نکاتی راجع به ساخت ملودی

تهیه و اجرای ملودی های بکر با گرفتن ایده های همزمان از موسیقی در حال اجرا، از ضروری ترین توانایی هایی است که یک نوازنده ساز – از percussion و drums گرفته تا سازهایی مانند پیانو، ترمپت و … – باید داشته باشد. همینطور باید دقت کنیم که هیچ قانون مشخصی برای تهیه ملودی های زیبا بصورت بداهه وجود ندارد و مطالبی که در اینجا آورده می شود تنها ایده هایی است که ممکن است بتواند در خلق جملات موسیقی شما را یاری دهد.

این قسمت از موسیقی jazz – که منظور بداهه نوازی می باشد – تنها با تمرین های زیاد، گوش دادن به موسیقی jazz ، مطالعه سبکهای مختلف موسیقی و بخصوص توجه به ادبیات و ریشه های فرهنگی موسیقی jazz ، می تواند در ذهن یک نوازنده jazz رشد و نمو پیدا کند.

در نظر گرفتن ریتم، نتهای موسیقی (pictch)، طراحی فرم و پستی و بلندی هندسی جملات بداهه نوازی مجموعا” شخصیت ملودی شما را درست میکنند. در هر صورت قوائد زیر می تواند شما را در ساخت این ملودی ها یاری نماید :

– میان قسمت های آرام (relaxation) و پرهیجان و پرتنش (tension) موسیقی همواره باید بالانس وجود داشته باشد.
– ملودی حتما باید نقطه اوج (Climax) داشته باشد و این حالت نباید بیش از حد تکرار شود.
– میان حرکت های پیوسته و پرش ها باید تعادل وجود داشته باشد.
– میان جملاتی که تکرار می شود با جملاتی که فقط یکبار اجرا می شوند نیز باید تعادل برقرار باشد.

شاید بنظر برسد که این موارد بسیار بدیهی بنظر می رسد، که کاملا” هم درست است نکته مهم توجه به رعایت آنها هنگام بداهه نوازی می باشد. برای درک بهتر از موضوع لازم است که تمرین های زیر انجام گیرد :

– تعدادی ملودی زیبا و معروف jazz از موسیقیدان های مختلف و در سبک های مختلف را بررسی و تحلیل کنید و سعی کنید که موارد اشاره شده را در آنها مشخص کنید.
– حال سعی کنید چند ملودی با توجه به مواردی که مطرح شد بنویسید یا با ساز خود اجرا کنید.
– داشتن ایده های هندسی از ملودی موسیقیدانان بزرگ بسیار به درک و بالابردن توانایی بداهه نوازی کمک می کند سعی کنید تعدادی از این ملودی ها را روی کاغذ بنویسید و با نگاه کردن به آنها ایده های هندسی بگیرید.

Jazz Theory and Improvisation , Fredrick Tills

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

آهنگ شعر معاصر (I)

آهنگ شعر معاصر (I)

هر دوره زبان خاص خودش را دارد و مفاهیمی مانند عشق و گرایش های متفاوت عاطفی و… اشکال مختلفی در زمانه ی خودشان می یابند. عشق امروز جنس دیگری از تغزل را بر می تابد. به تصور من ادبیات کلاسیک به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم می شود. یک بخش آن طنز است که بیشتر در شرایط استبداد شکل می گیرد و بخش دیگر هم تملق است. وقتی ما مدل اجتماعی و زمانه ای یک شعر را بررسی می کنیم، متوجه ظهور اجتناب ناپذیر شخصی چون نیما بعد از انقلاب مشروطه می شویم. با حضور نیما زبان و فرم دیگری برای شعر در ایران پیدا می شود و این زبان مفهوم شعر را با زمانه ای که درگیر آن بوده دگرگون می کند. همین اتفاق در مورد فرم شعر کلاسیک هم پدید می آید. شهریار نمونه ای ناب از شعر کلاسیک پس از دوره ی مشروطه است. وامداران این دو گروه نیز هر کدام سمت وسویی یافتند. ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.
دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.
حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

لحظه ی دیدار، لحظه ی ظهور است و حسرت دیدار ما همین جا رخ می نماید. من سال هاست در انتظار لحظه ای مانده ام که خاطره اش بیشتر به یاد می ماند. حال ما به سوی آن لبریخته ای می ایستیم که نامش فاصله را از میان مشروطه برداشته و در کنار ما به خاک سپرده است. تنها می ماند مهجوری و دلتنگی که آن هم متعلق به این چند سال اخیر است. ما آن صدا را وقتی شنیده ایم و باز ایستاده ایم و زمانی در مقابل آن باز آفرینی واقع شده ایم که راوی ما، از روایت جلوه ای بیشتر یافته بود. راوی ما نقصان را به روی دیگر سکه می کشاند و به آن جلوه ای دیگر می دهد.
گفت و گو با جان کیج (III)

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.
سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

در تاریخ پنجم جون ۱۹۹۵ نشریه آلمانی زبان اشپیگل با دیوید گیلمور مصاحبه ای انجام داد و منتشر کرد که ترجمه آن در این مطلب آورده میشود.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی<br /> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

بررسی سه شیوه، در حقیقت ادامه دهنده و تکمیل کننده کتاب هفت دستگاه موسیقی ایرانی است که آقای مجید کیانی آن را در سال ۱۳۶۸ نوشته و انتشار داده اند. ایشان در آن کتاب موسیقی ایرانی را به سه نوع تقسیم بندی کرده و دو نوع آن را – یکی به عنوان «غرب زده و تحریف شده» و دیگری را به عنوان «شیرین نوازی» – مردود دانسته و نوع سوم را – «ردیف نوازی یا خوش نوازی» تنها نوع قابل قبول در موسیقی ایرانی معرفی کرده بودند.
لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (II)

وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.
هنرمند افسانه ای

هنرمند افسانه ای

براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و …
موسیقی انقلاب

موسیقی انقلاب

پس از ورود خط نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.
رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

من خودم الان حدود سه سال هست که مشغول انجام این پروژه هستم، جدیداً متوجه شدم چون من هم ایرانی هستم و ریتم را مثل همه‌ی ایرانی‌ها جور دیگری احساس می‌کنم و این را وقتی متوجه شدم که دیدم یک قطعه‌ای که از یکی از همین آهنگسازهای جوان من اجرا کرده بودم را روی سایت آهنگساز دیدم که با اجرای نوازنده دیگری توانستم این را بشنوم و برای من خیلی جالب بود که آن جور که من ریتم آن قطعه را احساس می‌کنم آن نوازنده کاملاً مدل دیگری احساس می‌کند و این یک چیزی هست که حتی اگر خود آدم هم به آن واقف نباشد، به طور غریزی این بیان را داشته باشد.