آواز (VIII)

صداسازی در آواز (VIII)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسش‌ها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته‌ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاهی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عام‌ترین شکلش) و استعاره‌ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می‌شود؟ بعضی‌ها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می‌کنند:
ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو (Al Gallodoro)یکی از افسانه های عرصه موسیقی است، این استاد با سابقه ای ۸۰ ساله در زمینه ساکسیفون و کلارینت کماکان در اجراهایش شنوندگان را متحیر می کند. او آموزش موسیقی را از سن هفت سالگی آغاز نمود، در سن ۱۳ سالگی به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی گشت و امروز در آستانه ۹۳ سالگی همچنان به فعالیت مشغول است.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

“آمی ین مارسلین می‌نویسد: مرگ یک شخص عادی نیز با موسیقی و رقص که جزء تشریفات سوگواری بود برگزار می‌گردید. گاهی یک آواز جمعی تشکیل می‌دادند و آواز و رقص هم بدان اضافه می‌کردند. این بازی‌ها را «دسته‌بند» می‌خواندند و ظاهراً چنین بوده است: دست یکدیگر را می‌گرفته و به شکل حلقه در آمده و می‌رقصیده‌اند و خود حلقه رقص نیز متحرک بوده و تغییر مکان می‌داده است.”