موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (II)

پاسخ مشخص است، هر «صدایی» می تواند در موسیقی کلاسیک وجود داشته باشد اما وارد شدن یک ساز به گروه سازهای استاندارد موسیقی کلاسیک لازمه اش چنیدن پارامتر است که شرح آن در این نوشته نمی گنجد و فقط به اختصار دو مورد مهم را مرور می کنیم:
سازهای استاندارد موسیقی کلاسیک به ترتیبی ساخته و طراحی شده اند که به نسبت حجم کاسه های طنینی، بیشترین حجم صدا و قدرت صدا را ایجاد می کنند و از نظر علم آکوستیک، از ایده آل ترین جایگاه برخوردار هستند.

ساز دوتار به هیچ وجه چنین نیست و الگوی کاسه و ضخامتهای آن از کیفیتی ایده آل برای تولید حداکثر توان کاسه طنینی برخوردار نیستند (این ادعا که دوتار برای آن موسیقی و رنگ صدا در شکل ایده آل است نیز غلط است چون دوتار های مختلف یک سازنده دوتار با بهترین صنعت هم اختلافهای فاحشی از نظر سازسازی دارند، بسیار بیشتر از تفاوتهایی که در ضخامتها و الگو های نود درصد ویولون سازها می بینیم).

پیشرفت در سازهای استاندارد موسیقی کلاسیک در برگیرنده چندین عامل مختلف است که مهمترین آنها، سونوریته، وسعت صدا، همخوانی با دیگر سازها و رسیدن به نقطه طلایی ساختاری از نظر آکوستیکی و همینطور آناتومی نوازنده است؛ یعنی با اینکه یک ساز طوری طراحی می شود که توانایی ارتقا سطح تکنیکی و اجرای رپرتوار مختلف خود و حتی دیگر سازها را (تا حد قابل قبولی) داشته باشد، در جایگاهی ایده آل از نظر طراحی، متوقف می شود، مثلا ویولون هایی در اعصار گذشته به صورت شش سیمه بوده است ولی آن دو سیم که در ظاهر وسعت بی نظیری به این ساز می بخشیده به دلایل مختلف تکنیکی (چه نوازندگی و چه آکوستیکی) حذف شده است.

سئوال اینجاست که آیا دوتار این دوره ها را گذرانده است؟ قطعا پاسخ منفی است. شاید عده ای بر این عقیده باشند که دوتار این دوره را گذرانده و به سه تار تبدیل شده که این ادعا قابل توجه و بررسی است ولی دوتار و تنبور و بسیاری دیگر از سازهای موسیقی نواحی تنها برای اجرای موسیقی آن منطقه ایده آل هستند ولی برای اجرای موسیقی خارج از رپرتوارشان دچار مشکل های اساسی می شوند.

اینجا لازم است برگردیم به دوتار نوازی عثمان محمدپرست؛ عثمان سعی می کند به تعبیر مختاباد، موسیقی مردم پسند تری را به نمایش بگذارد و باید ذائقه مخاطبان غیر بومی را در نظر بگیرد، پس طبعا دوبلهایی که برای گوش آشنا به موسیقی دستگاهی نا مانوس است حذف می شود و به جایش یک تک سیمها (یا نواختن دو سیم ولی یکی در نقش واخوان) شکل می گیرد، همینطور تحریر ها و کنده کاری های شناخته شده تار و سه تار جایش را به تکنیکهای دست چپ و راست دوتار خراسان می دهد ولی هیچ کدام با کیفیت سازهای اصلی (تار و سه تار) ظاهر نمی شوند چون در طراحی دوتار تنها به رپرتوار همان ساز اکتفا شده (که در همان زمینه هم به دلایل ضعف فنی و علمی به نقطه ایده آل طلایی نرسیده) و توانایی قرض گرفتن تکنیکها و رپرتوار از سازها و انواع موسیقی های دیگر را ندارد چنانکه بیشتر سازهای استاندارد کلاسیک و به طور محدودتر، سازهای ملودیک موسیقی کلاسیک ایران دارند.

پس کوششی که عثمان در تغییر موسیقی دوتار انجام می دهد، سرانجام مطلوبی ندارد و بهتر است همچون گذشتگان، یا تکرار کننده سنت گذشتگان باشد یا در همان چهارچوب دست به نوآوری هایی محدود بزند که گمان نمی کنم هنرمندی مثل عثمان به چهارچوبی بسته اکتفا کند.

در سرزمین هایی که موسیقی هنوز شکل پریمیتیو خود را حفظ کرده، همیشه شاهد رو به زوال رفتن چنین استعدادهایی هستیم و برای گریز از این وضعیت، لازم است به اهداف، تعاریف و عنوان ها بیشتر بپردازیم.

خبرآن لاین

یک دیدگاه

  • علی
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۱ در ۷:۴۴ ب.ظ

    آیا در طراحی دوتار تنها به رپرتوار همان ساز اکتفا شده یا رپرتوار دوتار ناشی از طراحی همان ساز است؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

وقتی همه خوابیم (I)

وقتی همه خوابیم (I)

“وجود مقتدر ارکستر سمفونیک ها در جای جای دنیا، نشانگر زنده بودن نوعی از فرهنگ و تمدن تاریخمند و پیشرفته در آن منطقه است.” شاید این ادعا به زعم عده ای غرب گرایانه و حتی تحقیر آمیز به نظر برسد ولی بدون هیچ تردیدی باید به این مهم توجه داشت که “ارکستر سمفونیک یک پدیده جهانی است نه صرفا غربی، چرا که در نگاهی ابتدایی میتوانیم ریشه بسیاری از سازهای آنرا از مناطقی غیر از غرب جستجو کنیم و با دیدی ژرفتر، رپرتوار اجرایی آن را از سراسر جهان بیابیم.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (II)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (II)

