گفتگو با حسین علیشاپور (II)

حسین علیشاپور
حسین علیشاپور
دلیل دوم هم بحث عدم تحقیق است که این دوستان در شیوه هایی مانند شیوه ی تاج، شیوه ی ادیب، شیوه ی اقبال، شیوه ی طاهرزاده و … خیلی غور و تفحص نمی کنند و در این جزییات وارد نمی شوند که از آنها آگاهی یابند و با توجه به گفتمان امروزی آواز بتوانند حرف امروز خود را با شیوه ی خاص خود بیان کنند. مرحوم همایونپور همیشه به بنده نصیحتی می کردند که ”تو اگر در آواز خواندن تقلید نکنی، به شخصیت خودت احترام گذاشته ای و اثبات می کنی که یک انسان مستقل با فکری مستقل هستی”.

به نظر من اگر دوستان از چنین دریچه ای به مسائل نگاه کنند شاید اوضاع بهتر شود. هر چند که از لحاظ یک سری مسائل که اول عرایضم به آن ها اشاره کردم آواز بسیار جلو رفته اما از بعضی وجوه بسیار عقب نشسته است.

شاید مشکل دیگری که منتج به این مساله شده، این است که یک شیوه ی آکادمیک و حداقل مکتوب شده ای در آواز چندان وجود ندارد؛ بزرگان تجریبات خود را در اختیار نمی گذارند. به نظر شما این مساله چه مشکلاتی را پدید آورده و چه ارتباطی با بحث تقلید دارد؟‌
شیوه ی آکادمیک در موسیقی ایرانی می تواند وجود داشته باشد اما این مساله نیازمند برنامه ریزی خاصی است، بدین طریق که اجماعی بین اهالی آواز به وجود بیاید. همانطور که می دانید معمولا اهالی آواز خیلی نظرات یکدیگر را نمی پسندند. البته از بعضی لحاظها حق هم دارند چون به طور شخصی، با توجه به مثلا فیزیولوژی حنجره یا دیدی که نسبت به شعر یا موسیقی دارند به قضیه نگاه می کنند.

ما هم که همیشه در کار جمعی ضعیف هستیم. اگر مسائل تجربی آوازخوان های ما تجمیع شود و به صورت آکادمیک تدوین بشود، خوب است. اما نکته ای را هم خدمت شما عرض کنم: ‌آکادمیک شدن آواز ایرانی به هیچ وجه نباید نافی این بشود که هنرمند آواز مکتبی و زانو به زانو در محضر استاد بنشیند و درس بگیرد. اگر از بنده ی شاگرد یا استاد شجریان یا هر کس دیگری بپرسید، تجربه نشان داده که بنا به دلایلی این روش در حوزه ی موسیقی ایرانی بهتر جواب می دهد.

اگر دقت کنید من اصلا آموزش های آکادمیک را رد نمی کنم منتهی معتقدم که شاید شیوه ی اعمال شده شیوه ی مطلوبی نیست. به طور مثال بهترین نوازنده های ما و کسانی که در حقیقت ذات موسیقی ایرانی را به نمایش می گذاشتند کسانی بودند که به طور آکادمیک به این مرحله نرسیده بودند. استاد شهناز، استاد بهاری، استاد شریف و… از نسل قبل از انقلاب. اما در نسل بعدی قضایا فرق کرد.

من از شما سوالی می پرسم، خلاقیتی که استاد علیزاده به آن دست پیدا کرد آیا از مراکز آکادمیک به وجود آمد یا از رفت و آمد ایشان به مرکز حفظ و اشاعه و نورعلی خان برومند و دوامی و…؟‌

شاید این دو روش لازم و ملزوم هم هستند.
حرف شما را قبول دارم، اما منظور من این است که آموزش آکادمیک به هیچ وجه نمی تواند به تنهایی کمک کند مگر این که آموزش آکادمیک غربی امتزاجی با آموزش مکتبی پیدا کند و ما یک فرمولی تعریف کنیم. البته ما همیشه از تعریف فرمول هم می ترسیم و معمولا نسخه پذیر بقیه هستیم. ما فکر می کنیم که اگر یک روش آموزشی خاص برای موسیقی ایرانی ابداع بکنیم خطا کرده ایم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

نماد‌شناسی عود (I)

نماد‌شناسی عود (I)

عود (معرب wood) ساز اصلی موسیقی کلاسیک عربی است. شاعران در سراسر قلمروی اسلام هزاران سال در وصف آن شعرها سروده‌اند. العود، در واژه و محتوا، به فواصل دور تا اروپا و آفریقا و آسیای غربی راه پیدا کرده‌است. پشت گلابی‌شکل آن به چشم‌ها آشنا است. نقاشان همواره دوست داشته‌اند جزییات آن را در مینیاتورهای شرقی و نقاشی‌های اروپایی به تصویر بکشند.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
خنیاگر پیانو؟ (I)

خنیاگر پیانو؟ (I)

