انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم مجموعه‌ای تحت عنوان “آشنایی با موسیقی‌” در مرداد ماه سال جاری منتشر نموده که شامل ۶ عدد دی‏وی‏دی است با عناوین “۱- معرفی دوره و مقدمه‏ای بر موسیقی” ، “۲- مقدمه‏ای بر سازشناسی و فرم‏های موسیقی” ، “۳- مبانی ریتم” ، ” ۴- ریتم جز، پاپ و کلاسیک” ، “۵- ملودی: نت و گام” ، “۶- ملودی: موتسارت و واگنر”.

این مجموعه برگرفته از دوره آزاد موسیقی‌ دانشگاه ییل است که توسط پروفسور “کریگ رایت” سالهاست در این دانشگاه تدریس میگردد.

کریگ رایت در سال ۱۹۷۲ مدرک دکترای موزیکولوژی خود را از دانشگاه هاروارد دریافت کرد و از آن تاریخ در دانشگاه ییل تدریس می‌کند.

دانشگاه ییل که از معتبر‌ترین دانشگاه های آمریکا است، هرساله جلسات درسی دانشگاه اش را برای استفاده‌ی عموم منتشر می‌کند. این کلاس‌ها شامل رشته‌های درسی متنوعی است که توسط بهترین اساتید این دانشگاه تدریس می‌شود.

کلاس آزاد “آشنایی با موسیقی” از محبوب‌ترین کلاس‌های دانشگاه ییل برای علاقمندان موسیقی است. در این کلاس مبانی موسیقی از پایه تدریس می‌شود و مفاهیم به سادگی بیان می‌شوند، به طوری که برای افراد علاقمندی که هیچ گونه آموزش آکادمیک موسیقی ندارند هم قابل استفاده است.

این دوره شامل ۲۳ جلسه بوده که به گفته مانی هاشمیان مدیر عامل مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم به طور کامل به صورت ۲۳ دی‌وی‌دی مجزا منتشر خواهد شد.

مترجم این مجموعه گلناز نویدان، فوق لیسانس هنر و کارشناس و مدرس موسیقی‌ بوده و توسط ژرژ پطرسی گوینده صدا آشنا، استادانه اجرا گردیده است.

یک فهرست واژگان نیز در محتوای دی‌وی‌دی‌ها موجود است و اصطلاحات بین‌المللی موسیقی‌ را تشریح و ترجمه مناسبی برای آنها ارائه میدهد.

در بخش دیگری، موسیقی‌‌های بکار رفته در هر جلسه وجود دارد و بیننده میتواند جدا از تصویر به طور کامل به آنها گوش بسپارد. آخرین بخشی که در منوی دی‌وی‌دی‌ها دیده میشود، دیگر محصولات مؤسسه رها فیلم است که نشان میدهد این مؤسسه در حوزه آموزش شاخه‌های مختلف هنر از جمله عکاسی، مجسمه سازی و همچنین سینمای مستند حرکت قبل توجهی‌ را آغاز نموده.

دیگر عناوین دوره آشنایی با موسیقی‌ به شرح زیر است:
۷- هارمونی: آکورد و روش ساخت تم
۸- الگوهای بیس: بلوز و راک
۹- فرم سونات آلگرو: موتسارت و بتهوون
۱۰- سونات آلگرو و تم و واریاسیون
۱۱- فرم: روندو، سونات آلگرو و تم و واریاسیون
۱۲- رهبر مهمان: ارکستر جوانان سی‏بروک
۱۳- فوگ: باخ، بیزه و برنشتاین
۱۴- فرم اوستاناتو در موسیقی پرسل، پاچل بل و التون جان
۱۵- شانت بندیکتین وموسیقی کلیسای سیستین
۱۶- موسیقی باروک: موسیقی آوازی یوهان سباستین باخ
۱۷- اپراهای موتسارت
۱۸- موسیقی پیانویی موتسارت و بتهوون
۱۹- اپرای رمانتیک: لاتراویاتای وردی، بوچلی، پاواروتی و دومینگو
۲۰- سمفونی کلوسال: بتهوون، برلیوز، مالر و شوستاکویچ
۲۱- اگزوتیسم و امپرسیونیسم در موسیقی: دبوسی، راول و مونه
۲۲- مدرنیسم و مالر
۲۳- مروری بر سبک‏های موسیقی

2 دیدگاه

  • ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۹۱ در ۳:۲۰ ق.ظ

    با درود
    ای کاش آدرس سایت و یا نحوه دسترسی به آن برای ما که در بیرون از کشور,هستیم,داده می شد.

  • ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۹۱ در ۲:۰۴ ب.ظ

    دوست عزیز شما می توانید از طریق وب سایت این موسسه http://www.rahafilm.com با آنها ارتباط داشته باشید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با گیل شاهام (II)

گفتگو با گیل شاهام (II)

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.
مرزهای زنانگی در هنر (III)

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

آیوز آماتور نبود و در دانشگاه ییل درس خوانده بود و در سالهای واپسین قرن نوزدهم موفق شده بود سمفونی ها، آوازها، موسیقی مجلسی و نیز موسیقی مذهبی کلیسایی تصنیف کند و کنار موسیقیدانانی که در آلمان درس خوانده بودند و به روش متین و محافظه کارانه آهنگسازی می کردند در صلح و صفا به سر برد.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
جسور و ایرانی (III)

جسور و ایرانی (III)

بعد از چند بار تکرار این الگو، جمله ای ملودیک با سرعتی بالا در تضاد با آنچه تا آن لحظه نواخته می شد شنیده می شود، مانند اتفاقی بزرگ میان تکرار روزمرگی ها. بعد از آن دوباره همان پایه با همراهی تنبک نواخته می شود که این بار تپش و ضربان تداعی می شود. اما با پیش رفتن قطعه، احساسی که ممکن است هنگام شنیدن این قطعه به شنونده دست دهد نه احساس تکرار که بیشتر احساس بی قراری و حرکت رو به مقصدی سرنوشت ساز است، شاید حاصل از اتفاقی بزرگ که در میان آن ”ضربان خسته ی تکرار” رخ داده باشد، بماند که ناشر در جلد سی دی داستان دیگری برای این قطعه دارد.
والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

سپاس از حضور و نظرات مفید که لازمه ی پیشرفت هنر است. به گمانم از منظر دگری هم می توان به نو آوری در حوزه ی هنر و ابزار خلق هنر پرداخت. نظر عمومی ام را اول بازگو میکنم و آن این است که هنر پروری در یک فرهنگ در هر سطح پسندیده و مبارک است.
About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

این پرسش در واقع نقطه ضعفی است که کاکسون همواره به آن اشاره می کند. «مشکلی که از نظر من وجود دارد این است که همیشه باید موسیقی را در دسته و کلمه ها خلاصه کنیم و واژه ها به داستان های خود نیازمندند که حاصل کنار هم گذاشتن این گونه تاریخچه ها هستند. در حال که داستان ما فقط درباره چهار نفر است که در یک استودیو هستند.»
سیاره ای بنام ونجلیس

سیاره ای بنام ونجلیس

او در سال ۱۹۸۰ موسیقی دو تئاتر را ساخت. “الکترا” به کارگردانی Michael Cacoyannis در یونان و “مده آ” ساخته Nuria Esper در اسپانیا. ایرنه پاپاس بانوی بازیگر یونانی در هردو اجرا نقش اول را داشت و به دنبال آشنایی با ونجلیس ساخت موسیقی دو نمایشنامه از مدرسه هنری خود را به او سپرد، هکیوبا و زنان تروا که سال ۲۰۰۱ در والنسیا و ۲۰۰۳ در رم اجرا شد.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

۵- در ادامه اشاره شده که «…بهترین آن را در نوازندگی شهناز نواخته و حتی (؟) بداهه نوازی کرده است.» مشخص نیست که چگونه چنین گزاره ای، حتی در صورت صحیح بودن (که البته باید مشخص شود از چه جنبه ای بهترین است و ملاک و معیار قضاوت چه بوده و آیا اساساَ بهترین بودن در این مورد معنایی دارد)، به این نتیجه منجر شده که این موسیقی «بسته» است و «همه اش تکرار»! آیا چون بتهوون بهترین بوده، برامس (که متاثر از بتهوون می نوشته) و چایکووسکی و لیست و راخمانینف و واگنر و دیگران نباید پس از او ظهور می کردند و باید موسیقی کلاسیک (دوره ی رمانتیک) را «بسته» دانست؟!