ده ترانه برتر اولین هفته دسامبر

در فهرست ده تایی این هفته (منتهی به پنجم دسامبر)، هرچند ترانه های Drop it like it’s hot و Lose my breath همچنان در صدر جدول قرار دارند، اما تغییرات اساسی در جدول پیش آمده است. به جدول نگاه کنید :

۱٫ I Believe In You , Kylie Minogue
۲٫ Drop It Like It’s Hot , Snoop Dogg & Pharrelll Williams
۳٫ Lose My Breath , Destiny’s Child
۴٫ Everlasting Love , Jamie Cullum
۵٫ What You Waiting For , Gwen Stefani
۶٫ I’ll Stand By You , Girls Aloud
۷٫ Unwritten , Natasha Bedingfield
۸٫ Vertigo , U2
۹٫ What You Waiting For , Gwen Stefani
۱۰٫ Frontin’ on Debra(Dj Reset Mash Up) , Beck,Jay-Z & Pharrell Williams

– ترانه اول این هفته از خواننده استرالیایی کایلی مینوگ Kylie Minogue است. او که در سال ۱۹۶۸ در ملبورن متولد شده است، قبل از اینکه وارد کار موسیقی شود از بازیگران محبوب سریالهای تلویزیونی استرالیا و اروپا بود و در طول سالیان بعد کارهای او به یکی از پرفروش ترین کارهای خوانندگان زن اروپا تبدیل شد. کایلی مینوگ در طی سالهای فعالیتش همواره در جدولهای ارزش گذاری حضور داشته و البته باید گفت که این حضور هم شامل بهترین هم و بدترین ترانه ها بوده است و او از این نظر یکی از استثنائات به شمار میرود!

audio file I Believe In You

اما ترانه های دوم و سوم در هفته های گذشته نیز در جدول بودند و راجع به آنها قبلا” صحبت کردیم.

– ترانه چهارم از جوان ۲۴ ساله ایست به نام جیمی کولام Jamie Cullum ، نوازنده پیانو، خواننده و ترانه سرای بریتانیایی که یکی از امیدهای Jazz معاصر به شمار میرود. اولین آلبوم او Twentysomething ، وی را به مقام یک ستاره ارتقا داد. این آلبوم در تاریخ موسیقی Jazz انگلستان رکورد سریعترین فروش را شکست و در عرض ۶ هفته موفق به دریافت صفحه پلاتینی شد. موسیقی او آمیزه ای است از Jazz و تاثیرات موسیقی نسل جوان بر آن، از موسیقی راک گرفته تا آثار گروه Radiohead و اشعار هارمونیک جورج گرشوین که در موسیقی او به زیباترین نحو درهم تنیده شده اند.

audio file Everlasting Love

– اگر گروه پر شر و شور و موفق سالهای ۹۰ یعنی No Doubt را به خاطر داشته باشید، خانم گوئن استفانی Gwen Stefani، خواننده بلوند آنرا حتما” میشناسید. این گروه در سال ۱۹۸۷ با حضور گوئن و برادرش اریک و دوستانش شکل گرفت و با ترانه Don’t Speak از آلبوم سوم آنها به شهرت بسیاری دست یافت. موسیقی آنها آمیزه ای از ska-punk و new wave است. در حال حاضر گوئن استفانی مشغول کار مستقل بوده و تقریبا از گروه جدا شده است و همچنان طرف داران فراوانی دارد. ترانه پنجم این هفته What You Waiting For از آلبومی به همین نام است.

– ترانه ششم از گروه Girls Aloud به نام I’ll Stand By You ، در واقع بازخوانی ترانه گروه The Pretenders در سال ۱۹۹۴ است. این ترانه روز جمعه در برنامه BBC1 telethon توسط گروه اجرا شد که برنامه ای با هدف کمک به کودکان نیازمند است. درآمد این برنامه مبلغ ۳۲ میلیون دلار بود و گروه Girls Aloud تمام درآمد این ترانه را به این سازمان اختصاص داده اند. گروه در سال ۲۰۰۲ شکل گرفته است و تا به حال ۵ آلبوم به بازار داده است.

