نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

نحوه آنالیز موسیقی در آثار آهنگسازان ایرانی
در آنالیز موسیقی به شکل شناخته شده غربی در مبحث فرم شناسی، روش هایی برای آنالیز خط ملودی و صداهای همراهی کننده آن در نظر گرفته شده که بیشتر در آنالیز موسیقی های دوره باروک تا اواخر دوره کلاسیک اروپا کاربرد دارد. در این روش ما با الگوهایی برخورد می کنیم که در ۸۰% قطعات تصنیف شده در این دوره رعایت شده اند و می توانیم با یافتن این تکنیکها در قطعه، به آنالیز اثر بپردازیم.

اکثر آثار تصنیف شده در موسیقی ایرانی (چه با ترکیب سازهای ایرانی و چه با سازهای غربی) شباهتها و تفاوتهایی با آثار شناخته شده موسیقی کلاسیک غربی دارند.

همینطور نزدیکی بعضی از مایه های موسیقی ایرانی با فواصل گامهای غربی، گاهی این نزدیکی را تا مرز یکسانی هارمونی و خط ملودی هم رسانده است.

بعضی از آهنگسازان ایرانی، موسیقی ایرانی را به خاطر فواصل و گردش ملودی خاص اش، کاملا متمایز از موسیقی غرب شمرده اند و بنابر این نظر، سعی می کنند از گردش ملودی تا هارمونی و کنترپوان آثار خود را با روشی کاملا متفاوت از موسیقی غربی تنظیم کنند.

در این میان افرادی هستند که حتی به فکر سیستمی خاص برای هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی هم افتاده اند و پیشنهادهایشان را در قطعاتی که برای ارکستر تصنیف کرده اند، نشان داده اند؛ از این دست آهنگسازان می توان به مرتضی حنانه از نسل قدیم و پیمان سلطانی و علی قمصری از نسل جدید اشاره کرد.

غیر از گرایشی که به آن اشاره شد، آهنگسازان بسیاری از سرزمین ایران، روشی بینابین را انتخاب کرده اند که آن هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی با استفاده از ترکیب دو روش هارمونی ایرانی (که هنوز به قوانینش به صورت عمومی ترویج نیافته) و روش هارمونیزاسیون شناخته شده غربی است. شاید آهنگسازان شناخته شده ای که به این روش عمل نمی کنند، به سختی تعدادشان به انگشتان یک دست برسد.

حسین دهلوی نیز مانند بسیاری از آهنگسازان سمفونیک ایران در دسته دوم قرار می گیرد و شیوه بهره گیری او از تکنیکهای آهنگسازی و چند صدایی، ترکیبی است. با این توصیف نمی توان نعل به نعل با روش آنالیز غربی پیش رفت، هرچند ممکن است به تعداد زیادی تشابهات، برخورد کنیم.

در این نوشته، ما از علائم مربوط به آکوردهای معمول موسیقی کلاسیک در شیوه هارمونیزاسیون تیرس، بهره می بریم ولی این عمل بدین معنی نیست که دقیقا این آکوردها، همان خاصیتی را دارند که در گامهای ماژور و مینور موسیقی کلاسیک و نیز در بعضی موارد، آکوردها تیرس نوشته نشده اند و اساس آنها بر مبنای فواصل زوج است.

2 دیدگاه

  • سینا حسینی
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۹۱ در ۸:۲۶ ب.ظ

    با سلام و درود به شما
    خواستم نکته ای را جع به نحوه ارائه مطالب سایت “گفتگوی هارمونیک” بگم. البته چندین بار پیش از این هم میخواستم به اطلاعتون برسونم اما با خودم می گفتم: تو که نوشش نیی نیشش چرایی؟!! اما چون دیدم به تکرار این ایراد افتادین ، فکر کردم شاید گفتنش بد نباشه. اما اصل موضوع:

    در مطالبی که چند قسمتی اند (که اکثر مطالبتون را در بر میگیره) گاها برای تقسیم بندی مطلب، جاهای بسیار بدی رو انتخاب می کنید. برای مثال همین گفتگو با آقای علیشاپور در هر دو قسمت اول و دوم مطلب در وسط صحبت های آقای علیشاپور مطلب قطع میشه. مخصوصا قسمت اول خیلی تو ذوق می زد.
    هم چنین بعضی اوقات بین نشر قسمت های مختلف یک مطلب وقفه بسیار طولانی می افته که باعث میشه مطلب از یاد خواننده بره. مثل همین مطلب نگاهی به شوشتری و ارکستر. من از این مطلب خیلی خوشم اومده بود و مشتاق بودم که مطالعه اش کنم. اما انقدر بین قسمت پنجم و ششمش فاصله افتاد که اصلا یادم رفت شما چنین مطلبی داشتید.
    البته باید عرض کنم که شاید این صحبت من مته به خشخاش باشه، اما به هر روی برای این مطالب حیفه یه همچین ایراداتی که به راحتی میتونه اتفاق نیافته، پیش بیاد./

  • ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۹۱ در ۲:۰۰ ب.ظ

    دوست عزیز فرمایش شما کاملا متین و صحیح است. متاسفانه گاهی مشکلات مختلف مانند اصلاح یک نوشته یا نبود یک فایل مشخص که لازم است در مطلب باشد ولی تهیه آن مشکل است باعث می شود یک مطلب چندین ماه شماره جدیدی نداشته باشد.
    سعی ما این است که همیشه مطالب را به صورت کامل داشته باشیم، سپس به انتشار آنها بپردازیم که در بعضی مواقع موفق نمی شویم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