در آن زمان ممکن بود یک موزیسین تحصیل کرده هنرستانی در تهران، مقامهای لری و لکی را بشناسد ولی نام دستگاه های موسیقی کلاسیک ایران – که مردم عامی هم با آن آشنا بودند – را نداند. این پژوهشگران در واقع دو هدف اصلی را در پژوهشهای خود دنبال می کردند: ۱- یافتن سرچشمه های موسیقی ملی و ثبت و ضبط آنها ۲- استفاده از موسیقی محلی در آثار موسیقایی جدید بااستفاده از ابزارهای غربی (که این ابزار را سرآمد توفیق هنری بشر در زمینۀ موسیقی می دانستند.)
موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

اجرای موسیقی، جز حتی در سالهای سرکوبی شدید، در آفریقای جنوبی نیز ادامه داشت و گروه هایی مانند پیشگامان جز آفریقای جنوبی (African Jazz Pioneers) و خوانندگانی مانند ابیگیل کوبکا (Abigail Kubheka) و تاندی کلاسن (Thandi Klaasen) بودند که سنت جز ماباکانگا را زنده نگه داشتند که خود باعث حفظ جان بخشین به محله سوفیا تاون شد. موزیسین های جز کیپ مانند بیزیل کوئتزی و رابی جنسن و هتپ ادریس گلتا (Hotep Idris Galeta) به گسترش سبک واگیردار کیپ ادامه دادند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (X)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (X)

اولین جنگ جهانی، الگار را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. به غیر از چند اثر میهن پرستانه و آثاری همچون “نور روشن ستارگان” (The Starlight Express op. 78)، که برای یک نمایش کودکانه نوشته شده بود، “روح انگلستان” (Spirit of England op. 80) که بر اساس اشعار “لارنس بینیون” نوشته شده و اکنون به عنوان یکی از شاهکارهای الگار در نظر گرفته می شود و به غیر از باله “طرفدار سرخ روی” در ۱۹۱۷ هیچ اثر مهمتری از او به اجرا در نیآمد.
گفتگو با علی صمدپور (I)

گفتگو با علی صمدپور (I)

از دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۷۰ نسلی از موسیقیدانان در حوزه‌ی موسیقی ایرانی ظهور کردند که بطور مشخص در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ریشه داشتند و بعد از انقلاب نیز با حذف‌شدن رقبا عرصه برای آن نسل خالی شد. انتظار می‌رفت در دهه‌های بعد شاگردان آنها نسل دیگری باشند که تولید موسیقی در آن نوع را در دست بگیرند اما این اتفاق رخ نداد و جالب اینکه در نسل بعدی یعنی شاگردان شاگردانشان بود که این امر به هر شکل محقق شد.
رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (I)

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (I)

توجه به سنت و آنچه که حافظه‌ی جمعی یک گروه آن را آشنا می‌پندارد ارزشش نه فقط در حفظ میراث گذشته، بلکه در انسجام جمعی و همگام با آینده‌ْ زیستن است. سنت نه چیزی محاط در گذشته، بلکه همه‌ی زیست ما از گذشته تا آینده را در بر دارد و گریزی از آن نیست. حذف‌ها و تغییرات در فرهنگ جمعی در طول تاریخ نشانگر بالندگی است و همین فرهنگ‌مداری است که قوام‌بخش معنای حیات جمعی است. بی‌شک یکی از خصوصیات زیستی مهم در روزگار ما، چندگانگی فرهنگی است که بهتر است به‌جای انکار یا نادیده‌گرفتن آن، به شیوه‌های مواجهه و همزیستی با آن بیندیشیم.
برنامه های موسیقی خرداد ماه فرهنگسرای ارسباران

برنامه های موسیقی خرداد ماه فرهنگسرای ارسباران

فرهنگسرای ارسباران در خرداد ماه امسال با مدیریت موسیقی شهرام صارمی، برنامه های متنوعی را در حوزه موسیقی برگزار می کند که اولین آن «بررسی آثار محمد سعید شریفیان» بود و دومین برنامه «ضرب اصول، نقد فعالیت خانه موسیقی» بود که البته برنامه دوم به دستور مدیریت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران به اجرا نرسید. برنامه های سوم و چهارم فرهنگسرای ارسباران را در ادامه می خوانید:
گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

لو و هرایی که دو نوع مقام آوازی با متر آزاد در موسیقی شمال خراسان‌اند، با فرهنگ اقوام کُرد آن منطقه نسبت معین دارند و یکی از اجزاء مهم فرهنگی آنان بشمار می‌آیند. این دو مقام آوازی تاکنون مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته‌ است. اینجانب از آنجایی که همواره مشتاق فراگیری تکنیک‌های آوازی در موسیقی ایرانی بودم، تصمیم گرفتم بر روی موسیقی آوازی شمال خراسان پژوهش کنم.
موزاک، کسل کننده یا آرام بخش؟

موزاک، کسل کننده یا آرام بخش؟

دانیل بارنبویم یک بار دیگر انتقاد علیه موزاک را شروع کرده است! موسیقى ملایمى که اکنون به بخش جدایى ناپذیر زندگى روزانه بسیارى از مردم تبدیل شده است. رهبر ۶۳ ساله ارکستر سمفونیک شیکاگو امسال در مجموعه برنامه تلویزیونى BBC REITH که ۵۹ سال است از آغازش مى گذرد، سخنرانى مى کند.