– ناتاشا بدینگ فیلد Natasha Bedingfield خواننده جوان ترانه هفتم این هفته است. ناتاشا ، خواهر و برادرش در سنین نوجوانی گروهی را تشکیل داده و هرنوع موسیقی از R&B گرفته تا Garage را تجربه کردند. ترانه Unwritten با مایه هایی از موسیقی کلیسایی توسط ناتاشا برای برادر کوچکش نوشته شده است و بنا به گفته خودش مانند بسیاری از اشعارش زمینه اش زندگی است. ”زندگی کردن و استفاده از فرصت زنده بودن تا حد اکثر ممکن.”

audio file Unwritten

– گروه U2 با ترانه Vertigo مقام هشتم فهرست این هفته را در دست دارد. این گروه بسیار موفق ایرلندی که یکی از محبوبترین گروههای راک اند رول دهه ۸۰ بودند بیشتر شهرتشان را به استفاده موفق از واسطه موسیقی برای بیان عقاید سیاسی و مذهبی خود مدیون بوده اند. اولین موفقیت بزرگ گروه در سال ۱۹۸۷ با آلبوم The Joshua Tree به دست آمد که با سرعتی باورنکردنی، در ۲۸ ساعت، به دریافت صفحه پلاتینی نایل شد.گروه U2 همچنان به کار ضبط و اجرای زنده مشغول هستند و موسیقی فیلمهای موفقی چون بت من برای همیشه و لارا کرافت،مهاجمین مقبره را ساخته و اجرا کرده اند.

– ترانه دهم این هفته، یک کار میکس از Dj Reset است. این Dj معروف این بار دو ترانه به نظر نا مربوط را با هم آمیخته و نتیجه معجونی مفرح و جالب از آب درآمده است.او با استفاده از بخشهایی از ترانه Debra از Beck خواننده جوان با ۳ جایزه گرمی و ترکیب آن با ریتم R&B ترانه Frontin فارل به این محصول جدید رسیده است.

گفتگوی هارمونیک

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IX)

در کرمان مشابه همین مراسم در ماه رمضان و با نام «الله رمضونی» و «کلید زنی» برگزار می شود. «الله رمضونی» بیشتر توسط کودکان و «کلید زنی» توسط زنان و دختران انجام می شود که در آیین دوم فردی که این مراسم را انجام می دهد نباید شناخته شود. کلید زنی در شب های ماه رمضان برگزار می شود. زنی در حالی که صورت خود را با چادر پوشانده و یک سینی (در سیرجان به جای سینی از الک استفاده می شود که به آن کمو می گویند) در دست دارد که درون آن آیینه، سرمه دان و یک جلد قرآن قرار دارد، به خانه اهل محل می رود و با کلید به سینی (یا در خانه) می زند. صاحب خانه پس از گشودن در آینه داخل سینی را بر می دارد و چهره خود را می نگرد، سپس مقداری شیرینی، قند یا پول داخل سینی قرار می دهد. در کرمان همچنین از شب سوم تا پایان ماه رمضان مراسمی با عنوان «الله رمضونی» برگزار می شود که در آن گروهی از کودکان و نوجوانان به در خانه اهل محل رفته و این سرود را می خوانند و پس از اتمام سرودخوانی صاحب خانه پولی به سرپرست گروه می دهد:

رهبری: از سرنوشت آثار ضبط شده آهنگسازان ایرانی در بنیاد رودکی خبری نیست!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگسازی نام آشنای موسیقی ایران، این گفتگو در برنامه رادیویی نیستان (شبکه فرهنگ) انجام شده است. به تازگی اثری از علی رهبری به نام «نوحه خوان» با همکاری انتشارات ناکسوس به انتشار رسیده است. علی رهبری با اینکه تا به حال رهبری بیش از ۲۵۰ اثر را با انتشارات ناکسوس به عهده داشته است، این اولین بار است که یک اثر آهنگسازی شده از او به انتشار می رسد. درباره این آلبوم با او گفتگویی داشته ایم:

از روزهای گذشته…

ژان میشل ژار

ژان میشل ژار

حتما” برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و … اشاره کرد.
کادانس ها (II)

کادانس ها (II)

این کادانس بیشتر در آخر جملات دیده می شود اما آخرین آکورد به جای تونیک V می باشد و احساسی بی نهایت و نا تمام را ایجاد می کند.
پاتتیک شماره یک (I)