دوران جوانی خور را در مراغه گذراند. تیمور لنگ هنگام فتح ایران مجذوب عبدالقادر شد و او را با خود به سمرقند برد اما عبدالقادر تحمل غربت را نداشت و به وطن بازگشت. مدتی در دستگاه میرانشا پسر تیمور در تبریز بود اما هنگامی که همه ی اطرافیان مورد غضب و خشم میرانشا قرار گرفتند و محکوم به مرگ شدند، عبدالقادر نیز که در میان محکومان بود فرار کرد و تنها او توانست جان سالم به در برد.
ویژگی های یک سنتور خوب (V)

ویژگی های یک سنتور خوب (V)

کیفیت مواد به کار رفته: مواردی که در این شماره می خوانید شاید کمتر به درد یک هنرجوی تازه کار می آید چون برای او هیچ یک از موارد ذیل به درستی قابل بررسی و تشخیص نیست مگر اینکه از قبل اطلاعاتی مثلا راجع به چوب یا دیگر اجزاء ساز داشته باشد. با این حال ذکر این موارد حداقل هنرجو را با شمای کلی ماجرا آشنا می کند تا شاید مثلا هنگام خرید بتواند در مورد موضوعاتی که یاد دارد سوالاتی بکند یا اگر اشاره ای به او در قالب این موضوعات کردند لااقل یک بار آنها را شنیده باشد و مثل یک فرد بی اطلاع، کاملا مبهوت نگردد.
موسیقی و معنا (XI)

موسیقی و معنا (XI)

آنها با استفاده از این یافته نشان دادند که واکنش عصبی و شناختیِ حاصل از الگوهای تنش و آرامش در هارمونی، با فرایند پردازش متون یکپارچه و هماهنگِ زبانی قیاس‌پذیر است، اما بدون توجه به محتوای معنایی آن. بنابراین، آنها بر این نظرند که معنا در موسیقی با الگوهای تنش و آرامش تشکیل‌دهنده‌ی موسیقی تولید می‌شود و اساساً با آنچه در مورد معنا در زبان روی می‌دهد، متفاوت است.
به قلم یک بانوی رهبر (III)

به قلم یک بانوی رهبر (III)

همانطور که پیشتر نیز مطرح شد، بانوان موزیسین برای پیوستن به ارکسترها، راه ناهموار را پشت سر میگذراند چه برسد به اینکه بخواهند به عنوان مدیر موسیقی فعالیت کنند. در سال ۱۹۸۲، ارکستر فیلارمونیک برلین دچار ترومای پیوستن یک بانوی نوازنده کلارینت به عنوان کلارینت نواز اصلی این ارکستر شد.
“موسیقی همه زندگی من است” (I)

“موسیقی همه زندگی من است” (I)

متنی که پیش رو دارید، مصاحبه ای است که در سال ۱۹۷۲ انجام شده با سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughan) خواننده سرشناس جاز آمریکایی که در زمینه پاپ و راک نیز فعالیت داشت.
نگاهی به اپرای مولوی (IX)

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

این پرده با صدای شمس آغاز میشود و مولانا را در تاریکی از محلی که مولانای جوان جلوی پدر زانو زده و سوگواری میکرد به خود میخواند؛ چهره مولانا نشان میدهد که او سالیان درازی را در غم پدر گذرانده و این صدا خلوت او را به هم میزند. شمس می خواند: “… پس تو را هر لحظه مرگ و پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست آزمودم مرگ من در زندگی‌ست چون رهی زین زندگی پایندگی‌ست” مولانا سر بر میدارد و میگوید: “کیستی تو؟” و شمس پاسخ میدهد:”کیستی تو؟” این سئوال و جواب یکبار هم در پرده سوم اپرا اتفاق افتاد ولی اینبار با ملودی دیگری که به طرز تحسین برانگیزی حالت روحی مولانا و همچنین شمس را نشان میدهد.
اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

در سال های شصت و هفتاد، وقتی که گمان می شد که موسیقی الکترونیک، تصویرگر آینده ست، اشتوکهاوزن پیشتاز این پندار بود. او بعد از جنگ در دبیرستان موسیقی کُلن درس خواند و سپس در همان شهر وارد دانشگاه شد و توانست با مهارت و توانایی خود در بحث های تحلیلی، شگفتی همگان را برانگیزد. در ۱۹۵۱ در مدرسه ی تابستانی دارمِشتات با الیویه مسیان دیدار کرد و همراه او برای تحصیل به فرانسه رفت. اولین تجربه ی او، یعنی «موسیقی کُن کِرِت»، در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو فرانسه، محصول همین دوران است.
ایران در کشاکش موسیقی (III)

ایران در کشاکش موسیقی (III)

نوازندگان و خوانندگان آنهم مرد در تعزیه و مرثیه خوانی شرکت می کردند، اگر ناصرالدین شاهی خواست اپرایی به سبک اپرای سلطنتی انگلستان در میدان بهارستان بسازد، ساخت اما با اعتراض معممین متعصب مذهبی قرار گرفت و بالاجبار اپراخانه به تعزیه خوانه تبدیل شد. بعد از گذشت زمانی هم پارکینگ مجلس سنا و… دیگر نمیدانم به چه فاجعه ای دچار شد!
درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

پس از بازگشت به ایران با مخالفت شدید جناب میرزا حسینقلی با محصول ضبط شده می گردند جناب میرزا حسینقلی به عنوان ریاست موسیقی دربار قاجار در سال ۱۲۹۱ ش در ضبط چهارم آن دوره در تهران تنها میرزا اسدالله خان را به دلیل پیشکسوتی و سن بالا به ضبط دعوت می ناید حتی باقرخان داماد خودش در این دوره از ضبط حضور ندارد.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.