هفت روز دریا با کارهای گذشته‌ی «هوشیار خیام» از جنبه‌هایی متفاوت است. این تفاوت نه به رسم برتر شمردن که به حساب برشمردن ویژگی‌های آثار گذشته‌ی اوست. اگر سه ویژگی اصلی قطعات پیانویی او را بهره‌گیری از امکانات پیانوی از پیش مهیا شده یا تغییریافته، کاربست بعضی تکنیک‌های مینی‌مالیستی (که این هر دو را می‌توان به پای رابطه‌ی او با مکتب نیویورک نوشت) و راه دادن اکنون موسیقی ایرانی (به پهنای سه دهه تجربیات موسیقایی) به ساختار نوازندگی پیانوی ایرانی بدانیم (۲)، آنگاه ناچاریم اذعان کنیم که اولی به کلی در این آلبوم غایب است و بر دومی هم تاکیدی نمی‌یابیم -هر چند به شکل گذرا در دل قطعات هنوز حضور دارد- و سومی هم دست‌کم به اندازه‌ی آلبومی مانند «تاتاری» ظاهر نیست. از همین روست که «هفت روز» دریا را میان آثار پیانویی هوشیار خیام متفاوت می‌بینیم.
هنر شنیدن موسیقی (II)

هنر شنیدن موسیقی (II)

من در اولین سال کالج با کمال تعجب متوجه شدم که در تمام رسیتالها و کنسرتها، ردیف اول و دوم صندلیها به ترتیب توسط استادان دانشکده ریاضی و فیزیک اشغال یشد. از همان زمان و طی تحقیقات بعدی متوجه شدم که ریاضی دانان و فیزیک دانان، به خصوص آنهایی که با بخش تئوری آن سر و کار دارند، درک، عشق و احترام بی ندازه ای نسبت به موسیقی دارند بسیاری از آنان موسیقی دان هم هستند.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در ابتدای بازبینی و بررسی تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکت‌کنندگان غایب بودند به جلسه‌ی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی درباره‌ی رنگ صوتی ویژه‌ی «گروه پایور» و مقایسه‌ی آن با رنگ صوتی گروه‌های دوره‌ی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسه‌ی آینده موکول می‌شود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ‌ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونه‌هایی از آثار پایور در دوره‌های مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعه‌ی «آثار درویش خان»، بخش‌هایی از مجموعه‌ی هفت پیکر، «پیش‌درآمد همایون» از مجموعه‌ی «گروه‌نوازی‌های پایور»، قطعه‌ی «دردشت» از مجموعه‌ی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروه‌هایی که این نمونه‌ها را اجرا کرده‌اند دقیقا یکی نبوده‌اند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگ‌ها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همه‌ی این تفاوت‌ها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگی‌هایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروه‌نوازی‌ها ندارد.
سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

اول من قصد انتشار سی دی این کار را نداشتم و میخواستم روی نت نویسی پنج، شش سال متمرکز باشم و بعد سی دی آن را ضبط کنم. برای ضبط آن فعلا عجله نداشتم ولی وقتی نتها را برای انتشار پیش آقای موسوی در ماهور بردم ایشان به من گفتند که بهتر است کتاب و سی دی با هم منتشر شوند تا کار رسمی تر پیش برود، من هم قبول کردم. بعدا فکر کردم حالا که این قطعه در کنار ردیف به هنرجویان تدریس میشود و خیلی لازم نیست آنالیز نتی دقیقی داشته باشند و درس اصلی نیست، اشکالی ندارد که از گوش هم کمک بگیرند و مسئله ای نیست که ۲۰ درصد هم گوشی بزنند تا گوششان هم تقویت شود و کمی خشک بودن اجرای نت آنها تلطیف شود.
مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (II)

مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (II)

مادر علی مردان خان، بی بی مریم، دختر حسینقلی خان ایلخان کل بختیاری است که چهل روز بعد از تولد، پدرش او را نامزد (ناف برون) علیقلی خان پسر محمد علی خان از طایفه ی محمود صالح چهار لنگ نمود. بی بی مریم نه سال بیشتر نداشت که پدرش بدست ظل السلطان به قتل رسید. در سن ۱۵ سالگی علیرغم میل باطنی و به اصرار برادران به خانه ی شوهری رفت که نزدیک به چهل سال سن و چندین زن و فرزند داشت. بی بی مریم دارای سه پسر شد که یکی از آنها در کودکی درگذشت و دو پسر دیگرش یکی علی مردان خان و دیگری محمد علی خان بود. با مرگ شوهر، بی بی به نزد برادرانش بازگشت و در پناه آنان به تربیت فرزندان پرداخت. از بزرگی نوای مادرش زود هم نمی شود گذشت.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
لورنس هموند : اختراع کافی نیست

لورنس هموند : اختراع کافی نیست

داستان ارگ های Hammond به اطاق زیر شیروانی یک خواربار فروشی کوچک بر می گردد، به آن موقعی که حتی ایده داشتن ارگ الکترونیکی هنوز یک رویا بود.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

آدورنو بعضی از تند و تیزترین اظهار نظرهایش در جامعه شناسی موسیقی را به طبقه “هواداران” معطوف کرد. برای مثال: با وجود اینکه، جاز لحظه تسلیم به یک گزافه‌گویی مقلدانه است، چه چیز بین علاقه‌مندان جاز در همه کشورها مشترک است (؟). در این رابطه نواختنشان، جدیت بی‌رحمانه توده‌های مقلد را درکشورهای توتالیتر به یاد می آورد. تا جاییکه تفاوت میان تفریح و جدیت به اندازه فرق میان مرگ و زندگی می‌شود (…).