پاتتیک شماره یک (I)

در جنگل های دور افتاده بزرگ شدم و از همان کودکی، درونم را از زیبایی توصیف ناپذیر و خاص موسیقی بومی روسیه می انباشتم… عاشق سودا زده عنصر روس در تمام جلوه هایش هستم. آثار “چایکوفسکی” بیش از آثار معاصرانش، یعنی گروه پنج نفره، به سبک و سیاق موسیقی غرب است. او عناصر ملی و جهانی را در هم آمیخت تا موسیقی بسیار شخصی و سودایی خود را بیافریند. در نوشته هایش آمده است: “هنگام آهنگسازی، شور و احساس چنان مرا می گدازد و در ذهنم شعله ور می شود که تمام کسانی که موسیقی ام را می شنوند، بازتابی از آنچه بر من گذشته است را تجربه خواهند کرد.”
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (II)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (II)

حجاز آواز حزین و بزمی بود که آن را نصب العرب می‌نامیدند و موسیقی‌دانان حیره شیوه‌های {اجرایی} هنرمندانه‌تر این آواز را می‌دانستند و عود کاسه چوبی را نیز عربها از مردم حیره اقتباس کردند و به جای عود با کاسه پوست دار {که} مزمر نامیده می‌شد و در حجاز معمول بوده بکار می‌بردند و همچنین در حیره چنگ و تنبور رواج داشت.
مقایسه ادوات موسیقی (I)

مقایسه ادوات موسیقی (I)

مقایسه ادوات موسیقی، مخصوصا در بخش مجموعه ویلنها کاریست که معضلات خود را داشته و با در نظر گرفتن امکانات موجود و محدودیتهایی که یک ویلن تمام شده دارد، تشخیص کیفیت را دشوار میسازد. از این رو اگر بتوانیم سازها را از نظر وضعیت و موقعیت فیزیکی تقسیم بندی کرده و موانع اجرایی را از میان برداریم، تحلیل آن ساده ترمیشود، البته دانستن این نکته حائز اهمیت است که معیارها و پارامترهای سنجش در فهم ودرک صحیح مسائل، امر و موضوعی لازم و اجرایی است.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

اما سانی بوی را نباید صرفا یک نوازنده هارمونیکا بدانیم. او اساسا یک Bluesman به تمام معنا است که بسیاری از کارهایش امروزه به استانداردهای بلوز (Blues Standards) بدل شده اند. سانی بوی یک خواننده برجسته است با صدایی بم و گرفته و اصطلاحا ته حلقی (guttural) و سبک نواختن ساز دهنی اش هم با سبک آوازی اش عجین شده است. او مهارت خاصی در تلفیق آوازش با صدای سازش داشت و به سرعت بین این دو حالت جابجا میشد و ادامه آواز را به صدای سازش متصل می کرد به گونه ای که شنوندگان آن زمان به هیچ رو فکر نمی کردند که خواننده و نوازنده سازدهنی در آن آهنگ هر دو یک نفر باشند.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
آروو پارت

آروو پارت

یازدهم سپتامبر ۱۹۳۵ در شهر کوچکی بنام پاید (Paide) در نزدیکی پایتخت کشور استونی (Estonia) بدنیا آمد. ۱۹۴۴ سالی بود که استونی شاهد اشغال، توسط نیروهای اتحاد جماهیر شوروی بود. حضور نیروهای اشغالگر در این کشور برای مدت ۵۰ سال ادامه یافت و یقینا” تاثیر بسیاری روی زندگی و موسیقی او گذاشت.
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

این چارچوب، دو چارچوب پنهان دیگر را در دل خود داشت؛ گذشتهٔ درخشان که روزگاری این سرزمین از سر گذرانده، عظمتی – گاه – خیالی که شاید کارکرد اصلی‌اش متوازن کردن تحقیری بود که یک فرهنگ در جریان آگاه شدن از چارچوب نخست (عقب‌ماندگی) تحمل می‌کرد؛ پناه بردن به نشئهٔ افتخاری در گذشته. چارچوب فکری دیگر آن بود که تقصیر وضعیت شرم‌آور موجود بر گردن یک عامل «بیگانه» (یا مجموعه‌ای از آن‌ها) انداخته می‌شد.